زیدیه: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۹۶۵ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۳ ژانویهٔ ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۷: خط ۲۷:
==زیدیه در درسنامه==
==زیدیه در درسنامه==
*از فرقه‌های معروف [[شیعه]] و پیرو [[زید بن علی]] بن [[حسین بن علی]] {{عم}} هستند. این گروه به روایتی از [[پیامبر]] {{صل}} [[تمسک]] کرده‌اند که فرمود: "[[مهدی]] از [[فرزندان]] [[حسین]] {{ع}} است و او با [[شمشیر]] به پا می‌خیزد و مادرش [[بهترین]] کنیزان خواهد بود". پس زمانی که [[زید بن علی]] بن [[حسین بن ]][[علی بن ابی طالب]] [[قیام]] خود را علیه [[امویان]] آغاز کرد؛ گفتند: چون او از [[نسل]] [[حسین]] {{ع}} است و [[قیام به سیف]] علیه [[ظالمان]] کرده و از سویی [[فرزند]] [[اسیر]] است، پس او [[مهدی موعود]] می‌باشد!<ref>سید محمد کاظم قزوینی، امام مهدی {{ع}} از ولادت تا ظهور، ص ۵۶۸.</ref>. [[زید بن علی]] خود از بزرگان بود و خلفای [[اموی]] را بر [[حق]] نمی‌دانست. او علیه آنان [[قیام]] کرد و به طرف [[کوفه]] رفت و به [[همراهی]] چهار هزار نفر، با [[حاکم]] [[عراق]] ([[یوسف]] بن [[عمر]])، به [[جنگ]] برخاست. کار [[زید]] در [[کوفه]] ده ماه طول کشید تا اینکه در سال ۱۲۲ ه به [[دستور]] هشام بن [[عبد]] الملک [[اموی]]، به دار آویخته شد. سرش را به [[دمشق]] نزد هشام و از آنجا به [[مدینه]] بردند. [[امام باقر]] {{ع}} درباره [[زید]] می‌فرمود: "خدایا! پشت مرا به [[زید]] محکم فرما". آن [[حضرت]] با مشاهده [[زید]]، آیه‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>. را [[تلاوت]] می‌کرد و می‌فرمود: "ای [[زید]]! تو نمونه عمل به این [[آیه]] هستی"<ref>علامه امینی، الغدیر، ج ۳، ص ۱۷۰.</ref>. [[پیروان]] [[زید]] اطراف یحیی و فرزندش را گرفتند. یحیی در [[خراسان]] [[قیام]] کرد (۱۲۵ﻫ) و در جوزجان کشته شد. [[پیروان]] او به فرقه‌های مختلف (رافضیه، [[جارودیه]]، عجلیه، [[بتریه]]، [[صالحیه]] و زیدیه)، تقسیم و قائل به [[مهدویت]] [[زید]] و [[منتظر ظهور]] او شدند<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج ۱، ص ۵۴.</ref>. [[زید]] از حیث [[علم]]، [[زهد]]، [[ورع]]، [[شجاعت]] و [[دیانت]]، از بزرگان [[اهل بیت]] {{عم}} به شمار می‌رود. اینکه خود [[زید]] ادعای [[امامت]] یا [[مهدویت]] داشته باشد، در منابع یافت نشده است؛ بلکه روایتی از خود او، مؤید [[عقیده]] صحیحش در امر [[مهدویت]] است. ایشان می‌فرماید: پدرم [[علی]] بن [[حسین]] {{عم}} از پدرش [[حسین بن علی]] {{عم}} از [[رسول خدا]] {{صل}} [[روایت]] کرده است: "ای [[حسین]]! تو [[امامی]] و نه تن از [[فرزندان]] تو امینان و [[امامان]] معصوم‌اند و نهمین آنان، [[مهدی]] ایشان است"<ref>علی بن محمد خزاز رازی قمی، کفایة الاثر فی النصوص علی الائمة الاثنی عشر، ص ۳۲۷.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۱۰۴، ۱۰۵.</ref>.
*از فرقه‌های معروف [[شیعه]] و پیرو [[زید بن علی]] بن [[حسین بن علی]] {{عم}} هستند. این گروه به روایتی از [[پیامبر]] {{صل}} [[تمسک]] کرده‌اند که فرمود: "[[مهدی]] از [[فرزندان]] [[حسین]] {{ع}} است و او با [[شمشیر]] به پا می‌خیزد و مادرش [[بهترین]] کنیزان خواهد بود". پس زمانی که [[زید بن علی]] بن [[حسین بن ]][[علی بن ابی طالب]] [[قیام]] خود را علیه [[امویان]] آغاز کرد؛ گفتند: چون او از [[نسل]] [[حسین]] {{ع}} است و [[قیام به سیف]] علیه [[ظالمان]] کرده و از سویی [[فرزند]] [[اسیر]] است، پس او [[مهدی موعود]] می‌باشد!<ref>سید محمد کاظم قزوینی، امام مهدی {{ع}} از ولادت تا ظهور، ص ۵۶۸.</ref>. [[زید بن علی]] خود از بزرگان بود و خلفای [[اموی]] را بر [[حق]] نمی‌دانست. او علیه آنان [[قیام]] کرد و به طرف [[کوفه]] رفت و به [[همراهی]] چهار هزار نفر، با [[حاکم]] [[عراق]] ([[یوسف]] بن [[عمر]])، به [[جنگ]] برخاست. کار [[زید]] در [[کوفه]] ده ماه طول کشید تا اینکه در سال ۱۲۲ ه به [[دستور]] هشام بن [[عبد]] الملک [[اموی]]، به دار آویخته شد. سرش را به [[دمشق]] نزد هشام و از آنجا به [[مدینه]] بردند. [[امام باقر]] {{ع}} درباره [[زید]] می‌فرمود: "خدایا! پشت مرا به [[زید]] محکم فرما". آن [[حضرت]] با مشاهده [[زید]]، آیه‌ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ}}<ref>«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>. را [[تلاوت]] می‌کرد و می‌فرمود: "ای [[زید]]! تو نمونه عمل به این [[آیه]] هستی"<ref>علامه امینی، الغدیر، ج ۳، ص ۱۷۰.</ref>. [[پیروان]] [[زید]] اطراف یحیی و فرزندش را گرفتند. یحیی در [[خراسان]] [[قیام]] کرد (۱۲۵ﻫ) و در جوزجان کشته شد. [[پیروان]] او به فرقه‌های مختلف (رافضیه، [[جارودیه]]، عجلیه، [[بتریه]]، [[صالحیه]] و زیدیه)، تقسیم و قائل به [[مهدویت]] [[زید]] و [[منتظر ظهور]] او شدند<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج ۱، ص ۵۴.</ref>. [[زید]] از حیث [[علم]]، [[زهد]]، [[ورع]]، [[شجاعت]] و [[دیانت]]، از بزرگان [[اهل بیت]] {{عم}} به شمار می‌رود. اینکه خود [[زید]] ادعای [[امامت]] یا [[مهدویت]] داشته باشد، در منابع یافت نشده است؛ بلکه روایتی از خود او، مؤید [[عقیده]] صحیحش در امر [[مهدویت]] است. ایشان می‌فرماید: پدرم [[علی]] بن [[حسین]] {{عم}} از پدرش [[حسین بن علی]] {{عم}} از [[رسول خدا]] {{صل}} [[روایت]] کرده است: "ای [[حسین]]! تو [[امامی]] و نه تن از [[فرزندان]] تو امینان و [[امامان]] معصوم‌اند و نهمین آنان، [[مهدی]] ایشان است"<ref>علی بن محمد خزاز رازی قمی، کفایة الاثر فی النصوص علی الائمة الاثنی عشر، ص ۳۲۷.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج‌۱، ص۱۰۴، ۱۰۵.</ref>.
==زیدیه در فرهنگنامه آخرالزمان==
*"[[زید]]" [[فرزند]] [[امام سجاد]]{{ع}} بود. او در زمان [[امام باقر]]{{ع}} به [[خونخواهی امام حسین]]{{ع}} [[قیام]] کرد و سرانجام به [[شهادت]] رسید. گروهی که او را در این [[قیام]] [[همراهی]] می‌‌کردند و او را [[امام]] خود می‌‌پنداشتند، پس از او نیز به سوی [[ائمه هدی]] إ{{عم}} نیآمدند و معتقدند که هر فرد فاطمی [[نسب]] که [[قیام]] کند و [[علم]] و [[شجاعت]] داشته باشد و [[دعوت]] به خود نماید با او باید [[بیعت]] کرد و او را به [[رهبری]] و [[امامت]] خود می‌‌پذیرند. [[حضرت]] [[زید]]{{عم}} از نظر [[ائمه]]{{عم}} مردی [[نیک]] [[سرشت]] معرفی شده است، هر چند از طرف [[اهل بیت]] به او گفته شده بود که [[شهید]] خواهد شد و قیامش به سرانجام نخواهد رسید. زیدیان تا زمان ما نیز وجود دارند و اکثراً در [[یمن]] [[زندگی]] می‌‌کنند. زیدیه دچار‌ تحول‌های بزرگی شده‌اند و دچار عقیده‌های [[سلفی]] و اکثراً تابع [[مذهب]] [[شافعی]] اهل‌ [[تسنن]] هستند. در روایتی [[امام صادق]]{{ع}} زیدیه را سپر بلای [[شیعه]] معرفی می‌‌نماید<ref>کافی: ج ۲، ص ۲۲۵.</ref>؛ زیرا آنان به‌ واسطه نسبت ظاهری با [[شیعه]] و همچنین افراطی‌گری، همیشه [[دشمنان]] را متوجه خود‌ می‌‌ساختند.
*در [[حدیثی]] [[امام صادق]]{{ع}} به [[مفضل]] فرمود: [[سید حسنی]] از طرف [[دیلم]] [[قیام]] می‌‌کند و‌ با لشکری انبوه به [[حضرت مهدی]]{{ع}} ملحق می‌‌شود. او [[حضرت]] را شناخته ولی برای‌ [[اطمینان]] خاطر [[باران]] خود از [[حضرت]] [[معجزات]] و نشانه‌هایی را می‌‌خواهد و [[حضرت]] همه‌ را انجام می‌‌دهد. [[سید حسنی]] دست می‌‌گشاید و با [[حضرت]] [[بیعت]] می‌‌کند و سایر لشکر‌ او نیز با [[حضرت]] [[بیعت]] می‌‌کنند. اما در میان [[سپاه]] او [[چهل]] هزار نفر [[زیدی]] [[مذهب]] هستند‌ که [[قرآن]] حمایل کرده‌اند. آنها می‌‌گویند [[معجزات]] [[حضرت]] جملگی [[سحر]] است و از‌ [[بیعت]] سرباز می‌‌زنند. درگیری میان دو دسته ایجاد می‌‌شود. [[حضرت]] رو به زیدیان کرده‌ و آنها را [[موعظه]] می‌‌کند و تا سه روز به آنها مهلت می‌دهد که در [[عقیده]] خود تجدید‌ نظر کنند. اما آنان روز به روز یاغی‌تر می‌‌شوند. سپس [[حضرت]] [[دستور]] می‌‌دهد که همه را‌ بکشند و با قرآنهایشان [[دفن]] کنند تا [[روز قیامت]] بیشتر [[حسرت]] بخورند. شاخه‌ای از زیدیه، فرقه‌ای به نام "[[بتریّه]]" هستند که در [[آخرالزمان]] با حضرت‌ خواهند جنگید. [[امام باقر]]{{ع}} می‌‌فرماید: هنگامی که [[حضرت قائم]]{{ع}} [[قیام]] می‌‌کند به‌ سوی [[کوفه]] رفته و در آنجا با شانزده هزار عالم [[دینی]] از [[فرقه]] [[بتریه]] روبرو می‌‌شود، آنان‌ [[قاریان]] قرآنند و پیشانی‌هایشان از کثرت [[سجده]] پینه بسته است، اما [[نفاق]] سرتاسر وجود آنان را گرفته است. این [[فرقه]] در حالی که [[غرق]] در [[سلاح]] هستند با [[حضرت]] روبرو‌ می‌شوند. همه آنان [[حضرت]] را [[انکار]] می‌‌کنند و می‌‌گویند: ای [[فرزند فاطمه]]! از همان‌ راهی که آمده‌ای بازگرد، زیرا به تو نیازی نداریم. [[حضرت مهدی]]{{ع}} نیز شمشیر‌ کشیده و آنان را یکسره از دم تیغ می‌‌گذراند. آنان همگی در پشت [[شهر]] [[نجف]]، در یک‌ نیم‌روز [[دوشنبه]] مانند شترِ [[قربانی]] کشته می‌‌شوند، و حتی یک نفر از [[یاران]] [[حضرت]] هم‌ آسیبی نمی‌بیند<ref>اثبات الهداة: ج ۳، ص ۵۱۶.</ref><ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]] صفحه ۳۴۶.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۱۳۱٬۵۲۲

ویرایش