بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۷۶: | خط ۱۷۶: | ||
*بنابراین کسی که [[خلیفه]] خداست، باید رتبه خود را بشناسد و از آن [[تجاوز]] نکند<ref>محمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، ج۱۷، ص۲۲۴.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۷۴-۷۶.</ref> | *بنابراین کسی که [[خلیفه]] خداست، باید رتبه خود را بشناسد و از آن [[تجاوز]] نکند<ref>محمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، ج۱۷، ص۲۲۴.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۷۴-۷۶.</ref> | ||
== | ==[[ویژگیهای خلیفةاللهی]]== | ||
==مقدمه== | |||
*[[انسانها]] در [[پذیرش]] [[خلافت الهی]] دارای ویژگیهایی میباشد که در ذیل به پارهای از این ویژگیها، پرداخته میشود: | *[[انسانها]] در [[پذیرش]] [[خلافت الهی]] دارای ویژگیهایی میباشد که در ذیل به پارهای از این ویژگیها، پرداخته میشود: | ||
#'''[[جعل الهی]]:''' [[خداوند]] [[انسان]] را [[جانشین]] خود در [[زمین]] قرار داده است و این جانشنی با هدف [[رشد]]، تعالی و حرکت [[انسان]] به سوی [[سعادت]] و کمال [[جاودانی]] صورت گرفته است. بنابراین از این دیدگاه [[انسان]] نمیتواند ادعا کند که ذاتاً دارای [[حاکمیت]] و [[خلافت]] است، زیرا [[انسان]] [[جایگاه]] "[[خلافت]]" و پایگاه، [[امانت]] و [[مسئولیت الهی]] است به همین جهت در [[قرآن]] نیز [[خلافت]] [[انسان]] در [[زمین]] با فعل "[[جعل]]" بیان شده است. بنابراین از این نظر که منشأ و سرچشمه آن بیرون از [[جامعه انسانی]] است جعلی است. از اینرو [[خلافت]]، طرحی [[الهی]] است و [[خلیفه]] تنها به [[اذن]] او به این [[مقام]] میرسد که در [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«میخواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref> معیار [[خلیفه]] بودن برای [[انسان]]، [[جعل الهی]] است یعنی کسی میتواند [[خلیفه الهی]] باشد که به [[جعل الهی]] [[خلیفه]] بودن وی صورت پذیرد<ref>محمدباقر صدر، نهادهای اقتصادی اسلام، ترجمه: غلامرضا بیات، ص۴۰.</ref>. | #'''[[جعل الهی]]:''' [[خداوند]] [[انسان]] را [[جانشین]] خود در [[زمین]] قرار داده است و این جانشنی با هدف [[رشد]]، تعالی و حرکت [[انسان]] به سوی [[سعادت]] و کمال [[جاودانی]] صورت گرفته است. بنابراین از این دیدگاه [[انسان]] نمیتواند ادعا کند که ذاتاً دارای [[حاکمیت]] و [[خلافت]] است، زیرا [[انسان]] [[جایگاه]] "[[خلافت]]" و پایگاه، [[امانت]] و [[مسئولیت الهی]] است به همین جهت در [[قرآن]] نیز [[خلافت]] [[انسان]] در [[زمین]] با فعل "[[جعل]]" بیان شده است. بنابراین از این نظر که منشأ و سرچشمه آن بیرون از [[جامعه انسانی]] است جعلی است. از اینرو [[خلافت]]، طرحی [[الهی]] است و [[خلیفه]] تنها به [[اذن]] او به این [[مقام]] میرسد که در [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«میخواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref> معیار [[خلیفه]] بودن برای [[انسان]]، [[جعل الهی]] است یعنی کسی میتواند [[خلیفه الهی]] باشد که به [[جعل الهی]] [[خلیفه]] بودن وی صورت پذیرد<ref>محمدباقر صدر، نهادهای اقتصادی اسلام، ترجمه: غلامرضا بیات، ص۴۰.</ref>. | ||