تفکر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۵۳٬۲۷۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۸ آوریل ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[تفکر (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[تفکر (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
==واژه‌شناسی لغوی==
*[[تفکر]] مصدر باب تفعّل، یا اسم مصدر باب تفعیل ([[تفکیر]])<ref>لسان العرب، ج۱۰، ص۳۰۷، «فکر».</ref> از ریشه "ف - ک - ر"، در لغت به معنای [[تأمل]]<ref>الصحاح، ج۲، ص۷۸۳، «فکر».</ref> و در اصطلاح، [[تصرف]] [[قلب]] در معانی اشیا برای [[ادراک]] مطلوب است<ref>التحقیق، ج۹، ص۱۲۶، «فکر».</ref>. [[فکر]] نیز از همین ریشه و در لغت به معنای [[تأمل]]<ref>لسان العرب، ج۱۰، ص۳۰۷.</ref> و در اصطلاح حرکت نفس از مطالب (مجهولات) تصوری و تصدیقی به مبادی<ref>شرح منظومه، ج۱، ص۸۴.</ref> و سیر در معلومات موجود است تا مجهولاتی که ملازم با آن‌هایند معلوم گردند<ref>نثر طوبی، ج۲، ص۲۷۰.</ref> این حرکت، نفس را برای [[افاضه]] صور [[عقلی]] از مبدأ قدسی آماده می‌‌کند<ref>شرح منظومه، ج۱، ص۸۴.</ref>؛ نیز [[فکر]]، نیرویی است در شخص که برای طلب معنا، در امری دقیق و باریک می‌‌گردد و [[تفکر]] جولان این نیرو بر حسب نظر [[عقل]] است و جز بر آنچه صورت آن در [[قلب]] حاصل گردد گفته نمی‌شود<ref>مفردات، ص۶۴۳ «فکر»؛ نثر طوبی، ج۲، ص۲۷۰.</ref>.
*[[فکر]] در اصطلاح [[عامه]] [[مردم]] نیز عبارت است از هر انتقالی که برای نفس در ادراکات جزئی صورت گیرد<ref>شرح منظومه، ج۱، ص۸۴.</ref>.
*واژه [[تفکّر]] با واژه‌هایی همچون اعتبار، تذکّر، [[تدبّر]]، نظر، [[عقل]] و [[علم]] همسو و مرتبط است، گرچه تفاوت‌هایی نیز بین آنها وجود دارد، چنان که گفته شده: [[حقیقت]] [[تفکر]] احضار دو [[معرفت]] در [[قلب]] برای نتیجه گرفتن [[معرفت]] سوم و "اعتبار" عبور از دو [[معرفت]] به [[معرفت]] سوم و [[تذکر]] برخورد به دو [[معرفت]] است<ref>الموسوعة الذهبیه، ج۱۰، ص۲۰۲.</ref>.
*برخی در تفاوت [[تفکّر]] با تذکّر گفته اند: "[[تفکر]]" [[شناخت]] چیزی است، هرچند قبلا هیچ گونه اطلاعی از آن وجود نداشته باشد؛ ولی "[[تذکر]]" در موردی است که [[انسان]] قبلا با آن موضوع هرچند از طریق آگاهی‌های [[فطری]] آشنایی داشته باشد<ref>نمونه، ج۹، ص۷۶؛ مجمع البیان، ج۵، ص۲۳۶.</ref>. برخی هم [[تذکر]] را [[تفکر]] در اموری برای راه یافتن به نتیجه‌ای دانسته‌اند که مورد [[غفلت]] واقع شده یا پیش از آن مجهول بوده است<ref>المیزان، ج۸، ص۳۸۱.</ref>. در تفاوت بین [[تفکر]] و [[تدبر]] هم گفته شده که "[[تدبر]]" [[تصرف]] [[قلب]] در توجه به عواقب امور<ref>الفروق اللغویه، ص۱۲۱.</ref> و رموز آن<ref>نثر طوبی، ج۱، ص۲۵۲.</ref> ولی "[[تفکر]]" [[تصرف]] [[قلب]] در توجه به [[ادله]] است<ref>الفروق اللغویه، ص۱۲۱.</ref>. نظر نیز به معانی مختلفی<ref>نثر طوبی، ج۲، ص۴۷۵.</ref> مانند [[فکر]] و [[اندیشه]] کردن آمده است. [[عقل]] هم به معنای مصدری، [[ادراک]] کامل چیزی و به معنای اسمی، حقیقتی است که خوب و بد و [[حق و باطل]] و راست و [[دروغ]] را تشخیص می‌‌دهد<ref>نثر طوبی، ج۲، ص۱۷۹.</ref>. به گفته‌ای، ثمره [[فکر]]، [[علم]] است و از آن در [[قلب]] تغییری حاصل می‌‌شود که حال نامیده می‌‌شود و از حالْ تغییری در جوارح پدید می‌‌آید که عمل خوانده می‌‌شود<ref>الموسوعه الذهبیه، ج۱۰، ص۲۰۲.</ref>.
*در [[قرآن کریم]] افزون بر واژه [[تفکر]] که مشتقات آنکه ۱۸ بار به کار رفته، مشتقّات واژه‌های مرتبط با موضوع [[تفکر]]، نظیر [[تدبّر]]، [[تذکر]]، [[تفقه]]، [[تفکیر]]، اعتبار، نظر و [[عقل]] نیز فراوان به کار رفته است <ref>[[تفکر (مقاله)|تفکر]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]، ج۸</ref>.
==اهمیت و [[جایگاه]] [[تفکر]]==
*بی‌شک [[حیات انسانی]] حیاتی [[فکری]] است و آن با ادراکی سامان می‌‌یابد که [[فکر]] نامیده می‌‌شود. لازمه این سخن آن است که [[فکر]] هرچه صحیح‌تر و تام‌تر باشد [[حیات]] و [[زندگی]] استوارتر خواهد بود، بنابراین [[زندگی]] [[استوار]] [[انسانی]]، با [[فکر]] [[استوار]] رابطه مستقیم دارد. این [[حقیقت]] را [[خداوند]] با راه‌های مختلف و اسلوب‌های متنوع [[بیان]] کرده است؛ مانند آنجا که در تمثیلی، [[هدایت]] یافتگان را در برابر [[گمراهان]] قرار داده، می‌‌فرماید: آیا کسی که مرده [[دل]] بود و زنده‌اش گردانیدیم و برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن، در میان [[مردم]] راه برود، همانند کسی است که گویی در تاریکی‌ها گرفتار است و از آن بیرون شدنی نیست: {{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا}}<ref>«و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زنده‌اش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه می‌رود، چون داستان کسی است در تیرگی‌ها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref>. یا آنجا که دانایان را با نادانان برابر نمی‌داند: {{متن قرآن|هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟» سوره زمر، آیه ۹.</ref>، افزون بر این یادآور می‌‌شود که آنچه به آن [[دعوت]] و [[هدایت]] می‌‌کند راهی است از راه‌های [[فکری]]، چون [[قرآن]] را دعوت‌کننده به [[بهترین]] [[ملّت]] یا [[سنّت]] یا طریقه دانسته است: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ}}<ref>«بی‌گمان این قرآن به آیین استوارتر رهنمون می‌گردد» سوره اسراء، آیه ۹.</ref> و به هر حال آن طریقه و [[سنت]]، صراطی است حیاتی که استوارتر بودن آن متوقف بر این است که طریق [[فکر]] در آن استوارتر باشد؛ همچنین به [[صراط مستقیم]] و راه روشنی [[هدایت]] می‌‌کند که نه مخالف با [[حق]] بوده و نه برخی اجزای آن، مخالف با برخی دیگر است: {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راه‌های بی‌گزند، راهنمایی می‌کند و آنان را به اراده خویش  از تیرگی ‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.</ref>.
*[[خداوند]] متعالی در کتاب خویش حتی در یک [[آیه]] از [[بندگان]] نخواسته تا کورکورانه به او و آنچه از جانب اوست [[ایمان]] بیاورند، یا ندانسته در راهی قدم نهند<ref>المیزان، ج۵، ص۲۵۵.</ref>. [[خداوند سبحان]] حتی شرایعی را که برای [[بندگان]] [[جعل]] کرده -با اینکه [[عقل]] به تفاصیل ملاکات آنها راه ندارد- به اموری که به منزله [[استدلال]] است تعلیل کرده؛ مانند اینکه [[نماز]] را بازدارنده از [[فحشا]] و منکر: {{متن قرآن|إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ...}}<ref>«نماز از کار زشت و کار ناپسند باز می‌دارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگ‌تر است.».. سوره عنکبوت، آیه ۴۵.</ref>، [[روزه]] را مایه [[تقوا]]: {{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! روزه بر شما مقرّر شده است چنان که بر پیشینیان شما مقرّر شده بود، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۸۳.</ref> و [[وضو]] را [[وسیله]] [[طهارت]] معرفی کرده است: {{متن قرآن|مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«خداوند نمی‌خواهد شما را در تنگنا افکند ولی می‌خواهد شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه ۶.</ref>.
*این [[ادراک عقلی]] -یعنی طریقه [[فکر]] صحیح که [[قرآن کریم]] [[مردم]] را در تشخیص [[حق و باطل]]، [[خیر و شر]] و نفع و ضرر به آن ارجاع داده- همان چیزی است که [[انسان]] بر حسب [[فطرت]] خویش از آن [[آگاه]] است<ref>المیزان، ج۵، ص۲۵۵.</ref> یا به‌گفته برخی گاهی با [[تقلید]] و گاهی با ممارست و در [[پیامبران]] با [[نور الهی]] در اصل [[فطرت]] محقق می‌‌شود<ref>الموسوعة الذهبیه، ج۱۰، ص۲۰۲.</ref>.
*[[قرآن کریم]] به [[تفکر]] و [[تدبر]] بسیار اهمیت داده و شمار فراوانی از [[آیات]] برای [[ترغیب]] به آن آمده‌اند، چنان که با جست و جو در [[آیات]] به دست می‌‌آید که [[خداوند]] بیش از ۳۰۰ مورد [[انسان]] را به [[تفکر]]، [[تذکر]] و [[تعقل]] [[دعوت]] کرده است<ref>المیزان، ج۵، ص۲۵۵.</ref>. افزون بر این در [[آیات]] بسیاری عدم [[تفکر]] و [[تعقل]] را [[توبیخ]] و ملامت کرده است: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«بگو: من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های خداوند نزد من است و غیب نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام؛ جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمی‌اندیشید؟» سوره انعام، آیه ۵۰.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست و بی‌گمان برای کسانی که پرهیزگاری می‌ورزند سرای واپسین نیکوتر است؛ آیا نمی‌اندیشید؟» سوره انعام، آیه ۳۲.</ref> و برای آنان که در مسیر [[جهل]] و عدم [[تعقل]] گام برمی‌دارند و از [[سرمایه]] [[فکر]] و [[خرد]] خویش استفاده نمی‌کنند. [[رجس]] و [[پلیدی]] [[شک و تردید]] قرار داده است، آن چنان که به [[ایمان]] موفق نمی‌شوند: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و هیچ کس را جز به اذن خداوند یارایی نیست که ایمان آورد و (خداوند) عذاب را  بر آنان که خرد نمی‌ورزند برقرار می‌دارد» سوره یونس، آیه ۱۰۰.</ref><ref>نمونه، ج۸، ص۳۹۰.</ref>.
*از نگاه [[قرآن]] اعراض‌کنندگان از تعقّل، از چارپایان نیز کمترند: {{متن قرآن|إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«بدترین جنبندگان نزد خداوند ناشنوایانی گنگند که خرد نمی‌ورزند» سوره انفال، آیه ۲۲.</ref> و [[ادراک]] [[حق]] به [[وسیله]] [[تعقل]] [[غایت]] [[آفرینش]] وی بر حسب [[حیات]] [[معنوی]] اوست، چنان که رسیدن به [[اجل]] مسمّا (مدّت مقرّر) [[غایت]] [[حیات]] صوری [[دنیوی]] اوست: {{متن قرآن|وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«و تا به زمانی معیّن برسید و باشد که شما خرد ورزید» سوره غافر، آیه ۶۷.</ref><ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۴۷.</ref>.
*برخی با توجه به آیاتی چون {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره زمر، آیه ۴۲.</ref> و {{متن قرآن|كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«بدین‌گونه نشانه‌های خود را برای گروهی که می‌اندیشند روشن می‌داریم» سوره یونس، آیه ۲۴.</ref>[[تفکر]] را مبدأ وصول به [[حقیقت]]، [[علم]] و [[شناخت]] معرفی کرده‌اند<ref>المنیر، ج۹، ص۱۶۵.</ref>.
*[[روایات]] نیز تصریح می‌‌کنند که هیچ عبادتی همانند [[تفکر]] نیست<ref>بحارالانوار، ج۱، ص۸۸، ۹۴.</ref>؛ نیز اینکه ساعتی [[تفکر]] [[برتر]] از [[عبادت]] یک<ref>بحارالانوار، ج۶۸، ص۳۲۷.</ref> ۷،<ref>کشف الاسرار، ج۲، ص۳۸۷.</ref> ۶۰،<ref>بحارالانوار، ج۶۶، ص۲۹۳.</ref> و ۷۰ سال<ref>کشف الاسرار، ج۲، ص۳۸۷.</ref> است و این تفاوت به لحاظ [[اختلاف]] مراتب شخص متفکر و موضوع [[تفکر]] است<ref>کشف الاسرار، ج۲، ص۳۸۷؛ کنزالدقائق، ج۲، ص۳۲۰.</ref>.
*در [[علم]] [[منطق]] نیز [[تفکر]]، شاخصه اصلی و فصل ممیز [[انسان]] از دیگر حیوانات به شمار آمده و [[انسان]] را حیوان [[ناطق]] (متفکر) تعریف کرده‌اند<ref>ر.ک: الاشارات والتنبیهات، ج۱، ص۱۱، ۷۷.</ref>. [[تفکر]] در صورتی [[انسان]] را به [[حق]] و [[حقیقت]] رهنمون می‌‌شود که در فضایی عاری از هرگونه [[وابستگی]]، [[دلبستگی]] و پیشداوری انجام شود وگرنه چنانچه شخص متفکر قبل از [[تفکر]]، [[گرایش]] خود را به سمت و سویی خاص مشخص کرده و از پیش [[تصمیم]] گرفته باشد [[تفکر]] او در همان محدوده صورت گرفته و به نتیجه دلخواه وی می‌‌رسد، چنان‌که [[ولید بن مغیره]] با این [[گرایش]] که می‌‌خواست درباره [[قرآن]] چیزی بگوید که [[دعوت]] به آن را [[باطل]] و [[قوم]] خویش را [[راضی]] کند، می‌‌اندیشید که [[قرآن]] را [[شعر]] معرفی کند یا افسانه، یا [[کهانت]] یا [[سحر]]. او در این محدوده اندیشید و سرانجام به این نتیجه رسید که بگوید [[قرآن]] [[سحر]] و ساخته دست [[بشر]] است، از این‌رو به شدت مورد [[غضب]] و [[نفرین]] [[خداوند]] قرار گرفت: {{متن قرآن|إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ}}<ref>«که او اندیشید و سنجید و مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ دگر باره مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ سپس نگریست آنگاه روی در هم کشید و ترشرویی کرد سپس پشت کرد و گردنکشی ورزید و گفت: این جز جادویی که آموخته می‌شود نیست این جز گفتار آدمی نیست» سوره مدثر، آیه ۱۸-۲۵.</ref><ref>المیزان، ج۲۰، ص۸۶-۸۷.</ref><ref>[[تفکر (مقاله)|تفکر]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]، ج۸</ref>.
==خاستگاه [[تفکر]]==
*بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ}}<ref>«خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را می‌کاوید تا بدو نشان دهد چگونه کالبد برادرش را در خاک کند»؛ سوره مائده، آیه ۳۱.</ref>، پس از آنکه [[قابیل]] [[هابیل]] را کشت، [[خداوند]] زاغی را برانگیخت تا [[زمین]] را بکاود و به او نشان دهد چگونه [[جسد]] برادرش را [[پنهان]] کند. این [[آیه]] که در نوع خود بی‌نظیر است، بیانگر حال [[انسان]] در بهره‌وری از [[حس]] است؛ بدین صورت که او ابتدا [[خواص]] اشیا را از [[ناحیه]] [[حس]] تحصیل می‌‌کند. سپس با [[تفکر]] در آنها به اهداف و مقاصد خود در [[زندگی]] [[دست]] می‌‌یابد، همان‌گونه که در بحث [[علمی]] شناخت‌شناسی -برخلاف نظر کسانی که [[علم]] را فطریِ [[انسان]] و بر اساس [[تذکر]] می‌‌دانند- به [[اثبات]] رسیده که [[علوم]] و [[معارف]] فکریِ [[انسان]] همه به حسّ منتهی می‌‌شوند؛ توضیح آنکه، [[انسان]] دارای [[علوم]] گسترده غیر قابل شمارشی است که روز به روز افزایش می‌‌یابند و اگر به گذشته بازگردیم خواهیم دید [[علوم]] بالفعل وی به تدریج نقصان یافته و در نهایت به صفر می‌‌رسند و این [[خداوند]] است که با [[هدایت]] خویش: {{متن قرآن|الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى}}<ref>«پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیز را به (فراخور) او، ارزانی داشته سپس راهنمایی کرده است» سوره طه، آیه ۵۰.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى}}<ref>«و آنکه اندازه کرد و راه نمود» سوره اعلی، آیه ۳.</ref> و فراهم آوردن اسباب [[دانایی]] وی (حسّ و [[فکر]]) چیزهایی را که نمی‌دانسته به او آموخته است: {{متن قرآن|عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ}}<ref>«به انسان آنچه نمی‌دانست آموخت» سوره علق، آیه ۵.</ref>.
*[[قرآن کریم]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ}}<ref>«و خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمی‌دانستید و برای شما گوش و چشم و دل نهاد» سوره نحل، آیه ۷۸.</ref> تصریح می‌‌کند [[آدمی]] هنگامی که از [[مادر]] متولد می‌‌شود چیزی نمی‌داند و [[خدا]] (برای [[دانا]] شدن او) [[سمع]] و [[بصر]] و [[قلب]] را برایش قرار می‌‌دهد.
*کوتاه سخن آنکه [[تأمل]] در حال [[انسان]] و [[تدبر]] در [[آیات قرآن]]، مانند [[آیه]] {{متن قرآن|فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ...}}<ref>«خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را می‌کاوید تا بدو نشان دهد چگونه کالبد برادرش را در خاک کند.»؛ سوره مائده، آیه ۳۱.</ref> گویای این نکته است که [[علوم]] نظری [[انسان]] -یعنی [[علم]] به [[خواص]] اشیا و [[معارف عقلی]] که پیرو آن به دست می‌‌آید- از حسّ شروع می‌‌شود و [[خداوند]] از طریق [[حس]]، [[خواص]] اشیا را به وی می‌‌آموزد.
*به طور کلی آیاتی که مشتمل بر تعابیری چون {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}}، {{متن قرآن|أَفَلَا يَرَوْنَ}}، {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتُمْ}} و {{متن قرآن|أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}‌‌اند، [[انسان]] را به جزئیاتی که [[خواص]] قابل [[احساس]] دارند سوق می‌‌دهند و آیاتی که از تعبیراتی مانند {{متن قرآن|لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}، {{متن قرآن|يَتَفَكَّرُونَ}}، {{متن قرآن|يَتَذَكَّرُونَ}} و {{متن قرآن|يَفْقَهُونَ}} استفاده کرده‌اند [[انسان]] را به [[ادراک کلیات]] [[عقلی]] که به مبدأ و [[معاد]] [[ارتباط]] دارند، فرا می‌‌خوانند<ref>المیزان، ج۵، ص۳۳۸.</ref>.
*البته بیشترین بهره‌برداری از [[حس]]، مربوط به توده [[مردم]] است که از [[تعقل]] در دقایق امور و [[ادراک]] [[حقیقت]] آنها و راهیابی به [[مصالح]] و مفاسدشان قاصرند و بهره‌مندی از [[عقل]]، ویژه [[خواص]] اندک شمار [[مردم]] است، از همین‌رو در برخی [[آیات]]، [[سمع]] بر [[عقل]] مقدم شده است: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«و می‌گویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز می‌بودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.</ref><ref>المیزان، ج۱۹، ص۳۵۳.</ref><ref>[[تفکر (مقاله)|تفکر]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]،  ج۸</ref>.
==زمینه‌های [[تفکر]]==
*[[تفکر]] یا در امر [[دین]] است یا در غیر آن. مراد از امر [[دین]]، معامله بین [[عبد]] و [[رب]] است و در این صورت همه [[افکار]] [[عبد]] یا به خود و صفات و احوال خویش تعلق داشته، نظر او در موارد [[رضایت]] و [[غضب]] [[پروردگار]] منحصر است یا به [[معبود]] و اسما و صفات و [[افعال]] وی از [[ملک]] و [[ملکوت]] و آنچه در [[آسمان]] و [[زمین]] و بین آن هاست تعلق دارد<ref>الموسوعة الذهبیه، ج۱۰، ص۲۰۲-۲۰۳.</ref>؛ ولی کسی که جز به [[دنیا]] و امور رفاهی آن نمی‌نگرد، [[تفکر]] او از حدود ماده نمی‌گذرد و [[خداوند]] به [[پیامبر]]{{صل}} [[دستور]] اعراض از چنین کسی را می‌‌دهد: {{متن قرآن|فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«پس، از آن کس که از یاد ما دل گردانده و جز زندگی این جهان را نخواسته است روی بگردان» سوره نجم، آیه ۲۹.</ref><ref>تفسیر موضوعی، ج۶، ص۸۶.</ref>.
*بر اساس برخی [[آیات]] که [[انگیزه]] [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]] را [[تبیین]] [[وحی الهی]] و [[تفکر]] و اندیشیدن [[مردم]]: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref> و [[تدبر]] در [[آیات قرآن]] و [[تذکر]] صاحبان [[خرد]]: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستاده‌ایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref> معرفی می‌‌کند، یا آیاتی که [[هدف]] توصیه‌های [[الهی]] و [[تبیین]] [[آیات]] را [[تعقل]] و [[تفکر]] می‌‌دانند: {{متن قرآن|ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>، {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«این‌گونه خداوند برای شما آیات (خود) را روشن می‌گوید باشد که شما بیندیشید» سوره بقره، آیه ۲۱۹.</ref> می‌‌توان [[قرآن]] و [[آیات]] آن را یکی از مهم‌ترین زمینه‌های [[تفکر]] دانست. از همین‌روست که [[خداوند]] [[قرآن]] را به زبانی نازل کرده که [[معارف]] آن [[فهم]] و ادراک‌پذیر باشند: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«ما آن را قرآنی عربی  فرو فرستاده‌ایم باشد که خرد ورزید» سوره یوسف، آیه ۲.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}} «به راستی ما آن را قرآنی عربی  قرار دادیم باشد که خرد ورزید» سوره زخرف، آیه ۳.</ref> و در آن قصه‌ها: {{متن قرآن|وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا... فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و اگر می‌خواستیم (جایگاه) او را فرا می‌بردیم... پس این داستان را باز گوی باشد که آنان بیندیشند» سوره اعراف، آیه ۱۷۶.</ref>، {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ...}}<ref>«به راستی در داستان آنان برای خردمندان پندی (نهفته) است» سوره یوسف، آیه ۱۱۱.</ref> و مَثَل‌هایی آورده است: {{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«اگر این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده می‌دیدی و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ... كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«جز این نیست که داستان زندگانی این جهان مانند آبی است که آن را از آسمان فرو فرستیم که رستنی (های) زمین -آنچه مردم و چارپایان از آن(ها) می‌خورند- با آن درآمیزد... بدین‌گونه نشانه‌های خود را برای گروهی که می‌اندیشند روشن می‌داریم» سوره یونس، آیه ۲۴.</ref>، براین اساس و نیز با توجه به تقبیح و [[مذمت]] [[خداوند]] نسبت به کسانی که در [[قرآن]] [[تدبر]] نمی‌کنند: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ}}<ref>«آیا به قرآن نیک نمی‌اندیشند؟» سوره نساء، آیه ۸۲.</ref>، [[عقیده]] جماعتی از حَشَویان و اخباریان [[باطل]] است که می‌‌گویند: معنای [[قرآن]] را جز با [[سخن پیامبر]]{{صل}} نشاید دانست؛ نیز سخن مجبّران مردود است که می‌‌گویند: هرچه را [[خدا]] خواهد کسی بداند به [[قلب]] او [[القا]] می‌‌کند و کوشش و [[تدبر]] [[بنده]] در تحصیل [[علم قرآن]] و غیر آن مفید نیست<ref>نثر طوبی، ج۱، ص۲۵۲-۲۵۳.</ref>.
*برخی دیگر از زمینه‌ها و موضوعات [[تفکر]]، عبارت‌اند از صحت و [[سلامت]] [[قوای ادراکی]] [[پیامبر]]{{صل}} جهت [[ادراک]] [[حقانیت]] وی: {{متن قرآن|ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ}}<ref>«سپس بیندیشید، در همنشین شما دیوانگی نیست» سوره سبأ، آیه ۴۶؛ نیز {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ}} «آیا نیندیشیده‌اند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیست» سوره اعراف، آیه ۱۸۴.</ref>، [[خلقت]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] برای پی بردن به [[راز]] [[آفرینش]] آنها: {{متن قرآن|وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا}}<ref>«و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این(ها) را بیهوده نیافریده‌ای» سوره آل عمران، آیه ۱۹۱.</ref> و نیز وجهه [[باطنی]] و جنبه [[ارتباط]] آنها و هر چیزی که [[خدا]] [[آفریده]] است با [[پروردگار]]، برای تحصیل [[یقین]]: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ}}<ref>«و این‌گونه ما گستره  آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد» سوره انعام، آیه ۷۵.</ref>، {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ...}}<ref>«آیا در گستره  آسمان‌ها و زمین و هر چیزی که خداوند آفریده است ننگریسته‌اند؟» سوره اعراف، آیه ۱۸۵.</ref><ref>المیزان، ج۸، ص۳۴۸.</ref>، کیفیت [[آفرینش]] شتر، برافراشتگی [[آسمان]]، برپا داشته شدن کوه‌ها، گستردگی و استوای [[زمین]] و در نتیجه مهیّا بودن آن برای سکونت و [[زندگی]]: {{متن قرآن|أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ}}<ref>«آیا به شتر نمی‌نگرند که چگونه آن را آفریده‌اند؟ و به آسمان که چگونه آن را برافراشته‌اند؟ و به کوه‌ها که چگونه آنها را برگمارده‌اند؟ و به زمین که چگونه آن را گسترده‌اند؟» سوره غاشیه، آیه ۱۷-۲۰.</ref><ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۷۴.</ref>، [[اعمال]] و [[رفتاری]] که [[انسان]] برای روز حساب از پیش می‌‌فرستد: {{متن قرآن|وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ...}}<ref>«و هر کس باید بنگرد برای (روزی چون) فردا چه پیش فرستاده است.».. سوره حشر، آیه ۱۸.</ref><ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۲۵.</ref>، اطوار [[خلقت انسان]]، از مرحله [[خاک]] تا نطفه و سپس علقه و نیز دوره‌های [[سنّی]] وی از [[طفولیت]] و [[جوانی]] و سالمندی که در این میان برخی [[مرگ]] پیشرس یافته تا سرانجام هرکس به مدّتی که مقرّر است برسد: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«اوست که شما را از خاک سپس از نطفه و آنگاه از خونی بسته آفرید، سرانجام شما را به گونه نوزادی برآورد سپس (توان می‌دهد) تا به رشد کاملتان برسید، پس از آن تا پیر گردید- و جان برخی از شما پیش‌تر (از پیری) گرفته می‌شود- و تا به زمانی معیّن برسید و باشد که شما خرد ورزید» سوره غافر، آیه ۶۷.</ref>، اُفتِ در [[خلقت]] در [[عمر]] دراز: {{متن قرآن|وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و ما هر که را سالمند گردانیم در آفرینش باژگونش می‌سازیم  پس آیا نمی‌اندیشند؟» سوره یس، آیه ۶۸.</ref>، [[تاریخ]] [[زندگی]] گذشتگان برای [[شناخت]] [[سنن]] و قوانینی که [[خداوند]] بر [[جوامع بشری]] [[حاکم]] فرموده: {{متن قرآن|قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا...}}<ref>«پیش از شما سنّت‌هایی (بوده و) از میان رفته‌اند پس روی زمین گردش کنید تا بنگرید سرانجام دروغ‌انگاران چگونه بوده است» سوره آل عمران، آیه ۱۳۷.</ref>، {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ... أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«آیا روی زمین گردش نکرده‌اند تا بنگرند سرانجام پیشینیانشان چگونه بوده است؟... آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره یوسف، آیه ۱۰۹.</ref>، فرجام [[تکذیب]] [[آیات]] و [[سرپیچی]] از [[دستورات الهی]]: {{متن قرآن|وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ}}<ref>«و آنهایی را که آیات ما را دروغ شمردند غرق کردیم پس بنگر که سرانجام بیم‌داده‌شدگان چگونه بود» سوره یونس، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ مَطَرًا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ}}<ref>«و بر آنان بارانی (از سنگ - گل) باراندیم آنک بنگر سرانجام گنهکاران چگونه بود» سوره اعراف، آیه ۸۴.</ref>، [[دشمنی]] [[آشکار]] [[شیطان]] با [[فرزندان آدم]]{{ع}} و [[گمراه کردن]] انبوهی از آنان: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ}}<ref>« او دشمن آشکار شماست و به راستی گروهی فراوان از شما را بیراه کرد پس آیا خرد نمی‌ورزیدید؟» سوره یس، آیه ۶۰، ۶۲.</ref>، [[آیات]] و نشانه‌های [[الهی]]، مانند نحوه [[زندگی]] زنبور و کیفیت عسل‌سازی آن با رنگ‌های مختلف و نیز ویژگی درمانی آن: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد سپس از (گل) همه میوه‌ها  بخور و راه‌های هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگ‌های گوناگون برمی‌آید که در آن برای مردم درمانی است، بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره نحل، آیه ۶۸-۶۹.</ref>، آمد و شد شب و روز: {{متن قرآن|...وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ... لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«بی‌گمان در پیاپی آمدن شب و روز... برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هاست» سوره بقره، آیه ۱۶۴.</ref>، مسخر کردن شب و روز و [[خورشید و ماه]] برای [[انسان]] و نیز مسخر بودن [[ستارگان]] به [[فرمان الهی]]: {{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و شب و روز و خورشید و ماه را رام شما گردانید و ستارگان رام‌شدگانی به فرمان اویند، به راستی در آن برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هایی است» سوره نحل، آیه ۱۲.</ref>، آنچه را [[خداوند]] در [[زمین]] به رنگ‌های گوناگون برای [[انسان]] پدید آورده است: {{متن قرآن|وَمَا ذَرَأَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ}}<ref>«و در آنچه در زمین برای شما با رنگ‌های گوناگون پدید آورد بی‌گمان نشانه‌ای برای گروهی است که در یاد می‌گیرند» سوره نحل، آیه ۱۳.</ref>، گستردگی [[زمین]] و وجود رودها و کوه‌ها در آن، جفت جفت قرار دادن میوه‌ها و پوشاندن روز به شب: {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و اوست که زمین را گسترد و در آن کوه‌ها و رودهایی نهاد و از هر میوه در آن جفتی دوگانه  برآورد؛ شب را با روز فرا می‌پوشد، بی‌گمان در آن (کار) نشانه‌هایی برای گروهی است که می‌اندیشند» سوره رعد، آیه ۳.</ref>، آمدن [[باران]] و سیراب شدن [[مردمان]] و [[رویش گیاهان]] و درختان به [[وسیله]] آن: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لَكُمْ مِنْهُ شَرَابٌ وَمِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ * يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالْأَعْنَابَ وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«اوست که از آسمان برای شما آبی فرو فرستاد که آشامیدنی (شما) و گیاهی که در آن (چارپایانتان را) می‌چرانید از آن است * با آن (آب) برایتان کشت و زیتون و خرما بن و انگورها (ی گوناگون) و از همه میوه‌ها می‌رویاند؛ بی‌گمان در این برای گروهی که می‌اندیشند نشانه‌ای است» سوره نحل، آیه ۱۰-۱۱.</ref>، [[آفرینش]] [[همسر]] برای [[انسان]] و قرار دادن [[مودّت]] و [[رحمت]] بین [[همسران]]: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار  و مهر  پدید آورد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.</ref>، [[مرگ]] و [[حیات]] و [[خواب]] و [[بیداری]] [[انسان‌ها]]: {{متن قرآن|اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«خداوند، جان‌ها را هنگام مرگشان و آن (جان) را که نمرده است هنگام خوابیدن آن می‌گیرد و آن را که مرگش را رقم زده است نگاه می‌دارد و دیگری را تا زمانی معیّن رها می‌کند؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره زمر، آیه ۴۲.</ref>، کشتی‌هایی که در دریا روان‌اند با آنچه به [[مردم]] سود می‌‌رساند، زنده ساختن [[زمین مرده]] به [[وسیله]] [[نزول]] [[باران]] و پراکندگی هرگونه جنبنده‌ای در [[زمین]]، [[تغییر]] مسیر بادها و ابرهای مسخر در میان [[زمین]] و [[آسمان]]: {{متن قرآن|...وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«...و در آن کشتی  که برای سود رساندن به مردم در دریا روان است و در آبی که خداوند از آسمان فرو می‌بارد و زمین را پس از مردن، بدان زنده می‌دارد و بر آن هرگونه جنبنده‌ای را می‌پراکند و در گرداندن بادها و ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین، برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هاست» سوره بقره، آیه ۱۶۴.</ref>، بیم‌آور و امیدبخش نمایاندن برق: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا... إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که برق  را برای بیم و امید نشانتان می‌دهد... بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که خرد می‌ورزند» سوره روم، آیه ۲۴.</ref> و زنده ساختن برخی از مردگان در [[دنیا]]: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«این چنین خداوند مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌های خود را به شما نشان می‌دهد، باشد که خرد ورزید» سوره بقره، آیه ۷۳.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ...}}<ref>«یا همچون (داستان) آن کس که بر (خرابه‌های) شهری (با خانه‌هایی) فرو ریخته گذشت. گفت: چگونه خداوند (مردم) این (شهر) را پس از مرگ آن(ها) زنده می‌گرداند؟ و خداوند همو را صد سال میراند و سپس (دوباره به جهان) باز آورد»؛ سوره بقره، آیه ۲۵۹.</ref>.
*[[قرآن کریم]] [[انسان‌ها]] را از [[تفکر]] در [[ذات الهی]] برحذر داشته است: {{متن قرآن|وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ}}<ref>«و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد» سوره آل عمران، آیه ۲۸، ۳۰.</ref><ref>شرح فصوص الحکم، ص۱۷.</ref>، زیرا مخلوقات نمی‌توانند به وی [[احاطه علمی]] پیدا کنند: {{متن قرآن|وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا}}<ref>«و آنان بر او در دانش احاطه ندارند» سوره طه، آیه ۱۱۰.</ref>؛ اما درباره [[تفکر]] در صفات و اسما و [[افعال]] [[خدا]] چنین منعی نیست، بلکه در [[آیات]] بسیاری به آن [[تشویق]] شده است<ref>المیزان، ج۴، ص۹۰.</ref>. به گفته برخی، در طریق [[معنوی]] [[تفکر]]، [[حجاب]] است و [[خداوند]] جلی‌تر از آن است که [[عقل]] با [[تفکر]] و نظر او را بشناسد و بر [[عاقل]] است که [[قلب]] خود را از تفکر تهی سازد و آن گاه که می‌‌خواهد [[خدا]] را بشناسد باید از راه مشاهده باشد<ref>جامع الاسرار، ص۲۸۸، ۴۹۰-۴۹۱.</ref><ref>[[تفکر (مقاله)|تفکر]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]، ج۸.</ref>.


==[[تفکّر]] در آفاق و انفس==
==[[تفکّر]] در آفاق و انفس==
۱۱۵٬۲۶۲

ویرایش