عبرت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - 'میفرماید' به 'می‌فرماید'
جز (جایگزینی متن - 'فضلیت' به 'فضیلت')
جز (جایگزینی متن - 'میفرماید' به 'می‌فرماید')
خط ۳۷: خط ۳۷:


'''نکات''': در [[آیات]] فوق این موضوعات درباره [[دستور خداوند]] به نگاه عبرت‌آمیز [[پیامبر]] به هستی و [[طبیعت]] و توجه به [[نعمت‌های الهی]] مطرح گردیده است:
'''نکات''': در [[آیات]] فوق این موضوعات درباره [[دستور خداوند]] به نگاه عبرت‌آمیز [[پیامبر]] به هستی و [[طبیعت]] و توجه به [[نعمت‌های الهی]] مطرح گردیده است:
# [[خداوند]] به [[پیامبر]] میفرماید: آیا ندیدی که [[خداوند]] از [[آسمان]] آبی فرستاد {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً}}<ref>«آیا ندیده‌ای که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد» سوره حج، آیه ۶۳.</ref> - منظور از [[آسمان]] بالای سر است - و [[زمین]] خشکیده و مرده به واسطه آن سبز و خرّم می‌گردد {{متن قرآن|فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً}} زمینی که آثار [[حیات]] از او رخت بر بسته بود و چهره‌ای [[عبوس]] و [[زشت]] و تیره داشت با [[نزول]] قطرات حیات‌بخش [[باران]]، زنده شد و آثار [[حیات]] در آن نمایان گشت و لبخند [[زندگی]] در چهره او [[آشکار]]. آری خداوندی که به [[سادگی]] این همه [[حیات]] و [[زندگی]] می‌آفریند لطیف و خبیر است {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ}}؛  
# [[خداوند]] به [[پیامبر]] می‌فرماید: آیا ندیدی که [[خداوند]] از [[آسمان]] آبی فرستاد {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً}}<ref>«آیا ندیده‌ای که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد» سوره حج، آیه ۶۳.</ref> - منظور از [[آسمان]] بالای سر است - و [[زمین]] خشکیده و مرده به واسطه آن سبز و خرّم می‌گردد {{متن قرآن|فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً}} زمینی که آثار [[حیات]] از او رخت بر بسته بود و چهره‌ای [[عبوس]] و [[زشت]] و تیره داشت با [[نزول]] قطرات حیات‌بخش [[باران]]، زنده شد و آثار [[حیات]] در آن نمایان گشت و لبخند [[زندگی]] در چهره او [[آشکار]]. آری خداوندی که به [[سادگی]] این همه [[حیات]] و [[زندگی]] می‌آفریند لطیف و خبیر است {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ}}؛  
# [[خداوند]] از پیامبرش خواهان نگاه عبرت‌آمیز به نمونه دیگری از این [[نعمت]] [[قدرت]] بی‌پایان در زمینه تسخیر موجودات و [[تسلط]] بر [[طبیعت]] برای [[انسان‌ها]] گردیده و می‌فرماید: آیا ندیدی که [[خداوند]] آن‌چه را در [[زمین]] است مسخر شما کرد که بر روی آن ساکن می‌‌شوید و مواد غذائی ازآن به دست میآورید {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ}} و همه مواهب و امکانات آن را در [[اختیار]] شما قرار داد تا هر گونه بخواهید از آن بهره بگیرید. و دریاها را برای شما مُسخر کرد {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ}} که هم از غذاهای آن استفاده کنند {{متن قرآن|لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا}} و از زیورآلات آن {{متن قرآن|وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا}} و همچنین کشتی‌ها را در حالی که در دریاها به [[فرمان]] او به حرکت در می‌آیند و سینه آب‌ها را می‌شکافند و به سوی مقصدها پیش می‌روند {{متن قرآن|وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ...}}، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُمْ مِنْ آيَاتِهِ...}} [[وسیله]] حمل [[نقل]] و دسترسی شما به آن سوی دریاها گردید و از این گذشته [[خداوند]] [[آسمان]] را در جای خود نگه می‌دارد تا بر [[زمین]] جز به [[فرمان]] او فرود نیفتد {{متن قرآن|وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ}} لذا در پایان [[آیه]] اضافه می‌کند: [[خداوند]] نسبت به [[مردم]] [[مهربان]] و [[رحیم]] است آری این [[رحمت]] و [[لطف]] او نسبت به [[بندگان]] است که این چنین گهواره [[زمین]] را [[امن]] و [[امان]] و خالی از هر گونه خطر [[آفریده]] تا محل [[آسایش]] و [[آرامش]] [[بندگان]] باشد، نه سنگ‌های سرگردان آسمانی بر [[زمین]] سقوط می‌کنند نه کرات دیگر با آن تصادم می‌نمایند. {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}} و مراد از [[آسمان]] جهت بالا، و موجودات بالا است پس [[خدا]] نمی‌گذارد که آن موجودات فرو ریزند، و به [[زمین]] بیفتند، هر یک از کرات آسمانی را در مدار خود به حرکت در آورده و نیروی “دافعه” حاصل از [[گریز]] از مرکز را درست معادل نیروی “جاذبه” آنها قرار داده است، تا هر یک در مدار خود بی‌آن‌که در فاصله‌های آنها دگرگونی حاصل بشود به حرکت در آیند، و تصآدمی در میان کرات روی ندهد. مگر به [[اذن]] خودش که با [[اذن]] او احیاناً [[سنگ‌های آسمانی]] و [[صاعقه]]، و امثال آن به [[زمین]] می‌افتد.
# [[خداوند]] از پیامبرش خواهان نگاه عبرت‌آمیز به نمونه دیگری از این [[نعمت]] [[قدرت]] بی‌پایان در زمینه تسخیر موجودات و [[تسلط]] بر [[طبیعت]] برای [[انسان‌ها]] گردیده و می‌فرماید: آیا ندیدی که [[خداوند]] آن‌چه را در [[زمین]] است مسخر شما کرد که بر روی آن ساکن می‌‌شوید و مواد غذائی ازآن به دست میآورید {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ}} و همه مواهب و امکانات آن را در [[اختیار]] شما قرار داد تا هر گونه بخواهید از آن بهره بگیرید. و دریاها را برای شما مُسخر کرد {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ}} که هم از غذاهای آن استفاده کنند {{متن قرآن|لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا}} و از زیورآلات آن {{متن قرآن|وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا}} و همچنین کشتی‌ها را در حالی که در دریاها به [[فرمان]] او به حرکت در می‌آیند و سینه آب‌ها را می‌شکافند و به سوی مقصدها پیش می‌روند {{متن قرآن|وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ...}}، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيُرِيَكُمْ مِنْ آيَاتِهِ...}} [[وسیله]] حمل [[نقل]] و دسترسی شما به آن سوی دریاها گردید و از این گذشته [[خداوند]] [[آسمان]] را در جای خود نگه می‌دارد تا بر [[زمین]] جز به [[فرمان]] او فرود نیفتد {{متن قرآن|وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ}} لذا در پایان [[آیه]] اضافه می‌کند: [[خداوند]] نسبت به [[مردم]] [[مهربان]] و [[رحیم]] است آری این [[رحمت]] و [[لطف]] او نسبت به [[بندگان]] است که این چنین گهواره [[زمین]] را [[امن]] و [[امان]] و خالی از هر گونه خطر [[آفریده]] تا محل [[آسایش]] و [[آرامش]] [[بندگان]] باشد، نه سنگ‌های سرگردان آسمانی بر [[زمین]] سقوط می‌کنند نه کرات دیگر با آن تصادم می‌نمایند. {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ}} و مراد از [[آسمان]] جهت بالا، و موجودات بالا است پس [[خدا]] نمی‌گذارد که آن موجودات فرو ریزند، و به [[زمین]] بیفتند، هر یک از کرات آسمانی را در مدار خود به حرکت در آورده و نیروی “دافعه” حاصل از [[گریز]] از مرکز را درست معادل نیروی “جاذبه” آنها قرار داده است، تا هر یک در مدار خود بی‌آن‌که در فاصله‌های آنها دگرگونی حاصل بشود به حرکت در آیند، و تصآدمی در میان کرات روی ندهد. مگر به [[اذن]] خودش که با [[اذن]] او احیاناً [[سنگ‌های آسمانی]] و [[صاعقه]]، و امثال آن به [[زمین]] می‌افتد.
# [[خداوند]] نگاه عبرت‌آمیز پیامبرش را به [[نعمت]] “سایه‌ها” و متحرک بودن آنها {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاءَ لَجَعَلَهُ سَاكِنًا}} و سپس اثرات و [[برکات]] “شب” و “خواب و استراحت” و “روشنایی” روز {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ}} و [[نزول]] [[باران]] و زنده شدن زمین‌های مرده و [[سیراب شدن]] چهارپایان و [[انسان‌ها]] است. {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشَاءُ...}}، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا...}}، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا...}}، {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ}} جلب می‌کند؛
# [[خداوند]] نگاه عبرت‌آمیز پیامبرش را به [[نعمت]] “سایه‌ها” و متحرک بودن آنها {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاءَ لَجَعَلَهُ سَاكِنًا}} و سپس اثرات و [[برکات]] “شب” و “خواب و استراحت” و “روشنایی” روز {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ}} و [[نزول]] [[باران]] و زنده شدن زمین‌های مرده و [[سیراب شدن]] چهارپایان و [[انسان‌ها]] است. {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشَاءُ...}}، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا...}}، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا...}}، {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ}} جلب می‌کند؛
خط ۵۹: خط ۵۹:
# [[خداوند]] با واژه {{متن قرآن|وَتَرَى}} به [[موقعیت]] [[اصحاب کهف]] به عنوان نشانه [[الهی]]، که باید از آن [[عبرت]] گرفت و به [[قانون]] [[هدایت]] و [[گمراهی]] [[بشر]] اشاره می‌کند و می‌فرماید: و [[خورشید]] را می‌بینی هنگامی که طلوع می‌کند، از غارشان {{متن قرآن|وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَتْ تَزَاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ}} به سمت راست متمایل می‌شود، {{متن قرآن|ذَاتَ الْيَمِينِ}} و هنگامی که غروب می‌کند، از سمت چپشان می‌گذرد، {{متن قرآن|وَإِذَا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ}} در حالی که آنان در فراخنای آن [[غار]] قرار داشتند؛ {{متن قرآن|وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ}} این از نشانه‌های خداست، {{متن قرآن|ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ}} هر کس را [[خدا]] راه‌نمایی کند، پس او [[هدایت]] واقعی یافته است؛ {{متن قرآن|مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ}} و هر که را در [[گمراهی]] وانهد، پس هیچ [[سرپرست]] راه‌نمایی برای او نخواهی یافت. {{متن قرآن|وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِدًا}} [[غار]] [[اصحاب کهف]] رو به شمال گشوده می‌شد و [[نور]] [[آفتاب]] مستقیماً به درون آن نمی‌تابید تا سبب فرسودگی و پوسیدگی [[بدن]] جوان‌مردان [[غار]] شود، اما در همان حال [[نور]] غیر مستقیم به اندازه کافی وجود داشت و بادهای ملایم و لطیف شمالی به آسانی وارد آن می‌شدند و هوای تازه‌ای به درون [[غار]] می‌وزید. [[اصحاب کهف]]، در محل وسیع وسط [[غار]] بودند که از چشم بینندگان و [[نور]] [[آفتاب]] دور بود؛
# [[خداوند]] با واژه {{متن قرآن|وَتَرَى}} به [[موقعیت]] [[اصحاب کهف]] به عنوان نشانه [[الهی]]، که باید از آن [[عبرت]] گرفت و به [[قانون]] [[هدایت]] و [[گمراهی]] [[بشر]] اشاره می‌کند و می‌فرماید: و [[خورشید]] را می‌بینی هنگامی که طلوع می‌کند، از غارشان {{متن قرآن|وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَتْ تَزَاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ}} به سمت راست متمایل می‌شود، {{متن قرآن|ذَاتَ الْيَمِينِ}} و هنگامی که غروب می‌کند، از سمت چپشان می‌گذرد، {{متن قرآن|وَإِذَا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ}} در حالی که آنان در فراخنای آن [[غار]] قرار داشتند؛ {{متن قرآن|وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ}} این از نشانه‌های خداست، {{متن قرآن|ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ}} هر کس را [[خدا]] راه‌نمایی کند، پس او [[هدایت]] واقعی یافته است؛ {{متن قرآن|مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ}} و هر که را در [[گمراهی]] وانهد، پس هیچ [[سرپرست]] راه‌نمایی برای او نخواهی یافت. {{متن قرآن|وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِدًا}} [[غار]] [[اصحاب کهف]] رو به شمال گشوده می‌شد و [[نور]] [[آفتاب]] مستقیماً به درون آن نمی‌تابید تا سبب فرسودگی و پوسیدگی [[بدن]] جوان‌مردان [[غار]] شود، اما در همان حال [[نور]] غیر مستقیم به اندازه کافی وجود داشت و بادهای ملایم و لطیف شمالی به آسانی وارد آن می‌شدند و هوای تازه‌ای به درون [[غار]] می‌وزید. [[اصحاب کهف]]، در محل وسیع وسط [[غار]] بودند که از چشم بینندگان و [[نور]] [[آفتاب]] دور بود؛
# [[خداوند]] نگاه عبرت‌آمیز پیامبرش را با واژه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} به [[سرنوشت]] [[قوم عاد]] جلب می‌کند و می‌فرماید آیا ندیدی پروردگارت به [[قوم عاد]] چه کرد {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ}} منظور از “رؤیت” - دیدن - در اینجا “علم و آگاهی” است، منتها از آنجا که داستان این [[اقوام]] به قدری مشهور و معروف بوده که گویی [[مردم]] زمان‌های بعد نیز آن را با چشم خود می‌دیدند تعبیر به “رؤیت” شده است. البته مخاطب در این [[آیه]] [[پیامبر]]{{صل}} است، ولی هشداری است برای همگان. “عاد” همان [[قوم]] [[پیامبر]] بزرگ [[خدا]] “هود” است. بعضی از مورخان معتقدند عاد بر دو [[قبیله]] اطلاق می‌شود: قبیله‌ای که در گذشته بسیار دور [[زندگی]] داشتند، و [[قرآن]] از آنها تعبیر به {{متن قرآن|عَادًا الْأُولَى}}. آنها احتمالاً قبل از [[تاریخ]] [[زندگی]] می‌کرده‌اند. [[قبیله]] دوم که در دوران [[تاریخ]] [[بشر]]، و احتمالاً حدود هفتصد سال قبل از میلاد [[مسیح]]{{ع}} وجود داشتند، و به نام “عاد” مشهورند در سرزمین “احقاف” یا “یمن” [[زندگی]] می‌کردند. قامت‌هایی بلند و اندامی نیرومند داشتند، و به همین [[دلیل]] جنگجویانی زبده محسوب می‌شدند. به علاوه از نظر [[تمدن]] ظاهری نیز پیشرفته بودند، شهرهایی آباد و زمین‌های خرم و سرسبز، و کاخ‌های [[عظیم]] و باغ‌های پر طراوت داشتند. بعضی می‌گویند “عاد” نام جد این [[قبیله]] است، و [[قبیله]] را معمولاً به نام جد آن [[قبیله]] می‌خواندند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۶، ص۴۵۰.</ref>؛  
# [[خداوند]] نگاه عبرت‌آمیز پیامبرش را با واژه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} به [[سرنوشت]] [[قوم عاد]] جلب می‌کند و می‌فرماید آیا ندیدی پروردگارت به [[قوم عاد]] چه کرد {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ}} منظور از “رؤیت” - دیدن - در اینجا “علم و آگاهی” است، منتها از آنجا که داستان این [[اقوام]] به قدری مشهور و معروف بوده که گویی [[مردم]] زمان‌های بعد نیز آن را با چشم خود می‌دیدند تعبیر به “رؤیت” شده است. البته مخاطب در این [[آیه]] [[پیامبر]]{{صل}} است، ولی هشداری است برای همگان. “عاد” همان [[قوم]] [[پیامبر]] بزرگ [[خدا]] “هود” است. بعضی از مورخان معتقدند عاد بر دو [[قبیله]] اطلاق می‌شود: قبیله‌ای که در گذشته بسیار دور [[زندگی]] داشتند، و [[قرآن]] از آنها تعبیر به {{متن قرآن|عَادًا الْأُولَى}}. آنها احتمالاً قبل از [[تاریخ]] [[زندگی]] می‌کرده‌اند. [[قبیله]] دوم که در دوران [[تاریخ]] [[بشر]]، و احتمالاً حدود هفتصد سال قبل از میلاد [[مسیح]]{{ع}} وجود داشتند، و به نام “عاد” مشهورند در سرزمین “احقاف” یا “یمن” [[زندگی]] می‌کردند. قامت‌هایی بلند و اندامی نیرومند داشتند، و به همین [[دلیل]] جنگجویانی زبده محسوب می‌شدند. به علاوه از نظر [[تمدن]] ظاهری نیز پیشرفته بودند، شهرهایی آباد و زمین‌های خرم و سرسبز، و کاخ‌های [[عظیم]] و باغ‌های پر طراوت داشتند. بعضی می‌گویند “عاد” نام جد این [[قبیله]] است، و [[قبیله]] را معمولاً به نام جد آن [[قبیله]] می‌خواندند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۶، ص۴۵۰.</ref>؛  
# [[خداوند]] خطاب به پیامبرش میفرماید آیا ندیدی پروردگارت با [[اصحاب فیل]] چه کرد {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ}} آنها با آن همه [[لشکر]] و [[قدرت]] آمده بودند تا [[خانه خدا]] را ویران سازند، و [[خداوند]] با لشکری به ظاهر بسیار کوچک و ناچیز، آنها را درهم کوبید، فیل‌ها را با پرنده‌های کوچک و [[سلاح‌های پیشرفته]] آن روز را با سنگریزه سجیل از کار انداخت، تا [[ضعف]] و [[ناتوانی]] این [[انسان]] [[مغرور]] و خیره‌سر را در برابر [[قدرت الهی]] ظاهر و [[آشکار]] سازد. تعبیر به {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} – آیا ندیدی - با اینکه این حادثه زمانی رخ داد که [[پیامبر]]{{صل}} دیده به [[جهان]] نگشوده بود، و یا مقارن [[تولد]] آن [[حضرت]] بود به خاطر آن است که حادثه مزبور بسیار نزدیک به عصر [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} بود و به علاوه به قدری مشهور و معروف و [[متواتر]] بود که گویی [[پیامبر]] با چشم مبارکش آن را [[مشاهده]] کرده بود، و جمعی از معاصران [[پیامبر]] مسلماً آن را با چشم خود دیده بودند. تعبیر به “اصحاب الفیل” به خاطر همان چند فیلی است که آنها با خود از [[یمن]] آورده بودند، تا [[مخالفان]] را مرعوب ساخته و شترها و اسب‌ها از [[مشاهده]] آن رم کنند و در میدان [[جنگ]] نمانند.
# [[خداوند]] خطاب به پیامبرش می‌فرماید آیا ندیدی پروردگارت با [[اصحاب فیل]] چه کرد {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ}} آنها با آن همه [[لشکر]] و [[قدرت]] آمده بودند تا [[خانه خدا]] را ویران سازند، و [[خداوند]] با لشکری به ظاهر بسیار کوچک و ناچیز، آنها را درهم کوبید، فیل‌ها را با پرنده‌های کوچک و [[سلاح‌های پیشرفته]] آن روز را با سنگریزه سجیل از کار انداخت، تا [[ضعف]] و [[ناتوانی]] این [[انسان]] [[مغرور]] و خیره‌سر را در برابر [[قدرت الهی]] ظاهر و [[آشکار]] سازد. تعبیر به {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}} – آیا ندیدی - با اینکه این حادثه زمانی رخ داد که [[پیامبر]]{{صل}} دیده به [[جهان]] نگشوده بود، و یا مقارن [[تولد]] آن [[حضرت]] بود به خاطر آن است که حادثه مزبور بسیار نزدیک به عصر [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} بود و به علاوه به قدری مشهور و معروف و [[متواتر]] بود که گویی [[پیامبر]] با چشم مبارکش آن را [[مشاهده]] کرده بود، و جمعی از معاصران [[پیامبر]] مسلماً آن را با چشم خود دیده بودند. تعبیر به “اصحاب الفیل” به خاطر همان چند فیلی است که آنها با خود از [[یمن]] آورده بودند، تا [[مخالفان]] را مرعوب ساخته و شترها و اسب‌ها از [[مشاهده]] آن رم کنند و در میدان [[جنگ]] نمانند.


===[[عبرت]] از [[رفتار]] [[عالمان]] و دانایان از [[اهل کتاب]]===
===[[عبرت]] از [[رفتار]] [[عالمان]] و دانایان از [[اهل کتاب]]===
خط ۱۰۸: خط ۱۰۸:
# [[خداوند]] خواهان نگاه عبرت‌آمیز [[پیامبر]] به وضع [[پیشوایان]] [[کفر]] و رؤسای [[ضلالت]] که [[ظلم]] نموده و [[کفران نعمت]] کردند می‌شود و می‌گوید آیا ندیدی کسانی را که [[نعمت]] [[خدا]] را تبدیل به [[کفران]] کردند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا}} و سرانجام [[قوم]] خود را به دار البوار و سرزمین [[هلاکت]] و نیستی فرستادند {{متن قرآن|وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ}} [[قرآن]] سپس {{متن قرآن|دَارَ الْبَوَارِ}} را چنین [[تفسیر]] می‌کند: “جهنم است که در شعله‌های سوزانش فرو می‌روند و بدترین قرارگاه‌هاست” {{متن قرآن|جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ}}<ref>«که دوزخ است؛ در آن درخواهند آمد و بد جایگاهی است» سوره ابراهیم، آیه ۲۹.</ref>؛
# [[خداوند]] خواهان نگاه عبرت‌آمیز [[پیامبر]] به وضع [[پیشوایان]] [[کفر]] و رؤسای [[ضلالت]] که [[ظلم]] نموده و [[کفران نعمت]] کردند می‌شود و می‌گوید آیا ندیدی کسانی را که [[نعمت]] [[خدا]] را تبدیل به [[کفران]] کردند {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا}} و سرانجام [[قوم]] خود را به دار البوار و سرزمین [[هلاکت]] و نیستی فرستادند {{متن قرآن|وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ}} [[قرآن]] سپس {{متن قرآن|دَارَ الْبَوَارِ}} را چنین [[تفسیر]] می‌کند: “جهنم است که در شعله‌های سوزانش فرو می‌روند و بدترین قرارگاه‌هاست” {{متن قرآن|جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ}}<ref>«که دوزخ است؛ در آن درخواهند آمد و بد جایگاهی است» سوره ابراهیم، آیه ۲۹.</ref>؛
# [[خداوند]] نگاه [[پیامبر]] و [[مردم]] را به برخی حوادثی که قبل از [[برپایی قیامت]] اتفاق میافتد جلب کرده و می‌گوید: “به خاطر بیاورید روزی را که [[نظام]] [[جهان هستی]] به عنوان مقدمه‌ای برای [[نظام]] نوین درهم فرو می‌ریزد کوه‌ها را به حرکت درمی‌آوریم، {{متن قرآن|وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ}} و همه موانع سطح [[زمین]] از میان می‌رود، به گونه‌ای که [[زمین]] را صاف و همه چیز را در آن نمایان می‌بینی {{متن قرآن|وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً}} مجموعه این [[نشانه‌ها]] [[دلیل]] بر آن است که [[جهان]] امروز ما به کلی ویران و دگرگون می‌شود، کوه‌ها متلاشی می‌گردد، درختان و بناها فرو می‌ریزد، [[زمین]] صاف و مسطح می‌شود و سپس [[زلزله‌ها]] آن را درهم می‌کوبد، [[آفتاب]] بی‌فروغ و [[ماه]] بی‌نور و [[ستارگان]] خاموش می‌گردند، سپس جهانی نو، [[آسمان]] و زمینی تازه بر ویرانه‌های آن بنا می‌گردد، و [[زندگی]] نوین [[انسان‌ها]] در آن [[جهان]] نو بنا می‌شود. بعد اضافه می‌کند: ما همه آنها را در این هنگام [[محشور]] می‌کنیم به گونه‌ای که حتی یک نفر را ترک نخواهیم گفت {{متن قرآن|وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا}} به هر حال جمله فوق تأکیدی است بر این [[حقیقت]] که “معاد” یک [[حکم]] عمومی و همگانی است و هیچ‌کس از آن مستثنی نخواهد بود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۴۵۱.</ref> و [[گناه‌کاران]] [[غافل]] باید به این مسئله توجه کنند؛
# [[خداوند]] نگاه [[پیامبر]] و [[مردم]] را به برخی حوادثی که قبل از [[برپایی قیامت]] اتفاق میافتد جلب کرده و می‌گوید: “به خاطر بیاورید روزی را که [[نظام]] [[جهان هستی]] به عنوان مقدمه‌ای برای [[نظام]] نوین درهم فرو می‌ریزد کوه‌ها را به حرکت درمی‌آوریم، {{متن قرآن|وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ}} و همه موانع سطح [[زمین]] از میان می‌رود، به گونه‌ای که [[زمین]] را صاف و همه چیز را در آن نمایان می‌بینی {{متن قرآن|وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً}} مجموعه این [[نشانه‌ها]] [[دلیل]] بر آن است که [[جهان]] امروز ما به کلی ویران و دگرگون می‌شود، کوه‌ها متلاشی می‌گردد، درختان و بناها فرو می‌ریزد، [[زمین]] صاف و مسطح می‌شود و سپس [[زلزله‌ها]] آن را درهم می‌کوبد، [[آفتاب]] بی‌فروغ و [[ماه]] بی‌نور و [[ستارگان]] خاموش می‌گردند، سپس جهانی نو، [[آسمان]] و زمینی تازه بر ویرانه‌های آن بنا می‌گردد، و [[زندگی]] نوین [[انسان‌ها]] در آن [[جهان]] نو بنا می‌شود. بعد اضافه می‌کند: ما همه آنها را در این هنگام [[محشور]] می‌کنیم به گونه‌ای که حتی یک نفر را ترک نخواهیم گفت {{متن قرآن|وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا}} به هر حال جمله فوق تأکیدی است بر این [[حقیقت]] که “معاد” یک [[حکم]] عمومی و همگانی است و هیچ‌کس از آن مستثنی نخواهد بود<ref>تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۴۵۱.</ref> و [[گناه‌کاران]] [[غافل]] باید به این مسئله توجه کنند؛
# [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] میفرماید آیا ندیدی که ما [[شیاطین]] را به سوی [[کافران]] فرستادیم {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّيَاطِينَ عَلَى الْكَافِرِينَ}} که آنها را در راه غلطشان تحریک بلکه زیر و رو می‌کند {{متن قرآن|تَؤُزُّهُمْ أَزًّا}} در اینجا کنایه از آن است که [[شیاطین]] آن چنان بر آنها مسلط می‌شوند که در هر مسیر و به هر شکلی بخواهند آنان را به حرکت در می‌آورند، و زیر و رو می‌کنند [[تسلط]] [[شیاطین]] بر [[انسان‌ها]] یک [[تسلط]] اجباری و [[ناآگاه]] نیست، بلکه این [[انسان]] است که به [[شیاطین]] اجازه ورود به درون [[قلب]] و [[جان]] خود می‌دهد، بند [[بندگی]] آنها را بر گردن می‌نهد و اطاعتشان را پذیرا می‌شود، همان‌گونه که [[قرآن]] می‌گوید: {{متن قرآن|إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ}}<ref>«چیرگی او تنها بر کسانی است که دوستش می‌دارند و بر کسانی که به او شرک می‌ورزند» سوره نحل، آیه ۱۰۰.</ref> [[تسلط]] [[شیطان]] تنها بر کسانی است که [[ولایت]] او را پذیرا گشته، و او را [[بت]] و [[معبود]] خود ساخته‌اند؛
# [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] می‌فرماید آیا ندیدی که ما [[شیاطین]] را به سوی [[کافران]] فرستادیم {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّيَاطِينَ عَلَى الْكَافِرِينَ}} که آنها را در راه غلطشان تحریک بلکه زیر و رو می‌کند {{متن قرآن|تَؤُزُّهُمْ أَزًّا}} در اینجا کنایه از آن است که [[شیاطین]] آن چنان بر آنها مسلط می‌شوند که در هر مسیر و به هر شکلی بخواهند آنان را به حرکت در می‌آورند، و زیر و رو می‌کنند [[تسلط]] [[شیاطین]] بر [[انسان‌ها]] یک [[تسلط]] اجباری و [[ناآگاه]] نیست، بلکه این [[انسان]] است که به [[شیاطین]] اجازه ورود به درون [[قلب]] و [[جان]] خود می‌دهد، بند [[بندگی]] آنها را بر گردن می‌نهد و اطاعتشان را پذیرا می‌شود، همان‌گونه که [[قرآن]] می‌گوید: {{متن قرآن|إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ}}<ref>«چیرگی او تنها بر کسانی است که دوستش می‌دارند و بر کسانی که به او شرک می‌ورزند» سوره نحل، آیه ۱۰۰.</ref> [[تسلط]] [[شیطان]] تنها بر کسانی است که [[ولایت]] او را پذیرا گشته، و او را [[بت]] و [[معبود]] خود ساخته‌اند؛
# [[خداوند]] [[پیامبر]]{{صل}} را مخاطب ساخته می‌گوید: آیا ندیدی تمام کسانی که در [[آسمان‌ها]] و تمام کسانی که در [[زمین]] هستند برای [[خدا]] [[سجده]] می‌کنند، و [[خورشید و ماه]] و [[ستارگان]] و کوه‌ها و درختان و جنبندگان {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ}} و نیز بسیاری از [[مردم]] برای او [[سجده]] می‌کنند، در حالی که بسیاری دیگر ابا دارند و مستحق عذابند {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ}} [[علامه طباطبایی]] می‌گوید: اینکه در [[آیه]] مورد بحث [[سجده]] را به غیر عقلا از قبیل [[خورشید و ماه]] و [[ستارگان]] و کوه‌ها نسبت داده، خود [[دلیل]] بر این است که مراد از آن، [[سجده]] [[تکوینی]] است، نه [[سجده]] [[تشریعی]] و تکلیفی. و [[سجده]] [[تکوینی]] عبارت است از تذلل و اظهار کوچکی در مقابل [[عزت]] و کبریایی خدای عز و جل، و در تحت [[قهر]] و [[سلطنت]] او. و در جمله {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ}}با جمله قبلی {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ}} مقابله افتاده و این مقابله می‌رساند که معنای آن این است که مقصود از آن بسیاری که [[عذاب]] بر آنان حتمی شده کسانی هستند که از [[سجده]] سر می‌تابند، چیزی که هست اثر [[سرپیچی]] که همان [[عذاب]] است در جای خود آن ذکر شده، و اگر ثبوت [[عذاب]] در جای خودداری از [[سجده]] ذکر شده، برای این است که دلالت کند بر اینکه این [[عذاب]] عین همان [[عمل ]]ایشان است، که به صورت [[عذاب]] به ایشان بر می‌گردد. و نیز برای این است که زمینه را برای جمله بعدی که می‌فرماید {{متن قرآن|وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ}} فراهم سازد، چون جمله مذکور دلالت می‌کند بر اینکه ثبوت [[عذاب]] برای آنان به دنبال [[سرپیچی]] آنان از [[سجده]]، [[خواری]] و [[ذلت]] است که دیگر دنبالش [[کرامت]] و خیری نخواهد بود. پس [[امتناع]] آنان از [[سجود]]، به [[مشیت]] [[خدا]] [[عذاب]] را برای ایشان به دنبال دارد، و آن [[عذاب]] هم عبارت است از [[خواری]] و ذلتی که بعد از آن کرامتی تا ابد نخواهد بود<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۵۰۷.</ref>؛
# [[خداوند]] [[پیامبر]]{{صل}} را مخاطب ساخته می‌گوید: آیا ندیدی تمام کسانی که در [[آسمان‌ها]] و تمام کسانی که در [[زمین]] هستند برای [[خدا]] [[سجده]] می‌کنند، و [[خورشید و ماه]] و [[ستارگان]] و کوه‌ها و درختان و جنبندگان {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ}} و نیز بسیاری از [[مردم]] برای او [[سجده]] می‌کنند، در حالی که بسیاری دیگر ابا دارند و مستحق عذابند {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ}} [[علامه طباطبایی]] می‌گوید: اینکه در [[آیه]] مورد بحث [[سجده]] را به غیر عقلا از قبیل [[خورشید و ماه]] و [[ستارگان]] و کوه‌ها نسبت داده، خود [[دلیل]] بر این است که مراد از آن، [[سجده]] [[تکوینی]] است، نه [[سجده]] [[تشریعی]] و تکلیفی. و [[سجده]] [[تکوینی]] عبارت است از تذلل و اظهار کوچکی در مقابل [[عزت]] و کبریایی خدای عز و جل، و در تحت [[قهر]] و [[سلطنت]] او. و در جمله {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ}}با جمله قبلی {{متن قرآن|وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ}} مقابله افتاده و این مقابله می‌رساند که معنای آن این است که مقصود از آن بسیاری که [[عذاب]] بر آنان حتمی شده کسانی هستند که از [[سجده]] سر می‌تابند، چیزی که هست اثر [[سرپیچی]] که همان [[عذاب]] است در جای خود آن ذکر شده، و اگر ثبوت [[عذاب]] در جای خودداری از [[سجده]] ذکر شده، برای این است که دلالت کند بر اینکه این [[عذاب]] عین همان [[عمل ]]ایشان است، که به صورت [[عذاب]] به ایشان بر می‌گردد. و نیز برای این است که زمینه را برای جمله بعدی که می‌فرماید {{متن قرآن|وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ}} فراهم سازد، چون جمله مذکور دلالت می‌کند بر اینکه ثبوت [[عذاب]] برای آنان به دنبال [[سرپیچی]] آنان از [[سجده]]، [[خواری]] و [[ذلت]] است که دیگر دنبالش [[کرامت]] و خیری نخواهد بود. پس [[امتناع]] آنان از [[سجود]]، به [[مشیت]] [[خدا]] [[عذاب]] را برای ایشان به دنبال دارد، و آن [[عذاب]] هم عبارت است از [[خواری]] و ذلتی که بعد از آن کرامتی تا ابد نخواهد بود<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۵۰۷.</ref>؛
#برای رد [[اتهام]] [[مخالفان]] [[دعوت]] مبنی بر شاعر بودن [[پیامبر]] و [[شعر]] بودن [[قرآن]] بر ویژگی منفی [[شاعران]] [[دست]] میگذارد و خطاب به [[پیامبر]] میگوید {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ}} - واژه یهیمون - از “هام” یهیم هیمانا است - و این واژه به معنای آن است که کسی پیش روی خود را بگیرد و برود، و مراد از هیمان در هر وادی، افسار گسیختگی آنان در [[سخن گفتن]] است، - آیا نمی‌بینی آنها [[غرق]] پندارها و تشبیهات شاعرانه خویشند، حتی هنگامی که قافیه‌ها آنها را به این سمت و آن سمت بکشاند، در هر وادی سرگردان می‌شوند. آنها غالباً در بند [[منطق]] و [[استدلال]] نیستند، و اشعارشان از هیجاناتشان تراوش می‌کند، و این هیجانات و جهش‌های خیالی هر زمان، آنان را به وادی دیگری سوق می‌دهد. هنگامی که از کسی [[راضی]] و [[خشنود]] شوند او را با مدائح خود به اوج [[آسمان‌ها]] می‌برند، هر چند مستحق قعر [[زمین]] باشد، و از او [[فرشته]] [[زیبایی]] می‌سازند هر چند [[شیطان]] باشد! و هنگامی که از کسی برنجند چنان به هجو او می‌پردازند که گویی می‌خواهند به اسفل السافلینش بکشانند، هر چند موجودی آسمانی و [[پاک]] باشد. آیا محتوای حساب شده [[قرآن]] با زمینه‌های [[فکری]] [[شاعران]]، مخصوصاً با [[شاعران]] آن محیط که کاری جز [[وصف]] شراب و [[جمال]] [[معشوق]] و خط [[یار]] و [[مدح]] قبیله‌های مورد نظر و [[ذم]] و هجو [[دشمنان]] نداشتند، هیچ شباهتی دارد. البته [[قرآن]] شعرای [[متعهد]] و مقاوم در برابر [[ستمگران]] را استسنا کرده و درآیه ۲۲۷ شعرا می‌گوید {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا...}}<ref>«جز آنان که ایمان دارند و کارهای شایسته انجام می‌دهند و خداوند را بسیار یاد می‌کنند.».. سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref> مگر شاعرانی که [[هدف]] آنها تنها [[شعر]] نیست، بلکه در [[شعر]]، هدف‌های [[الهی]] [[انسانی]] می‌جویند، شاعرانی که [[غرق]] در اشعار نمی‌شوند و [[غافل]] از [[خدا]]، بلکه “خدا را بسیار یاد می‌کنند” و اشعارشان [[مردم]] را به [[یاد خدا]] وا می‌دارد {{متن قرآن|وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا}}<ref>«و خداوند را بسیار یاد می‌کنند» سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref> و به هنگامی که مورد [[ستم]] قرار می‌گیرند، از این ذوق خویش، برای [[دفاع]] از خویشتن و [[مؤمنان]] به پا می‌خیزند {{متن قرآن|وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا}}<ref>«و پس از آنکه ستم دیده باشند داد می‌ستانند» سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref> و اگر به هجو و [[ذم]] گروهی با اشعارشان می‌پردازند، به خاطر این است که از [[حق]] در برابر حمله و [[هجوم]] شعری آنان [[دفاع]] می‌کنند؛
#برای رد [[اتهام]] [[مخالفان]] [[دعوت]] مبنی بر شاعر بودن [[پیامبر]] و [[شعر]] بودن [[قرآن]] بر ویژگی منفی [[شاعران]] [[دست]] میگذارد و خطاب به [[پیامبر]] میگوید {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ}} - واژه یهیمون - از “هام” یهیم هیمانا است - و این واژه به معنای آن است که کسی پیش روی خود را بگیرد و برود، و مراد از هیمان در هر وادی، افسار گسیختگی آنان در [[سخن گفتن]] است، - آیا نمی‌بینی آنها [[غرق]] پندارها و تشبیهات شاعرانه خویشند، حتی هنگامی که قافیه‌ها آنها را به این سمت و آن سمت بکشاند، در هر وادی سرگردان می‌شوند. آنها غالباً در بند [[منطق]] و [[استدلال]] نیستند، و اشعارشان از هیجاناتشان تراوش می‌کند، و این هیجانات و جهش‌های خیالی هر زمان، آنان را به وادی دیگری سوق می‌دهد. هنگامی که از کسی [[راضی]] و [[خشنود]] شوند او را با مدائح خود به اوج [[آسمان‌ها]] می‌برند، هر چند مستحق قعر [[زمین]] باشد، و از او [[فرشته]] [[زیبایی]] می‌سازند هر چند [[شیطان]] باشد! و هنگامی که از کسی برنجند چنان به هجو او می‌پردازند که گویی می‌خواهند به اسفل السافلینش بکشانند، هر چند موجودی آسمانی و [[پاک]] باشد. آیا محتوای حساب شده [[قرآن]] با زمینه‌های [[فکری]] [[شاعران]]، مخصوصاً با [[شاعران]] آن محیط که کاری جز [[وصف]] شراب و [[جمال]] [[معشوق]] و خط [[یار]] و [[مدح]] قبیله‌های مورد نظر و [[ذم]] و هجو [[دشمنان]] نداشتند، هیچ شباهتی دارد. البته [[قرآن]] شعرای [[متعهد]] و مقاوم در برابر [[ستمگران]] را استسنا کرده و درآیه ۲۲۷ شعرا می‌گوید {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا...}}<ref>«جز آنان که ایمان دارند و کارهای شایسته انجام می‌دهند و خداوند را بسیار یاد می‌کنند.».. سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref> مگر شاعرانی که [[هدف]] آنها تنها [[شعر]] نیست، بلکه در [[شعر]]، هدف‌های [[الهی]] [[انسانی]] می‌جویند، شاعرانی که [[غرق]] در اشعار نمی‌شوند و [[غافل]] از [[خدا]]، بلکه “خدا را بسیار یاد می‌کنند” و اشعارشان [[مردم]] را به [[یاد خدا]] وا می‌دارد {{متن قرآن|وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا}}<ref>«و خداوند را بسیار یاد می‌کنند» سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref> و به هنگامی که مورد [[ستم]] قرار می‌گیرند، از این ذوق خویش، برای [[دفاع]] از خویشتن و [[مؤمنان]] به پا می‌خیزند {{متن قرآن|وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا}}<ref>«و پس از آنکه ستم دیده باشند داد می‌ستانند» سوره شعراء، آیه ۲۲۷.</ref> و اگر به هجو و [[ذم]] گروهی با اشعارشان می‌پردازند، به خاطر این است که از [[حق]] در برابر حمله و [[هجوم]] شعری آنان [[دفاع]] می‌کنند؛
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش