←جانشینی فرد
| خط ۲۳۰: | خط ۲۳۰: | ||
*گفته شد در این مرحله افراد به عنوان آحاد [[جامعه]]، [[جانشین خدا]] در [[ثروت]] میشوند ولی این [[جانشینی]] و [[مالکیت خصوصی]] [[مقید]] به این است که با [[خلافت]] عمومی [[جامعه]] و [[مالکیت عمومی]] یا خصوصی دیگر افراد [[جامعه]] معارض نباشد؛ زیرا افراد در برابر [[خدا]] و [[جامعه]] مسئولاند و بر اساس دو اصل "لاضرر و لاضرار فی الاسلام" و "اداء الأمانات" ملزم به [[حفظ]] و نگهداری [[اموال]] میباشند. | *گفته شد در این مرحله افراد به عنوان آحاد [[جامعه]]، [[جانشین خدا]] در [[ثروت]] میشوند ولی این [[جانشینی]] و [[مالکیت خصوصی]] [[مقید]] به این است که با [[خلافت]] عمومی [[جامعه]] و [[مالکیت عمومی]] یا خصوصی دیگر افراد [[جامعه]] معارض نباشد؛ زیرا افراد در برابر [[خدا]] و [[جامعه]] مسئولاند و بر اساس دو اصل "لاضرر و لاضرار فی الاسلام" و "اداء الأمانات" ملزم به [[حفظ]] و نگهداری [[اموال]] میباشند. | ||
*این [[احساس مسئولیت]] نتیجه [[اعتقاد]] به [[معاد]] و جهانی فراخ و گسترده است که موجب میشود [[هدف]] [[بشر]] از گردآوری [[ثروت]]، هرچند به ضرر دیگران که نتیجه [[اعتقاد]] به محدود بودن [[زندگی]] به [[حیات مادی]] است، به [[نفی]] [[تکاثر]] و [[نفی]] زیادهطلبی و [[سبقت]] در انجام [[اعمال صالح]] و [[شایسته]] تبدیل شود. این [[انقلاب]] [[عظیم]] در [[تصور]] اهداف و [[ارزش]] گذاری آنها، منجر به [[انقلاب]] عظیمی در ابزارها و الگوهای [[زندگی]] [[اقتصادی]] و [[برنامهریزی]] جمعی میشود<ref>محمدباقر صدر، صورة عن اقتصاد المجتمع الاسلامی، ص۱۴.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۱۰-۱۱۴.</ref> | *این [[احساس مسئولیت]] نتیجه [[اعتقاد]] به [[معاد]] و جهانی فراخ و گسترده است که موجب میشود [[هدف]] [[بشر]] از گردآوری [[ثروت]]، هرچند به ضرر دیگران که نتیجه [[اعتقاد]] به محدود بودن [[زندگی]] به [[حیات مادی]] است، به [[نفی]] [[تکاثر]] و [[نفی]] زیادهطلبی و [[سبقت]] در انجام [[اعمال صالح]] و [[شایسته]] تبدیل شود. این [[انقلاب]] [[عظیم]] در [[تصور]] اهداف و [[ارزش]] گذاری آنها، منجر به [[انقلاب]] عظیمی در ابزارها و الگوهای [[زندگی]] [[اقتصادی]] و [[برنامهریزی]] جمعی میشود<ref>محمدباقر صدر، صورة عن اقتصاد المجتمع الاسلامی، ص۱۴.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۱۰-۱۱۴.</ref> | ||
===[[خلافت]] [[علمی]] فنآوری=== | |||
*[[زمامدار]] [[حکومت اسلامی]] عهدهدار تأمین [[علم]] و [[دانش]] و [[اخلاق]] [[شهروندان]] قلمرو [[حکومت]] خود خواهد بود و آیاتی از قبیل {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره جمعه، آیه ۲.</ref> بیانگر آن است. | |||
*کلمه "[[تزکیه]]" که مصدر {{متن قرآن|يُزَكِّيهِمْ}} است، مصدر باب تفعیل است و مصدر ثلاثی مجرد آن "[[زکات]]" است، که به معنای نمو [[صالح]] است، نموی که ملازم خیر و [[برکت]] باشد، پس [[تزکیه]] [[پیامبر]] [[مردم]] را به معنای آن است که ایشان را به نموی [[صالح]] [[رشد]] دهد، [[اخلاق فاضله]] و [[اعمال صالحه]] را عادتشان کند، در نتیجه در انسانیت خود به کمال برسند و حالشان در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[استقامت]] یابد، سعید [[زندگی]] کنند و سعید بمیرند<ref>محمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، ج۱۹، ص۱۰۷.</ref>. | |||
آری [[وظیفه پیامبر]]{{صل}} این است که [[انسانها]] را هم در زمینه [[علم]] و [[دانش]] و هم [[اخلاق]] و عمل، پرورش دهد تا به [[وسیله]] این دو بال بر اوج [[آسمان]] [[سعادت]] پرواز کنند و مسیر الی [[الله]] را پیش گیرند و به [[مقام قرب]] او نائل شوند. | |||
*دشواری مشکل [[جامعه]] در [[جاهلیت]] جدید یا کهن، همانا ندانستن اصول [[تمدن]] [[ناب]] یا عمل نکردن به آن بر فرض دانستن است؛ یعنی [[جهالت]] و [[ضلالت]]، دو عامل قطعی [[انحطاط جامعه]] [[جاهلی]] است و مهمترین [[هدف]] [[حکومت اسلامی]] در بخش [[فرهنگی]] به معنای جامع، جهالتزدایی و ضلالتروبی است؛ تا با برطرف شدن [[جهل]] و [[نادانی]]، [[علم]]، کتاب و [[حکمت]] جایگزین گردد و با برطرف شدن [[ضلالت]] و [[گمراهی]] [[اخلاقی]] و [[انحطاط]] عملی، [[تزکیه]] و [[تهذیب روح]] [[جانشین]] شود و در [[آیه]] مزبور و مانند آنکه اهداف و برنامههای [[زمامداران]] [[اسلامی]] مطرح میشود، جریان [[تعلیم]] جهت [[جهلزدایی]] و جریان [[تزکیه]] برای ضلالتروبی از شاخصههای اصلی آن قرار دارند و [[آیه]] مزبور، [[جامعه]] [[امی]] و [[نادان]] و بیسواد را به [[فراگیری دانش]] [[تشویق]] میکند تا از [[امی بودن]] برهند و به عالم و [[آگاه]] شدن برسند و نیز [[جامعه]] [[گمراه]] و [[تبهکار]] را به [[طهارت]] [[روح]] فرامیخواند تا از بزهکاری برهند و به [[پرهیزکاری]] و [[وارستگی]] برسند <ref>عبدالله جوادی آملی، اسلام و محیط زیست، ص۴۷.</ref>. | |||
*برنامه [[پیامبر]]{{صل}} به عنوان [[زمامدار]] در [[اصلاح]] و پیش بردن [[انسان]] به سوی [[تمدن]] و [[هدایت]] چیست؟ | |||
#[[هدایت]] [[انسان]] به سوی [[خدای عزوجل]]، با انتشار [[آیات]] او در میان آنان و بیان آنها به ایشان، آیهای پس از آیهای دیگر، که اقتضا میکند و میتواند نیروهای خیر نهفته و موجود در درون نفس [[بشریت]] را منفجر و [[آزاد]] کند و از مهمترین آنها [[برانگیختن]] و [[تحریض]] [[خرد]] در جستجوی راه است، زیرا [[آیات]] [[نشانهها]] و علایم راه را روشن میکنند و این اساس [[هدایت]] و [[راهنمایی]] است، ولی نیاز به تکمیل دارد، به نحوی که [[انسان]] را بدانچه [[پیامبران]] برپا داشتهاند، یادآور شود. بدینسان ما به این [[حقیقت]] رهنمایی میشویم که نخستین چیزی که بر جنبشهای مکتبی [[اقدام]] بدان [[واجب]] است همان انتشار [[فرهنگ]] درست در میان [[مردم]] است تا به [[اصلاح]] قانع شوند و [[ضرورت]] آن را [[حس]] کنند. شاید این [[آیه کریمه]] به خصوصیت و تفاوت رسالتهای [[الهی]] با دعوتهای بشری نیز اشاره میکند که آن [[رسالتها]] از [[خدا]] آغاز میشود و بدو میانجامد (و دعوتهای بشری چنین نیست). {{متن قرآن|يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ}}<ref>«آیات وی را بر آنان میخواند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.</ref>. | |||
#پاکسازی [[مردم]] از گرههای نفس و گشودن بند و زنجیرهای آنکه [[مانع]] رها شدن آنان به سوی [[هدایت]] است، چنانکه [[خدای تعالی]] گوید: {{متن قرآن|وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ}}<ref>«و بار (تکلیف)های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمیدارد» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> ممکن نیست امتی که پایش به وزنههای سنگین گرههای [[کینهها]] و [[دشمنیها]] و [[حسد]] و تکروی بسته و به زنجیرهای [[بیم]] و [[ترس]] از [[شکوه]] و گرد خود پیچیدن گرفتار است، بتواند در اجرای [[مسئولیت]] [[اصلاح]] و [[پیشرفت]] خود جنبشی کند یا [[شایسته]] [[وحی]] و [[هدایت الهی]] باشد. از اینرو [[پیامبر]]{{صل}} آهنگ این کار کرد در حالی که [[دعوت]] به جنبشی میکرد که آن [[اجتماع]] را از [[پلیدی]] [[شرک]] و عقب ماندگی و [[جاهلیت]] [[پاک]] سازد. | |||
#وقتی [[اجتماع]] با [[آیات]] در عمل هماهنگی کند و از آنها تا سرانجامشان [[هدایت]] یابد و به [[وسیله]] آنها و جهتنماییهای [[اصلاح]] کننده آنها خود را [[پاکیزه]] سازد، آنگاه قابلیت [[عقلی]] و [[روانی]] برای دریافت آموزشهای [[رسالت]] و همگامی عملی با آن مییابد و شاید به همین سبب این [[آیه]] [[تلاوت آیات]] و پاکسازی را بر [[آموزش]] و [[تعلیم]] مقدم آورده است<ref>مترجمان، تفسیر هدایت، ج۱۵، ص۴۰۸.</ref>. | |||
*مادامی که نفس [[بشر]] از کثافات [[اخلاقی]] که مهمترین آنها [[تخلیه]] از [[شرک]] است و ناشی از [[جهل]] و [[کبر]] و [[تعصب]] و [[خودخواهی]] و غیر آن است و نیز از باقی [[صفات نکوهیده]] و [[اخلاق]] [[رذیله]] [[تخلیه]] نشود ممکن نیست به [[زیور]] [[علم]] و [[حکمت]] آراسته گردد این است که [[دانشمندان]] گفتهاند [[تخلیه]] قبل از [[تحلیه]] است. | |||
*چگونه ممکن است [[قلبی]] که از کثافات [[اخلاقی]] [[پاک]] و [[پاکیزه]] نگردیده به [[نور]] [[دانش]] [[تجلی]] یابد هرگز ممکن نیست این است که [[اهل]] [[دانش]] [[قلبی]] که [[آلوده]] به کثافات [[اخلاقی]] گردیده [[تشبیه]] نمودهاند به ظرفی که [[آلوده]] به زهر شده همینطوری که چنین ظرف آلودهای هر غذایی ولو [[بهترین]] خوراکیها باشد در آن ریخته شود زهر [[قاتل]] و کشنده میگردد همینطور است دلی که [[آلوده]] به کثافات [[اخلاقی]] گردیده آنچه [[کمالات]] [[علمی]] در آن ریخته شود عوض نفع ضرر به صاحبش میزند بلکه سم [[قاتل]] میگردد و [[روح انسانی]] را میکشد پس طالب [[سعادت]] بایستی اول نفس خود را [[تصفیه]] نماید و پس از آن آن را به [[زیور]] [[علم]] و عمل بیاراید و بیشتر فسادهایی که در عالم واقع میگردد ناشی از کسانی است که قبل از [[تصفیه]] [[اخلاق]] فضولات [[علوم]] [[علماء]] را جمع نموده و خود را [[اعلم]] [[علماء]] میدانند و برای خود شخصیتی قائل میگردند و دعاوی بیجا مینمایند و [[مردم]] را [[فریب]] میدهند شاید چنین اشخاصی بر خودشان نیز امر مشتبه شود و [[گمان]] کنند به [[مقام]] و رتبهای رسیدهاند<ref>نصرت امین بانوی اصفهانی، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج۱۲، ص۲۹۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۲۱-۱۲۴.</ref> | |||
==[[گستره خلافت الهی]]== | ==[[گستره خلافت الهی]]== | ||