تکبر در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'حضرت حق' به 'حضرت حق'
جز (جایگزینی متن - 'حضرت حق' به 'حضرت حق')
خط ۱۰: خط ۱۰:


==مقدمه==
==مقدمه==
*[[تکبّر]] در شمار حالاتی است که با ملکه [[تواضع]] ناسازگاری تمام دارند. این ملکه، موجب می‌شود که [[انسان]] برای خود [[برتری]] و عظمتی شگفت دیده، از این رو از معایب خود [[غفلت]] ورزد؛ بلکه اصلاً نتواند معایب خود را دیده متوجّه آنها شود. از این رو، [[سرپیچی]] از [[حق]] و نپذیرفتن آن، در شمار لوازم ملکه [[تکبّر]] به‌شمار می‌آید. [[حضرت]] [[حق]] در این زمینه می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که گفتند: بار خداوندا! اگر این (آیات) که از سوی توست راستین است بر ما از آسمان سنگ ببار یا بر (سر) ما عذابی دردناک بیاور» سوره انفال، آیه ۳۲.</ref>. این [[آیه]]، زبان حال ومقال [[متکبّران]] را به‌خوبی نشان می‌دهد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۷۱.</ref>.
*[[تکبّر]] در شمار حالاتی است که با ملکه [[تواضع]] ناسازگاری تمام دارند. این ملکه، موجب می‌شود که [[انسان]] برای خود [[برتری]] و عظمتی شگفت دیده، از این رو از معایب خود [[غفلت]] ورزد؛ بلکه اصلاً نتواند معایب خود را دیده متوجّه آنها شود. از این رو، [[سرپیچی]] از [[حق]] و نپذیرفتن آن، در شمار لوازم ملکه [[تکبّر]] به‌شمار می‌آید. [[حضرت حق]] در این زمینه می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که گفتند: بار خداوندا! اگر این (آیات) که از سوی توست راستین است بر ما از آسمان سنگ ببار یا بر (سر) ما عذابی دردناک بیاور» سوره انفال، آیه ۳۲.</ref>. این [[آیه]]، زبان حال ومقال [[متکبّران]] را به‌خوبی نشان می‌دهد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۷۱.</ref>.
*بنا بر این، می‌توان ملکه [[تکبّر]] را نوعی تفَرعُن دانست؛ که در [[نفس]] [[آدمی]] روحیّات بت‌گونه پدید می‌آورَد. این ملکه، سدّی بزرگ است که [[آدمی]] را از ترقیّات بزرگ باز می‌دارد؛ بلکه [[حجاب]] اکبر، [[جنون]] بزرگ و [[نادانی]] محضی است، که [[نور]] [[عقل]] را خاموش و [[انسان]] را از [[درک]] آن عاجز می‌سازد.
*بنا بر این، می‌توان ملکه [[تکبّر]] را نوعی تفَرعُن دانست؛ که در [[نفس]] [[آدمی]] روحیّات بت‌گونه پدید می‌آورَد. این ملکه، سدّی بزرگ است که [[آدمی]] را از ترقیّات بزرگ باز می‌دارد؛ بلکه [[حجاب]] اکبر، [[جنون]] بزرگ و [[نادانی]] محضی است، که [[نور]] [[عقل]] را خاموش و [[انسان]] را از [[درک]] آن عاجز می‌سازد.
*از همین روست که از [[خداوند]] درخواست نمی‌کند که: "بارخدایا! اگر این سخن [[حق]] است، مرا به سوی آن [[هدایت]] کن و قلبم را به آن روشنی بخش"؛ بلکه [[دعا]] می‌کند که: "خدایا! اگر این سخن [[حق]] است مرا بکش تا آن‍را نبینم!"؛ گوئی ملکه [[تکبر]] [[آدمی]] را شادمان می‌سازد که به جنهم داخل شود، اما [[حق]] را قبول نکند![[همسران]] دو [[پیامبر]] بزرگ، [[حضرت نوح]]{{ع}} و [[حضرت لوط]]{{ع}} ، هرچند آثار [[عظمت]] را در شوهران خود می‌دیدند، اما مطابق خواست [[کافران]] عمل کرده در سلک آنان قرار گرفتند. این آیا جز از [[جنون]] چیزی دیگر است، که در اثر [[رسوخ]] ملکه [[تکبر]] در آنان پدید آمد؟!.
*از همین روست که از [[خداوند]] درخواست نمی‌کند که: "بارخدایا! اگر این سخن [[حق]] است، مرا به سوی آن [[هدایت]] کن و قلبم را به آن روشنی بخش"؛ بلکه [[دعا]] می‌کند که: "خدایا! اگر این سخن [[حق]] است مرا بکش تا آن‍را نبینم!"؛ گوئی ملکه [[تکبر]] [[آدمی]] را شادمان می‌سازد که به جنهم داخل شود، اما [[حق]] را قبول نکند![[همسران]] دو [[پیامبر]] بزرگ، [[حضرت نوح]]{{ع}} و [[حضرت لوط]]{{ع}} ، هرچند آثار [[عظمت]] را در شوهران خود می‌دیدند، اما مطابق خواست [[کافران]] عمل کرده در سلک آنان قرار گرفتند. این آیا جز از [[جنون]] چیزی دیگر است، که در اثر [[رسوخ]] ملکه [[تکبر]] در آنان پدید آمد؟!.
خط ۲۶: خط ۲۶:
*[[قرآن کریم]] در نزدیک به سی مورد، برای [[متکبّران]] عنوان "مُترِف" و یا "مَلَأ" را به‌ کار برده است.
*[[قرآن کریم]] در نزدیک به سی مورد، برای [[متکبّران]] عنوان "مُترِف" و یا "مَلَأ" را به‌ کار برده است.
*مترف از مادّه تَرَفُّه به‌معنای توسعه در [[نعمت]] و فزونیِ آن، و ملأ از مِلا به‌معنی انباشتگی از [[نعمت]]، آمده است. این از آن روست که [[متکبّران]] غالباً از نعمتی همچون [[علم]]، [[مال]]، [[جاه]]، زیبائی، [[قدرت]] [[اجتماعی]] و یا [[قدرت سیاسی]] برخوردار بوده، به همان علّت بر دیگران تکبُّر می‌ورزند.
*مترف از مادّه تَرَفُّه به‌معنای توسعه در [[نعمت]] و فزونیِ آن، و ملأ از مِلا به‌معنی انباشتگی از [[نعمت]]، آمده است. این از آن روست که [[متکبّران]] غالباً از نعمتی همچون [[علم]]، [[مال]]، [[جاه]]، زیبائی، [[قدرت]] [[اجتماعی]] و یا [[قدرت سیاسی]] برخوردار بوده، به همان علّت بر دیگران تکبُّر می‌ورزند.
*از این رو، اندک اندک فراموش می‌نماید که هر نعمتی برای ایشان فراهم آمده تنها از جانب [[حضرت]] [[حق]] است و بس؛ بلکه می‌پندارد که او خود مایه این [[نعمت]] بوده است. پس به سرکشی پرداخته خود را بزرگ می‌بیند و از [[عبادت الهی]] نیز سرباز می‌زند: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ}}<ref>«آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>.
*از این رو، اندک اندک فراموش می‌نماید که هر نعمتی برای ایشان فراهم آمده تنها از جانب [[حضرت حق]] است و بس؛ بلکه می‌پندارد که او خود مایه این [[نعمت]] بوده است. پس به سرکشی پرداخته خود را بزرگ می‌بیند و از [[عبادت الهی]] نیز سرباز می‌زند: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ}}<ref>«آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>.
*از این روست که بر [[متکبّران]]، عناوین "مُترِف" و "مَلأ" نهاده شده است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۷۵.</ref>.
*از این روست که بر [[متکبّران]]، عناوین "مُترِف" و "مَلأ" نهاده شده است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۷۵.</ref>.
*[[قارون]] در شمار این مترفان بود، که سرانجام به [[مخالفت]] با [[انبیاء]]{{عم}}، و در نهایت به [[مخالفت]] با خود [[حضرت]] [[حق]] پرداخت؛ چه [[گمان]] می‌برد که [[نعمت‌های الهی]] که به او بخشیده شده، در اثر توانائی‌های خود او بوده است و بس؛ و [[حضرت]] [[حق]] را در این میانه [[فضل]] و رحمتی نبوده است!: {{متن قرآن|قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي}}<ref>«(قارون می) گفت: تنها برای دانشی که خود داشتم آن را به من داده‌اند» سوره قصص، آیه ۷۸.</ref>؛ {{متن قرآن| إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ}}<ref>«جز این نیست که (آن نعمت) برای دانشی (که داشته‌ام) به من داده شده است » سوره زمر، آیه ۴۹.</ref>
*[[قارون]] در شمار این مترفان بود، که سرانجام به [[مخالفت]] با [[انبیاء]]{{عم}}، و در نهایت به [[مخالفت]] با خود [[حضرت حق]] پرداخت؛ چه [[گمان]] می‌برد که [[نعمت‌های الهی]] که به او بخشیده شده، در اثر توانائی‌های خود او بوده است و بس؛ و [[حضرت حق]] را در این میانه [[فضل]] و رحمتی نبوده است!: {{متن قرآن|قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي}}<ref>«(قارون می) گفت: تنها برای دانشی که خود داشتم آن را به من داده‌اند» سوره قصص، آیه ۷۸.</ref>؛ {{متن قرآن| إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ}}<ref>«جز این نیست که (آن نعمت) برای دانشی (که داشته‌ام) به من داده شده است » سوره زمر، آیه ۴۹.</ref>
*این‌چنین افراد، در عرف [[قرآن کریم]] از حیوانات نیز پست‌تر شمرده شده‌اند. دانشمندی که به‌سبب دانشش از مراتب انسانیّت ساقط شده و در مهاوی کِبر گرفتار آمده است، در نظر [[قرآن کریم]] الاغ است و سگ!. به این [[آیه شریفه]] بنگرید: {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا}}<ref>«داستان آنان که (عمل به) تورات بر دوش آنها نهاده شد اما زیر بار آن نرفتند همچون داستان درازگوشی است بر او کتابی چند» سوره جمعه، آیه ۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۷۵-۱۷۶.</ref>.
*این‌چنین افراد، در عرف [[قرآن کریم]] از حیوانات نیز پست‌تر شمرده شده‌اند. دانشمندی که به‌سبب دانشش از مراتب انسانیّت ساقط شده و در مهاوی کِبر گرفتار آمده است، در نظر [[قرآن کریم]] الاغ است و سگ!. به این [[آیه شریفه]] بنگرید: {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا}}<ref>«داستان آنان که (عمل به) تورات بر دوش آنها نهاده شد اما زیر بار آن نرفتند همچون داستان درازگوشی است بر او کتابی چند» سوره جمعه، آیه ۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۷۵-۱۷۶.</ref>.
*پر واضح است که این دو عنوان، نه از [[باب ]][[دشنام]] که از [[باب ]][[حقیقت]] برای اینان به‌کار رفته است؛ چه این [[رذیلت اخلاقی]] [[حقیقت]] آنان را به صورت سگ و الاغ در آورده از ماهیّت انسانی خارجشان ساخته است. و باز از همین روست که [[تکبّر]] و [[ظلم]] آنان، ذلّتی است که در [[قیامت]] دامن‌گیرشان خواهد شد: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ}}<ref>«و خداوند را از آنچه ستمگران به جای می‌آورند غافل مپندار، جز این نیست که (عذاب) آنان را تا روزی که چشم‌ها در آن خیره می‌گردد پس می‌افکند» سوره ابراهیم، آیه ۴۲.</ref>.
*پر واضح است که این دو عنوان، نه از [[باب ]][[دشنام]] که از [[باب ]][[حقیقت]] برای اینان به‌کار رفته است؛ چه این [[رذیلت اخلاقی]] [[حقیقت]] آنان را به صورت سگ و الاغ در آورده از ماهیّت انسانی خارجشان ساخته است. و باز از همین روست که [[تکبّر]] و [[ظلم]] آنان، ذلّتی است که در [[قیامت]] دامن‌گیرشان خواهد شد: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ}}<ref>«و خداوند را از آنچه ستمگران به جای می‌آورند غافل مپندار، جز این نیست که (عذاب) آنان را تا روزی که چشم‌ها در آن خیره می‌گردد پس می‌افکند» سوره ابراهیم، آیه ۴۲.</ref>.
۲۲۷٬۶۸۳

ویرایش