←کارایی هویت اجتماعی و حدود آن
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
#در برابر هویتهای [[اجتماعی]] دیگر. | #در برابر هویتهای [[اجتماعی]] دیگر. | ||
*در متون [[اسلامی]] کارایی [[هویت]] [[اجتماعی]] در هر دو بُعد به دقت بررسی و [[تبیین]] شده است: | *در متون [[اسلامی]] کارایی [[هویت]] [[اجتماعی]] در هر دو بُعد به دقت بررسی و [[تبیین]] شده است: | ||
* | *'''الف) کارایی [[هویت]] [[اجتماعی]] در مقابل [[هویت]] فردی:''' در [[تقابل]] [[هویت]] [[اجتماعی]] با [[هویت]] فردی بر این نکته تاکید شده است که [[هویت]] فردی میتواند در دو صورت در برابر [[هویت]] [[اجتماعی]] [[مقاومت]] کند و فشار [[روابط اجتماعی]] را در جهت شکستن حصارهای [[هویت]] فردی بیاثر کند،این دو صورت عبارتنداز: | ||
#بهکارگیری ابزارهای مناسب جهت موضعگیری در مقابل [[هویت]] [[اجتماعی]] یا به تعبیری "اعتراض" که در [[قرآن]] از آن به [[جهاد]] یا [[امر به معروف و نهی از منکر]] تعبیر شده است که نخستین مرحلهاش [[اعتراض]] خاموش است و عالیترین مراحل آن [[اعتراض]] سازمان یافته و متمرکز [[تبلیغاتی]]، [[سیاسی]] و نظامی است. | #بهکارگیری ابزارهای مناسب جهت موضعگیری در مقابل [[هویت]] [[اجتماعی]] یا به تعبیری "اعتراض" که در [[قرآن]] از آن به [[جهاد]] یا [[امر به معروف و نهی از منکر]] تعبیر شده است که نخستین مرحلهاش [[اعتراض]] خاموش است و عالیترین مراحل آن [[اعتراض]] سازمان یافته و متمرکز [[تبلیغاتی]]، [[سیاسی]] و نظامی است. | ||
#فاصلهگیری از [[جامعه]] و [[گزینش]] شرایط [[اجتماعی]] دیگر که در [[زبان قرآن]] از آن به "هجرت" تعبیر میشود. | #فاصلهگیری از [[جامعه]] و [[گزینش]] شرایط [[اجتماعی]] دیگر که در [[زبان قرآن]] از آن به "هجرت" تعبیر میشود. | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
*بنا بر آنچه در این [[آیات]] آمده است [[زندگی]] در آنجا که [[هویت]] [[اجتماعی]] [[جامعه]] محکوم [[فساد]] و [[انحطاط]] شود به معنای [[پذیرش]] [[هویت]] [[اجتماعی]] [[حاکم]] بر آن است. برای [[گریز]] از ذوب شدن در این [[هویت]] [[اجتماعی]] یکی از دو راه را باید برگزید: [[اعتراض]] یا [[هجرت]]. | *بنا بر آنچه در این [[آیات]] آمده است [[زندگی]] در آنجا که [[هویت]] [[اجتماعی]] [[جامعه]] محکوم [[فساد]] و [[انحطاط]] شود به معنای [[پذیرش]] [[هویت]] [[اجتماعی]] [[حاکم]] بر آن است. برای [[گریز]] از ذوب شدن در این [[هویت]] [[اجتماعی]] یکی از دو راه را باید برگزید: [[اعتراض]] یا [[هجرت]]. | ||
*[[اعتراض]]، فرد را در مقابل فشارهای [[اجتماعی]] ناشی از [[هویت]] [[فاسد]] [[جامعه]] مقاوم و پایدار میکند و همچون حصاری نفوذناپذیر، [[شخصیت]] [[هویت]] فردی را از [[نفوذ]] [[هویت]] منحط [[اجتماعی]] مصون میدارد در صورتی که امکان هر گونه [[اعتراض]] منتفی باشد [[هجرت]] تنها راه [[گریز]] از [[پذیرش]] شرایط [[اجتماعی]] نامطلوب است. | *[[اعتراض]]، فرد را در مقابل فشارهای [[اجتماعی]] ناشی از [[هویت]] [[فاسد]] [[جامعه]] مقاوم و پایدار میکند و همچون حصاری نفوذناپذیر، [[شخصیت]] [[هویت]] فردی را از [[نفوذ]] [[هویت]] منحط [[اجتماعی]] مصون میدارد در صورتی که امکان هر گونه [[اعتراض]] منتفی باشد [[هجرت]] تنها راه [[گریز]] از [[پذیرش]] شرایط [[اجتماعی]] نامطلوب است. | ||
* | *'''ب) کارایی [[هویت]] [[اجتماعی]] در برابر [[هویت]] [[اجتماعی]] دیگر:''' در آنجا که دو [[هویت]] متقابل [[اجتماعی]] وجود داشته باشد که هر یک خواهان نفی دیگری و جویای [[تسلط]] بر [[روابط اجتماعی]] و نهادهای [[جامعه]] باشند هویتی [[پیروز]] خواهد شد که پایدارتر و مستحکمتر باشد. | ||
*در [[قرآن کریم]] و همچنین در [[سخنان رسول خدا]] و [[ائمه اطهار]] به خصوص [[امیرالمؤمنین]] در [[نهجالبلاغه]] اشارات روشن و عمیقی به عوامل [[پایداری]] [[شخصیت اجتماعی]] [[مسلمین]] شده است. | *در [[قرآن کریم]] و همچنین در [[سخنان رسول خدا]] و [[ائمه اطهار]] به خصوص [[امیرالمؤمنین]] در [[نهجالبلاغه]] اشارات روشن و عمیقی به عوامل [[پایداری]] [[شخصیت اجتماعی]] [[مسلمین]] شده است. | ||
*از نظر [[قرآن]] و [[حدیث]] [[تعهد]] نسبت به [[آرمانها]] که از آن به [[ایمان]] و [[تقوا]] تعبیر شده است و [[اطاعت]] از [[رهبری]] دو رکن اساسی [[استحکام]] [[هویت]] [[اجتماعی]] [[مسلمین]]، بلکه همه [[پیروان ادیان الهی]] است. | *از نظر [[قرآن]] و [[حدیث]] [[تعهد]] نسبت به [[آرمانها]] که از آن به [[ایمان]] و [[تقوا]] تعبیر شده است و [[اطاعت]] از [[رهبری]] دو رکن اساسی [[استحکام]] [[هویت]] [[اجتماعی]] [[مسلمین]]، بلکه همه [[پیروان ادیان الهی]] است. | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
*در [[آیات]] و [[روایات]] فراوان دیگری بر این [[حقیقت]] تأکید شده است که مقصود از [[ایمان]] و [[تقوی]]، [[پایبندی]] عملی به [[آرمانهای الهی]] و [[اطاعت]] از [[رهبری]] است چنانکه در [[سورۀ بقره]] بر این [[حقیقت]] تصریح و تأکید شده است: {{متن قرآن|آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ}}<ref>«این پیامبر به آنچه از (سوی) پروردگارش به سوی او فرو فرستادهاند، ایمان دارد و همه مؤمنان به خداوند و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش، ایمان دارند (و میگویند) میان هیچ یک از پیامبران وی، فرق نمینهیم و میگویند: شنیدیم و فرمان بردیم؛ پروردگارا! آمرزش تو را (میجوییم) و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» سوره بقره، آیه ۲۸۵.</ref>. | *در [[آیات]] و [[روایات]] فراوان دیگری بر این [[حقیقت]] تأکید شده است که مقصود از [[ایمان]] و [[تقوی]]، [[پایبندی]] عملی به [[آرمانهای الهی]] و [[اطاعت]] از [[رهبری]] است چنانکه در [[سورۀ بقره]] بر این [[حقیقت]] تصریح و تأکید شده است: {{متن قرآن|آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ}}<ref>«این پیامبر به آنچه از (سوی) پروردگارش به سوی او فرو فرستادهاند، ایمان دارد و همه مؤمنان به خداوند و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش، ایمان دارند (و میگویند) میان هیچ یک از پیامبران وی، فرق نمینهیم و میگویند: شنیدیم و فرمان بردیم؛ پروردگارا! آمرزش تو را (میجوییم) و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» سوره بقره، آیه ۲۸۵.</ref>. | ||
*امثال این اشارات که در منابع مذهبی [[اسلام]] بسیار است بر این مطلب تأکید دارند؛ جامعهای پایدار و مقاوم و [[پیروز]] است که هویتش را [[ایمان به خدا]] و [[اطاعت]] از [[فرمان]] [[رهبران الهی]] شکل دهد و اینکه این [[جامعه]] [[رهبری]] [[بشر]] را به دست خواهد گرفت و [[سرور]] [[زمین]] خواهد شد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[نگاهی به رسالت و امامت (کتاب)|نگاهی به رسالت و امامت]]، ص ۷۵-۸۱.</ref>. | *امثال این اشارات که در منابع مذهبی [[اسلام]] بسیار است بر این مطلب تأکید دارند؛ جامعهای پایدار و مقاوم و [[پیروز]] است که هویتش را [[ایمان به خدا]] و [[اطاعت]] از [[فرمان]] [[رهبران الهی]] شکل دهد و اینکه این [[جامعه]] [[رهبری]] [[بشر]] را به دست خواهد گرفت و [[سرور]] [[زمین]] خواهد شد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[نگاهی به رسالت و امامت (کتاب)|نگاهی به رسالت و امامت]]، ص ۷۵-۸۱.</ref>. | ||
===[[رهبری]]، تبلور [[هویت]] [[جامعه]]=== | ===[[رهبری]]، تبلور [[هویت]] [[جامعه]]=== | ||
*از دیدگاه [[منابع اسلامی]]، [[رهبری]] هر جامعهای تبلور [[هویت]] [[اجتماعی]] آن [[جامعه]] است. بر همین اساس [[هویت]] [[اجتماعی]] هیچگاه از [[رهبری]] قابل تفکیک نیست و به همین [[دلیل]] در متون [[اسلامی]] [[شناخت]] [[رهبر]] ملاک [[مسلمانی]] شناخته شده و کسی که بمیرد و [[امام]] زمانش را نشناسد فاقد [[هویت اسلامی]] و پیوسته به [[هویت]] [[جاهلی]] که در [[فرهنگ اسلامی]] تعبیری از [[هویت]] [[بیگانه]] است شمرده شده است. | *از دیدگاه [[منابع اسلامی]]، [[رهبری]] هر جامعهای تبلور [[هویت]] [[اجتماعی]] آن [[جامعه]] است. بر همین اساس [[هویت]] [[اجتماعی]] هیچگاه از [[رهبری]] قابل تفکیک نیست و به همین [[دلیل]] در متون [[اسلامی]] [[شناخت]] [[رهبر]] ملاک [[مسلمانی]] شناخته شده و کسی که بمیرد و [[امام]] زمانش را نشناسد فاقد [[هویت اسلامی]] و پیوسته به [[هویت]] [[جاهلی]] که در [[فرهنگ اسلامی]] تعبیری از [[هویت]] [[بیگانه]] است شمرده شده است. | ||