خلافت الهی: تفاوت میان نسخه‌ها

۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۲۰
خط ۱۹۲: خط ۱۹۲:
===[[خلافت]] الهی در عرصه [[سیاسی]] [[اجتماعی]]===
===[[خلافت]] الهی در عرصه [[سیاسی]] [[اجتماعی]]===
*غرض از ابعاد [[سیاسی]] [[اجتماعی]]، ایجاد [[جامعه]] [[سیاسی]] و [[دولت]] و در نهایت [[تشکیل حکومت]] می‌باشد. [[تعیین خلیفه]] ([[حاکم]]، [[رهبر]]) در [[اسلام]] برای [[تشکیل جامعه]] لازم است و [[مردم]] به [[رهبر]] نیاز دارند تا با هم [[اختلاف]] نداشته باشند، با یکدیگر [[اتفاق نظر]] دارند<ref>ناصر مکارم شیرازی، ولایت در قرآن، تحقیق: ابوالقاسم علیان‌نژادی دامغانی، ص۲۰۹.</ref>. پس [[ملک]] (بضمه میم) که به معنای [[سلطنت]] بر افرادی از [[انسان‌ها]] است، از اعتبارات ضروری است که [[انسان]] از آن بی‌نیاز نیست، لیکن آن چیزی که [[بشر]] در آغاز بدان [[نیازمند]] است، همانا تشکیل [[اجتماع]] است، اما [[اجتماع]] از جهت تالیف و بافت آن از اجزای بسیار که هر یک برای خود هدفی و اراده‌ای غیر [[هدف]] و خواست دیگران دارد، نه [[اجتماع]] از جهت تک تک افراد آن، برای اینکه تک تک افراد [[اجتماع]] خواست‌های متباین و مقاصدی مختلف دارند، افراد به خاطر همین اختلاف‌هایشان آبشان در یک جوی نمی‌رود، هر فردی می‌خواهد آنچه در دست دیگران است برباید و بر سایرین [[غلبه]] کند و بر حدود سایرین [[تجاوز]] نموده، [[حقوق]] آنان را هضم کند و در نتیجه [[هرج و مرج]] پدید آورد و [[اجتماعی]] را که به منظور تأمین [[سعادت]] [[زندگی]] تشکیل یافته [[وسیله]] [[بدبختی]] و [[هلاکت]] ساخته و دوا را درد ندارند، افرادی از جنس [[بشر]] باید باشند که آن [[شایستگی]] را به [[خداوند]] از خود نشان داده [[قانون]] را از او دریافت کرده به دیگر [[انسان‌ها]] برسانند و با داشتن [[معجزه]] این [[ارتباط]] را برای آنها [[اثبات]] نمایند <ref>ناصر مکارم شیرازی، ولایت در قرآن، تحقیق: ابوالقاسم علیان‌نژادی دامغانی، ص۶۲.</ref>.
*غرض از ابعاد [[سیاسی]] [[اجتماعی]]، ایجاد [[جامعه]] [[سیاسی]] و [[دولت]] و در نهایت [[تشکیل حکومت]] می‌باشد. [[تعیین خلیفه]] ([[حاکم]]، [[رهبر]]) در [[اسلام]] برای [[تشکیل جامعه]] لازم است و [[مردم]] به [[رهبر]] نیاز دارند تا با هم [[اختلاف]] نداشته باشند، با یکدیگر [[اتفاق نظر]] دارند<ref>ناصر مکارم شیرازی، ولایت در قرآن، تحقیق: ابوالقاسم علیان‌نژادی دامغانی، ص۲۰۹.</ref>. پس [[ملک]] (بضمه میم) که به معنای [[سلطنت]] بر افرادی از [[انسان‌ها]] است، از اعتبارات ضروری است که [[انسان]] از آن بی‌نیاز نیست، لیکن آن چیزی که [[بشر]] در آغاز بدان [[نیازمند]] است، همانا تشکیل [[اجتماع]] است، اما [[اجتماع]] از جهت تالیف و بافت آن از اجزای بسیار که هر یک برای خود هدفی و اراده‌ای غیر [[هدف]] و خواست دیگران دارد، نه [[اجتماع]] از جهت تک تک افراد آن، برای اینکه تک تک افراد [[اجتماع]] خواست‌های متباین و مقاصدی مختلف دارند، افراد به خاطر همین اختلاف‌هایشان آبشان در یک جوی نمی‌رود، هر فردی می‌خواهد آنچه در دست دیگران است برباید و بر سایرین [[غلبه]] کند و بر حدود سایرین [[تجاوز]] نموده، [[حقوق]] آنان را هضم کند و در نتیجه [[هرج و مرج]] پدید آورد و [[اجتماعی]] را که به منظور تأمین [[سعادت]] [[زندگی]] تشکیل یافته [[وسیله]] [[بدبختی]] و [[هلاکت]] ساخته و دوا را درد ندارند، افرادی از جنس [[بشر]] باید باشند که آن [[شایستگی]] را به [[خداوند]] از خود نشان داده [[قانون]] را از او دریافت کرده به دیگر [[انسان‌ها]] برسانند و با داشتن [[معجزه]] این [[ارتباط]] را برای آنها [[اثبات]] نمایند <ref>ناصر مکارم شیرازی، ولایت در قرآن، تحقیق: ابوالقاسم علیان‌نژادی دامغانی، ص۶۲.</ref>.
*البته منافات ندارد کسانی با [[اذن]] [[خداوند متعال]] با داشتن شرایط خاصی [[حق]] قانونگذاری داشته باشند همان‌گونه که [[قرآن کریم]] نسبت به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ...}}<ref>«و آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید» سوره حشر، آیه ۷.</ref>؛ لیکن [[قانون]] هر اندازه هم که کامل و مترقی باشد، به [[تنهایی]] نمی‌تواند نیاز [[جامعه بشری]] را برطرف کرده [[نظم]] آن را تأمین نماید بلکه باید قوه‌ای باشد که ضامن [[اجرای قانون]] در ابعاد مختلف نیازمندی‌های [[انسان]] بوده جلوی تخلفات را بگیرد و نیز مرجعی لازم است تا در صورت بروز [[اختلافات]] [[مالی]]، [[حقوقی]]، [[خانوادگی]]، [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[قانون]] کلی را بر موارد و مصادیقش [[تطبیق]] نماید.
*البته منافات ندارد کسانی با [[اذن]] [[خداوند متعال]] با داشتن شرایط خاصی [[حق]] قانونگذاری داشته باشند همان‌گونه که [[قرآن کریم]] نسبت به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ...}}<ref>«و آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید» سوره حشر، آیه ۷.</ref>؛ لیکن [[قانون]] هر اندازه هم که کامل و مترقی باشد، به [[تنهایی]] نمی‌تواند نیاز [[جامعه بشری]] را برطرف کرده [[نظم]] آن را تأمین نماید بلکه باید قوه‌ای باشد که ضامن [[اجرای قانون]] در ابعاد مختلف نیازمندی‌های [[انسان]] بوده جلوی تخلفات را بگیرد و نیز مرجعی لازم است تا در صورت بروز [[اختلافات]] [[مالی]]، [[حقوقی]]، [[خانوادگی]]، [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[قانون]] کلی را بر موارد و مصادیقش [[تطبیق]] نماید.
*[[اسلام]] با داشتن [[قوانین]] کاملی در تمامی ابعاد وجودی [[انسان]] برای اجرای آنها [[حکومت]] را امری لازم و ضروری می‌داند، لیکن برای مجری [[قوانین]] شرایطی خاص قائل است که [[علم]] به [[قوانین]] و [[اعتقاد]] و [[التزام عملی]] به آنها از جمله این شرایط است. [[انبیاء]] این فرستادگان [[برگزیده الهی]]، واجد این شرایط و [[مأمور]] [[تشکیل حکومت]] در [[جامعه بشری]] بوده‌اند. به عنوان نمونه [[قرآن]] درباره [[حضرت]] "[[داوود]]" می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ}}<ref>«ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کرده‌ایم پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خداوند گمراه کند؛ به راستی آن کسان که از راه خداوند گمراه گردند، چون روز حساب را فراموش کرده‌اند، عذابی سخت خواهند داشت» سوره ص، آیه ۲۶.</ref>.
*[[اسلام]] با داشتن [[قوانین]] کاملی در تمامی ابعاد وجودی [[انسان]] برای اجرای آنها [[حکومت]] را امری لازم و ضروری می‌داند، لیکن برای مجری [[قوانین]] شرایطی خاص قائل است که [[علم]] به [[قوانین]] و [[اعتقاد]] و [[التزام عملی]] به آنها از جمله این شرایط است. [[انبیاء]] این فرستادگان [[برگزیده الهی]]، واجد این شرایط و [[مأمور]] [[تشکیل حکومت]] در [[جامعه بشری]] بوده‌اند. به عنوان نمونه [[قرآن]] درباره [[حضرت]] "[[داوود]]" می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ}}<ref>«ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کرده‌ایم پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خداوند گمراه کند؛ به راستی آن کسان که از راه خداوند گمراه گردند، چون روز حساب را فراموش کرده‌اند، عذابی سخت خواهند داشت» سوره ص، آیه ۲۶.</ref>.
*این [[آیه]] از پنج جمله که هر کدام حقیقتی را دنبال می‌کند تشکیل یافته:
*این [[آیه]] از پنج جمله که هر کدام حقیقتی را دنبال می‌کند تشکیل یافته:
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش