سید حسنی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - 'یأتی: ص' به 'سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
{{مهدویت}}
{{مهدویت}}


یکی از [[علایم ظهور]] [[امام مهدی]] {{ع}}، [[خروج سید حسنی]] با یارانش برای [[یاری]] ایشان از سرزمین [[دیلم]] "از بلاد [[گیلان]]"است. [[حسنی]] سیدی خوش [[سیما]] و خوش منظر و اصالتاً او را ایرانی معرفی کرده‌اند و از [[شیعیان]] [[خالص]] [[اهل بیت]] است، مردی [[شجاع]]، عالم و وارسته معرفی شده است.<ref>ر.ک. [[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی]]، ج۷، ص۴۳۹، ۴۴۱؛ [[علی رضا رجالی تهرانی|رجالی تهرانی، علی رضا]]، [[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص ۱۸۹؛ [[سید جعفر موسوی‌نسب|موسوی‌نسب، سید جعفر]]، [[دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ج۲، ص۵۶؛ [[علی رضا رمضانیان|رمضانیان، علی رضا]]، [[شرایط و علائم حتمی ظهور (کتاب)|شرایط و علائم حتمی ظهور]]، ص ۶۹ ـ ۷۴؛ [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه فرهنگ‌نامه (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۲۰7 ـ ۲۰۸؛ [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۱۶؛ پژوهشگران وبگاه اسلام کوئیست</ref> وی، [[انسان]] حق‌مداری است كه وقتی [[حقیقت]] برایش مشخص می‌شود، آنرا به راحتی می‌پذیرد. و نیز از اولاد [[امام حسن مجتبی]]‌{{ع}} است.<ref>ر.ک. [[نجم‌الدین طبسی|طبسی، نجم‌الدین]]، [[نگرشی در روایات سید حسنی (مقاله)|نگرشی در روایات سید حسنی]]، [[انتظار موعود (مجله)|انتظار موعود]]، شماره۳۱، زمستان ۱۳۸۸، ص؟؟؟</ref>
==مقدمه==
یکی از نشانه‌های غیرحتمی [[ظهور]]، [[خروج]] و [[قیام]] سیدی خوش [[سیما]] و خوش منظر، عالم و [[وارسته]] و [[شجاع]] که ظاهراً از [[اولاد]] [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} است، می‌باشد؛ لذا به سید حسنی یاد می‌شود. ایشان به همراه سپاهی بزرگ از [[دیلم]] ([[گیلان]]) به سمت [[کوفه]] حرکت می‌کند. بعد از استقرار در [[کوفه]]، خبر [[ظهور]] [[حضرت]] را می‌شنود و با سپاهش به سمت ایشان حرکت می‌کند و در هنگام [[ملاقات]] با ایشان بعد از درخواست نشانه‌ای از [[امامت]] از [[حضرت مهدی]]{{ع}} خود و سپاهش در [[خدمت]] [[حضرت]] قرار می‌گیرند.
==سید حسنی کیست==
*یکی از [[علایم ظهور]] [[امام مهدی]] {{ع}}، [[خروج سید حسنی]] با یارانش برای [[یاری]] ایشان از سرزمین [[دیلم]] "از بلاد [[گیلان]]"است. [[حسنی]] سیدی خوش [[سیما]] و خوش منظر و اصالتاً او را ایرانی معرفی کرده‌اند و از [[شیعیان]] [[خالص]] [[اهل بیت]] است، مردی [[شجاع]]، عالم و وارسته معرفی شده است.<ref>ر.ک. [[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی]]، ج۷، ص۴۳۹، ۴۴۱؛ [[علی رضا رجالی تهرانی|رجالی تهرانی، علی رضا]]، [[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص ۱۸۹؛ [[سید جعفر موسوی‌نسب|موسوی‌نسب، سید جعفر]]، [[دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ج۲، ص۵۶؛ [[علی رضا رمضانیان|رمضانیان، علی رضا]]، [[شرایط و علائم حتمی ظهور (کتاب)|شرایط و علائم حتمی ظهور]]، ص ۶۹ ـ ۷۴؛ [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۲۰۷ ـ ۲۰۸؛ [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۱۶؛ پژوهشگران وبگاه اسلام کوئیست؛ [[ابوالحسن بختیاری|بختیاری، ابوالحسن]]، [[تحلیل تاریخی روایات علائم ظهور (مقاله)|تحلیل تاریخی روایات علائم ظهور]]، ص ۱۴۳؛ [[حبیب‌الله طاهری|طاهری؛حبیب‌الله]]، [[سیمای آفتاب (کتاب)|سیمای آفتاب]]، ص ۲۷۸.</ref> وی، [[انسان]] حق‌مداری است كه وقتی [[حقیقت]] برایش مشخص می‌شود، آنرا به راحتی می‌پذیرد. و نیز از اولاد [[امام حسن مجتبی]]‌{{ع}} است.<ref>ر.ک. [[نجم‌الدین طبسی|طبسی، نجم‌الدین]]، [[نگرشی در روایات سید حسنی (مقاله)|نگرشی در روایات سید حسنی]]، [[انتظار موعود (مجله)|انتظار موعود]]، شماره۳۱، زمستان ۱۳۸۸، ص؟؟؟؛ [[عباس رحیمی|رحیمی، عباس]]، [[امید فردا (کتاب)|امید فردا]]، ص ۴۳.</ref>


==سید حسنی کیست؟==
==سه تن که به عنوان [[حسنی]] معروف شده‌اند==
*در [[روایات]] چند نفر را سید حسنی یاد کرده‌اند:  
*در [[روایات]] از چند نفر به عنوان سید حسنی یاد شده است:  
#اولین شخصی که نزدیک [[ظهور]] در [[مکه]] [[قیام]] می‌کند و به دست [[اهل مکه]] به [[شهادت]] می‌رسد و سرش را برای شامی [[سفیانی]] می‌فرستند. این شخص، همان [[نفس زکیه]]، یکی از [[نشانه‌های حتمی ظهور]] است.<ref> ر.ک. [[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی]]، ج۷، ص۴۳۹، ۴۴۱؛ پژوهشگران مؤسسه آینده روشن، [[مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها (کتاب)|مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها]]، ص ۱۸۵؛ آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳</ref>
#شخصی که نزدیک [[ظهور]] در [[مکه]] [[قیام]] می‌کند و به دست [[اهل مکه]] به [[شهادت]] می‌رسد و سرش را برای شامی [[سفیانی]] می‌فرستند. این شخص، همان [[نفس زکیه]]، یکی از [[نشانه‌های حتمی ظهور]] است.<ref> ر.ک. [[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی]]، ج۷، ص۴۳۹، ۴۴۱؛ پژوهشگران مؤسسه آینده روشن، [[مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها (کتاب)|مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها]]، ص ۱۸۵؛ آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳</ref>
#دومی‌ شخصی است که با [[سپاه سفیانی]] [[اموی]] در [[شام]] درگیر می‌شود و سرانجام [[شکست]] می‌خورد.<ref>ر.ک. پژوهشگران مؤسسه آینده روشن، [[مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها (کتاب)|مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها]]، ص ۱۸۵؛ آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳</ref>
#شخصی که با [[سپاه سفیانی]] و [[اموی]] در [[شام]] درگیر می‌شود و سرانجام [[شکست]] می‌خورد.<ref>ر.ک. پژوهشگران مؤسسه آینده روشن، [[مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها (کتاب)|مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها]]، ص ۱۸۵؛ آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳</ref>
#سومی شخصی که به احتمال بسیار زیاد همان سید حسنی است که از [[نشانه‌های ظهور]] معرفی شده، کسی است که از طرف [[دیلم]] [[خروج]] می‌کند، [[ستمگران]] را می‌کشد و وارد [[کوفه]] می‌شود. وقتی خبر [[ظهور]] و [[قیام]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} به او می‌رسد، نزد ایشان می‌آید و پس از درخواست نشانه و [[کرامت]] ایشان او و بسیاری از سپاهیانش با [[حضرت]]{{ع}} [[بیعت]] می‌کنند و به خیل عظیم [[سپاهیان]] آن ایشان می‌پیوندند.<ref>ر.ک. پژوهشگران مؤسسه آینده روشن، [[مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها (کتاب)|مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها]]، ص ۱۸۵؛ آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳</ref>
#شخصی که به احتمال بسیار زیاد همان سید حسنی است و از [[نشانه‌های ظهور]] معرفی شده، کسی است که از طرف [[دیلم]] [[خروج]] می‌کند، [[ستمگران]] را می‌کشد و وارد [[کوفه]] می‌شود. وقتی خبر [[ظهور]] و [[قیام]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} به او می‌رسد، نزد ایشان می‌آید و پس از درخواست نشانه و [[کرامت]] ایشان او و بسیاری از سپاهیانش با [[حضرت]]{{ع}} [[بیعت]] می‌کنند و به خیل عظیم [[سپاهیان]] آن ایشان می‌پیوندند.<ref>ر.ک. پژوهشگران مؤسسه آینده روشن، [[مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها (کتاب)|مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها]]، ص ۱۸۵؛ آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳</ref>


==مکان [[خروج]] و استقرار، زمان و مکان [[ملاقات]] و [[صداقت]] حسنی==
==مکان [[خروج]] و استقرار، زمان و مکان [[ملاقات]] و [[صداقت]] حسنی==
*سید حسنی ابتدا ادعای [[مهدویت]] داشته اما پس از [[ملاقات]] [[حسنی]] با [[امام زمان]] {{ع}}، [[حسنی]] به [[امام]] عرض می‌کند: اگر تو [[مهدی]]{{ع}} هستی عصایت کجاست؟ ایشان آنرا به او می‌دهد، سپس [[حسنی]] عصا را برداشته و در سنگ فرو می‌برد، بلافاصله عصا سبز شده و برگ در می‌آورد، لذا دست خود را دراز کرده و با ایشان [[بیعت]] می‌کند. البته می‌توان این مسأله را چنین توجیه كرد كه او [[ادعای مهدویت]] نداشته و فقط قصد داشته [[حقیقت]] را برای یارانش روشن كند.<ref>ر.ک. آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳ [[علی رضا رجالی تهرانی|رجالی تهرانی، علی رضا]]، [[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص ۱۸۹؛ [[نجم‌الدین طبسی|طبسی، نجم‌الدین]]، [[نگرشی در روایات سید حسنی (مقاله)|نگرشی در روایات سید حسنی]]، [[انتظار موعود (مجله)|انتظار موعود]]، شماره۳۱، زمستان ۱۳۸۸، ص؟؟؟</ref> همچنین [[خروج حسنی]] همزمان یا [[بعد از ظهور]] [[حضرت]] خواهد بود زیرا پس از ورود [[امام مهدی]] {{ع}} به [[کوفه]]، [[حسنی]] با خبر شده؛ یارانش به او می‌گویند: این [[رسول الله]] کیست که به منطقه ما وارد شده است؟ [[حسنی]] می‌گوید بیرون شویم و ببینیم او کیست. می‌داند که او [[مهدی]]{{ع}} است و او را می‌شناسد و غرضی جز اینکه ایشان را به [[اصحاب]] خود بشناساند ندارد.<ref>ر.ک.  آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳</ref>
*سید حسنی ابتدا ادعای [[مهدویت]] داشته اما پس از [[ملاقات]] [[حسنی]] با [[امام زمان]] {{ع}}، [[حسنی]] به [[امام]] عرض می‌کند: اگر تو [[مهدی]]{{ع}} هستی عصایت کجاست؟ ایشان آنرا به او می‌دهد، سپس [[حسنی]] عصا را برداشته و در سنگ فرو می‌برد، بلافاصله عصا سبز شده و برگ در می‌آورد، لذا دست خود را دراز کرده و با ایشان [[بیعت]] می‌کند. البته می‌توان این مسأله را چنین توجیه كرد كه او [[ادعای مهدویت]] نداشته و فقط قصد داشته [[حقیقت]] را برای یارانش روشن كند.<ref>ر.ک. آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳ [[علی رضا رجالی تهرانی|رجالی تهرانی، علی رضا]]، [[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص ۱۸۹؛ [[نجم‌الدین طبسی|طبسی، نجم‌الدین]]، [[نگرشی در روایات سید حسنی (مقاله)|نگرشی در روایات سید حسنی]]، [[انتظار موعود (مجله)|انتظار موعود]]، شماره۳۱، زمستان ۱۳۸۸، ص؟؟؟</ref> همچنین [[خروج حسنی]] همزمان یا [[بعد از ظهور]] [[حضرت]] خواهد بود زیرا پس از ورود [[امام مهدی]] {{ع}} به [[کوفه]]، [[حسنی]] با خبر شده؛ یارانش به او می‌گویند: این [[رسول الله]] کیست که به منطقه ما وارد شده است؟ [[حسنی]] می‌گوید بیرون شویم و ببینیم او کیست. می‌داند که او [[مهدی]]{{ع}} است و او را می‌شناسد و غرضی جز اینکه ایشان را به [[اصحاب]] خود بشناساند ندارد.<ref>ر.ک.  آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳؛ [[حبیب‌الله طاهری|طاهری؛حبیب‌الله]]، [[سیمای آفتاب (کتاب)|سیمای آفتاب]]، ص ۲۷۸.</ref>
==روایات درباره سید حسنی==
*برخی [[روایات]] دربارۀ شخصیت سید حسنی وارد شده است مانند: [[امام علی]] {{ع}} فرمودند:<ref>[[علامه مجلسی|مجلسی، محمد باقر]]، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۱۵ و ج ۵۳، ص ۱۵: «تسير الجيوش حتّى تصير بوادي القرى في هدوء و رفق، و يلحقه هناك ابن عمّه الحسنيّ، في اثني عشر ألف فارس‏ فيقول: يا ابن عمّ، أنا أحقّ بهذا الجيش منك، أنا ابن الحسن، و أنا المهديّ. فيقول المهدي بل أنا المهدي. فيقول الحسنيّ: هل لك من آية فنبايعك؟ فيومي‏ء المهديّ إلى الطّير، فتسقط على يده، و يغرس قضيبا في بقعة من الأرض، فيخضرّ و يورق فيقول له الحسنيّ: يا ابن عمّ هي لك. و يسلّم إليه جيشه، و يكون على مقدّمته، و اسمه على اسمه»</ref> «آنگاه که [[سپاه]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} به حرکت در می‌آید و در مسیر خود در کمال [[آرامش]] و [[مهربانی]] به وادی القری می‌رسند (دره‌ای است بین [[مدینه]] و [[شام]] از توابع [[مدینه]])، سید حسنی، پسر عموی آن [[حضرت]] به همراه [[دوازده]] هزار جنگجو به وی می‌پیوندند. سید حسنی به ایشان می‌گوید: ولی من مهدی‌ام، سید حسنی می‌پرسد: آیا نشانه‌ای داری تا ما با تو [[بیعت]] کنیم؟ [[حضرت]] به پرنده در حال پرواز اشاره می‌کند، در دست وی افتد و چوبی خشک را در [[زمین]] فرو می‌برد و بی‌درنگ سبز می‌شود و شاخ و برگ بر می‌آورد. سید حسنی می‌گوید: عموزاده، [[امامت]]، از آن توست و همچنین لشگریانش را به وی [[تسلیم]] خواهد کرد، او که هم نام [[حضرت]] است پیشاپیش [[سپاه]] ایشان به حرکت در خواهد آمد.»<ref>ر.ک. [[علی رضا رمضانیان|رمضانیان، علی رضا]]، [[شرایط و علائم حتمی ظهور (کتاب)|شرایط و علائم حتمی ظهور]]، ص ۶۹ ـ ۷۴؛ [[علی رضا رجالی تهرانی|رجالی تهرانی، علی رضا]]، [[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص ۱۸۹؛ [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۲۰7 ـ ۲۰۸</ref> و ... .<ref>ر.ک. [[علی رضا رجالی تهرانی|رجالی تهرانی، علی رضا]]، [[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص ۱۸۹؛ [[علی رضا رمضانیان|رمضانیان، علی رضا]]، [[شرایط و علائم حتمی ظهور (کتاب)|شرایط و علائم حتمی ظهور]]، ص ۶۹ ـ ۷۴؛ [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۲۰۷ ـ ۲۰۸</ref>


==سید حسنی در فرهنگنامه آخرالزمان==
==روایات==
*سید حسنی یکی از کسانی است که پیش از [[قیام حضرت مهدی]]{{ع}} [[قیام]] می‌‌نماید و‌ در پایان به [[لشکر]] [[حضرت]] ملحق شده و به همراه [[یاران]] خود با [[حضرت]] [[بیعت]] می‌‌نماید. در [[حدیثی]] [[امام صادق]]{{ع}} به [[مفضل]] فرمود: سید حسنی [[جوانی]] است زیباروی، که از‌ سوی [[دیلم]] و [[گیلان]] [[قیام]] می‌‌نماید. او با بیانی رسا اعلام می‌‌کند: ای [[خاندان]] [[احمد]]! این‌ ستمدیده [[دل]] سوخته را [[یاری]] کنید... آنگاه گنج‌هایی از سرزمین [[طالقان]] به او پاسخ‌ مثبت می‌‌دهند، گنج‌هایی که از جنس طلا و نقره نیستند بلکه مردانی هستند چون‌ [[پاره‌های آهن]] که بر اسب‌هایی ابلق سوار می‌‌شوند و [[سلاح]] به دست گرفته و پیاپی‌ [[ستمکاران]] را به [[قتل]] می‌‌رسانند و به سوی [[کوفه]] پیش روی می‌‌کنند و بیشتر سرزمین‌هایی‌ را که [[تصرف]] می‌‌کنند خراب می‌‌سازند و در [[کوفه]] [[پناه]] می‌‌گیرند. در آن حال خبر ظهور‌ [[حضرت مهدی]]{{ع}} به او و [[یاران]] او می‌‌رسد. [[یاران]] [[حسنی]] از او می‌‌پرسند: ای پسر‌ [[پیغمبر]] این شخص که خبرش به ما رسیده کیست و به دنبال چیست؟ [[امام صادق]]{{ع}} در‌ این حال به [[مفضل]] فرمود: به [[خدا]] قسم [[حسنی]] می‌‌داند که او [[مهدی]]{{ع}} است و کاملاً او‌ را می‌‌شناسد، بلکه فقط به خاطر اینکه [[حضرت مهدی]]{{ع}} را به یارانش بشناساند (ابراز‌ [[جهل]] می‌‌کند). [[حسنی]] با [[یاران]] خود به سوی [[امام زمان]]{{ع}} می‌‌رود و از [[حضرت]] سؤال‌ می‌‌کند. اگر شما واقعاً [[مهدی]] [[آل محمد]]{{صل}} هستید، پس [[میراث]] [[پیامبر]] که عبارتند از‌ عصا، انگشتر، [[لباس]]، [[زره]] که نام آن [[فاضل]] است، [[عمامه]] که نام آن [[سحاب]] است، اسب که‌ نامش [[یربوع]] است، شتر که نامش [[غضباء]] است، قاطر که نام آن [[دلدل]] است، الاغ که نام‌ آن [[یعفور]] است، مرکب [[براق]] و [[قرآن]] [[امیرالمؤمنین]] را به ما نشان بدهید. سپس حضرت‌ همه آنها را به او نشان خواهد داد؛ و عصای [[رسول خدا]]{{صل}} را در سنگی سخت فرو‌ خواهد کرد و آن عصا سبز می‌‌شود و برگ می‌‌رویاند ـ و [[حسنی]] با این کار می‌‌خواهد‌ [[شایستگی]] ([[امامت]]) [[حضرت مهدی]]{{ع}} را به [[یاران]] خود نشان دهد تا با ایشان بیعت‌ کنند ـ آنگاه سید حسنی می‌‌گوید: [[الله اکبر]]! ای [[فرزند]] [[رسول خدا]] دست بگشای تا با تو‌ [[بیعت]] کنم، [[حضرت]] نیز دست مبارکش را می‌‌گشاید و [[حسنی]] با او [[بیعت]] می‌‌نماید و سایر‌ [[لشکریان]] او نیز با [[حضرت]] [[بیعت]] می‌‌نمایند، و از آن میان [[چهل]] هزار نفر [[زیدی]] مذهب‌ هستند که [[قرآن]] حمایل کرده و با [[حضرت]] [[بیعت]] نمی‌کنند و می‌‌گویند که این کار [[حضرت]] جادویی بزرگ است و در میان آنان و بقیه [[لشکر]] [[نزاع]] در می‌‌گیرد. حضرت‌ [[حجت]]{{ع}} رو به آن [[جماعت]] [[زیدی]] نموده و آنان را [[پند]] می‌‌دهد اما آن گروه بیشتر‌ سرکشی می‌‌کنند. سپس [[حضرت]] [[دستور]] می‌‌دهد که همه آنان را به [[قتل]] برسانند و‌ می‌‌فرماید: قرآنها را از گردنشان در نیاورید تا در [[روز قیامت]] [[حسرت]] آنان فزون‌تر باشد‌ زیرا [[قرآن]] را (از معنی [[حقیقی]] خود) تغییر دادند و [[تحریف]] کردند و بدان عمل ننمودند<ref>بحارالانوار: ج ۵۳، ص ۱۵ و سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۱۸۲.</ref>.  
*برخی [[روایات]] دربارۀ شخصیت سید حسنی وارد شده است مانند: [[امام علی]] {{ع}} فرمودند:<ref>[[علامه مجلسی|مجلسی، محمد باقر]]، بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۵ و الزام الناصب، ج ۲، ص ۱۶۸: {{متن حدیث|"تَسِيرُ الْجُيُوشِ حَتَّى تَصِيرَ بِوَادِي الْقُرَى فِي هدوء وَ رَفَقَ، وَ يُلْحِقُهُ هُنَاكَ ابْنَ عَمِّهِ الْحَسَنِيِّ، فِي اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفَ فَارِسٍ فَيَقُولُ: يَا ابْنَ عَمُّ، أَنَا أَحَقُّ بِهَذَا الْجَيْشِ مِنْكَ، أَنَا ابْنُ الْحَسَنِ، وَ أَنَّا الْمَهْدِيِّ. فَيَقُولُ الْمَهْدِيِّ بَلْ أَنَا الْمَهْدِيِّ. فَيَقُولُ الْحَسَنِيِّ: هَلْ لَكَ مِنْ آيَةٍ فنبايعك؟ فيومي‏ء الْمَهْدِيِّ إِلَى الطَّيْرِ، فَتَسْقُطُ عَلَى يَدِهِ، وَ يُغْرَسُ قَضِيباً فِي بُقْعَةٍ مِنَ الْأَرْضِ، فيخضرّ وَ يُورِقُ فَيَقُولُ لَهُ الْحَسَنِيِّ: يَا ابْنَ عَمِّ هِيَ لَكَ. وَ يُسَلَّمُ إِلَيْهِ جَيْشُهُ، وَ يَكُونُ عَلَى مُقَدِّمَتِهِ، وَ اسْمِهِ عَلَى اسْمُهُ"}}</ref> «آنگاه که [[سپاه]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} به حرکت در می‌آید و در مسیر خود در کمال [[آرامش]] و [[مهربانی]] به وادی القری می‌رسند (دره‌ای است بین [[مدینه]] و [[شام]] از توابع [[مدینه]])، سید حسنی، پسر عموی آن [[حضرت]] به همراه [[دوازده]] هزار جنگجو به وی می‌پیوندند. سید حسنی به ایشان می‌گوید: [[پسر عمو]] من برای [[فرماندهی]] این [[سپاه]] محق تر هستم، من [[فرزند]] [[حسن]] و من [[مهدی]] ام. پس [[حضرت]] می‌‌فرماید: من [[مهدی]] ام. آنگاه سید حسنی می‌‌پرسد: آیا نشانه‌ای داری تا ما با تو [[بیعت]] کنیم؟ [[حضرت]] به پرنده در حال پرواز اشاره می‌کند، در دست وی افتد و چوبی خشک را در [[زمین]] فرو می‌برد و بی‌درنگ سبز می‌شود و شاخ و برگ بر می‌آورد. سید حسنی می‌گوید: عموزاده، [[امامت]]، از آن توست و همچنین لشگریانش را به وی [[تسلیم]] خواهد کرد، او که هم نام [[حضرت]] است پیشاپیش [[سپاه]] ایشان به حرکت در خواهد آمد.»<ref>ر.ک. [[علی رضا رمضانیان|رمضانیان، علی رضا]]، [[شرایط و علائم حتمی ظهور (کتاب)|شرایط و علائم حتمی ظهور]]، ص ۶۹ ـ ۷۴؛ [[علی رضا رجالی تهرانی|رجالی تهرانی، علی رضا]]، [[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص ۱۸۹؛ [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۲۰۷ ـ ۲۰۸</ref> و ... .<ref>ر.ک. [[علی رضا رجالی تهرانی|رجالی تهرانی، علی رضا]]، [[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص ۱۸۹؛ [[علی رضا رمضانیان|رمضانیان، علی رضا]]، [[شرایط و علائم حتمی ظهور (کتاب)|شرایط و علائم حتمی ظهور]]، ص ۶۹ ـ ۷۴؛ [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۲۰۷ ـ ۲۰۸</ref>
*[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: [[حسنی]] از سرزمین [[طبرستان]]<ref>نام قدیمی نواحی مازندران، گلستان و اطراف آن است.</ref> با گروهی بسیار از سواره نظام‌ و پیاده [[نظام]] به سوی [[نیشابور]] می‌‌رود و آنجا را به [[تصرف]] خود در می‌‌آورد و بخش‌های‌ آن را (بین افراد) تقسیم می‌‌کند. سپس به سوی [[اصفهان]] به حرکت در می‌‌آید و پس از آن‌ به طرف [[قم]] می‌‌رود. بین او و اهل [[قم]] [[جنگ]] [[سختی]] در خواهد گرفت و [[مردم]] بسیاری به‌ [[قتل]] خواهند رسید و [[قمی‌ها]] [[شکست]] می‌‌خورند و پا به فرار می‌‌گذارند. [[سید]] حسنی‌ [[اموال]] ایشان را به [[غنیمت]] برده و [[زنان]] و [[فرزندان]] آنها را به [[اسارت]] می‌‌گیرد و خانه‌های‌ ایشان را ویران می‌‌نماید. اهالی [[قم]] به سوی کوه‌های اردهال پناهنده می‌‌شوند و پس از‌ آن سید حسنی [[چهل]] روز در [[قم]] می‌‌ماند و بیست نفر دیگر را کشته و دو نفر را هم به‌ دار می‌‌آویزد و سپس از [[قم]] کوچ می‌‌کند<ref>بحار الانوار: ج ۶۰، ص ۲۱۵ و سید محمود موسوی دهسرخی، یأتی علی الناس زمان، ص ۲۱۵.</ref>.  
*[[امیر المؤمنین]]{{ع}} در [[حدیثی]] مفصل از [[حضرت مهدی]]{{ع}} و [[یاران]] او سخن می‌‌گوید. در آن [[حدیث]] میفرماید: [[حضرت مهدی]]{{ع}} در کنار [[کعبه]] از [[یاران]] خویش پیمان‌ می‌‌ستاند و شرایطی را برای آنان تعیین می‌‌نماید... سپس [[حسنی]] با [[دوازده]] هزار نفر به‌ نزد [[حضرت]] آمده و می‌‌گوید: من برای [[حکومت]] از شما سزاوارترم، (اگر قبول ندارید) نشانه‌ای [[آشکار]] کنید. سپس [[حضرت]] به پرنده‌ای اشاره می‌‌کند و آن پرنده بر دوش آن جناب می‌‌نشیند و چوب دستی خود را در [[زمین]] فرو می‌‌کند و بلافاصله سبز شده و برگ‌ می‌‌رویاند. [[حسنی]] چون این [[معجزه]] را می‌‌بیند لشکرش را به آن [[حضرت]] می‌‌سپارد و با‌ [[حضرت]] [[بیعت]] می‌‌نماید و خود پیشاپیش آنان خواهد بود...<ref>ملاحم: ص ۱۴۹.</ref>.در [[روایات]] زیادی صحبت از گروهی با [[پرچم‌های سیاه]] شده است که از سوی شرق‌ [[قیام]] می‌‌کنند و [[حکومت]] را از [[ستمگران]] می‌‌ستانند و به [[حضرت مهدی]]{{ع}} تسلیم‌ می‌‌نمایند. در این [[روایات]] نام پیشوای این گروه برده نشده است و ممکن است که همان‌ سید حسنی یا [[خراسانی]] باشد<ref>ر.ک: پرچم، قیام‌های قبل از ظهور.</ref><ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]] صفحه ۳۷۴.</ref>.


==پرسش‌های وابسته==
==پرسش‌های وابسته==
خط ۲۷: خط ۲۶:
==منابع==
==منابع==
{{فهرست اثر}}
{{فهرست اثر}}
{{ستون-شروع|3}}  
{{ستون-شروع|2}}  
* [[پرونده:10119015.jpg|22px]] [[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۷ (کتاب)|'''دانشنامهٔ امام مهدی ج۷''']]
* [[پرونده:10119015.jpg|22px]] [[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۷ (کتاب)|'''دانشنامهٔ امام مهدی ج۷''']]
* [[پرونده:11830.jpg|22px]] [[نجم‌الدین طبسی|طبسی، نجم‌الدین]]، [[نگرشی در روایات سید حسنی (مقاله)|'''نگرشی در روایات سید حسنی''']]
* [[پرونده:11830.jpg|22px]] [[نجم‌الدین طبسی|طبسی، نجم‌الدین]]، [[نگرشی در روایات سید حسنی (مقاله)|'''نگرشی در روایات سید حسنی''']]
خط ۳۶: خط ۳۵:
* [[پرونده:مشرق موعود.jpg|22px]] [[ابوالحسن بختیاری|بختیاری، ابوالحسن]]، [[تحلیل تاریخی روایات علائم ظهور (مقاله)|'''تحلیل تاریخی روایات علائم ظهور''']]
* [[پرونده:مشرق موعود.jpg|22px]] [[ابوالحسن بختیاری|بختیاری، ابوالحسن]]، [[تحلیل تاریخی روایات علائم ظهور (مقاله)|'''تحلیل تاریخی روایات علائم ظهور''']]
* [[پرونده:151863.jpg|22px]] [[عباس رحیمی|رحیمی، عباس]]، [[امید فردا (کتاب)|'''امید فردا''']]
* [[پرونده:151863.jpg|22px]] [[عباس رحیمی|رحیمی، عباس]]، [[امید فردا (کتاب)|'''امید فردا''']]
* [[پرونده:000046.jpg|22px]] [[حبیب‌الله طاهری|طاهری؛حبیب‌الله]]، [[سیمای آفتاب (کتاب)|'''سیمای آفتاب''']]
* [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|،تونه‌ای مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']]
* [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|،تونه‌ای مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']]
{{پایان}}
{{پایان}}
* [[پرونده:13681151.jpg|22px]] [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|'''فرهنگنامه آخرالزمان''']].
{{پایان}}
{{پایان}}
==پانویس==
==پانویس==

نسخهٔ ‏۹ ژانویهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۴۹

متن این جستار آزمایشی است؛ امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود. برای اطلاع از جزئیات بیشتر به بانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت مراجعه کنید.


مقدمه

یکی از نشانه‌های غیرحتمی ظهور، خروج و قیام سیدی خوش سیما و خوش منظر، عالم و وارسته و شجاع که ظاهراً از اولاد امام حسن مجتبی(ع) است، می‌باشد؛ لذا به سید حسنی یاد می‌شود. ایشان به همراه سپاهی بزرگ از دیلم (گیلان) به سمت کوفه حرکت می‌کند. بعد از استقرار در کوفه، خبر ظهور حضرت را می‌شنود و با سپاهش به سمت ایشان حرکت می‌کند و در هنگام ملاقات با ایشان بعد از درخواست نشانه‌ای از امامت از حضرت مهدی(ع) خود و سپاهش در خدمت حضرت قرار می‌گیرند.

سید حسنی کیست

سه تن که به عنوان حسنی معروف شده‌اند

  • در روایات از چند نفر به عنوان سید حسنی یاد شده است:
  1. شخصی که نزدیک ظهور در مکه قیام می‌کند و به دست اهل مکه به شهادت می‌رسد و سرش را برای شامی سفیانی می‌فرستند. این شخص، همان نفس زکیه، یکی از نشانه‌های حتمی ظهور است.[۳]
  2. شخصی که با سپاه سفیانی و اموی در شام درگیر می‌شود و سرانجام شکست می‌خورد.[۴]
  3. شخصی که به احتمال بسیار زیاد همان سید حسنی است و از نشانه‌های ظهور معرفی شده، کسی است که از طرف دیلم خروج می‌کند، ستمگران را می‌کشد و وارد کوفه می‌شود. وقتی خبر ظهور و قیام حضرت مهدی(ع) به او می‌رسد، نزد ایشان می‌آید و پس از درخواست نشانه و کرامت ایشان او و بسیاری از سپاهیانش با حضرت(ع) بیعت می‌کنند و به خیل عظیم سپاهیان آن ایشان می‌پیوندند.[۵]

مکان خروج و استقرار، زمان و مکان ملاقات و صداقت حسنی

  • سید حسنی ابتدا ادعای مهدویت داشته اما پس از ملاقات حسنی با امام زمان (ع)، حسنی به امام عرض می‌کند: اگر تو مهدی(ع) هستی عصایت کجاست؟ ایشان آنرا به او می‌دهد، سپس حسنی عصا را برداشته و در سنگ فرو می‌برد، بلافاصله عصا سبز شده و برگ در می‌آورد، لذا دست خود را دراز کرده و با ایشان بیعت می‌کند. البته می‌توان این مسأله را چنین توجیه كرد كه او ادعای مهدویت نداشته و فقط قصد داشته حقیقت را برای یارانش روشن كند.[۶] همچنین خروج حسنی همزمان یا بعد از ظهور حضرت خواهد بود زیرا پس از ورود امام مهدی (ع) به کوفه، حسنی با خبر شده؛ یارانش به او می‌گویند: این رسول الله کیست که به منطقه ما وارد شده است؟ حسنی می‌گوید بیرون شویم و ببینیم او کیست. می‌داند که او مهدی(ع) است و او را می‌شناسد و غرضی جز اینکه ایشان را به اصحاب خود بشناساند ندارد.[۷]

روایات

  • برخی روایات دربارۀ شخصیت سید حسنی وارد شده است مانند: امام علی (ع) فرمودند:[۸] «آنگاه که سپاه حضرت مهدی(ع) به حرکت در می‌آید و در مسیر خود در کمال آرامش و مهربانی به وادی القری می‌رسند (دره‌ای است بین مدینه و شام از توابع مدینه)، سید حسنی، پسر عموی آن حضرت به همراه دوازده هزار جنگجو به وی می‌پیوندند. سید حسنی به ایشان می‌گوید: پسر عمو من برای فرماندهی این سپاه محق تر هستم، من فرزند حسن و من مهدی ام. پس حضرت می‌‌فرماید: من مهدی ام. آنگاه سید حسنی می‌‌پرسد: آیا نشانه‌ای داری تا ما با تو بیعت کنیم؟ حضرت به پرنده در حال پرواز اشاره می‌کند، در دست وی افتد و چوبی خشک را در زمین فرو می‌برد و بی‌درنگ سبز می‌شود و شاخ و برگ بر می‌آورد. سید حسنی می‌گوید: عموزاده، امامت، از آن توست و همچنین لشگریانش را به وی تسلیم خواهد کرد، او که هم نام حضرت است پیشاپیش سپاه ایشان به حرکت در خواهد آمد.»[۹] و ... .[۱۰]

پرسش‌های وابسته

  1. سید حسنی که قیامش از نشانه‌های غیرحتمی ظهور است کیست؟ (پرسش)

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. ر.ک. م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد، دانشنامهٔ امام مهدی، ج۷، ص۴۳۹، ۴۴۱؛ رجالی تهرانی، علی رضا، یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، ص ۱۸۹؛ موسوی‌نسب، سید جعفر، دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، ج۲، ص۵۶؛ رمضانیان، علی رضا، شرایط و علائم حتمی ظهور، ص ۶۹ ـ ۷۴؛ سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص ۲۰۷ ـ ۲۰۸؛ تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۴۱۶؛ پژوهشگران وبگاه اسلام کوئیست؛ بختیاری، ابوالحسن، تحلیل تاریخی روایات علائم ظهور، ص ۱۴۳؛ طاهری؛حبیب‌الله، سیمای آفتاب، ص ۲۷۸.
  2. ر.ک. طبسی، نجم‌الدین، نگرشی در روایات سید حسنی، انتظار موعود، شماره۳۱، زمستان ۱۳۸۸، ص؟؟؟؛ رحیمی، عباس، امید فردا، ص ۴۳.
  3. ر.ک. م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد، دانشنامهٔ امام مهدی، ج۷، ص۴۳۹، ۴۴۱؛ پژوهشگران مؤسسه آینده روشن، مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ص ۱۸۵؛ آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳
  4. ر.ک. پژوهشگران مؤسسه آینده روشن، مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ص ۱۸۵؛ آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳
  5. ر.ک. پژوهشگران مؤسسه آینده روشن، مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ص ۱۸۵؛ آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳
  6. ر.ک. آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳ رجالی تهرانی، علی رضا، یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، ص ۱۸۹؛ طبسی، نجم‌الدین، نگرشی در روایات سید حسنی، انتظار موعود، شماره۳۱، زمستان ۱۳۸۸، ص؟؟؟
  7. ر.ک. آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۲۰ ـ ۲۲۳؛ طاهری؛حبیب‌الله، سیمای آفتاب، ص ۲۷۸.
  8. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۵ و الزام الناصب، ج ۲، ص ۱۶۸: «"تَسِيرُ الْجُيُوشِ حَتَّى تَصِيرَ بِوَادِي الْقُرَى فِي هدوء وَ رَفَقَ، وَ يُلْحِقُهُ هُنَاكَ ابْنَ عَمِّهِ الْحَسَنِيِّ، فِي اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفَ فَارِسٍ فَيَقُولُ: يَا ابْنَ عَمُّ، أَنَا أَحَقُّ بِهَذَا الْجَيْشِ مِنْكَ، أَنَا ابْنُ الْحَسَنِ، وَ أَنَّا الْمَهْدِيِّ. فَيَقُولُ الْمَهْدِيِّ بَلْ أَنَا الْمَهْدِيِّ. فَيَقُولُ الْحَسَنِيِّ: هَلْ لَكَ مِنْ آيَةٍ فنبايعك؟ فيومي‏ء الْمَهْدِيِّ إِلَى الطَّيْرِ، فَتَسْقُطُ عَلَى يَدِهِ، وَ يُغْرَسُ قَضِيباً فِي بُقْعَةٍ مِنَ الْأَرْضِ، فيخضرّ وَ يُورِقُ فَيَقُولُ لَهُ الْحَسَنِيِّ: يَا ابْنَ عَمِّ هِيَ لَكَ. وَ يُسَلَّمُ إِلَيْهِ جَيْشُهُ، وَ يَكُونُ عَلَى مُقَدِّمَتِهِ، وَ اسْمِهِ عَلَى اسْمُهُ"»
  9. ر.ک. رمضانیان، علی رضا، شرایط و علائم حتمی ظهور، ص ۶۹ ـ ۷۴؛ رجالی تهرانی، علی رضا، یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، ص ۱۸۹؛ سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص ۲۰۷ ـ ۲۰۸
  10. ر.ک. رجالی تهرانی، علی رضا، یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، ص ۱۸۹؛ رمضانیان، علی رضا، شرایط و علائم حتمی ظهور، ص ۶۹ ـ ۷۴؛ سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص ۲۰۷ ـ ۲۰۸