حصر حاکمیت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۸٬۰۱۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۲۰
خط ۲۸: خط ۲۸:
*۱۱. [[بخاری]] نیز در کتاب خود از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] می کند:هیچ [[پادشاهی]] و سلطنتی جز از آنِ [[خدا]] وجود ندارد<ref>{{متن حدیث|لا ملك الّا لله}}؛ صحیح البخاری، ج۷، کتاب الأدب، ص۱۱۵.</ref>. که صریح در [[حصر]] [[مُلک]] در ذات [[اقدس]] حقتعالی است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص:۲۱۰-۲۱۷.</ref>.
*۱۱. [[بخاری]] نیز در کتاب خود از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] می کند:هیچ [[پادشاهی]] و سلطنتی جز از آنِ [[خدا]] وجود ندارد<ref>{{متن حدیث|لا ملك الّا لله}}؛ صحیح البخاری، ج۷، کتاب الأدب، ص۱۱۵.</ref>. که صریح در [[حصر]] [[مُلک]] در ذات [[اقدس]] حقتعالی است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص:۲۱۰-۲۱۷.</ref>.


==[[روایات]] واژه "[[اطاعت]]" و مشتقات آن==
*۱. [[کلینی]] به سندش از [[مرازم بن حکیم]] [[نقل]] می کند: "هیچ [[پیامبری]] به [[پیامبری]] نرسید مگر آنکه برای [[خداوند]] به پنج مطلب [[اقرار]] و اعتراف کند: ۱) [[بداء]]؛ ۲) [[مشیّت]]؛ ۳) [[سجود]]؛ ۴) [[پرستش]]؛ ۵) [[طاعت]]"<ref>{{متن حدیث|قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ: مَا تَنَبَّأَ نَبِيٌّ قَطُّ حَتَّى يُقِرَّ لِلَّهِ بِخَمْسِ خِصَالٍ بِالْبَدَاءِ وَ الْمَشِيئَةِ وَ السُّجُودِ وَ الْعُبُودِيَّةِ وَ الطَّاعَةِ}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۱۴۸.</ref>.
*مقصود از [[بداء]] تغییری است که در قَدَر [[الهی]] به اسباب و [[اراده الهی]] صورت می گیرد. عواملی نظیر: [[دعا]] و [[اعمال]] [[خیر]] و [[توبه]] [[بندگان]] و امثال آنها بنابر [[حکمت الهی]] موجب [[تغییر]] مقدراتی می شود که در برنامه ابتدایی [[خداوند]] برای [[مدیریت]] [[جهان هستی]] و [[شئون]] [[جامعه انسانی]] پیش بینی شده است؛ اگرچه این [[تغییر]] در مرحله قضای حتمی [[الهی]] که مرحله [[مشیت]] و مرحله ای بالاتر از مرحله قَدَر است، منظور و مکتوب گردیده است.
*منظور از [[مشیت]]، [[اراده]] ای است که [[خداوند]] به [[وسیله]] آن طرح و برنامه نهایی خود را در [[عالم هستی]] [[اجرا]] می کند که مرحله ای فراتر از مرحله قَدَر [[الهی]] است که [[بداء]] در آن راه دارد و [[تغییر]] و تحولپذیر است.
*بنابراین، [[اقرار]] به [[بداء]] و [[مشیت]]، به معنای [[اقرار]] به [[مدیریت]] مستدام و فعال [[خداوند]] نسبت به همه امور [[جهان هستی]] است.
*[[سجود]] و [[عبودیت]] و [[طاعت]]، اشاره ای به مراتب [[خضوع]] برای حق تعالی است که از [[سجود]] آغاز گردیده و در [[عبودیت]] [[خداوند]] تداوم و [[رشد]] یافته و به مرحله [[طاعت]] کامل که مرحله [[انقیاد]] و فنای در [[اراده الهی]] است، به مرتبه کمال می‌رسد.
*در این [[روایت]] - آنچه محل [[شاهد]] ماست - همین مقطع اخیر است که نشان دهنده آن است که [[مأموریت]] اصلی [[پیامبران]]، [[مأموریت]] [[اطاعت محض]] از [[خداوند]] است و به همین جهت است که [[قرآن کریم]] در [[سوره شعراء]] [[پیام]] [[انبیاء]] را به [[قوم]] و [[ملّت]] خویش در [[وجوب اطاعت]] و [[فرمانبری]] از [[انبیاء]] خلاصه می‌کند: "تقوای [[خدا]] را پیشه کنید، و از [[فرمان]] من [[اطاعت]] کنید"<ref>{{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}</ref>.
*۲. [[کلینی]] در [[سند صحیح]] از [[حبیب سجستانی]] [[روایت]] می کند: "شنیدم [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: همانا [[خدای عزوجل]] هنگامی که [[ذریه]] [[آدم]] را از پشت او برون آورد تا [[پیمان]] پروردگاری خویش و [[پیامبری پیامبران]] را از آنان بستاند نخستین کسی که [[پیمان]] [[پیامبری]] او را از آنان گرفت، [[محمد بن عبدالله]]{{صل}} بود، سپس [[خدای عزوجل]] به [[آدم]] فرمود: بنگر چه می‌بینی؟ [[آدم]] نگاهی به [[ذریه]] خود افکند آنان را در صورت ذرّاتی که [[آسمان]] را پرکرده‌اند دید و گفت: خدای من چه بسیارند ذریّه من! آنان را برای غایتی آفریده‌ای، مقصود تو از [[پیمان]] گرفتن از آنان چیست؟ [[خدای عزوجل]] فرمود: مرا بپرستند و برای من شریکی نپذیرند و به فرستادگان من [[ایمان]] آورند و از آنان [[پیروی]] کنند - تا آنجا که [[خداوند]] در پاسخ به سئوال [[آدم]] درباره [[راز]] [[اختلاف]] و تفاوت در میان بنی [[آدم]] فرمود: -[[خداوند عزوجل]] فرمود: هان ای [[آدم]]! به جانی که به تو بخشیدم سخن گفتی و در نتیجه [[ضعف]] و [[سستی]] طبیعتت خود را بدآنچه [[دانش]] آن را [[نداری]] به زحمت افکندی، منم [[آفریدگار]] [[دانایی]] که با [[دانایی]] و [[آگاهی]] خود میان [[آفرینش]] آفریدگانم تفاوت انداختم، و با [[مشیّت]] خود [[دستور]] و فرمانم را در میان آنان کارگر می‌سازم، و همگان [[سرنوشت]] و سرانجامشان همان است که من [[با تدبیر]] و تقدیر خود مقدر کرده‌ام، [[آفرینش]] مرا تبدیلی نیست، همانا [[انس]] و [[جن]] را بدان [[غایت]] آفریدم که مرا [[پرستش]] کنند، و [[بهشت]] را برای آنان که از [[فرمان]] من [[اطاعت]] کنند و مرا بپرستند و از [[فرمان]] فرستادگان من [[پیروی]] کنند آفریدم و به جز آن اعتنایی ندارم و [[دوزخ]] را برای آنان که به من [[کفر]] ورزند و از [[فرمان]] من [[سرپیچی]] کنند و از فرستادگانم [[پیروی]] نکنند آفریدم و به جز آن اعتنایی ندارم. تو را و ذریّه تو را آفریدم بدون آنکه به تو یا به آنان مرا نیازی باشد، بلکه بدین جهت تو و آنان را آفریدم تا شما را بیازمایم که کدام یک از شما در دار [[دنیا]] و پیش از [[مرگ]] نیکوکارترید، و به همین جهت [[دنیا]] و [[آخرت]] و [[زندگی]] و [[مرگ]] و [[اطاعت]] و [[معصیت]] و [[بهشت و دوزخ]] را آفریدم، و با تقدیر و [[تدبیر]] خویش اینچنین خواستم. و با [[دانایی]] نافذ و محیطی که به آنان دارم صورت‌ها و پیکرها و رنگ‌ها و عمرها و [[روزی‌ها]] و [[طاعت]] و معصیتشان را متفاوت و ناهمانند ساختم"<ref>{{متن حدیث|سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} يَقُولُ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمَّا أَخْرَجَ ذُرِّيَّةَ آدَمَ{{ع}} مِنْ ظَهْرِهِ لِيَأْخُذَ عَلَيْهِمُ الْمِيثَاقَ بِالرُّبُوبِيَّةِ لَهُ، وَ بِالنُّبُوَّةِ لِكُلِّ نَبِيٍّ، فَكَانَ أَوَّلَ مَنْ أَخَذَ لَهُ عَلَيْهِمُ الْمِيثَاقَ بِنُبُوَّتِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ{{صل}} ثُمَّ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لآِدَمَ: انْظُرْ مَا ذَا تَرَى؟ قَالَ: فَنَظَرَ آدَمُ{{ع}} إِلَى ذُرِّيَّتِهِ وَ هُمْ ذَرٌّ قَدْ مَلَئُوا السَّمَاءَ، قَالَ آدَمُ{{ع}}: يَا رَبِّ مَا أَكْثَرَ ذُرِّيَّتِي، وَ لِأَمْرٍ مَا خَلَقْتَهُمْ، فَمَا تُرِيدُ مِنْهُمْ بِأَخْذِكَ الْمِيثَاقَ عَلَيْهِمْ؟ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ يُؤْمِنُونَ بِرُسُلِي وَ يَتَّبِعُونَهُمْ...قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَا آدَمُ بِرُوحِي نَطَقْتَ وَ بِضَعْفِ طَبِيعَتِكَ تَكَلَّفْتَ مَا لَا عِلْمَ لَكَ بِهِ وَ أَنَا الْخَالِقُ الْعَالِمُ بِعِلْمِي خَالَفْتُ بَيْنَ خَلْقِهِمْ وَ بِمَشِيئَتِي يَمْضِي فِيهِمْ أَمْرِي وَ إِلَى تَدْبِيرِي وَ تَقْدِيرِي صَائِرُونَ، لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِي إِنَّمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ لِيَعْبُدُونِ، وَ خَلَقْتُ الْجَنَّةَ لِمَنْ أَطَاعَنِي وَ عَبَدَنِي مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ رُسُلِي وَ لَا أُبَالِي، وَ خَلَقْتُ النَّارَ لِمَنْ كَفَرَ بِي وَ عَصَانِي وَ لَمْ يَتَّبِعْ رُسُلِي وَ لَا أُبَالِي وَ خَلَقْتُكَ وَ خَلَقْتُ ذُرِّيَّتَكَ مِنْ غَيْرِ فَاقَةٍ بِي إِلَيْكَ وَ إِلَيْهِمْ، وَ إِنَّمَا خَلَقْتُكَ وَ خَلَقْتُهُمْ لِأَبْلُوَكَ وَ أَبْلُوَهُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا فِي دَارِ الدُّنْيَا فِي حَيَاتِكُمْ وَ قَبْلَ مَمَاتِكُمْ، فَلِذَلِكَ خَلَقْتُ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ وَ الْحَيَاةَ وَ الْمَوْتَ وَ الطَّاعَةَ وَ الْمَعْصِيَةَ وَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ، وَ كَذَلِكَ أَرَدْتُ فِي تَقْدِيرِي وَ تَدْبِيرِي، وَ بِعِلْمِيَ النَّافِذِ فِيهِمْ خَالَفْتُ بَيْنَ صُوَرِهِمْ وَ أَجْسَامِهِمْ وَ أَلْوَانِهِمْ وَ أَعْمَارِهِمْ وَ أَرْزَاقِهِمْ وَ طَاعَتِهِمْ وَ مَعْصِيَتِهِمْ... فَلِذَلِكَ خَلَقْتُهُمْ لِأَبْلُوَهُمْ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ فِيمَا أُعَافِيهِمْ وَ فِيمَا أَبْتَلِيهِمْ وَ فِيمَا أُعْطِيهِمْ وَ فِيمَا أَمْنَعُهُمْ وَ أَنَا اللَّهُ الْمَلِكُ الْقَادِرُ وَ لِي أَنْ أَمْضِيَ جَمِيعَ مَا قَدَّرْتُ عَلَى مَا دَبَّرْتُ وَ لِي أَنْ أُغَيِّرَ مِنْ ذَلِكَ مَا شِئْتُ إِلَى مَا شِئْتُ وَ أُقَدِّمَ مِنْ ذَلِكَ مَا أَخَّرْتُ وَ أُؤَخِّرَ مِنْ ذَلِكَ مَا قَدَّمْتُ وَ أَنَا اللَّهُ الْفَعَّالُ لِمَا أُرِيدُ لَا أُسْأَلُ عَمَّا أَفْعَلُ وَ أَنَا أَسْأَلُ خَلْقِي عَمَّا هُمْ فَاعِلُونَ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۸ -۱۰.</ref>.
*بدین جهت آنان را آفریدم تا آنان را بیازمایم در فراخی و تنگی و در آنچه به آنان [[عافیت]] می‌دهم و آنچه آنان را در آن می‌آزمایم و در آنچه به آنان می‌بخشم و در آنچه از آنان بازمی‌دارم و منم [[خداوند]] [[پادشاه]] توانا و مراست که آنچه تقدیر کرده‌ام عملی سازم به همان نحو که [[تدبیر]] کرده‌ام و مراست که آنچه را بخواهم دگرگون سازم به آنچه می‌خواهم، پیش اندازم از آن آنچه را پس انداختم، و پس اندازم آنچه را پیش انداختم. منم خدای انجام دهنده آنچه [[اراده]] کند، در برابر آنچه انجام می‌دهم مورد پرس‌وجو قرار نمی‌گیرم و من از آفریدگانم از آنچه انجام می‌دهند می‌پرسم.
*روشنی مضامین این [[روایت]] بلند معنا ما را از هرگونه تعلیق و [[تفسیر]] بی نیاز می کند، تنها به همین اشاره اکتفا می کنیم که در این [[روایت]] همان مورد تأکید و [[تبیین]] قرار گرفته که در [[روایت]] پیشین به [[اجمال]] بدان اشاره شده است و عصاره مفاهیم هر دو [[روایت]] ضمن [[اثبات]] [[مُلک]] و تصرّف و [[تدبیر]] و [[مدیریت]] فعّال برای [[خداوند]]، [[حصر]] این [[مُلک]] و [[تدبیر]] و تصرّف و [[مدیریت]] [[جهان]] و [[انسان]] در ذات [[اقدس]] حقتعالی و ثبوت [[حقّ]] [[اطاعت محض]] از ازل برای اوست و اینکه [[میثاق]] و [[پیمان]] [[خداوند]] با [[بندگان]] خویش، [[میثاق]] و [[پیمان]] [[طاعت]] و [[بندگی]] و [[فرمانبری]] و [[خضوع]] و [[سرسپردگی]] برای [[حکومت]] و [[فرمانروایی]] اوست.
*این [[روایت]]، [[تفسیر]] و تبیینی است از آنچه در [[قرآن کریم]] در زمینه [[پیمان]] و میثاقی که [[خداوند]] از [[بندگان]] گرفته، آمده است؛ نظیر: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}}<ref>«و (به خاطر بیاور) زمانى را که پروردگارت از صلب فرزندان آدم، ذریّه آنها را برگرفت؛ و آنها را بر خودشان گواه ساخت؛ (و فرمود:) آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آرى» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref>. همچنین: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا}}<ref>«و به یاد آورید نعمت خدا را بر شما، و پیمانى را که با تأکید از شما گرفت، آن زمان که گفتید: "شنیدیم و اطاعت کردیم"» سوره مائده، آیه ۷.</ref>.
*در این [[آیه]] اشاره به این [[حقیقت]] مهم شده که [[پیمان]] [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] از [[خداوند]]، [[پیمان]] مؤکدی است که نه تنها در عالم ذرّ و از آغاز [[خلقت]] و در عالم [[تکوین]] در نهاد [[آدمیان]] نهفته است، بلکه در عالم [[تشریع]] و [[اختیار]] نیز [[پیمان]] [[مجدد]] بر همان [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] [[الهی]] بسته شده است؛ این [[پیمان]] اختیاری، [[پیمان]] [[ایمان]] است؛ زیرا [[ایمان به خدا]] و [[رسول]]، [[پیمان]] [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] از [[حکومت]] و [[فرمانروایی خداوند]] است.
*عبارت {{متن قرآن|وَاثَقَكُمْ بِهِ}} اشاره به این است که این [[پیمان تکوینی]] به [[وسیله]] [[پیمان]] اختیاری [[تشریعی]] مورد تأکید و [[اقرار]] و ابرام قرار گرفته است.
*۳. [[کلینی]] [[روایت]] کرده است: "سلّام جعفی گفت: از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[ایمان]] پرسیدم، فرمود: [[ایمان]] این است که [[خداوند]] [[اطاعت]] شود و [[معصیت]] نشود"<ref>{{متن حدیث|عَنْ سَلَّامٍ الْجُعْفِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عَنِ الْإِيمَانِ فَقَالَ: الْإِيمَانُ أَنْ يُطَاعَ اللَّهُ فَلَا يُعْصَى}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۳۳.</ref>.
*[[تفسیر]] [[ایمان]] به [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] از [[فرمان خداوند]]، در [[آیات]] بسیاری از [[قرآن کریم]] آمده است؛ نظیر: {{متن قرآن|آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا}}<ref>«پیامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است؛ و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگانش و کتاب‌هاى او و فرستادگانش، ایمان آورده‌اند؛ (و گفتند:) "ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمى‌گذاریم (و به همه ایمان داریم)". و گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم» سوره بقره، آیه ۲۸۵.</ref>.
*همچنین: {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«آنها مى‌گویند: "به خدا و پیامبر ایمان آورده‌ایم و اطاعت کرده‌ایم" ولى بعد از این (ادعا)، گروهى از آنان روی‌گردان مى‌شوند؛ آنها (در حقیقت) مؤمن نیستند» سوره نور، آیه ۴۷.</ref>.
*[[تفسیر]] حال [[مؤمنان]] به {{متن قرآن|وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا}} در [[آیه]] پیشین و [[نفی]] صفت [[ایمان]] از کسانی که از [[اطاعت خدا]] و [[رسول]] [[سرپیچی]] می کنند، [[نصّ]] در [[تفسیر]] [[ایمان]] به [[اطاعت]] است.
*۴. [[کلینی]] [[روایت]] می کند: [[ابواسحاق سبیعی]] از [[حارث]] أعور [[روایت]] می‌کند گفت: [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} خطبه‌ای پس از عصر ایراد فرمود که [[مردم]] را به شگفتی درآورد [[حسن]] توصیف او، و آنچه درباره [[تعظیم]] [[خداوند]] بیان فرمود. [[ابواسحاق]] گفت: به [[حارث]] گفتم آیا [[خطبه]] را [[حفظ]] کردی؟ گفت: آن را نوشتم، پس آن را از کتابی که نوشته بود بر ما املاء کرد: [[ستایش]] از آنِ خداوندی که نمی‌میرد و شگفتی‌های او پایان نمی‌پذیرند زیرا در هر روزی شأنی از پدیدآوری بدیعی که نبوده است دارد. آنکه زاده‌ای ندارد تا در [[عزت]] شریکی داشته باشد، و نه خود زاده دیگری است تا فناپذیر باشد و کسی او را [[وارث]] باشد - تا آنجا که فرمود: - آنکه [[انبیاء]] را درباره او پرسیدند و آنان او را به جزء یا به حدّی توصیف نکردند، بلکه او را به کارهای او [[وصف]] کردند و به [[وسیله]] آیاتش بر او دلالت کردند، خِرَدِ اندیشه‌ورزان از [[انکار]] او [[ناتوان]] است؛ زیرا آنکه [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و آنچه در آنها و در میان آنهاست همه [[آفریده]] اوست و او سازنده آنهاست لذا کسی را یارای دفع [[قدرت]] او نیست، آنکه از آفریدگان آنچنان جداست که چیزی همانند او نیست خدایی که [[خلق]] را برای [[پرستش]] خویش آفرید و آنان را بر [[فرمانبری]] خویش توانا ساخت به [[وسیله]] آنچه در آنان قرار داد - تا آنجا که می فرماید: - هر آن کس جز او که قدرت‌نمایی کند [[ذلیل]] است، و هرآنکس جز او که بزرگی فروشد حقیر و ناچیز است، همه اشیاء در برابر عظمتش سرافکنده‌اند و در برابر [[سلطنت]] و عزتش سرسپرده‌اند - تا آنجا که فرمود: - آنچه را که خواست از نیستی آفرید و آنچه را خواست پدید آورد به همان نحو که [[اراده]] فرمود از [[ثقلین]] [[جن]] و [[انس]]، تا بدینوسیله با [[ربوبیت]] او آشنا گردند، و [[فرمانبری]] او در میان آن ریشه دواند - تا آنجا که فرمود: - آنکس که از [[خدا]] و رسولش [[فرمانبری]] کند به [[پیروزی]] بزرگی دست می‌یابد و [[پاداش]] فراوانی دریافت خواهد کرد و آنکس که [[خدا]] و رسولش را [[نافرمانی]] کند زیان آشکاری خواهد دید، و [[شایسته]] [[کیفر]] [[سختی]] خواهد شد پس بهره برید از آنچه برشماست از شنیدن و [[فرمان]] بردن و [[نصیحت]] خالصانه، و [[یاوری]] خوب و [[شایسته]]<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ السَّبِيعِيِّ عَنِ الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ قَالَ: خَطَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} خُطْبَةً بَعْدَ الْعَصْرِ فَعَجِبَ النَّاسُ مِنْ حُسْنِ صِفَتِهِ وَ مَا ذَكَرَهُ مِنْ تَعْظِيمِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ قَالَ أَبُو إِسْحَاقَ فَقُلْتُ لِلْحَارِثِ: أَ وَ مَا حَفِظْتَهَا؟ قَالَ: قَدْ كَتَبْتُهَا فَأَمْلَاهَا عَلَيْنَا مِنْ كِتَابِهِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَ لَا تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ مِنْ إِحْدَاثِ بَدِيعٍ لَمْ يَكُنِ الَّذِي لَمْ يَلِدْ فَيَكُونَ فِي الْعِزِّ مُشَارَكاً وَ لَمْ يُولَدْ فَيَكُونَ مَوْرُوثاً هَالِكاً... الَّذِي سُئِلَتِ الْأَنْبِيَاءُ عَنْهُ فَلَمْ تَصِفْهُ بِحَدٍّ وَ لَا بِبَعْضٍ بَلْ وَصَفَتْهُ بِفِعَالِهِ وَ دَلَّتْ عَلَيْهِ بِآيَاتِهِ لَا تَسْتَطِيعُ عُقُولُ الْمُتَفَكِّرِينَ جَحْدَهُ لِأَنَّ مَنْ كَانَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ فِطْرَتَهُ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ هُوَ الصَّانِعُ لَهُنَّ فَلَا مَدْفَعَ لِقُدْرَتِهِ الَّذِي نَأَى مِنَ الْخَلْقِ فَلَا شَيْءَ كَمِثْلِهِ الَّذِي خَلَقَ خَلْقَهُ لِعِبَادَتِهِ وَ أَقْدَرَهُمْ عَلَى طَاعَتِهِ بِمَا جَعَلَ فِيهِمْ...ذَلَّ مَنْ تَجَبَّرَ غَيْرَهُ وَ صَغُرَ مَنْ تَكَبَّرَ دُونَهُ وَ تَوَاضَعَتِ الْأَشْيَاءُ لِعَظَمَتِهِ وَ انْقَادَتْ لِسُلْطَانِهِ وَ عِزَّتِهِ...ابْتَدَأَ مَا أَرَادَ ابْتِدَاءَهُ وَ أَنْشَأَ مَا أَرَادَ إِنْشَاءَهُ عَلَى مَا أَرَادَ مِنَ الثَّقَلَيْنِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لِيَعْرِفُوا بِذَلِكَ رُبُوبِيَّتَهُ وَ تَمَكَّنَ فِيهِمْ طَاعَتُهُ...مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِيماً وَ نَالَ ثَوَاباً جَزِيلًا وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً وَ اسْتَحَقَّ عَذَاباً أَلِيماً فَأَنْجِعُوا بِمَا يَحِقُّ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمْعِ وَ الطَّاعَةِ وَ إِخْلَاصِ النَّصِيحَةِ وَ حُسْنِ الْمُؤَازَرَةِ...}}اصول کافی، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۲.</ref>.
*[[دلالت روایت]] بر [[وجوب]] [[طاعت]] [[خداوند]] و [[حرمت]] [[معصیت]] او روشن است؛ بهویژه آنجا که [[اطاعت]] [[فرمان خدا]] را به عنوان [[غایت]] و [[هدف]] [[جهان آفرینش]] معرفی کرده است: {{متن حدیث|لِيَعْرِفُوا بِذَلِكَ رُبُوبِيَّتَهُ وَ تَمَكَّنَ فِيهِمْ طَاعَتُهُ}}.
*و نیز آنجا که [[اطاعت]] مطلق و بی قید [[خداوند]] را منشأ [[فوز عظیم]] و معصیتش را به طور مطلق موجب زیان [[آشکار]] و [[عقاب]] دردناک دانسته است.
*همچنین روایت بر [[حصر]] [[سلطنت]] و [[ملک]] و [[وجوب اطاعت]] در ذات [[اقدس]] حق تعالی دلالت دارد. آنجا که فرمود: {{متن حدیث|ذَلَّ مَنْ تَجَبَّرَ غَيْرَهُ وَ صَغُرَ مَنْ تَكَبَّرَ دُونَهُ وَ تَوَاضَعَتِ الْأَشْيَاءُ لِعَظَمَتِهِ وَ انْقَادَتْ لِسُلْطَانِهِ وَ عِزَّتِهِ}}.
*۵. [[کلینی]] به سندش از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می کند - که در ضمن روایتی فرمود -: پس آن کس که تقوای [[خدا]] را در آنچه امر فرموده پیشه کند، [[خدا]] را درحالی [[ملاقات]] خواهد کرد که به آنچه [[محمد]]{{صل}} آورده [[مؤمن]] است. هیهات هیهات، قومی از [[دنیا]] رفتند پیش از آنکه [[هدایت]] شوند و [[گمان]] بردند که مؤمن‌اند درحالی‌که [[مشرک]] بودند و خود نمی‌دانستند. کسی که [[خانه‌ها]] را از درب آنها وارد شود [[هدایت]] شده و آن کس به درب [[خانه]] روی نیاورد راه [[هلاکت]] را پیموده است. [[خداوند]] [[طاعت]] [[ولیّ]] امرش را به [[طاعت]] رسولش پیوند زده و [[طاعت]] رسولش را به [[طاعت]] خود پیوند زده، پس هرکس [[طاعت]] اولیای امر را رها کند، [[خدا]] و رسولش را [[اطاعت]] نکرده است و [[اقرار]] به آنچه از سوی [[خدا]] نازل شده نکرده است<ref>{{متن حدیث|فَمَنِ اتَّقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا أَمَرَهُ لَقِيَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُؤْمِناً بِمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ{{صل}} هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ فَاتَ قَوْمٌ وَ مَاتُوا قَبْلَ أَنْ يَهْتَدُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ أَشْرَكُوا مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ. إِنَّهُ مَنْ أَتَى الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها اهْتَدَى وَ مَنْ أَخَذَ فِي غَيْرِهَا سَلَكَ طَرِيقَ الرَّدَى وَصَلَ اللَّهُ طَاعَةَ وَلِيِّ أَمْرِهِ بِطَاعَةِ رَسُولِهِ{{صل}} وَ طَاعَةَ رَسُولِهِ بِطَاعَتِهِ فَمَنْ تَرَكَ طَاعَةَ وُلَاةِ الْأَمْرِ لَمْ يُطِعِ اللَّهَ وَ لَا رَسُولَهُ وَ هُوَ الْإِقْرَارُ بِمَا نَزَلَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}} الی آخر الحدیث؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷-۴۸.</ref>.
*این [[روایت]]، همانگونه که از بیان آن [[آشکار]] است، [[نصّ صریح]] بر [[حصر حاکمیت]] در ذات [[اقدس]] حق تعالی و [[وجوب اطاعت خدا]] و [[تسلیم]] در برابر [[فرمانروایی]] او و ممنوعیت [[تسلیم]] در برابر [[فرمان]] هر [[فرمانروایی]] جز او است، بلکه [[خضوع]] در برابر فرمانی به جز [[فرمان خدا]] را [[شرک]] دانسته است.
*۶. [[کلینی]] به سندش از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می کند:درباره [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ}}<ref>«خدا به تو و به پیشینیان تو وحی فرمود هرآینه چنانچه شرک بورزی عمل تو تباه خواهد شد» سوره زمر، آیه ۶۵.</ref> فرمود: یعنی: اگر در [[ولایت]] جز [[خدا]] را [[شریک]] کردی {{متن قرآن|بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«بلکه خدا را پرستش نما و از سپاسگزاران باش» سوره زمر، آیه ۶۶.</ref>؛ یعنی: بلکه [[خدا]] را [[پرستش]] نما به [[وسیله]] [[طاعت]] و از سپاسگزاران باش که تو را به [[وسیله]] [[برادر]] و پسرعمت [[یاری]] کردم<ref>{{متن حدیث|فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ}} قَالَ: يَعْنِي إِنْ أَشْرَكْتَ فِي الْوَلَايَةِ غَيْرَهُ {{متن قرآن|بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ}} يَعْنِي بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ بِالطَّاعَةِ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ أَنْ عَضَدْتُكَ بِأَخِيكَ وَ ابْنِ عَمِّكَ}}اصول کافی، ج۱، ص۴۲۷.</ref>.
*این [[روایت]] نیز در [[حصر]] [[ولایت]] و [[طاعت]] در [[ذات اقدس خدای متعال]] صراحت دارد و مؤید مطلبی است که در گذشته در رابطه با معنای [[عبادت]] در کاربری های [[قرآنی]] گفتیم که [[عبادت]] به معنای [[اطاعت]] است و [[توحید]] [[عبادت]] تنها از طریق [[توحید]] در [[پذیرش]] [[فرمانروایی خداوند]] و [[نفی]] [[فرمانروایی]] غیر [[خدا]] تحقق پذیر است.
*۷. [[کلینی]] به [[سند صحیح]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می کند: درباره فرموده [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ}}<ref>«بیشتر آنان ایمان نمی‌آورند مگر آنکه مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref> فرمود: [[شرک]] در اینجا، [[شرک طاعت]] است نه [[شرک عبادت]]. و درباره فرموده [[خدا]] {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ}}<ref>«و از مردم کسانی هستند که خدا را بر روی لبه راه می‌پرستند» سوره حج، آیه ۱۱.</ref> فرمود: [[آیه]] درباره شخص معینی نازل می‌شود سپس بر [[پیروان]] او نیز [[صدق]] می‌کند. پس گفتم: آنکس که جز شما را به عنوان [[رهبر]] بپذیرد از کسانی است که [[خدا]] را بر روی لبه پرستیده است؟ فرمود: آری و گاه می‌شود به کلی از راه بیرون می‌رود<ref>{{متن حدیث|فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ}}، قَالَ: شِرْكُ طَاعَةٍ وَ لَيْسَ شِرْكَ عِبَادَةٍ وَ عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ}} قَالَ: إِنَّ الْآيَةَ تَنْزِلُ فِي الرَّجُلِ ثُمَّ تَكُونُ فِي أَتْبَاعِهِ. ثُمَّ قُلْتُ: كُلُّ مَنْ نَصَبَ دُونَكُمْ شَيْئاً فَهُوَ مِمَّنْ {{متن قرآن|يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ}}؟ فَقَالَ: نَعَمْ وَ قَدْ يَكُونُ مَحْضاً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۳۹۷-۳۹۸.</ref>.
*[[دلالت روایت]] بر [[توحید]] [[طاعت]] [[خداوند]] و [[حصر]] جواز [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] در [[ذات خداوند]] که به معنای [[حصر]] [[فرمانروایی]] در [[ذات مقدس]] اوست، [[آشکار]] و روشن است؛ زیرا [[اعتقاد]] به [[مطاع]] و [[فرمانروایی]] دیگر و [[اعتقاد]] به [[استحقاق]] [[اطاعت]] او بنابر صریح این [[روایت]] [[شرک]] در [[اطاعت]] است و [[شرک]] در [[اطاعت]]، نظیر [[شرک]] در [[سجود]] و [[رکوع]] است که نقیض [[توحید]] و [[ایمان]] [[خالص]] لله تعالی است.
*عبارت {{متن حدیث|وَ قَدْ يَكُونُ مَحْضاً}} در ذیل [[روایت]]، اشاره به این مطلب است که [[شرک]] در [[طاعت]] ممکن است به [[کفر]] محض و صریح و [[نفی]] [[طاعت خدا]] به طور مطلق بیانجامد؛ چنانکه در [[سرنوشت]] بسیاری از [[منافقین]] [[مشاهده]] شده و آیاتی که به [[کفر]] بعد الایمان اشاره می کنند، به همین [[کفر]] محض که نتیجه [[نفاق]] است، اشاره دارند.
*۸. [[کلینی]] به [[سند صحیح]] قطعیّ الصحة [[روایت]] می کند:از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ}}<ref>«همه چیز تباه می‌شود جز وجه خداوند» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref> فرمود: آنکس که عمل کند به آنچه به آن [[مأمور]] گشته از [[اطاعت]] [[محمد]]{{صل}} همان وجه خداست که هرگز تباه نخواهد شد، و اینچنین [[خداوند]] فرمود: {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ}}<ref>«آنکس که رسول خدا را اطاعت کند خداوند را اطاعت کرده است» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref><ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ}} قَالَ: مَنْ أَتَى اللَّهَ بِمَا أُمِرَ بِهِ مِنْ طَاعَةِ مُحَمَّدٍ{{صل}} فَهُوَ الْوَجْهُ الَّذِي لَا يَهْلِكُ وَ كَذَلِكَ قَالَ: {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ}}}}اصول کافی، ج۱، ص۱۴۳.</ref>.
*[[تفسیر]] وجه باقی [[خداوند]] به [[اطاعت از رسول]]{{صل}} و اینکه هر وجه دیگری غیر از این وجه هالک است، به معنای [[حصر]] جواز [[اطاعت]] در [[اطاعت خدا]] و [[رسول]] است؛ زیرا تنها وجه باقی همین است و [[اطاعت]] غیر [[خدا]] [[پیوستن]] به وجه هالک است که عاقبتی جز [[هلاکت]] و نابودی ندارد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص:۲۱۰-۲۱۷.</ref>.


 
==[[روایات]] واژه "[[أمر]]" و مشتقات آن==
 
*روایاتی که با به کارگیری واژه "امر" یا مشتقات آن بر [[حصر حاکمیت]] در [[خداوند]] دلالت دارند نیز فراوانند. ما در اینجا تنها به نمونه ای از آنها بسنده می کنیم:
 
*۱. [[کلینی]] به [[سند صحیح]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می کند که خطاب به [[ابن ابی یعفور]] فرمود: "ای ابن‌ابی‌یعفور، [[خداوند]] یگانه و یکتا به [[وحدانیت]] است، و در فرمانش بی‌همتاست پس آفریدگانی را آفرید و آنان را بر آن [[فرمان]] توانا ساخت، و آنان ماییم ای ابن‌ابی‌یعفور، پس ماییم [[حجت الهی]] [[خداوند]] در میان بندگانش و ماییم گنجینه‌داران [[علم الهی]] و قیام‌کنندگان به آن"<ref>{{متن حدیث|يَا ابْنَ أَبِي يَعْفُورٍ إِنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ مُتَوَحِّدٌ بِالْوَحْدَانِيَّةِ مُتَفَرِّدٌ بِأَمْرِهِ فَخَلَقَ خَلْقاً فَقَدَّرَهُمْ لِذَلِكَ الْأَمْرِ فَنَحْنُ هُمْ يَا ابْنَ أَبِي يَعْفُورٍ فَنَحْنُ حُجَجُ اللَّهِ فِي عِبَادِهِ وَ خُزَّانُهُ عَلَى عِلْمِهِ وَ الْقَائِمُونَ بِذَلِكَ}}اصول کافی، ج۱، ص۱۹۳.</ref>.
<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص:۲۱۰-۲۱۷.</ref>.
*[[دلالت روایت]] بر [[حصر حاکمیت]] در [[ذات خداوند]] صریح و بدون ابهام است. این [[روایت]] با به کارگیری واژه "امر" که دلالت بر [[حاکمیت]] و [[فرمان]] دارد، افزون بر [[حصر حاکمیت]] در [[خداوند]]، آن را عین [[توحید خداوند]] می‌داند. {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ مُتَوَحِّدٌ بِالْوَحْدَانِيَّةِ مُتَفَرِّدٌ بِأَمْرِهِ...}}
*و نیز افزون بر آن دلالت بر این دارد که قائمین به [[امر الهی]] کسانی جز [[امامان معصوم]]{{عم}} از [[اهل بیت]] [[رسول الله]]{{صل}} نیستند؛ آنگونه که در [[روایت]] دیگر [[عبدالرحمان بن کثیر]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] کرده است که فرمود: "ماییم عهده‌داران [[امر خداوند]] و ماییم گنجینه‌داران [[علم]] [[خداوند]] و انبان [[وحی الهی]]"<ref>{{متن حدیث|نَحْنُ وُلَاةُ أَمْرِ اللَّهِ وَ خَزَنَةُ عِلْمِ اللَّهِ وَ عَيْبَةُ وَحْيِ اللَّهِ}}؛ اصول کافی، ج۱، ص‌۱۹۲.</ref>.
*۲. [[کلینی]] به [[سند صحیح]] از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] می کند که فرمود: "[[رسول خدا]]{{صل}} در یکی سفرهای خویش به کاروانی رسید گفتند: [[سلام]] برتو باد یا [[رسول‌الله]] فرمود: شما چه کسانی هستید؟ گفتند: ما [[مؤمن]] هستیم یا [[رسول‌الله]]{{صل}} فرمود: [[حقیقت]] [[ایمان]] شما چیست؟ گفتند: [[رضا]] به قضای [[خداوند]] و سپردن کار به [[خدا]] و [[تسلیم]] برای [[امر خداوند]]، پس [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمود: دانایان [[خردمندی]] که نزدیک است از فزونی [[دانش]] [[پیامبر]] باشند"<ref>{{متن حدیث|بَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فِي بَعْضِ أَسْفَارِهِ إِذْ لَقِيَهُ رَكْبٌ فَقَالُوا: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ! فَقَالَ: مَا أَنْتُمْ؟ فَقَالُوا: نَحْنُ مُؤْمِنُونَ يَا رَسُولَ اللَّهِ! قَالَ: فَمَا حَقِيقَةُ إِيمَانِكُمْ؟ قَالُوا: الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّفْوِيضُ إِلَى اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: عُلَمَاءُ حُكَمَاءُ كَادُوا أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْحِكْمَةِ أَنْبِيَاءَ...}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۵۳.</ref>.
*{{متن حدیث|التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ}} که در این [[روایت]] به عنوان بخشی از [[حقیقت]] [[ایمان]] معرفی شده است، دلالت بر این دارد که [[ایمان]] بدون [[تسلیم]] به [[فرمان خدا]] ممکن نیست و اینکه [[سرسپردگی]] به [[فرمان خداوند]] که به معنای گردننهادن به [[حاکمیت]] مطلق [[خداوند]] است، رکن اساسی [[ایمان]] است.
*رکن [[ایمان]] بودن "[[تسلیم]] به امر [[خدا]]" افزون بر دلالت بر [[وجوب]] [[تسلیم]] مطلق به [[امر خداوند]]، دلالت بر [[حصر حاکمیت]] در [[خداوند]] دارد؛ زیرا [[تسلیم]] به [[امر خداوند]] بودن با [[اطاعت]] [[فرمان]] [[حاکم]] دیگری غیر از [[خداوند]]، قابل جمع نیست، مگر آنکه آن [[حاکم]]، [[منصوب از سوی خداوند]] باشد تا [[حاکمیت]] او عین [[حاکمیت]] [[خداوند]] باشد؛ چنانکه در برخی [[روایات]]، [[تسلیم]] به امر [[رسول الله]]{{صل}} [[شرط ایمان]] و عین [[تسلیم]] به [[امر خداوند]] دانسته شده است.
*[[کلینی]] به [[سند صحیح]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می کند که فرمود: "چنانچه قومی خدای بدون [[شریک]] را بپرستند و [[نماز]] را برپادارند، و [[زکات]] را بپردازند و به [[حج]] [[خانه]] بروند، و [[ماه رمضان]] را [[روزه]] بدارند سپس به آنچه [[خداوند]] یا [[رسول]] او انجام داده‌اند بگوید، چرا بر خلاف آن انجام ندادند یا آنکه این معنا را در اندرون خود بیایند به سبب آن [[مشرک]] خواهند شد سپس این [[آیه]] را [[تلاوت]] فرمود: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«نه به پروردگارت سوگند، ایمان نیاورند تا آنگاه که تو را در آنچه میانشان درمی‌گیرد داور قرار دهند سپس در اندرون خود هیچ دشواری از آنچه تو داوری کردی نیابند، و کاملاً تسلیم باشند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>. سپس [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: پس برشما باد که [[تسلیم]] باشید"<ref>{{متن حدیث|لَوْ أَنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ حَجُّوا الْبَيْتَ وَ صَامُوا شَهْرَ رَمَضَانَ ثُمَّ قَالُوا لِشَيْءٍ صَنَعَهُ اللَّهُ أَوْ صَنَعَهُ النَّبِيُّ{{صل}} أَلَّا صَنَعَ خِلَافَ الَّذِي صَنَعَ؟ أَوْ وَجَدُوا ذَلِكَ فِي قُلُوبِهِمْ لَكَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: فَعَلَيْكُمْ بِالتَّسْلِيمِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۳۹۸.</ref>.
*و در [[روایات]] متعددی از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به اسناد صحیح [[روایت]] شده است که فرمود: "[[ایمان]] چهار رکن دارد: [[رضا]] به قضای [[خداوند]]، و [[توکل]] و [[اعتماد]] بر [[خداوند]]، و سپردن امر به [[خداوند]]، و [[تسلیم]] [[امر خداوند]] بودن"<ref>{{متن حدیث|الْإِيمَانُ أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ: الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ تَفْوِيضُ الْأَمْرِ إِلَى اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ}}اصول کافی، ج۲، ص۴۷ و ۵۶.</ref>.
*۳. [[شیخ صدوق]] به [[سند]] معتبر از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] می کند: "[[پاداش]] هیچ چیزی به پای [[پاداش]] بر [[شهادت]] به {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} نیست؛ زیرا برای [[خداوند]] نظیر و همتایی وجود ندارد، و کسی در [[فرمان]] [[شریک]] [[خداوند]] نیست"<ref>{{متن حدیث|مَا مِنْ شَيْءٍ أَعْظَمَ ثَوَاباً مِنْ شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَعْدِلُهُ شَيْءٌ وَ لَا يَشْرَكُهُ فِي الْأَمْرِ أَحَدٌ}}صدوق، التوحید، ص۱۹.</ref>.
*در این [[روایت]] [[شهادت به توحید]] [[خداوند]] به [[توحید ذاتی]] و صفاتی از یکسو و به [[توحید افعالی]] از سوی دیگر [[تفسیر]] شده است. [[توحید ذاتی]] و صفاتی را جمله {{متن حدیث|لَا يَعْدِلُهُ شَيْءٌ}} می‌رساند و بر [[توحید افعالی]]، جمله {{متن حدیث|لَا يَشْرَكُهُ فِي الْأَمْرِ أَحَدٌ}} دلالت دارد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص:۲۱۰-۲۱۷.</ref>.


==منابع==
==منابع==
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش