بحث:عمود نور: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۳٬۹۹۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ نوامبر ۲۰۲۳
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص')
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۱۳: خط ۱۳:
* بنابراین اگر منظور از نور الهی، ملک یا [[روح‌القدس]] باشد، نمی‌توان آن را مجرای جداگانه‌ای برای علم امام دانست. بلکه همان القای [[روح‌القدس]] است.<ref>ر.ک. [[سید محمد جعفر سبحانی]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص ۱۴۴ ـ ۱۴۶.</ref> به عبارتی دیگر عمود نور امری جدا از امام نیست؛ بلکه ویژگی و توانی در امام است که خداوند آنرا برای احتجاج بر خلقش برای امام فراهم نموده است؛ مانند روایتی که پس از اشاره به وجود منار نور می‌فرماید: {{عربی|اندازه=155%|"فَبِهَذَا یَحْتَجُ‏ اللَّهُ‏ عَلَی‏ خَلْقِه"}}<ref>کافی، ج ۱، ص ۳۸۷.</ref> [[علامه مجلسی]] ذیل این روایت، ضمیر اشاره منفصل "هذا" را به خود امام برمی‌گرداند و صحیح هم همین است.<ref>مازندرانی، شرح اصول الکافی، ج ۶، ص ۳۶۰.</ref> با توجه به این جمله، اگر منار یا عمود نور را امری جدا از امام بدانیم، احتجاج الهی به امام صحیح نخواهد بود.<ref>ر.ک. [[محمد تقی شاکر]]، [[منابع علم امام در قرآن (مقاله)|منابع علم امام در قرآن]]، [[امامت‌پژوهی (نشریه)|فصلنامه امامت‌پژوهی]]، ش ۶، ص ۱۸۳ ـ  ۱۸۴.</ref> علامه مجلسی می‌گوید:<ref>مجلسی، مرآة العقول، ج ۴، ص ۲۶۸. </ref> "نامیده شدن ملک با عنوان عمود، استعاره است؛ گویی ملک عمودی از نور است که امام در آن نظر می‌کند. همچنین ممکن است این تشبیه به این دلیل صورت گرفته که اعتماد امام در کشف امور، به ملک است.<ref>ر.ک. [[محمد تقی شاکر]]، [[منابع علم امام در قرآن (مقاله)|منابع علم امام در قرآن]]، [[امامت‌پژوهی (نشریه)|فصلنامه امامت‌پژوهی]]، ش ۶، ص ۱۸۳ ـ  ۱۸۴.</ref>
* بنابراین اگر منظور از نور الهی، ملک یا [[روح‌القدس]] باشد، نمی‌توان آن را مجرای جداگانه‌ای برای علم امام دانست. بلکه همان القای [[روح‌القدس]] است.<ref>ر.ک. [[سید محمد جعفر سبحانی]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص ۱۴۴ ـ ۱۴۶.</ref> به عبارتی دیگر عمود نور امری جدا از امام نیست؛ بلکه ویژگی و توانی در امام است که خداوند آنرا برای احتجاج بر خلقش برای امام فراهم نموده است؛ مانند روایتی که پس از اشاره به وجود منار نور می‌فرماید: {{عربی|اندازه=155%|"فَبِهَذَا یَحْتَجُ‏ اللَّهُ‏ عَلَی‏ خَلْقِه"}}<ref>کافی، ج ۱، ص ۳۸۷.</ref> [[علامه مجلسی]] ذیل این روایت، ضمیر اشاره منفصل "هذا" را به خود امام برمی‌گرداند و صحیح هم همین است.<ref>مازندرانی، شرح اصول الکافی، ج ۶، ص ۳۶۰.</ref> با توجه به این جمله، اگر منار یا عمود نور را امری جدا از امام بدانیم، احتجاج الهی به امام صحیح نخواهد بود.<ref>ر.ک. [[محمد تقی شاکر]]، [[منابع علم امام در قرآن (مقاله)|منابع علم امام در قرآن]]، [[امامت‌پژوهی (نشریه)|فصلنامه امامت‌پژوهی]]، ش ۶، ص ۱۸۳ ـ  ۱۸۴.</ref> علامه مجلسی می‌گوید:<ref>مجلسی، مرآة العقول، ج ۴، ص ۲۶۸. </ref> "نامیده شدن ملک با عنوان عمود، استعاره است؛ گویی ملک عمودی از نور است که امام در آن نظر می‌کند. همچنین ممکن است این تشبیه به این دلیل صورت گرفته که اعتماد امام در کشف امور، به ملک است.<ref>ر.ک. [[محمد تقی شاکر]]، [[منابع علم امام در قرآن (مقاله)|منابع علم امام در قرآن]]، [[امامت‌پژوهی (نشریه)|فصلنامه امامت‌پژوهی]]، ش ۶، ص ۱۸۳ ـ  ۱۸۴.</ref>
* در مجموع از روایات به دست می‌آید، این ستون نور، به طور مستقل، مجرای علم نیست؛ بلکه تمثیلی برای مجرای الهامی علم امام{{ع}} است که هرگاه خداوند بخواهد، با آن، امام را آگاه می‌کند.<ref>ر.ک. [[محمد حسن نادم]]، [[سید ابراهیم افتخاری]]، [[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]، ص ۶۰.</ref>
* در مجموع از روایات به دست می‌آید، این ستون نور، به طور مستقل، مجرای علم نیست؛ بلکه تمثیلی برای مجرای الهامی علم امام{{ع}} است که هرگاه خداوند بخواهد، با آن، امام را آگاه می‌کند.<ref>ر.ک. [[محمد حسن نادم]]، [[سید ابراهیم افتخاری]]، [[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]، ص ۶۰.</ref>
==پانویس==
== نیاز به [[نور]] ==
{{یادآوری پانویس}}
پیش از آنکه نور را تعریف کنیم، لازم است دلیل نیاز به نور را بدانیم. ما در دنیای تاریکی‌ها [[زندگی]] می‌کنیم. تاریکی‌ها، معنی زندگی را برای [[انسان]] [[تغییر]] داده است، به دلیل تغییر [[معنای زندگی]]، همه کسل هستند و دائماً درگیر این مسئله‌اند که چرا اصلاً به [[دنیا]] آمده‌اند.
{{پانویس2}}
 
[[فیلسوف]] در [[تاریکی]] بحث می‌کند، [[متکلم]] در تاریکی بحث می‌کند، و [[جاهل]] در تاریکی بحث می‌کنند و کسی هم که سؤال می‌کند، در تاریکی سؤال می‌کند و کسی هم که جواب می‌دهد، در تاریکی جواب می‌دهد. اگر کسی کتاب معالجه یک [[بیماری]] را در دست داشته باشد، هزار سال هم در تاریکی بنشیند این کتاب هیچ خاصیتی برایش ندارد، چون کتاب را باید در نور خواند.
 
حتی برای [[خواندن قرآن]] هم نور لازم است. [[قرآن]] برای کسانی که نور ندارند، [[هدایت]] به همراه نمی‌آورد. کسانی که می‌گویند {{متن حدیث|حَسْبُنَا كِتَابُ‏ اللَّه‏‏‏‏}}؛ گویی در یک اتاق تاریک نشسته‌اند و می‌خواهند مطالعه کنند<ref>ر.ک: [[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء ج۱]]، ص۲۲۸.</ref>.
 
== خاصیت‌های نور ==
نور خاصیت‌های درونی و بیرونی دارد. خاصیت درونی و اصلی نور این است که انسان برای [[حیات]] به نور نیاز دارد و نور برای انسان مثل آب برای ماهی است. همان‌طور که در هوای [[آلوده]] مشکل تنفسی پیدا می‌کنیم، هرچه نور کمتر باشد، [[قلب]] ما هم تنگ‌تر می‌شود. پس نیاز ما به نور، نیاز حیاتی قلب است و [[تغذیه]] و تنفس قلب ما به نور است. قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن| أَوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ }}<ref> و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زنده‌اش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه می‌رود؛ سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref>
 
این [[آیه]]، نیاز حیاتی و حرکتی را بسیار [[زیبا]] بیان فرموده است. کسی که مرده با [[نور]] زنده می‌شود و در بین [[مردم]]، حرکت می‌کند، در بین مردم می‌درخشد و خودش برای دیگران مبنای نور می‌شود.
 
نیاز دیگر به نور که نیازی بیرونی است و بعضاً بیشتر به آن توجه می‌شود، نیاز به نور هنگام حرکت، دیدن اطراف و مطالعه است. اگر رانندگی بلد باشیم و جاده هم فراهم باشد، اما نور نداشته باشیم، نمی‌توانیم رانندگی کنیم. معمولاً ما نیاز به نور را از نوع نیاز بیرونی می‌دانیم، اما نیاز به نور، نیاز حیاتی ماست؛ یعنی اگر نور نباشد، [[قلب]] و موقعیت [[انسانی]] ما از کار می‌افتد. مثل ماهی که از آب بیرون افتاده باشد و نمی‌تواند دوام بیاورد.
 
فایده دیگر نور این است که اگر نور باشد، قبل از اینکه عمل کنیم، [[مشاهده]] می‌کنیم {{متن حدیث|الْعَامِلُ‏ عَلَى‏ غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى‏ غَيْرِ الطَّرِيقِ‏}}<ref>اصول کافی، ج ۱، ص ۴۳.</ref>.
 
وجود نور کمک می‌کند تا [[درک]] ما از [[جهان]]، [[آیات]] [[تکوین]] و [[تشریع]]، [[قرآن]] و حتی خودمان، درست باشد؛ بنابراین می‌فرماید: {{متن قرآن| فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنزَلْنَا وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ }}<ref> به خدا و رسول او و نوری که نازل کرده‌ایم ایمان بیاورید و بدانید خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است؛ سوره تغابن، آیه:۸.</ref> عرض کردند {{عربی|"النُّورِ الَّذِي‏ أَنْزَلْنا‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} کیست. فرمودند: [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و [[اولاد]] ایشان {{عم}} هستند و بعد فرمودند: [[ائمه]] {{عم}} [[قلوب]] [[مؤمنین]] را منور می‌کنند<ref>{{متن حدیث|وَ هُمْ‏ وَ اللَّهِ‏ يُنَوِّرُونَ‏ قُلُوبَ‏ الْمُؤْمِنِين‏‏}}؛اصول کافی، ج ۱، ص ۱۹۴.</ref>.<ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء ج۱]]، ص۲۲۸.</ref>
 
== کتاب و نور؛ [[قرآن و عترت]] ==
اینجاست که معنای {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي مَا إِنْ‏ تَمَسَّكْتُمْ‏ بِهِمَا لَنْ‏ تَضِلُّوا بَعْدِي‏ أَبَداً}}<ref>احتجاج طبرسی، ج ۳، ص ۴۰۴.</ref> روشن می‌شود. اگر [[انسان]] چراغ و [[نور]] همراه داشته باشد، ولی [[کتابی]] برای خواندن نداشته باشد، بی‌سواد می‌ماند. اگر کتاب داشته باشد، اما نور و چراغ نداشته باشد، باز هم بی‌سواد می‌ماند. اگر [[قرآن]] داشته باشیم و [[همراهی]] [[اهل‌ بیت]] {{عم}} را نداشته باشیم، از [[هدایت]] بویی نمی‌بریم و اگر [[اهل بيت]] {{عم}} را در کنار خود داشته باشیم، اما همراهی قرآن را نداشته باشیم، باز هم از هدایت بی‌بهره‌ایم.
 
کسی که حقیقتاً تابع قرآن است، به سراغ اهل‌ بیت {{عم}} می‌رود و کسی که واقعاً تابع اهل‌ بیت {{عم}} است، تابع قرآن هم می‌شود. عده‌ای هستند که ظاهراً به یکی از این دو ثقل [[تمسک]] دارند، اما این تمسک، [[واقعی]] نیست و در [[حقیقت]]، آنها به نفس خود متمسک هستند.
 
[[امام محمد باقر]] {{ع}} فرمودند: کسی نیست که [[محب]] ما باشد، مگر اینکه [[خدا]] قلبش را [[تطهیر]] می‌کند. [[قلب طاهر]] می‌تواند در مسیر [[فهم]]، [[تعلیم و تعلّم]] قرآن قرار بگیرد، اما [[قلبی]] که [[طاهر]] نباشد و در آن [[مرض]] باشد، با [[متشابه]] قرآن [[گمراه]] می‌شود{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ }}<ref> اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی می‌کنند؛ سوره آل عمران، آیه۷.</ref>.<ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء ج۱]]، ص۲۲۸.</ref>
 
== نور حیات‌بخش ==
وقتی که نور باشد، دیگر کسی سؤال نمی‌کند، چون به پاسخ مطلب رسیده است. نیاز ما به نور، برای [[درک]] درست و مشی صحیح است. قرآن مثال بسیار دقیق و در عین حال، بسیار لطیف و [[زیبایی]] دارد؛ می‌فرماید: {{متن قرآن| مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ }}<ref> داستان اینان، چون داستان کسانی است که آتشی برافروزند و همین که دور و برشان روشن شد، خداوند روشنایی‌شان را ببرد و آنان را در تاریکی‌ها که چیزی نمی‌بینند رها کند؛ سوره بقره، آیه ۱۷.</ref>.
 
عده‌ای در مسائل [[دینی]] [[زحمت]] زیادی می‌کشند و [[نماز]] و [[روزه]] به‌جا می‌آورند، اما [[قرآن]] می‌فرماید [[مَثَل]] اینها مثل کسی است که آتشی برپا می‌کند تا جلو را ببیند، ولی این [[آتش]]، تنها [[گرما]] و سوزندگی دارد و حرارتش او را [[اذیت]] می‌کند. [[خداوند]] [[نور]] را برده است؛ یعنی او فعالیت کرده، ولی این [[عبادت]] برای او نور نشده است، بلکه تبدیل به آتش و [[جهنم]] شده است.
 
روایاتی به همین مطلب اشاره می‌فرماید: [[یا علی]]! اگر کسی شب تا [[صبح]] عبادت کند، ولی [[ولایت]] تو را نداشته باشد، به جهنم می‌افتد.
 
ما برای رسیدن به [[عرفان]] نفس به نور نیازمندیم. وقتی در [[تاریکی]] به خود نگاه می‌کنیم، [[تصور]] می‌کنیم خود را شناخته‌ایم و بعد اسم این [[شناخت]] را عرفان و [[معرفت نفس]] می‌گذاریم و بعد [[گمان]] می‌کنیم که [[خدا]] را هم شناخته‌ایم؛ مثل همان کسی که در تاریکی فیل را نشانش دادند. فرمودند:و ما [[اهل‌ بیت]] {{عم}} دامن [[رسول الله]] {{صل}} را می‌گیریم و [[شیعه]] ما دامن ما را می‌گیرند<ref> {{متن حدیث|نَحْنُ‏ آخِذُونَ‏ بِحُجْزَةِ نَبِيِّنَا وَ شِيعَتُنَا آخِذُونَ‏ بِحُجْزَتِنَا‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ توحید صدوق، ص ۱۶۵.</ref>.
 
سؤال شد که دامن شما و دامن خدا چیست؟ فرمودند: نور است؛ یعنی [[سلسله]] مراتب این وجود، بر اساس نور است. [[انوار]] نیست، بلکه یک نور است. منتها از هر پنجره‌ای به شکل همان پنجره به درون اتاق و از هر زاویه‌ای به هندسه همان زاویه می‌تابد. هر ظرف، هر [[زمان]] و هر مکانی به‌قدر ظرفیت خود، از این نور بهره می‌گیرد<ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء ج۱]]، ص۲۲۸.</ref>.
 
== [[روشن‌بینی]] با [[نور]] [[اهل‌ بیت]] {{عم}} ==
[[انسانی]] که از نور اهل‌ بیت {{عم}} [[حیات]] پیدا کند و نور بیابد، در [[زندگی]] روشن‌بینی پیدا می‌کند. شاید اگر کسی بخواهد با چنین انسانی بحث و [[جدل]] کند، او جوابی نداشته باشد، چرا که بحث و جدل متعلق به اتاق‌های تاریک است، ولی متوجه می‌شود که درست می‌بیند و [[راه]] را درست طی می‌کند.
 
گاهی می‌دانیم که مسیر [[درستی]] را طی می‌کنیم، اما گاهی هم با بحث و جدل می‌خواهیم مسیر را پیدا کنیم. این دو با هم متفاوت هستند. [[قرآن]] در همین زمینه به کسانی که راه دوم را در پیش گرفته‌اند و این خط درونی و [[ضعف]] و [[تاریکی]] را دارند، می‌فرماید: {{متن قرآن|أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاء فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَاللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكَافِرِينَ يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْا فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ }}<ref> یا چون (گرفتارانند زیر) رگبار بارانی از آسمان که در آن، تاریکی‌ها و تندر و برقی است؛ از (نهیب) آذرخش‌ها، به پرهیز از مرگ، سرانگشتان در گوش‌ها می‌نهند- و خداوند، فراگیر کافران است-نزدیک است آن برق، بینایی‌هاشان را برباید؛ هرگاه برای آنان روشن شود در آن (روشنایی) راه می‌افتند و چون بر آنها تاریک گردد وا می‌مانند. و اگر خداوند می‌خواست، شنوایی و بینایی‌هاشان را از میان می‌برد؛ بی‌گمان خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره بقره، آیه: ۱۹ - ۲۰.</ref>. آنها مثل کسانی هستند که در یک بیابان لحظه‌ای حرکت می‌کنند و لحظه‌ای دیگر می‌ایستند. رعد و برقی می‌زند و کمی جلو پایشان روشن می‌شود، حرکت می‌کنند و باز می‌ایستند، چرا که نور ندارند، روشن‌بینی و [[آرامش]] خاطر را هم در مسیر زندگی ندارند، اما [[شیعیان]] [[اهل‌ بیت]] {{عم}} این‌گونه نیستند. آنها زنده‌اند در حالی که بقیه ادای [[زندگی]] را درمی‌آورند، به منبع [[نور]] وصلند، می‌دانند چگونه زندگی کنند و باید به کدام سو حرکت کنند. [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن| يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ }}<ref> ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی می‌بخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی می‌شود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده می‌شوید؛ سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>.
 
قرآن برای کسی قابل [[فهم]] است که نور داشته باشد: {{متن قرآن| قَدْ جَاءَكُم بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ }}<ref> بی‌گمان بینش‌هایی از (سوی) پروردگارتان به شما رسیده است؛ سوره انعام، آیه: ۱۰۴.</ref>.
 
بنابراین [[شناخت خدا]]، [[پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه]] {{عم}} هم اگر با [[نورانیت]] همراه باشد کارساز است. فرمودند: از [[فراست]] [[مؤمن]] بپرهیزید، چرا که او با نور [[خدا]] می‌بیند<ref>{{متن حدیث|اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ‏ فَإِنَّهُ‏ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏}}؛ اصول کافی، ج ۱، ص ۲۱۸.</ref>.<ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء ج۱]]، ص۲۲۸.</ref>.
 
== راه مؤمن ==
[[معاویه بن عمار]] سؤال کرد که [[تفسیر]] این [[حدیث]] چیست که فرمودند:{{متن حدیث|إِنَ‏ الْمُؤْمِنَ‏ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ‏‏}}<ref>بصائر الدرجات، ج۱، ص ۸۰.</ref>. [[حضرت]] فرمودند:هنگامی که [[خداوند]] [[مردم]] را از نور خود [[خلق]] کرد، [[میثاق]] [[ولایت]] ما را از آنها گرفت. آنها را از نور خودش خلق کرد. پس مؤمن، [[برادر]] تنی مؤمن است. [[پدر]] [[مؤمنین]] نور و [[مادر]] مؤمنین [[رحمت]] است <ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْمُؤْمِنَ مِنْ‏ نُورِهِ‏ وَ صَبَغَهُمْ‏ فِي‏ رَحْمَتِهِ وَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ لَنَا بِالْوَلَايَةِ فَالْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ أَبُوهُ النُّورُ وَ أُمُّهُ الرَّحْمَةُ فَاتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ الَّذِي خُلِقَ مِنْهُ‏‏}}؛ فضائل الشیعه، ص ۲۷.</ref>.
 
ریشه، مبنا و [[حقیقت]] وجودی [[مؤمن]]، [[نور]] است.
 
[[برادر]] تنی یک اصطلاح [[شرعی]] و [[فقهی]] است، ولی اگر از باب [[معرفتی]] نگاه کنیم، مؤمن برادر تنی مؤمن است. [[روح]] [[مؤمنین]] با هم برادر است<ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء ج۱]]، ص۲۲۸.</ref>.
 
== مؤمن به نور [[خدا]] می‌بیند ==
مؤمن همه چیز را به نور خدا می‌بیند. گاهی هیچ‌کس چیزی نمی‌بیند یا همه چیز را بن‌بست می‌بیند، اما مؤمن، همه چیز را روشن و با نور خدا می‌بیند. {{متن حدیث|إِنَ‏ الْمُؤْمِنَ‏ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ‏‏‏}}<ref>بصائر الدرجات، ج ۱، ص ۸۰.</ref>. روایتی است که [[انسان]] باید سال‌ها در [[ذهن]] و [[ضمیر]] خود روی آن [[تأمل]] کند تا عمقش را دریابد: "مؤمن به وسیله و همراه با آن نوری که از آن خلق‌شده نگاه می‌کند"<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا يَنْظُرُ بِذَلِكَ‏ النُّورِ الَّذِي‏ خُلِقَ‏ مِنْه‏‏‏‏}}؛ فضائل الشیعه، ص ۲۷.</ref>.<ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء ج۱]]، ص۲۲۸.</ref>
 
== نور هدایت ==
[[پیغمبر]] {{صل}} فرمودند: هنگامی که [[خداوند]] [[بهشت]] را از نور خود [[خلق]] کرد، آن نور را تقسیم کرد. یک سوم آن نور به من رسید و یک سوم آن به [[حضرت زهرا]] {{س}} رسید. یک سوم دیگر هم به [[حضرت علی]] {{ع}} و فرزندانشان {{عم}} رسید. کسی که آن نور به او رسیده باشد و در محل تابش آن نور قرار گرفته باشد به [[ولایت]] پیغمبر {{صل}} و [[آل پیغمبر]] {{عم}} [[هدایت]] می‌شود و اگر آن نور به کسی برخورد نکند، او از ولایت آل پیغمبر {{عم}} به دور خواهد بود<ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء ج۱]]، ص۲۲۸.</ref>.
 
== نور [[اهل‌ بیت]] {{عم}} ==
خداوند می‌فرماید: {{متن قرآن| اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ }}<ref> خداوند سرور مؤمنان است که آنان را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون می‌برد؛ سوره بقره، آیه: ۲۵۷.</ref>.<ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء ج۱]]، ص۲۲۸.</ref>
 
[[نور]] مورد نیاز ما، نوری است که اصلش خداست و در وجود [[مقدس]] [[رسول الله]] {{صل}}، [[حضرت زهرا]] {{س}}، [[امیرالمؤمنين]] {{ع}} و [[اولاد]] ایشان {{عم}} تجلی کرده است. یکی از طریق حضرت زهرا {{س}}، دیگری از طریق [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و یکی هم از طریق [[پیغمبر]] {{صل}} به این نور می‌رسد. [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن| فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنزَلْنَا وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ }}<ref> به خدا و رسول او و نوری که نازل کرده‌ایم ایمان بیاورید و بدانید خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است؛ سوره تغابن، آیه۸.</ref>.
 
[[پیامبر]] {{صل}} [[وظیفه]] بیان و [[تبیین قرآن]] را داشتند، ولی نوری به همراه دارند که می‌‌تواند در [[فهم قرآن]] به ما کمک کند.
 
برای به دست آوردن این نور باید بدانیم که هیچ‌کس برای دیدن [[خورشید]]، در [[غار]] پنهان نمی‌شود، بلکه از غار بیرون می‌آید و در مقابل تابش نور خورشید قرار می‌گیرد. در این صورت -خواه ناخواه- نور خورشید بر او می‌تابد و او برای بهره‌گیری بیشتر، خود را در [[جهت]] تابش نور قرار می‌دهد. آیینه هم برای انعکاس نور، باید خود را با نور تنظیم کند و اگر پشت به نور باشد، نمی‌تواند نور را منعکس کند. اگر کسی به سراغ [[ائمه]] {{عم}} بیاید، ناخودآگاه به چیزی رسیده که نیاز اوست. دلیل توصیه‌های مکرر پیغمبر {{صل}} به رفتن در [[خانه]] [[اهل بيت]] {{عم}}، این است که نیاز و [[تغذیه]] [[قلب]] ما از نور ائمه {{عم}} است، چرا که ایشان در واقع چشمه‌های [[نور الهی]] هستند و هر جا که ذکر این بزرگواران باشد، نورشان نازل می‌شود<ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء ج۱]]، ص۲۲۸.</ref>.
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش