دعا: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۳۰۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ ژانویهٔ ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۲: خط ۵۲:
===[[آداب]] و شرایط [[داعی]]===
===[[آداب]] و شرایط [[داعی]]===
* این [[آداب]]، خود چند دسته‌اند:
* این [[آداب]]، خود چند دسته‌اند:
أ. امور مربوط به ظاهر: در این باره آدابی از [[آیات قرآن]] استفاده می‌شوند:
#'''امور مربوط به ظاهر:''' در این باره آدابی از [[آیات قرآن]] استفاده می‌شوند:
یکم. تبتل و [[ابتهال]] در [[دعا]]: [[آیه]] ۸ مزّمل/۷۳ از تبتل به سوی [[خدا]] سخن گفته است: "وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلا". [[مفسران]] در مراد از تبتل در این [[آیه]] به [[اختلاف]] سخن گفته‌اند؛ برخی با توجه به [[روایات]] وارد شده در [[تفسیر]] [[آیه]]، آن را بالا بردن دست‌ها و حرکت دادن انگشتان سبابه دانسته‌اند.<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۴۴۹.</ref> برخی نیز آن را بلند کردن دست‌ها و کشیدن آنها به گونه‌ای که از سر بگذرد یا گشودن آنها در برابر صورت دانسته‌اند.<ref>نورالثقلین، ج ۱، ص ۳۵۰، ح ۱6۹؛ مجمع البحرین، ج۱، ص۲۵۸، "بهل".</ref> در روایتی از [[امام کاظم]]{{ع}} "تبتل" به برگرداندن [[کف]] دست‌ها هنگام [[دعا]] معنا شده است.<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۴۴۹.</ref> در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} در تفسير "...وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ" (انبياء/۲۱، ۹۰) "رغباً" به گشودن [[کف]] دست‌ها به سوی [[آسمان]] و "رهباً" به برگرداندن آن و قرار دادن پشت دست‌ها به سوی [[آسمان]] در هنگام [[دعا]] معنا شده است.<ref>نورالثقلین، ج۳، ص ۴۵۷؛ فرهنگ قرآن، ج۱۳، ص ۴۹۰-۴۸۹.</ref>
##'''تبتل و [[ابتهال]] در [[دعا]]:''' [[آیه]] {{متن قرآن|وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلا }}<ref> و نام پروردگارت را یاد کن و از همه بگسل و بدو بپیوند؛ سوره مزمل، آیه: 8.</ref>. از تبتل به سوی [[خدا]] سخن گفته است: "وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلا". [[مفسران]] در مراد از تبتل در این [[آیه]] به [[اختلاف]] سخن گفته‌اند؛ برخی با توجه به [[روایات]] وارد شده در [[تفسیر]] [[آیه]]، آن را بالا بردن دست‌ها و حرکت دادن انگشتان سبابه دانسته‌اند.<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۴۴۹.</ref> برخی نیز آن را بلند کردن دست‌ها و کشیدن آنها به گونه‌ای که از سر بگذرد یا گشودن آنها در برابر صورت دانسته‌اند.<ref>نورالثقلین، ج ۱، ص ۳۵۰، ح ۱6۹؛ مجمع البحرین، ج۱، ص۲۵۸، "بهل".</ref> در روایتی از [[امام کاظم]]{{ع}} "تبتل" به برگرداندن [[کف]] دست‌ها هنگام [[دعا]] معنا شده است <ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۴۴۹.</ref> در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} در تفسير {{متن قرآن|فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ }}<ref> آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک می‌شتافتند و ما را به امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند؛ سوره انبیاء، آیه: 90.</ref> {{متن قرآن|رَغَبًا}} به گشودن [[کف]] دست‌ها به سوی [[آسمان]] و {{متن قرآن|رَهَبًا}} به برگرداندن آن و قرار دادن پشت دست‌ها به سوی [[آسمان]] در هنگام [[دعا]] معنا شده است.<ref>نورالثقلین، ج۳، ص ۴۵۷؛ فرهنگ قرآن، ج۱۳، ص ۴۹۰-۴۸۹.</ref>
دوم. بلند نکردن صدا: در آیاتی از [[قرآن]] به [[دعا کننده]] توصیه شده به درگاه [[الهی]] [[تضرع]] کند؛ ولی صدایش را در [[دعا]] بلند نکند: "ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ". ( [[اعراف]]/۷، ۵۵، ۲۰۵) این احتمال نیز داده شده که منظور از [[تضرع]]، دعای [[آشکار]] و منظور از خُفيه دعای پنهانی باشد.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۳6.</ref> برخی نیز بر پایه [[آیه]]، احتمال داده‌اند که بلند بودن صدا در [[دعا]] اگر همراه [[تضرع]] باشد بی‌مانع است.<ref>الميزان، ج ۸، ص ۱۵۹.</ref> در روایتی [[نبوی]] "صلاة" در [[آیه]] "وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً" ( [[اسراء]]/۱۷، ۱۱۰) به [[دعا]] [[تفسیر]] شده است.<ref>الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۰۸.</ref> دعای [[زکریا]] را که [[قرآن]] در [[آیه]] ۳ [[مریم]]/۱۹ از آن سخن گفته می‌توان نمونه‌ای عینی از این گونه [[دعا]] دانست: "إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاء خَفِيًّا". "نداء" به معنای بلند کردن صداست؛ ولی از آنجا که در [[آیه]] با [[وصف]] "خفیّ" آمده می‌رساند که نباید در [[دعاها]] صدا را زیاد بلند کرد.<ref>مفردات، ص۲۸۹، "خفی"؛ ص۷۹6، "ندا"؛ التحقيق، ج۳، ص ۹۵-96، "خفی".</ref>
##'''بلند نکردن صدا:''' در آیاتی از [[قرآن]] به [[دعا کننده]] توصیه شده به درگاه [[الهی]] [[تضرع]] کند؛ ولی صدایش را در [[دعا]] بلند نکند: {{متن قرآن|ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ}}<ref> پروردگارتان را به لابه و نهانی بخوانید که او تجاوزگران را دوست نمی‌دارد؛ سوره اعراف، آیه: 55.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ}}<ref> و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!؛ سوره اعراف، آیه: 205.</ref>. این احتمال نیز داده شده که منظور از [[تضرع]]، دعای [[آشکار]] و منظور از خُفيه دعای پنهانی باشد.<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۳6.</ref> برخی نیز بر پایه [[آیه]]، احتمال داده‌اند که بلند بودن صدا در [[دعا]] اگر همراه [[تضرع]] باشد بی‌مانع است.<ref>الميزان، ج ۸، ص ۱۵۹.</ref> در روایتی [[نبوی]] "صلاة" در [[آیه]] {{متن قرآن|قُلِ ادْعُواْ اللَّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَنَ أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً }}<ref> بگو: چه «الله» را بخوانید و چه «رحمان» را؛ هر چه بخوانید، نام‌های نیکوتر او راست و به نمازت نه بانگ بردار و نه آن را بی‌آوا بخوان و میان آن (دو)، راهی (میانه) بگزین!؛ سوره اسراء، آیه: 110.</ref>. به [[دعا]] [[تفسیر]] شده است.<ref>الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۰۸.</ref> دعای [[زکریا]] را که [[قرآن]] در [[آیه]] ۳ سوره [[مریم]] از آن سخن گفته می‌توان نمونه‌ای عینی از این گونه [[دعا]] دانست: {{متن قرآن|إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاء خَفِيًّا}}<ref> یاد کن) آنگاه را که پروردگارش را با بانگی نهفته ندا داد؛ سوره مریم، آیه: 3.</ref>. {{متن قرآن| نِدَاء }} به معنای بلند کردن صداست؛ ولی از آنجا که در [[آیه]] با [[وصف]] {{متن قرآن|خَفِيًّا}} آمده می‌رساند که نباید در [[دعاها]] صدا را زیاد بلند کرد.<ref>مفردات، ص۲۸۹، "خفی"؛ ص۷۹6، "ندا"؛ التحقيق، ج۳، ص ۹۵-96، "خفی".</ref>
ب. امور مربوط به [[روح]] و [[قلب]] [[دعا کننده]]: داشتن [[بیم]] و [[امید]] ([[خوف و رجاء]]) در [[دعا]] مهم تلقی شده است. [[وعده]] [[اجابت]] حتمی [[دعا]] (نک: بقره/۲، ۱۸۶؛ هود/۱۱، ۶۱؛ [[غافر]]/۴۰، ۶۰؛ آل‌عمران/۳، ۱۹۵ و...) سبب می‌شود [[مؤمن]] به [[قرآن]]، از [[اجابت]] دعایش مأيوس نباشد. افزون بر این، در آیاتی تنها [[امید]] به [[اجابت]] مورد توجه قرار گرفته است؛ مانند آنچه از زبان [[ابراهیم]]{{ع}} ([[مریم]]/۱۹، ۴۸) و زکریّا{{ع}} ([[مریم]]/۱۹، ۴) در دعایشان مطرح شده و آنان خود را [[ناامید]] از [[اجابت]] دعایشان ندانسته‌اند.<ref>مجمع البیان، ج6، ص۷76.</ref> در [[آیات]] دیگر افزون بر داشتن [[امید]] به [[اجابت دعا]]، [[بیم]] از عدم [[اجابت]] آن نیز مهم تلقی شده: "...يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا..." ([[سجده]]/۳۲، ۱۶) و به داشتن حالت [[خوف و رجاء]] در [[دعا]] [[دستور]] داده شده است.<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص 66۲؛ الوجیز، ج ۱، ص۴۶۸؛ روح المعانی، ج ۴، ص ۳۸۰.</ref> ([[اعراف]]/۷، ۵۶) بر اساس [[آیه]] ۹۰ [[انبیاء]]/۲۱ می‌توان گفت یکی از عوامل [[اجابت]] دعای [[زکریا]]، داشتن حالت [[خوف و رجاء]] بوده است.<ref>نمونه، ج۱۳، ص ۱۳.</ref> برخی در پاسخ این پرسش که "[[بیم]] و [[امید]] دو حالت متضادند، چگونه در یک فرد جمع می‌شوند" چنین گفته‌اند: تفاوت متعلق، امکان اجتماع آن دو را در [[انسان]] فراهم می‌آورد؛ توضیح اینکه دانستن این [[حقیقت]] که [[سعادت]] و [[شقاوت انسان]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] به دست خداست، دو حالت [[بیم]] و [[امید]] را در [[انسان]] پدید می‌آورد. در این نگاه اثر [[خوف و رجاء]] در این است که [[خوف]] موجب سرشکستگی، [[تأسف]] و [[پشیمانی]] از عمری است که با [[گناه]] سپری شده و تباه گردیده است و در مقابل، [[امید]] [[انسان]] به [[خداوند]] متعالی که [[بخشایش]] [[گناهان]] تنها از آن اوست و تنها او لغزش‌ها و کوتاهی‌های [[انسان]] را جبران می‌کند و می‌بخشاید، موجب آن می‌شود که [[انسان]] روی به سوی [[پروردگار]] خویش کرده و بدین وسیله خود را مستعد دریافت [[رحمت الهی]] کند.<ref>سجاده‌های سلوک، ج ۱، ص ۱۰۱.</ref> بر پایه [[روایات]]، [[ایمان]] بی‌خوف و [[رجاء]] بی‌معناست.<ref>الكافی، ج ۲، ص ۷۱.</ref> بر اساس [[آیات قرآن]] می‌توان داشتن حالاتی چون [[خشوع]] ([[انبیاء]]/۲۱، ۹۰)، توكل ([[اعراف]]/۷، ۸۹؛ [[یونس]]/۱۰، ۸۵)، [[تضرّع]] (انعام/۶، ۶۳؛ [[اعراف]]/۷، ۵۵، ۲۰۵) و [[توبه]] و [[استغفار]] (برای نمونه: احقاف/۴۶، ۱۵؛ آل‌عمران/۳، ۱۴۷، ۱۹۳؛ [[روم]]/۳۰، ۳۳) را از حالات سفارش شده در [[دعا]] دانست. برخی در [[تفسیر]] [[آیه]] ۱۴ [[غافر]]/۴۰ [[اخلاص]] در [[دعا]] را مهم‌ترین شرط آن دانسته و آن را به هماهنگی میان [[قلب]] و زبان و قطع [[امید]] از هر سببی جز [[خدا]] معنا کرده و همه موارد پیش‌گفته را از توابع و لوازم [[اخلاص]] در [[دعا]] دانسته‌اند.<ref>الميزان، ج ۲، ص ۳۵.</ref>
#'''امور مربوط به [[روح]] و [[قلب]] [[دعا کننده]]:''' داشتن [[بیم]] و [[امید]] ([[خوف و رجاء]]) در [[دعا]] مهم تلقی شده است. [[وعده]] [[اجابت]] حتمی [[دعا]] (نک: بقره/۲، ۱۸۶؛ هود/۱۱، ۶۱؛ [[غافر]]/۴۰، ۶۰؛ آل‌عمران/۳، ۱۹۵ و...) سبب می‌شود [[مؤمن]] به [[قرآن]]، از [[اجابت]] دعایش مأيوس نباشد. افزون بر این، در آیاتی تنها [[امید]] به [[اجابت]] مورد توجه قرار گرفته است؛ مانند آنچه از زبان [[ابراهیم]]{{ع}} ([[مریم]]/۱۹، ۴۸) و زکریّا{{ع}} ([[مریم]]/۱۹، ۴) در دعایشان مطرح شده و آنان خود را [[ناامید]] از [[اجابت]] دعایشان ندانسته‌اند.<ref>مجمع البیان، ج6، ص۷76.</ref> در [[آیات]] دیگر افزون بر داشتن [[امید]] به [[اجابت دعا]]، [[بیم]] از عدم [[اجابت]] آن نیز مهم تلقی شده: "...يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا..." ([[سجده]]/۳۲، ۱۶) و به داشتن حالت [[خوف و رجاء]] در [[دعا]] [[دستور]] داده شده است.<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص 66۲؛ الوجیز، ج ۱، ص۴۶۸؛ روح المعانی، ج ۴، ص ۳۸۰.</ref> ([[اعراف]]/۷، ۵۶) بر اساس [[آیه]] ۹۰ [[انبیاء]]/۲۱ می‌توان گفت یکی از عوامل [[اجابت]] دعای [[زکریا]]، داشتن حالت [[خوف و رجاء]] بوده است.<ref>نمونه، ج۱۳، ص ۱۳.</ref> برخی در پاسخ این پرسش که "[[بیم]] و [[امید]] دو حالت متضادند، چگونه در یک فرد جمع می‌شوند" چنین گفته‌اند: تفاوت متعلق، امکان اجتماع آن دو را در [[انسان]] فراهم می‌آورد؛ توضیح اینکه دانستن این [[حقیقت]] که [[سعادت]] و [[شقاوت انسان]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] به دست خداست، دو حالت [[بیم]] و [[امید]] را در [[انسان]] پدید می‌آورد. در این نگاه اثر [[خوف و رجاء]] در این است که [[خوف]] موجب سرشکستگی، [[تأسف]] و [[پشیمانی]] از عمری است که با [[گناه]] سپری شده و تباه گردیده است و در مقابل، [[امید]] [[انسان]] به [[خداوند]] متعالی که [[بخشایش]] [[گناهان]] تنها از آن اوست و تنها او لغزش‌ها و کوتاهی‌های [[انسان]] را جبران می‌کند و می‌بخشاید، موجب آن می‌شود که [[انسان]] روی به سوی [[پروردگار]] خویش کرده و بدین وسیله خود را مستعد دریافت [[رحمت الهی]] کند.<ref>سجاده‌های سلوک، ج ۱، ص ۱۰۱.</ref> بر پایه [[روایات]]، [[ایمان]] بی‌خوف و [[رجاء]] بی‌معناست.<ref>الكافی، ج ۲، ص ۷۱.</ref> بر اساس [[آیات قرآن]] می‌توان داشتن حالاتی چون [[خشوع]] ([[انبیاء]]/۲۱، ۹۰)، توكل ([[اعراف]]/۷، ۸۹؛ [[یونس]]/۱۰، ۸۵)، [[تضرّع]] (انعام/۶، ۶۳؛ [[اعراف]]/۷، ۵۵، ۲۰۵) و [[توبه]] و [[استغفار]] (برای نمونه: احقاف/۴۶، ۱۵؛ آل‌عمران/۳، ۱۴۷، ۱۹۳؛ [[روم]]/۳۰، ۳۳) را از حالات سفارش شده در [[دعا]] دانست. برخی در [[تفسیر]] [[آیه]] ۱۴ [[غافر]]/۴۰ [[اخلاص]] در [[دعا]] را مهم‌ترین شرط آن دانسته و آن را به هماهنگی میان [[قلب]] و زبان و قطع [[امید]] از هر سببی جز [[خدا]] معنا کرده و همه موارد پیش‌گفته را از توابع و لوازم [[اخلاص]] در [[دعا]] دانسته‌اند.<ref>الميزان، ج ۲، ص ۳۵.</ref>
ج. امور مربوط به چگونگی [[دعا]]: از برخی [[آیات]]، چگونگی درخواست از [[خدا]] را نیز می‌توان [[استنباط]] کرد؛ از جمله [[اقرار زبانی]] به [[وحدانیت]] [[خدا]] در هنگام [[دعا]] (انبياء/۲۱، ۸۷)، اظهار [[ایمان]] به او (آل‌عمران/۳، ۱۶، ۵۳، ۱۹۳)، [[آشکار]] ساختن [[حمد]] [[الهی]] با زبان و نیز اعلان [[نیاز]] به درگاه او ([[حمد]]/۱، ۱-۷؛ نیز نک: [[ابراهیم]]/۱۴، ۳۹)، یادکرد [[نعمت‌های خدا]] به هنگام [[دعا]] (نک: [[یوسف]]/۱۲، ۱۰۱؛ قصص/۲۸، ۱۷)، [[اقرار]] و اعتراف به [[ظلم]] خویش (نک: [[اعراف]]/۷، ۲۳؛ قصص/۲۸، ۱۶) و [[اقرار]] و اعتراف به [[اطاعت]] و [[پیروی]] از دستورهای او. (نک: بقره/۲، ۲۸۵) این امور در [[اجابت دعا]] مؤثرند.
ج. امور مربوط به چگونگی [[دعا]]: از برخی [[آیات]]، چگونگی درخواست از [[خدا]] را نیز می‌توان [[استنباط]] کرد؛ از جمله [[اقرار زبانی]] به [[وحدانیت]] [[خدا]] در هنگام [[دعا]] (انبياء/۲۱، ۸۷)، اظهار [[ایمان]] به او (آل‌عمران/۳، ۱۶، ۵۳، ۱۹۳)، [[آشکار]] ساختن [[حمد]] [[الهی]] با زبان و نیز اعلان [[نیاز]] به درگاه او ([[حمد]]/۱، ۱-۷؛ نیز نک: [[ابراهیم]]/۱۴، ۳۹)، یادکرد [[نعمت‌های خدا]] به هنگام [[دعا]] (نک: [[یوسف]]/۱۲، ۱۰۱؛ قصص/۲۸، ۱۷)، [[اقرار]] و اعتراف به [[ظلم]] خویش (نک: [[اعراف]]/۷، ۲۳؛ قصص/۲۸، ۱۶) و [[اقرار]] و اعتراف به [[اطاعت]] و [[پیروی]] از دستورهای او. (نک: بقره/۲، ۲۸۵) این امور در [[اجابت دعا]] مؤثرند.
3. [[آداب]] و شرایط اصل خواسته:
3. [[آداب]] و شرایط اصل خواسته:
۱۱۵٬۳۰۶

ویرایش