وحی بیانی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'فرشته وحی' به 'فرشته وحی'
جز (جایگزینی متن - 'فرشته وحی' به 'فرشته وحی')
خط ۴۴: خط ۴۴:
با توجه به آنچه گذشت، وحی بیانی وحی است که بر [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} نازل شده و آن حضرت آن را نزد [[اهل بیت]] {{عم}} خود نهاده تا ایشان آن را بیان کنند. ابن اثیر که از بزرگترین لغت شناسان اهل سنت است، پس از نقل حدیثی می‌گوید: از این حدیث، همان عقیده شیعه استفاده می‌شود که پیامبر {{صل}} برخی از آنچه بر وی نازل شد را نزد [[اهل بیت]] خود نهاد تا بیان کنند.<ref>ابن اثیر، مجدالدین مبارک، النهایۀ، قم، اسماعیلیان. ج۵ ص۱۶۳</ref>
با توجه به آنچه گذشت، وحی بیانی وحی است که بر [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} نازل شده و آن حضرت آن را نزد [[اهل بیت]] {{عم}} خود نهاده تا ایشان آن را بیان کنند. ابن اثیر که از بزرگترین لغت شناسان اهل سنت است، پس از نقل حدیثی می‌گوید: از این حدیث، همان عقیده شیعه استفاده می‌شود که پیامبر {{صل}} برخی از آنچه بر وی نازل شد را نزد [[اهل بیت]] خود نهاد تا بیان کنند.<ref>ابن اثیر، مجدالدین مبارک، النهایۀ، قم، اسماعیلیان. ج۵ ص۱۶۳</ref>


اکنون برخی از اشکالات و شبهاتی را که می‌توان با این نظریه پاسخ داد، برمی‌شمریم: دکتر قفاری به تبعیت از اسلاف خود با تمسک و استناد به روا یات فوق، نه تنها شیعه را متهم به تحریف قرآن نموده است؛ بلکه چون خود از فرقه تکفیری‌هاست، شیعه را به کفر صریح متهم کرده است.<ref>ثعالبی، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر الثعالبی، با تحقیق علی محمد معوض، بیروت، دار احیاء التراث العربی ج۱ ص۲۹۵ و ۲۹۶</ref> در حالی که روایات فوق در مقام بیان وحی قرآنی و فزونی و کاستی آن نیستند؛ بلکه تنها وحی بیانی که به شرح و تفسیر آیات قرآن اختصاص دارد را متذکر شده‌اند شبهه دیگری که با توجه به نظریه وحی بیانی قابل نقد و بررسی است، ادعای برخی از نویسندگان معاصر است که تصور نموده‌اند روایات فقهی [[اهل بیت]] در دوران عصر حضور به معنای تداوم [[نبوت]] و پذیرفتن نوعی [[رسالت]] از جانب صاحب این روایت است؛ در حالیکه همانگونه که در تقسیمات [[وحی]] در ابتدای مقاله بیان شد، پذیرفتن وحی، مستلزم پذیرفتن رسالت صاحب آن وحی نیست و مادر [[حضرت موسی]] {{ع}} یا [[حضرت مریم]] {{ع}} با [[فرشته]] [[وحی]] در ارتباط بوده‌اند و کسی هم ادعای [[نبوت]] آنان را مطرح نکرده است؛ از سوی دیگر قبلاً از ابن اثیر نقل شد که حتی به نظر اهل سنت، [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} برخی از موارد وحی را تنها به [[اهل بیت]] {{عم}} خود منتقل نموده است تا ایشان جهت برخی مصالح، آن وحی را بیان کنند. صدرالمتألهین نیز مقصود از وحی را گاهی اوقات، وراثت عن الرسول می‌داند.<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]]، ص ۵۰ تا ۶۰.</ref>
اکنون برخی از اشکالات و شبهاتی را که می‌توان با این نظریه پاسخ داد، برمی‌شمریم: دکتر قفاری به تبعیت از اسلاف خود با تمسک و استناد به روا یات فوق، نه تنها شیعه را متهم به تحریف قرآن نموده است؛ بلکه چون خود از فرقه تکفیری‌هاست، شیعه را به کفر صریح متهم کرده است.<ref>ثعالبی، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر الثعالبی، با تحقیق علی محمد معوض، بیروت، دار احیاء التراث العربی ج۱ ص۲۹۵ و ۲۹۶</ref> در حالی که روایات فوق در مقام بیان وحی قرآنی و فزونی و کاستی آن نیستند؛ بلکه تنها وحی بیانی که به شرح و تفسیر آیات قرآن اختصاص دارد را متذکر شده‌اند شبهه دیگری که با توجه به نظریه وحی بیانی قابل نقد و بررسی است، ادعای برخی از نویسندگان معاصر است که تصور نموده‌اند روایات فقهی [[اهل بیت]] در دوران عصر حضور به معنای تداوم [[نبوت]] و پذیرفتن نوعی [[رسالت]] از جانب صاحب این روایت است؛ در حالیکه همانگونه که در تقسیمات [[وحی]] در ابتدای مقاله بیان شد، پذیرفتن وحی، مستلزم پذیرفتن رسالت صاحب آن وحی نیست و مادر [[حضرت موسی]] {{ع}} یا [[حضرت مریم]] {{ع}} با [[فرشته وحی]] در ارتباط بوده‌اند و کسی هم ادعای [[نبوت]] آنان را مطرح نکرده است؛ از سوی دیگر قبلاً از ابن اثیر نقل شد که حتی به نظر اهل سنت، [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} برخی از موارد وحی را تنها به [[اهل بیت]] {{عم}} خود منتقل نموده است تا ایشان جهت برخی مصالح، آن وحی را بیان کنند. صدرالمتألهین نیز مقصود از وحی را گاهی اوقات، وراثت عن الرسول می‌داند.<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]]، ص ۵۰ تا ۶۰.</ref>


== چند نمونه از موارد وحی بیانی==
== چند نمونه از موارد وحی بیانی==
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش