←معنای تسلیم از منظر امام خمینی
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
*حضرت [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "اگر جمعیّتی خدا را بپرستند، نماز را بپا دارند و زکات را بپردازند و روزه ماه رمضان و حج را بجا آورند، ولی نسبت به کارهایی که پیامبر انجام داده، با سوءظن بنگرند و یا بگویند: اگر فلان کار را انجام نداده بود، بهتر بود، آنان در حقیقت مؤمنان واقعی نیستند، سپس امام آیه{{متن قرآن| فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا }}<ref> سوگند به پروردگارت که ایمان نمیآورند مگر آنکه در نزاعی که در میان آنان است تو را داور قرار دهند و از حکمی که تو میدهی، هیچ ناخشنود نشوند و به درستی، [[تسلیم]] آن گردند؛ سوره نساء، آیه: ۶۵.</ref> تلاوت فرموده، چنین فرمود: بر شما باد به [[تسلیم]]"<ref>{{عربی|" لَوْ أَنَ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ حَجُّوا الْبَيْتَ وَ صَامُوا شَهْرَ رَمَضَانَ ثُمَّ قَالُوا لِشَيْءٍ صَنَعَهُ اللَّهُ تَعَالَى أَوْ صَنَعَهُ النَّبِيُّ ص أَلَّا صَنَعَ خِلَافَ الَّذِي صَنَعَ أَوْ وَجَدُوا ذَلِكَ فِي قُلُوبِهِمْ لَكَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ {{متن قرآن| فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا }} ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} وَ عَلَيْكُمْ بِالتَّسْلِيم"}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۳۹۰، ح ۲.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص۴۱۹.</ref>. | *حضرت [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "اگر جمعیّتی خدا را بپرستند، نماز را بپا دارند و زکات را بپردازند و روزه ماه رمضان و حج را بجا آورند، ولی نسبت به کارهایی که پیامبر انجام داده، با سوءظن بنگرند و یا بگویند: اگر فلان کار را انجام نداده بود، بهتر بود، آنان در حقیقت مؤمنان واقعی نیستند، سپس امام آیه{{متن قرآن| فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا }}<ref> سوگند به پروردگارت که ایمان نمیآورند مگر آنکه در نزاعی که در میان آنان است تو را داور قرار دهند و از حکمی که تو میدهی، هیچ ناخشنود نشوند و به درستی، [[تسلیم]] آن گردند؛ سوره نساء، آیه: ۶۵.</ref> تلاوت فرموده، چنین فرمود: بر شما باد به [[تسلیم]]"<ref>{{عربی|" لَوْ أَنَ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ حَجُّوا الْبَيْتَ وَ صَامُوا شَهْرَ رَمَضَانَ ثُمَّ قَالُوا لِشَيْءٍ صَنَعَهُ اللَّهُ تَعَالَى أَوْ صَنَعَهُ النَّبِيُّ ص أَلَّا صَنَعَ خِلَافَ الَّذِي صَنَعَ أَوْ وَجَدُوا ذَلِكَ فِي قُلُوبِهِمْ لَكَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ {{متن قرآن| فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا }} ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} وَ عَلَيْكُمْ بِالتَّسْلِيم"}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۳۹۰، ح ۲.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص۴۱۹.</ref>. | ||
== | ==[[تسلیم]] از منظر عرفان== | ||
* | *[[تسلیم]] یکی از صفات نیکوی مؤمنین است که به واسطه آن، طیّ مقامات معنویّه و معارف الهیّه شود و کسی که [[تسلیم]] پیش حق و اولیای خدا شود و در مقابل آنها چون و چرا نکند و با قدم آنها سیر ملکوتی کند، زود به مقصد میرسد، از این جهت بعضی از عرفا گویند که مؤمنین از حکما نزدیکتر به مقصد و مقصود هستند؛ زیرا که آنها قدم را جای پای پیامبران میگذارند و حکما میخواهند با فکر و عقل خود سیر کنند و البتّه آنکه [[تسلیم]] راهنمایی الهی شد، از راه مستقیم - که اقرب طرق است - به مقصود میرسد و هیچ خطری از برای او نیست لکن آنکه با قدم خود سیر کند، چه بسا در هلاکت افتد و راه را گم کند. انسان باید کوشش کند تا طبیب حاذق پیدا کند، چون طبیبی کامل یافت، در نسخههای او اگر چون و چرا کند و [[تسلیم]] او نشود و با عقل خود بخواهد خود را علاج کند، چه بسا که به هلاکت رسد. | ||
* در سیر ملکوتی، باید انسان کوشش کند تا هادی طریق پیدا کند و چون هادی پیدا کرد، باید [[تسلیم]] او شود و در سیر و سلوک به دنبال او رود و قدم را جای قدم او گذارد و ما چون [[نبی اکرم]]{{صل}} را هادی طریق یافتیم و او را واصل به تمام معارف میدانیم، باید در سیر ملکوتی، تبعیّت او کنیم بی چون و چرا<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص۴۲۰.</ref>. | * در سیر ملکوتی، باید انسان کوشش کند تا هادی طریق پیدا کند و چون هادی پیدا کرد، باید [[تسلیم]] او شود و در سیر و سلوک به دنبال او رود و قدم را جای قدم او گذارد و ما چون [[نبی اکرم]]{{صل}} را هادی طریق یافتیم و او را واصل به تمام معارف میدانیم، باید در سیر ملکوتی، تبعیّت او کنیم بی چون و چرا<ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص۴۲۰.</ref>. | ||
*و اگر بخواهیم فلسفه احکام را با عقل ناقص خود دریابیم، از جاده مستقیم، منحرف میشویم و به هلاکت دائم میرسیم، مانند مریضی که بخواهد از سرّ نسخه طبیب آگاه شود و پس از آن دارو بخورد، ناچار چنین مریضی، روی سلامت نمیبیند، تا آمده است از سرّ نسخه آگاهی پیدا کند، وقت علاج گذشته، خود را به هلاکت کشانده. ما مریضان و گمراهان باید نسخههای سیر ملکوتی و امراض قلبیّه خود را از راهنمایان طریق هدایت و اطبّای نفوس و پزشکان ارواح دریافت کنیم و پی به کار بستن افکار ناقصه و آرای ضعیفه خود به آنها عمل کنیم تا به مقصد که رسیدن به سرایر توحید است، برسیم بلکه همین [[تسلیم]] در بارگاه قدس الهی، یکی از مصلحات امراض روحیّه است و خود نفس را صفایی به سزا دهد و نورانیّت باطن را روز افزون کند | *و اگر بخواهیم فلسفه احکام را با عقل ناقص خود دریابیم، از جاده مستقیم، منحرف میشویم و به هلاکت دائم میرسیم، مانند مریضی که بخواهد از سرّ نسخه طبیب آگاه شود و پس از آن دارو بخورد، ناچار چنین مریضی، روی سلامت نمیبیند، تا آمده است از سرّ نسخه آگاهی پیدا کند، وقت علاج گذشته، خود را به هلاکت کشانده. ما مریضان و گمراهان باید نسخههای سیر ملکوتی و امراض قلبیّه خود را از راهنمایان طریق هدایت و اطبّای نفوس و پزشکان ارواح دریافت کنیم و پی به کار بستن افکار ناقصه و آرای ضعیفه خود به آنها عمل کنیم تا به مقصد که رسیدن به سرایر توحید است، برسیم بلکه همین [[تسلیم]] در بارگاه قدس الهی، یکی از مصلحات امراض روحیّه است و خود نفس را صفایی به سزا دهد و نورانیّت باطن را روز افزون کند<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۴۰۳ - ۴۰۲.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص۴۲۰.</ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||