وحی: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۷ اوت ۲۰۱۹
خط ۵۷: خط ۵۷:
#'''وحی در تحقیقات متأخران و معاصران:''' در سده‌های اخیر فراز و نشیب‌های زیادی در کند و کاو پدیده وحی از سوی [[دانشمندان]] [[علوم تجربی]] و نیز الهیات‌دانان مشاهده می‌شود. انتشار [[فرهنگ]] مادیگری در [[غرب]] و [[تعارض]] ظاهری بین قضایای [[علمی]] ‌با برخی متون [[مقدس]] [[یهودی]] ـ [[مسیحی]] سبب شده است تا در سده هفدهم میلادی برخی از [[فیلسوفان]] غربی به [[انکار]] [[روح]] مجرد و عالم ماورای [[طبیعت]] پرداخته و در نتیجه وحی را از جمله [[خرافات]] به شمار آورند. آنها به این نتیجه رسیدند که آنچه به عنوان [[کلام]] [[خدا]] از زبان [[پیامبران]] [[نقل]] شده است، یا باید دروغ‌هایی بر ساخته خود آنها باشد‌‌‌، و یا باید پذیرفت که این افراد همچون بیمارانِ دچار تخیلات‌شده، چیزهای غیر واقعی را در پیش خود مجسم دیده و آنها را فرشتگانی پنداشته‌اند که از قول [[خدا]] با آنان سخن می‌گویند. این [[تفکر]] تا اوایل قرن نوزدهم در [[غرب]] به عنوان [[تفکر]] غالب در مورد وحی به شمار می‌رفت<ref>ر. ک: دایرة المعارف القرن العشرین، فرید وجدی، بیروت، دارالفکر، بی تا، ج ۱۰، ص ۷۱۳ ـ ۷۱۲.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۶.</ref>.
#'''وحی در تحقیقات متأخران و معاصران:''' در سده‌های اخیر فراز و نشیب‌های زیادی در کند و کاو پدیده وحی از سوی [[دانشمندان]] [[علوم تجربی]] و نیز الهیات‌دانان مشاهده می‌شود. انتشار [[فرهنگ]] مادیگری در [[غرب]] و [[تعارض]] ظاهری بین قضایای [[علمی]] ‌با برخی متون [[مقدس]] [[یهودی]] ـ [[مسیحی]] سبب شده است تا در سده هفدهم میلادی برخی از [[فیلسوفان]] غربی به [[انکار]] [[روح]] مجرد و عالم ماورای [[طبیعت]] پرداخته و در نتیجه وحی را از جمله [[خرافات]] به شمار آورند. آنها به این نتیجه رسیدند که آنچه به عنوان [[کلام]] [[خدا]] از زبان [[پیامبران]] [[نقل]] شده است، یا باید دروغ‌هایی بر ساخته خود آنها باشد‌‌‌، و یا باید پذیرفت که این افراد همچون بیمارانِ دچار تخیلات‌شده، چیزهای غیر واقعی را در پیش خود مجسم دیده و آنها را فرشتگانی پنداشته‌اند که از قول [[خدا]] با آنان سخن می‌گویند. این [[تفکر]] تا اوایل قرن نوزدهم در [[غرب]] به عنوان [[تفکر]] غالب در مورد وحی به شمار می‌رفت<ref>ر. ک: دایرة المعارف القرن العشرین، فرید وجدی، بیروت، دارالفکر، بی تا، ج ۱۰، ص ۷۱۳ ـ ۷۱۲.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۶.</ref>.
*در قرن نوزدهم تحقیقات [[دانشمندان]] بر روی موضوع [[روح]] و آزمایش‌هایی که آنها روی افراد در حالت [[خواب]] مصنوعی انجام دادند، نشان داد که [[انسان]] دارای شخصیتی ورای شخصیت عادی و مادی است. این شخصیت [[باطنی]] [[قادر]] است در حالت [[خواب]] (طبیعی یا مصنوعی) به عوالم دیگر رفته و با سیر در آنها مناظری را مشاهده کند و از اخباری مطلع گردد که در حال [[بیداری]] نمی‌تواند آنها را ببیند یا از آنها مطلع شود. این گروه از [[دانشمندان]] به این نتیجه رسیدند که [[اخبار غیبی]] و دیگر آموزه‌های [[پیامبران]]، الهاماتی است که شخصیت باطنی‌شان به آنها [[القاء]] کرده است و حتی گاهی این شخصیت [[باطنی]] در پیش چشم ظاهری آنها مجسم شده و به صورت فرشته‌ای ظاهر می‌شده است<ref>ر. ک: دایرة المعارف القرن العشرین، فرید وجدی، بیروت، دارالفکر، بی تا، ج ۱۰، ص ۷۱۳ ـ ۷۱۴.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۶.</ref>.
*در قرن نوزدهم تحقیقات [[دانشمندان]] بر روی موضوع [[روح]] و آزمایش‌هایی که آنها روی افراد در حالت [[خواب]] مصنوعی انجام دادند، نشان داد که [[انسان]] دارای شخصیتی ورای شخصیت عادی و مادی است. این شخصیت [[باطنی]] [[قادر]] است در حالت [[خواب]] (طبیعی یا مصنوعی) به عوالم دیگر رفته و با سیر در آنها مناظری را مشاهده کند و از اخباری مطلع گردد که در حال [[بیداری]] نمی‌تواند آنها را ببیند یا از آنها مطلع شود. این گروه از [[دانشمندان]] به این نتیجه رسیدند که [[اخبار غیبی]] و دیگر آموزه‌های [[پیامبران]]، الهاماتی است که شخصیت باطنی‌شان به آنها [[القاء]] کرده است و حتی گاهی این شخصیت [[باطنی]] در پیش چشم ظاهری آنها مجسم شده و به صورت فرشته‌ای ظاهر می‌شده است<ref>ر. ک: دایرة المعارف القرن العشرین، فرید وجدی، بیروت، دارالفکر، بی تا، ج ۱۰، ص ۷۱۳ ـ ۷۱۴.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۶.</ref>.
*این تحول در نگرش [[غرب]] نسبت به وحی، نگرش [[دانشمندان]] [[مسیحی]] را در مورد [[قرآن کریم]] و کیفیت وحی آن بر [[پیامبر اسلام]] نیز تغییر داد. با توجه به مجموعه مسائلی که در [[قرآن]] و [[دین اسلام]] و [[تاریخ اسلام]] وجود دارد، بسیاری از آنان [[اذعان]] داشتند که ممکن نیست [[حضرت محمد]] (صلی [[الله]] علیه وآله) [[دروغ]] گفته باشد. لذا آنها نتیجه گرفتند که وحی محمّدی نیز الهامی ‌است از [[شعور]] [[باطنی]] و [[نفس]] نهانی [[پیامبر]] بر [[قوه]] متخیله او، به طوری که این [[اعتقادات]] بر پیش چشم او نیز مجسم می‌شده است و فرشته‌ای را می‌دیده که با او سخن می‌گوید<ref>برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان، ویلیام وات مونتگمری، ترجمۀ محمد حسین آریا، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳ ش. ص ۴۷.</ref>. از این بالاتر، عده‌ای از [[دانشمندان]] [[مسیحی]] در سال‌های اخیر پذیرفته‌اند که [[پیامبر اسلام]] از مبدأ [[روحانی]] خارج از [[نفس]] خود وحی را دریافت می‌کرده است<ref>الوحی المحمدی، محمد رشید رضا، قاهره، الزهراء للاعلام العربی، ۱۹۸۸ م، ص ۳۹.</ref>. [[ویلیام وات مونتگمری]] یکی از خاور‌شناسان در این‌باره می‌نویسد: "در تمام نوشته‌هایم در باره [[محمد]]، تقریباً از [[چهل]] سال پیش تا کنون همواره این نظر را ابراز کرده‌ام که [[محمد]] در این گفته که [[قرآن]] تصنیف او نبوده بلکه از بالا به او وحی شده، [[صداقت]] داشته است. از سال ۱۹۵۳ تا‌ کنون مدافع این نظر هستم که [[قرآن]] فعل [[الهی]] است که از طریق شخصیت [[محمد]] عرضه شده است<ref>ویلیام وات مونتگمری، برخورد آراء مسلمانان و مسیحیان، ص ۴۶.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۷.</ref>.
*این تحول در نگرش [[غرب]] نسبت به وحی، نگرش [[دانشمندان]] [[مسیحی]] را در مورد [[قرآن کریم]] و کیفیت وحی آن بر [[پیامبر اسلام]] نیز تغییر داد. با توجه به مجموعه مسائلی که در [[قرآن]] و [[دین اسلام]] و [[تاریخ اسلام]] وجود دارد، بسیاری از آنان [[اذعان]] داشتند که ممکن نیست [[حضرت محمد]] {{صل}} [[دروغ]] گفته باشد. لذا آنها نتیجه گرفتند که وحی محمّدی نیز الهامی ‌است از [[شعور]] [[باطنی]] و [[نفس]] نهانی [[پیامبر]] بر [[قوه]] متخیله او، به طوری که این [[اعتقادات]] بر پیش چشم او نیز مجسم می‌شده است و فرشته‌ای را می‌دیده که با او سخن می‌گوید<ref>برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان، ویلیام وات مونتگمری، ترجمۀ محمد حسین آریا، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳ ش. ص ۴۷.</ref>. از این بالاتر، عده‌ای از [[دانشمندان]] [[مسیحی]] در سال‌های اخیر پذیرفته‌اند که [[پیامبر اسلام]] از مبدأ [[روحانی]] خارج از [[نفس]] خود وحی را دریافت می‌کرده است<ref>الوحی المحمدی، محمد رشید رضا، قاهره، الزهراء للاعلام العربی، ۱۹۸۸ م، ص ۳۹.</ref>. [[ویلیام وات مونتگمری]] یکی از خاور‌شناسان در این‌باره می‌نویسد: "در تمام نوشته‌هایم در باره [[محمد]]، تقریباً از [[چهل]] سال پیش تا کنون همواره این نظر را ابراز کرده‌ام که [[محمد]] در این گفته که [[قرآن]] تصنیف او نبوده بلکه از بالا به او وحی شده، [[صداقت]] داشته است. از سال ۱۹۵۳ تا‌ کنون مدافع این نظر هستم که [[قرآن]] فعل [[الهی]] است که از طریق شخصیت [[محمد]] عرضه شده است<ref>ویلیام وات مونتگمری، برخورد آراء مسلمانان و مسیحیان، ص ۴۶.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۷.</ref>.
*در نظر [[دانشمندان]] [[مسلمان]] نیز نگرش‌های جدیدی به وحی مشاهده می‌شود. در این میان می‌توان از [[اقبال]] لاهوری به عنوان یکی از نوپردازان نام برد که در کتاب احیای [[تفکر]] [[دینی]] تحلیلی جدید از وحی عرضه کرده است. وی بر انکارناپذیری وحی به عنوان یک [[تجربه دینی]] در کنار دیگر تجربه‌های [[عقلی]] و حسی [[بشر]] تأکید ورزیده و می‌گوید:
*در نظر [[دانشمندان]] [[مسلمان]] نیز نگرش‌های جدیدی به وحی مشاهده می‌شود. در این میان می‌توان از [[اقبال]] لاهوری به عنوان یکی از نوپردازان نام برد که در کتاب احیای [[تفکر]] [[دینی]] تحلیلی جدید از وحی عرضه کرده است. وی بر انکارناپذیری وحی به عنوان یک [[تجربه دینی]] در کنار دیگر تجربه‌های [[عقلی]] و حسی [[بشر]] تأکید ورزیده و می‌گوید: [[ادبیات]] وحیی و [[باطنی]] نوع [[بشر]]، خود [[گواهی]] بر این امر است که [[تجربه دینی]] به قدری در [[تاریخ]] [[بشریت]] درنگ داشته و مستولی بوده است که نمی‌توان آن را [[وهم]] و [[خیال]] محض پنداشت و به دور انداخت. هیچ دلیلی نداریم که با توجه به آن، یک جنبه [[آزمایش]] بشری را به عنوان واقعیت بپذیریم و جنبه‌های دیگر آن را به عنوان اینکه [[باطنی]] و [[عاطفی]] است طرد کنیم. واقعیت‌های [[تجربه دینی]] واقعیت‌هایی همچون واقعیت‌های دیگر بشری هستند، و قابلیت هر واقعیت برای اینکه در نتیجه [[تفسیر]] و تعبیر از آن [[کسب معرفت]] شود، همان اندازه است که قابلیت واقعیت‌های دیگر و نیز با تحقیق و وارسی انتقادی این [[ناحیه]] از تجربه بشری هیچ بی احترامی نسبت به آن نمی‌شود<ref>احیای تفکر دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بی تا. ص ۲۱.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۸.</ref>.
[[ادبیات]] وحیی و [[باطنی]] نوع [[بشر]]، خود [[گواهی]] بر این امر است که [[تجربه دینی]] به قدری در [[تاریخ]] [[بشریت]] درنگ داشته و مستولی بوده است که نمی‌توان آن را [[وهم]] و [[خیال]] محض پنداشت و به دور انداخت. هیچ دلیلی نداریم که با توجه به آن، یک جنبه [[آزمایش]] بشری را به عنوان واقعیت بپذیریم و جنبه‌های دیگر آن را به عنوان اینکه [[باطنی]] و [[عاطفی]] است طرد کنیم. واقعیت‌های [[تجربه دینی]] واقعیت‌هایی همچون واقعیت‌های دیگر بشری هستند، و قابلیت هر واقعیت برای اینکه در نتیجه [[تفسیر]] و تعبیر از آن [[کسب معرفت]] شود، همان اندازه است که قابلیت واقعیت‌های دیگر و نیز با تحقیق و وارسی انتقادی این [[ناحیه]] از تجربه بشری هیچ بی احترامی نسبت به آن نمی‌شود<ref>احیای تفکر دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بی تا. ص ۲۱.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۸.</ref>.
*بنا بر این از لحاظ دست یافتن به [[معرفت]]، میدان تجربه [[باطنی]] همان اندازه واقعی است که میدان‌های دیگر تجربه بشری واقعیت دارد، و تنها به این عذر که آن را نمی‌توان به [[ادراک]] و [[حس]] باز‌گرداند، نباید از آن غافل و [[جاهل]] بمانیم<ref>احیای تفکر دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بی تا. ص ۲۹.</ref>.
*بنا بر این از لحاظ دست یافتن به [[معرفت]]، میدان تجربه [[باطنی]] همان اندازه واقعی است که میدان‌های دیگر تجربه بشری واقعیت دارد، و تنها به این عذر که آن را نمی‌توان به [[ادراک]] و [[حس]] باز‌گرداند، نباید از آن غافل و [[جاهل]] بمانیم<ref>احیای تفکر دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بی تا. ص ۲۹.</ref>.
*نگرش به وحی از زاویه یک [[تجربه دینی]]، البته با تعریفی متفاوت از آنچه [[اقبال]] لاهوری آورده است، امروزه در مباحث [[کلام]] جدید مورد توجه دین‌پژوهان است و ما در درس بعدی به آن خواهیم پرداخت<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۸.</ref>.
*نگرش به وحی از زاویه یک [[تجربه دینی]]، البته با تعریفی متفاوت از آنچه [[اقبال]] لاهوری آورده است، امروزه در مباحث [[کلام]] جدید مورد توجه دین‌پژوهان است و ما در درس بعدی به آن خواهیم پرداخت<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۸.</ref>.
۱۱۵٬۳۰۶

ویرایش