÷
(←مقدمه) |
(÷) |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
*تفاوت میان این دو روشن است؛ بدین معنا که قابل [[تصور]] است که کسی بر زنده کردن مرده توانا باشد؛ اما چنین نباشد که او [[مسئول]] كل امر [[حیات]] و ممات باشد. یا آنکه کسی بتواند از زیر سنگ برای کسی [[آب]] درآورد؛ اما چنین نباشد که او [[مسئول]] كل امر روزی در [[دنیا]] باشد. | *تفاوت میان این دو روشن است؛ بدین معنا که قابل [[تصور]] است که کسی بر زنده کردن مرده توانا باشد؛ اما چنین نباشد که او [[مسئول]] كل امر [[حیات]] و ممات باشد. یا آنکه کسی بتواند از زیر سنگ برای کسی [[آب]] درآورد؛ اما چنین نباشد که او [[مسئول]] كل امر روزی در [[دنیا]] باشد. | ||
*پرواضح است که ممکن است کسی [[تفویض مطلق]] را نپذیرد؛ اما [[تفویض محدود]] را [[باور]] داشته باشد<ref>اهمیت تفکیک این دو مسئله از یکدیگر آنجا خود را نشان میدهد که اولاً، در طول تاریخ نسبت به پذیرش یا عدم پر مسئله ولایت تکوینی نزاعهای فراوانی وجود داشته است؛ ثانياً، شاید کمتر فرد صحابی یا عالم شیعی باشد که ولایت تکوینی بهمعنای کرامت امام یا معجزه پیامبر را باور نداشته باشد. ازاینروست که تفکیک یادشده میتواند در تقریب میان دیدگاهها مؤثر بوده، این مسئله را روشن سازد که آنچه میان عالمان شیعی مورد نزاع بوده و هست، ولایت تکوینی به معنای تفویض و واگذاری امور به [[امامان]]{{عم}} است. عدم تفکیک میان این دو نیز موجب شده تا برخی، اعتقاد به قدرت تصرف در کائنات را همردیف با قول به تفويض مطلق بهشمار آورده، هردو را رد کنند؛ سید حسین مدرسی طباطبایی، مکتب در فرایند تکامل، ص۶۲ و ۹۸.</ref> البته هرکس [[تفویض محدود]] را نپذیرد، به طریق اولی [[تفویض مطلق]] را نیز نخواهد پذیرفت. اینک باید دید براساس [[آیات]] [[قرآن کریم]] و نیز [[روایات]] [[پیشوایان دین]]، کدام [[شأن]] برای [[امامان]]{{عم}} [[اثبات]] شدنی است<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref> | *پرواضح است که ممکن است کسی [[تفویض مطلق]] را نپذیرد؛ اما [[تفویض محدود]] را [[باور]] داشته باشد<ref>اهمیت تفکیک این دو مسئله از یکدیگر آنجا خود را نشان میدهد که اولاً، در طول تاریخ نسبت به پذیرش یا عدم پر مسئله ولایت تکوینی نزاعهای فراوانی وجود داشته است؛ ثانياً، شاید کمتر فرد صحابی یا عالم شیعی باشد که ولایت تکوینی بهمعنای کرامت امام یا معجزه پیامبر را باور نداشته باشد. ازاینروست که تفکیک یادشده میتواند در تقریب میان دیدگاهها مؤثر بوده، این مسئله را روشن سازد که آنچه میان عالمان شیعی مورد نزاع بوده و هست، ولایت تکوینی به معنای تفویض و واگذاری امور به [[امامان]]{{عم}} است. عدم تفکیک میان این دو نیز موجب شده تا برخی، اعتقاد به قدرت تصرف در کائنات را همردیف با قول به تفويض مطلق بهشمار آورده، هردو را رد کنند؛ سید حسین مدرسی طباطبایی، مکتب در فرایند تکامل، ص۶۲ و ۹۸.</ref> البته هرکس [[تفویض محدود]] را نپذیرد، به طریق اولی [[تفویض مطلق]] را نیز نخواهد پذیرفت. اینک باید دید براساس [[آیات]] [[قرآن کریم]] و نیز [[روایات]] [[پیشوایان دین]]، کدام [[شأن]] برای [[امامان]]{{عم}} [[اثبات]] شدنی است<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref> | ||
==[[ولایت]] [[مقام امامت]] و [[ولایت]] در [[نظام تکوین]]== | |||
*ساختار [[نظام خلقت]] در عالم [[تکوین]]، بر اساس مراتب اسماء [[استوار]] گردیده است؛ یعنی چینش اسماء نسبت به ذات باری تعالی، بر اساس تقدّم و تأخّر وجودی و [[شرافت]] رتبی در [[نظام]] طولی عالم است. بنابراین، در سلسله عالم امکان و در [[نظام]] چینشی اسماء [[الهی]]، اقرب اسماء به ذات باری [[متعال]]، آن اسم کلّی است که عالَم به [[یمن]] وجود او موجود شد و [[مشیّت الهی]] در [[تدبیر]] عالم، از [[بیت]] او بر خلایق جاری گردید<ref>{{متن حدیث|إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ وَ الصَّادِرُ عَمَّا فَصَلَ مِنْ أَحْكَامِ الْعِبَادِ}}.(الکافی (ط. الإسلامیه، ۱۴۰۷ ه.ق)، ج۴، ص۵۷۷؛ باب زیاره قبر أبی عبدالله الحسین بن علی{{ع}}.</ref>. چنین اسمی، اعظم اسماء [[الهی]] است و هیچ اسم دیگری اقرب از او نبوده و میان او و ذات باری فاصلی نیست. لذا به لحاظ لغوی، به چنین اسمی در [[نظام تکوین]] "ولیّالله" اطلاق میگردد. هرچند که در [[قرآن]] و کلمات [[اهل بیت]]{{عم}}، از این اسم با عناوین گوناگون دیگری از قبیل خلیفهالله، [[مقام]] حمل [[امانت]]، مشکات [[ولایت]] و یا [[مقام امامت]] نیز یاد شده، ولی بنابر قاعده [[عقلی]]، اوّلین اسم صادر از ذات که سایر اسماء محتاج خوان [[کرم]] او هستند، [[اسم اعظم]] [[الهی]] است که مدیر و مدبّر سایر اسماء میباشد و [[اراده الهی]] در تمشیت عالم، از مجرای او صادر میشود و در بازگشت نیز، همه امور از طریق او به ذات باری [[متعال]] باز میگردد. {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید» سوره مائده، آیه ۳۵.</ref>. | |||
*[[خداوند]] در [[قرآن]]، به جلوههایی از این [[ولایت]] [[اولیاء]] خود{{عم}} در [[تکوین]] اشاره نموده است؛ چنانکه خطاب به [[حضرت عیسی]]{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref> | |||
و یا در مورد [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} میفرماید: | |||
{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنمای چگونه مردگان را زنده میسازی؟ فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد؛ فرمود: چهار پرنده برگزین و نزد خود پاره پاره گردان سپس هر پارهای از آنها را بر کوهی نه! آنگاه آنان را فرا خوان تا شتابان نزد تو آیند و بدان که خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref>. | |||
همچنین در مورد [[آصف]] برخیا، [[وزیر]] [[حضرت سلیمان]]{{ع}}، میفرماید: | |||
{{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ}}<ref>«آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم» سوره نمل، آیه ۴۰.</ref>. | |||
و به [[رسول خدا]]{{صل}}، بالاترین [[ولایت]]، یعنی سلطنتی بالاتر از همه سلطنتها را [[عنایت]] میکند و میفرماید: | |||
{{متن قرآن|وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا * وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا}}<ref>«و پارهای از شب را بدان (نماز شب) بیدار باش که (نمازی) افزون برای توست باشد که پروردگارت تو را به جایگاهی ستوده برانگیزد * و بگو: پروردگارا مرا با درآوردنی درست (به هر کار) در آور و با بیرون بردنی درست (از هر کار) بیرون بر و از نزد خویش برای من برهانی یاریگر بگمار!» سوره اسراء، آیه ۷۹-۸۰.</ref>. | |||
در همین سیاق، درباره امیرالمؤمنین علی{{ع}} میفرماید: | |||
{{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}<ref>«و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس» سوره رعد، آیه ۴۳.</ref>. | |||
بنابر [[روایات]] متعدّد، مراد از {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}<ref>«و کسی که دانش کتاب نزد اوست» سوره رعد، آیه ۴۳.</ref>، [[حضرت علی]]{{ع}} است. | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
==منابع== | ==منابع== | ||