بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
== سوم: [[معلمی فرشتگان]]== | == سوم: [[معلمی فرشتگان]]== | ||
*[[خلیفه خدا]] درس [[توحید]]، [[بندگی]] و [[عبودیت]] را به [[فرشتگان]] [[تعلیم]] | *[[خلیفه خدا]] درس [[توحید]]، [[بندگی]] و [[عبودیت]] را به [[فرشتگان]] [[تعلیم]] میدهد چنانچه [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: اولین چیزی که [[خداوند]] [[خلق]] کرد [[ارواح]] ما بود و ما را به [[توحید]] و [[حمد]] خودش گویا کرد، سپس [[فرشتگان]] را [[خلق]] کرد و هنگامی که [[فرشتگان]] [[ارواح]] ما را به صورت [[نور]] واحدی [[مشاهده]] کردند ما را بزرگ شمردند پس ما [[تسبیح]] کردیم تا [[ملائکه]] بدانند ما مخلوق هستیم و [[خداوند]] از صفات ما [[پاک]] و منزه است، پس [[ملائکه]] هم [[تسبیح]] گفتند و [[خدا]] را از صفات ما [[پاک]] و منزه دانستند، پس هنگامی که فرشتهها [[عظمت]] [[شأن]] ما را [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} گفتیم تا [[ملائکه]] بدانند ما بندهایم و خدایی نیستیم که [[پرستش]] ما همراه [[خدا]] یا جدای از [[خدا]] [[واجب]] باشد، پس آنها هم {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} گفتند، پس هنگامی که بزرگی [[جایگاه]] ما را [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ}} گفتیم تا [[ملائکه]] بدانند [[خداوند]] بزرگتر از آن است که بتوان به [[عظمت]] [[جایگاه]] او پی برد مگر بهوسیله خودش و هنگامی که [[عزت]] و قوتی را که [[خداوند]] به ما بخشیده [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ}}، گفتیم تا [[ملائکه]] بدانند هیچ حول و قوهای برای ما به غیر از [[خداوند]] نیست و هنگامی که [[نعمت خداوند]] را بر ما که همان [[وجوب اطاعت]] است [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ}} گفتیم تا [[ملائکه]]، [[حق]] [[خدا]] را بر ما که همان [[حمد]] بر [[نعمت]] است بدانند پس آنها هم {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ}} گفتند، پس [[ملائکه]] به [[وسیله]] ما به [[توحید]]، [[تسبیح]]، [[تحمید]]، [[تهلیل]] و [[تمجید]] [[خداوند]] [[هدایت]] شدند<ref>محمد بن علی بن بابویه، کمالالدین و تمامالنعمه، تحقیق: علیاکبر غفاری، ج۱، ص۶.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۳۵-۱۳۶.</ref> | ||
==چهارم: [[خداگونه بودن خلیفه الهی]]== | ==چهارم: [[خداگونه بودن خلیفه الهی]]== | ||
*از دیگر ویژگی [[خلیفه]] الهی خداگونه بودن آن است، [[آدمی]] در پرتو هدایتهای [[الهی]] و [[اطاعت]] از [[خدای متعال]]، به مرتبهای از کمال | *از دیگر ویژگی [[خلیفه]] الهی خداگونه بودن آن است، [[آدمی]] در پرتو هدایتهای [[الهی]] و [[اطاعت]] از [[خدای متعال]]، به مرتبهای از کمال میرسد که [[خداوند]] به تمام معنا و متناسب با سعه وجودی و عملکردهای بندهاش در وجود او جلوهگری میکند چنانکه در [[حدیث قدسی]] آمده است: "ای [[فرزند]] [[آدم]]، من [[غنی]] و بینیاز هستم، تو هم از [[دستورات]] من [[اطاعت]] کن تا تو را هم [[غنی]] کنم تا [[فقیر]] نشوی. ای [[فرزند]] [[آدم]]، من زندهای هستم که نمیمیرم تو هم از من [[اطاعت]] کن تا تو را هم زنده جاودانه بکنم. من به هر چیزی بگویم باش موجود میشود، تو هم به [[دستورات]] من عمل کن تا ارادهات مثل [[اراده]] من باشد"<ref>{{متن حدیث|يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا غَنِيٌّ لَا أَفْتَقِرُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ غَنِيّاً لَا تَفْتَقِرْ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا حَيٌّ لَا أَمُوتُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ حَيّاً لَا تَمُوتُ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا أَقُولُ لِلشَّيْءِ كُنْ فَيَكُونُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ تَقُولُ لِلشَّيْءِ كُنْ فَيَكُونُ}}؛ شیخ حر عاملی، الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیه، ص۷۱۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۳۶.</ref>. | ||
== پنجم: [[افضلیت خلیفه الهی]]== | == پنجم: [[افضلیت خلیفه الهی]]== | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
*[[سجده فرشتگان]] در مقابل [[آدم]] به [[دستور الهی]]، در [[آیات]] گوناگون [[قرآن کریم]] به صراحت مطرح شده است، در [[سوره حجر]] میفرماید: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>. در این [[آیه]] [[خداوند]] "[[روح]]" را به "یاء" [[متکلم]]، (خودش)، نسبت داده است و این اضافه، اضافه تشریفیه است یعنی بیانگر [[شرافت]] و [[کرامت]] اوست<ref>محمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، ج۱۲، ص۱۵۵.</ref>. در جای دیگر آمده است: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.</ref> روشن است که مسجود [[افضل]] از ساجد است. در این طائفه از [[آیات]]، هرچند خطاب [[سجده]] بر [[آدم]]{{ع}} مطرح است، لکن [[سجده]] بر [[آدم]] به سبب برخورداری از [[مقام خلافت الهی]] است و در [[حقیقت]] [[حکم]] [[سجده]] شامل همه افراد [[بشر]] میشود، لذا [[سجده]] [[ملائکه]] بر خصوص [[آدم]]، از این باب بوده که [[آدم]] [[قائم مقام]] از همه جنس [[بشر]] بوده است<ref>محمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، ج۱، ص۲۰۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۳۷-۱۳۸.</ref> | *[[سجده فرشتگان]] در مقابل [[آدم]] به [[دستور الهی]]، در [[آیات]] گوناگون [[قرآن کریم]] به صراحت مطرح شده است، در [[سوره حجر]] میفرماید: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>. در این [[آیه]] [[خداوند]] "[[روح]]" را به "یاء" [[متکلم]]، (خودش)، نسبت داده است و این اضافه، اضافه تشریفیه است یعنی بیانگر [[شرافت]] و [[کرامت]] اوست<ref>محمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، ج۱۲، ص۱۵۵.</ref>. در جای دیگر آمده است: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.</ref> روشن است که مسجود [[افضل]] از ساجد است. در این طائفه از [[آیات]]، هرچند خطاب [[سجده]] بر [[آدم]]{{ع}} مطرح است، لکن [[سجده]] بر [[آدم]] به سبب برخورداری از [[مقام خلافت الهی]] است و در [[حقیقت]] [[حکم]] [[سجده]] شامل همه افراد [[بشر]] میشود، لذا [[سجده]] [[ملائکه]] بر خصوص [[آدم]]، از این باب بوده که [[آدم]] [[قائم مقام]] از همه جنس [[بشر]] بوده است<ref>محمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، ج۱، ص۲۰۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۳۷-۱۳۸.</ref> | ||
==ششم: [[حامل امانت الهی]]== | ==ششم: [[حامل امانت الهی]]== | ||
*یکی دیگر از امتیازات برجستهای که [[قرآن]] برای [[انسان]] مطرح میکند آن است که [[انسان]] دارای قابلیتها و استعدادهای ویژهای برای قبول و حمل [[امانت الهی]] بوده و و آن را پذیرفته است، چنانکه [[خداوند]] در این رابطه | *یکی دیگر از امتیازات برجستهای که [[قرآن]] برای [[انسان]] مطرح میکند آن است که [[انسان]] دارای قابلیتها و استعدادهای ویژهای برای قبول و حمل [[امانت الهی]] بوده و و آن را پذیرفته است، چنانکه [[خداوند]] در این رابطه میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}<ref>«ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref>، مراد از [[آسمانها]] و [[زمین]] در [[آیه]]، [[اهل]] [[آسمانها]] و [[زمین]]، یعنی [[فرشتگان]] و قدسیان است<ref>محمد حسین حسینی همدانی، انوار درخشان، ج۱۲، ص۱۷۷.</ref>. [[حکیم]] [[ملاصدرا]] مراد از [[امانت]] را [[نور الهی]] دانسته که مختص [[انسان]] بوده و مصحح [[خلافت الهی]] او در بین مخلوقات شده است<ref>محمد بن ابراهیم صدرالمتالهین شیرازی، اسرار الآیات، ج۲، ص۳۱۳.</ref>. | ||
*مراد از عرضه داشتن این [[امانت]] بر [[آسمانها]] و [[زمین]] و نپذیرفتن آنها، بدان معنی است که در [[انسان]] استعداد و صلاحیت تلبس به آن هست ولی در آنها نیست. بنابراین [[آیه]] در [[حقیقت]] بیانگر کمال منحصر به [[فرد]] برای انسانهاست، لکن نکتهای که در [[آیه]] و از کلمات [[ظلوم]] و جهول شاید استفاده شود آن است که این عبارات بیانگر [[نقص]] [[انسان]] است نه کمال او! در حالیکه چنین نیست بلکه اتصاف به [[ظلم]] و [[جهل]] خود مصحح حمل [[امانت]] و [[ولایت الهی]] است، برای اینکه کسی متصف به [[ظلم]] و [[جهل]] میشود که شأنیت اتصاف به [[عدل]] و [[علم]] را داشته باشد؛ فلذا به کوهها و [[آسمانها]] [[ظالم]] و [[جاهل]] گفته نمیشود، چرا که قابلیت اتصاف به [[علم]] و [[عدل]] را ندارند. بنابراین [[ولایت الهی]] و کمال صفت [[عبودیت]] وقتی حاصل میشود که حامل آن، [[علم]] و [[ایمان به خدا]] داشته و نیز [[عمل صالح]] را که عبارت دیگر از [[عدالت]] است، دارا باشد و از آنجا که [[علم]] و [[عدالت]] [[انسان]] موهبتی است که [[خدا]] به او داده ولکن [[انسان]] فی حد نفسه [[جاهل]] و [[ظالم]] است، همین اتصاف ذاتیاش به [[ظلم]] و [[جهل]]، مصحح اطلاق آن بر [[انسان]] شده است<ref>محمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۳۷۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۳۸-۱۳۹.</ref> | *مراد از عرضه داشتن این [[امانت]] بر [[آسمانها]] و [[زمین]] و نپذیرفتن آنها، بدان معنی است که در [[انسان]] استعداد و صلاحیت تلبس به آن هست ولی در آنها نیست. بنابراین [[آیه]] در [[حقیقت]] بیانگر کمال منحصر به [[فرد]] برای انسانهاست، لکن نکتهای که در [[آیه]] و از کلمات [[ظلوم]] و جهول شاید استفاده شود آن است که این عبارات بیانگر [[نقص]] [[انسان]] است نه کمال او! در حالیکه چنین نیست بلکه اتصاف به [[ظلم]] و [[جهل]] خود مصحح حمل [[امانت]] و [[ولایت الهی]] است، برای اینکه کسی متصف به [[ظلم]] و [[جهل]] میشود که شأنیت اتصاف به [[عدل]] و [[علم]] را داشته باشد؛ فلذا به کوهها و [[آسمانها]] [[ظالم]] و [[جاهل]] گفته نمیشود، چرا که قابلیت اتصاف به [[علم]] و [[عدل]] را ندارند. بنابراین [[ولایت الهی]] و کمال صفت [[عبودیت]] وقتی حاصل میشود که حامل آن، [[علم]] و [[ایمان به خدا]] داشته و نیز [[عمل صالح]] را که عبارت دیگر از [[عدالت]] است، دارا باشد و از آنجا که [[علم]] و [[عدالت]] [[انسان]] موهبتی است که [[خدا]] به او داده ولکن [[انسان]] فی حد نفسه [[جاهل]] و [[ظالم]] است، همین اتصاف ذاتیاش به [[ظلم]] و [[جهل]]، مصحح اطلاق آن بر [[انسان]] شده است<ref>محمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۳۷۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۳۸-۱۳۹.</ref> | ||
==هفتم: برخورداری از [[مقام کرامت]]== | ==هفتم: برخورداری از [[مقام کرامت]]== | ||
*[[خداوند]] در [[قرآن]] به صراحت و با تأکید فراوان مسئله [[کرامت]] [[بنیآدم]] را مطرح کرده و از [[برتری]] [[انسان]] بر اغلب مخلوقات خویش خبر داده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا}}<ref>«و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشتهایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کردهایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی دادهایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریدهایم، نیک برتری بخشیدهایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref>؛ مقصود از [[تکریم]] اختصاص دادن چیزی به [[عنایت]] و [[شرافت]] دادن به خصوصیتی است که در دیگران نباشد و با همین خصوصیت است که معنای "[[تکریم]]"، با "تفضیل" فرق میکند، چون [[تکریم]] معنایی است نفسی و در [[تکریم]] کاری به غیر نیست، بلکه تنها شخص مورد [[تکریم]] مد نظر است که دارای [[شرافت]] و کرامتی بشود، به خلاف تفضیل که منظور از آن این است که شخص مورد تفضیل، از دیگران [[برتری]] یابد، در حالی که او با دیگران در اصل آن عطیه شرکت دارد<ref>محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۱۵۶.</ref>. | *[[خداوند]] در [[قرآن]] به صراحت و با تأکید فراوان مسئله [[کرامت]] [[بنیآدم]] را مطرح کرده و از [[برتری]] [[انسان]] بر اغلب مخلوقات خویش خبر داده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا}}<ref>«و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشتهایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کردهایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی دادهایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریدهایم، نیک برتری بخشیدهایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref>؛ مقصود از [[تکریم]] اختصاص دادن چیزی به [[عنایت]] و [[شرافت]] دادن به خصوصیتی است که در دیگران نباشد و با همین خصوصیت است که معنای "[[تکریم]]"، با "تفضیل" فرق میکند، چون [[تکریم]] معنایی است نفسی و در [[تکریم]] کاری به غیر نیست، بلکه تنها شخص مورد [[تکریم]] مد نظر است که دارای [[شرافت]] و کرامتی بشود، به خلاف تفضیل که منظور از آن این است که شخص مورد تفضیل، از دیگران [[برتری]] یابد، در حالی که او با دیگران در اصل آن عطیه شرکت دارد<ref>محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۱۵۶.</ref>. | ||
*منشأ [[کرامت انسان]] به [[خلافت الهی]] او | *منشأ [[کرامت انسان]] به [[خلافت الهی]] او برمیگردد؛ چه اینکه [[سجده فرشتگان]] به [[آدم]] نیز به همین [[کرامت]] او برمیگردد<ref>اسماعیل حقی بروسوی، تفسیر روح البیان، ج۵، ص۱۸۴.</ref>؛ و برخی ذات [[انسان]] را [[کریم]] دانستهاند چرا که [[خداوند]] ذات او را به صورت خویش [[آفریده]] است و کرامتی بالاتر از این وجود ندارد<ref>سلطان محمد گنابادی، تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده، ج۲، ص۴۴۸.</ref>؛ و البته [[خلافت الهی]] [[انسان]] نیز بدان معناست که در گوهر وجود او اسما و [[صفات الهی]] جلوهنمایی میکند و با توجه به این [[حقیقت]] پیرامون [[انسان]]، ملاحظاتی که برخی در [[آیه]] [[کرامت]] داشتهاند برطرف میشود و آن اینکه، از [[آیه]] یاد شده [[برتری]] مطلق [[انسان]] استفاده نمیشود بلکه همانگونه که از ذیل [[آیه]] بهدست میآید [[انسان]] بر اکثر مخلوقات [[برتری]] دارد؛ و لازمهاش این است که در بین مخلوقات عدهای (مثل [[فرشتگان]])، هستند که بر [[انسان]] [[برتری]] دارند<ref>تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۶۶۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۳۹-۱۴۰.</ref> | ||
== هشتم: برخورداری از [[مقام ولایت]]== | == هشتم: برخورداری از [[مقام ولایت]]== | ||
*یکی از ویژگیهای برجسته [[خلیفه]] الهی برخورداری از [[مقام]] "[[ولایت مطلقه]] کلیه" است. مقصود از "[[ولایت مطلقه]]"، همان [[مقام]] "[[ولایت تکوینی]]" و "وساطت در [[فیض]]" است که در اثر [[قرب]] به [[حق]] حاصل میشود و برای [[معصومین]] به نحو تام و کامل حاصل است چرا که آن حضرات: [[اسماءالله]]، [[وجهالله]]، [[یدالله]] و جنبالله بوده به طوری که [[شناخت]] ایشان، همان [[شناخت]] [[خدای متعال]] است؛ [[شاگردان]] و [[تربیت]] یافتگان [[مکتب]] آنان نیز به [[قدر]] سعه وجودی و استعداد خود میتوانند از این کمال برخوردار باشند<ref>عبدالله جوادی آملی، شمیم ولایت، ص۱۰۶.</ref>. | *یکی از ویژگیهای برجسته [[خلیفه]] الهی برخورداری از [[مقام]] "[[ولایت مطلقه]] کلیه" است. مقصود از "[[ولایت مطلقه]]"، همان [[مقام]] "[[ولایت تکوینی]]" و "وساطت در [[فیض]]" است که در اثر [[قرب]] به [[حق]] حاصل میشود و برای [[معصومین]] به نحو تام و کامل حاصل است چرا که آن حضرات: [[اسماءالله]]، [[وجهالله]]، [[یدالله]] و جنبالله بوده به طوری که [[شناخت]] ایشان، همان [[شناخت]] [[خدای متعال]] است؛ [[شاگردان]] و [[تربیت]] یافتگان [[مکتب]] آنان نیز به [[قدر]] سعه وجودی و استعداد خود میتوانند از این کمال برخوردار باشند<ref>عبدالله جوادی آملی، شمیم ولایت، ص۱۰۶.</ref>. | ||
*به عبارتی، "ولی" از [[اسماء الله]] تعالی است و [[اسماء الله]] باقی و دائماند، لذا [[انسان کامل]] که [[مظهر]] اتم و اکمل این اسم [[شریف]] است [[صاحب ولایت]] کلیه بوده و میتواند به [[اذن]] [[تکوینی]] - نه قولی - [[خداوند متعال]] در ماده کائنات [[تصرف]] کند و قوای زمینی و آسمانی را تحت [[تسخیر]] خویش درآورد، [[حکم]] او در صورت و هیولای عالم [[طبیعت]] نافذ و مجری است و هیولای عنصری برحسب [[اراده]] او میتواند صورتی را [[خلع]] نموده و به صورت جدید متلبس گردد؛ مانند [[عصای حضرت موسی]]{{ع}} که صورت [[جمادی]] را برحسب ارادهاش [[خلع]] نموده و صورت حیوانیه بر آن پوشانید و به شکل اژدها برآمد، {{متن قرآن|فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُبِينٌ}}<ref>«آنگاه او چوبهدستش را فرو افکند ناگهان (دیدند که) اژدهایی است آشکار» سوره اعراف، آیه ۱۰۷.</ref>؛ و همه [[معجزات]] و [[کرامات]] و خوارق عادات از این قبیلاند که به [[اراده انسان]] کامل که از جانب [[خداوند]] [[مأذون]] است صورت گرفتهاند<ref>حسن حسنزاده آملی، هزار و یک کلمه، ج۱، ص۱۶۹. </ref>؛ چنانچه در [[قرآن کریم]] موارد فراوانی از این قبیل [[معجزات]] و [[کرامات]] [[نقل]] شده است، در مورد [[حضرت عیسی]]{{ع}} آمده است: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمیخیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهانها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>. | *به عبارتی، "ولی" از [[اسماء الله]] تعالی است و [[اسماء الله]] باقی و دائماند، لذا [[انسان کامل]] که [[مظهر]] اتم و اکمل این اسم [[شریف]] است [[صاحب ولایت]] کلیه بوده و میتواند به [[اذن]] [[تکوینی]] - نه قولی - [[خداوند متعال]] در ماده کائنات [[تصرف]] کند و قوای زمینی و آسمانی را تحت [[تسخیر]] خویش درآورد، [[حکم]] او در صورت و هیولای عالم [[طبیعت]] نافذ و مجری است و هیولای عنصری برحسب [[اراده]] او میتواند صورتی را [[خلع]] نموده و به صورت جدید متلبس گردد؛ مانند [[عصای حضرت موسی]]{{ع}} که صورت [[جمادی]] را برحسب ارادهاش [[خلع]] نموده و صورت حیوانیه بر آن پوشانید و به شکل اژدها برآمد، {{متن قرآن|فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُبِينٌ}}<ref>«آنگاه او چوبهدستش را فرو افکند ناگهان (دیدند که) اژدهایی است آشکار» سوره اعراف، آیه ۱۰۷.</ref>؛ و همه [[معجزات]] و [[کرامات]] و خوارق عادات از این قبیلاند که به [[اراده انسان]] کامل که از جانب [[خداوند]] [[مأذون]] است صورت گرفتهاند<ref>حسن حسنزاده آملی، هزار و یک کلمه، ج۱، ص۱۶۹. </ref>؛ چنانچه در [[قرآن کریم]] موارد فراوانی از این قبیل [[معجزات]] و [[کرامات]] [[نقل]] شده است، در مورد [[حضرت عیسی]]{{ع}} آمده است: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن میگفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده میساختی و در آن میدمیدی و به اذن من پرنده میشد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا میدادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمیخیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهانها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>. | ||
*وجه دیگری که برای توجیه برخورداری [[انسان کامل]] از [[مقام]] [[ولایت تکوینی]] ارائه شده است این که: [[انسان کامل]] [[خلیفه خدا]] است و [[خلیفه]] باید به صفات مستخلف عنه و در [[حکم]] او باشد. پس وجود [[انسان کامل]] ظرف همه حقائق و [[خزائن]] أسماء [[الله]] است؛ و این أسماء [[الله]] اعیان حقائق نوریه عالم هستیاند نه اسمای لفظی، لاجرم صاحب این [[مقام]] دارای [[ولایت تکوینی]] است که کلیدهای [[غیب]] ۔ یعنی همان حقائق [[نوریه ]]- در دست اوست و | *وجه دیگری که برای توجیه برخورداری [[انسان کامل]] از [[مقام]] [[ولایت تکوینی]] ارائه شده است این که: [[انسان کامل]] [[خلیفه خدا]] است و [[خلیفه]] باید به صفات مستخلف عنه و در [[حکم]] او باشد. پس وجود [[انسان کامل]] ظرف همه حقائق و [[خزائن]] أسماء [[الله]] است؛ و این أسماء [[الله]] اعیان حقائق نوریه عالم هستیاند نه اسمای لفظی، لاجرم صاحب این [[مقام]] دارای [[ولایت تکوینی]] است که کلیدهای [[غیب]] ۔ یعنی همان حقائق [[نوریه ]]- در دست اوست و میتواند با [[اذن]] و [[مشیت الهی]] در کائنات [[تصرف]] کند، بلکه در عالم خارج از [[بدن]] خود دست به انشاء و ایجاد بزند و به مرتبهای برسد که موجودات خارجی به منزله أعضای وی و خود او به مثابت [[جان]] آنها گردد <ref>حسن حسنزاده آملی، هزار و یک کلمه، ج۱، ص۱۶۹.</ref>؛ چنانچه در روایتی آمده است: مردی به [[حضور امام]] [[رضا]]{{ع}} رسید و کتاب یا کاغذی که در آن، از [[امام صادق]]{{ع}} [[حدیثی]] نوشته شده بود، به عرض رساند؛ مضمون آن [[حدیث]] این بود که [[دنیا]] برای صاحب [[مقام ولایت الهی]]، همانند دانه گردویی متمثل شده که هم از لحاظ اطلاع به همه [[شئون]] و هم از لحاظ [[اقتدار]] بر همه جهات آن، در اختیارش میباشد. [[حضرت امام رضا]]{{ع}} فرمود: "[[سوگند]] به [[خداوند]] این مطلب، [[حق]] است؛ این [[حدیث]] را از کاغذ به پوست منتقل کن که از دوام بیشتری برخوردار گردد"<ref>عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج۵، ص۲۰۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۴۰-۱۴۳.</ref> | ||
== نهم: برخورداری از [[مقام امامت]]== | == نهم: برخورداری از [[مقام امامت]]== | ||
*یکی از [[شئونات خلافت الهی]]، [[امامت]] و [[پیشوایی]] بر [[امت]] است، از دیدگاه [[قرآن کریم]]، کسانی از [[شایستگی]] [[امامت]] و [[پیشوایی]] بر [[بشر]] برخوردارند که به [[مقام خلیفةاللهی]] برسند؛ [[قرآن کریم]]، درباره [[حضرت داود]]{{ع}} ابتدا از [[مقام خلافت الهی]] او یاد میکند و سپس [[منصب]] [[حکومت]] و [[داوری]] وی را متذکر میشود: {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ}}<ref>«ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کردهایم پس میان مردم به درستی داوری کن» سوره ص، آیه ۲۶.</ref> و درباره عموم [[پیامبران]] | *یکی از [[شئونات خلافت الهی]]، [[امامت]] و [[پیشوایی]] بر [[امت]] است، از دیدگاه [[قرآن کریم]]، کسانی از [[شایستگی]] [[امامت]] و [[پیشوایی]] بر [[بشر]] برخوردارند که به [[مقام خلیفةاللهی]] برسند؛ [[قرآن کریم]]، درباره [[حضرت داود]]{{ع}} ابتدا از [[مقام خلافت الهی]] او یاد میکند و سپس [[منصب]] [[حکومت]] و [[داوری]] وی را متذکر میشود: {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ}}<ref>«ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کردهایم پس میان مردم به درستی داوری کن» سوره ص، آیه ۲۶.</ref> و درباره عموم [[پیامبران]] میفرماید: {{متن قرآن|وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ... أُولَئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ}}<ref>«و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم * آنان کسانی هستند که به آنها کتاب و داوری و پیامبری دادیم» سوره انعام، آیه ۸۷ و ۸۹.</ref>. | ||
*بنابراین [[مقام]] منیع [[امامت]]، [[موهبت]] ویژه [[الهی]] بوده و تنها به کسانی اختصاص دارد که قلمرو وجودشان، از آسیب هرگونه [[وسوسه]] و گزند هر نوع [[گناه]] مصون بوده و از [[مقام]] اسما و [[صفات الهی]] برخوردار باشد، چنانکه [[خدای متعال]] پس از بیان ابتلای [[ابراهیم]]{{ع}} به کلمات و اتمام آنها از سوی آن [[حضرت]]، وی را به [[مقام امامت]] بر [[مردم]] برمیگزیند: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>. | *بنابراین [[مقام]] منیع [[امامت]]، [[موهبت]] ویژه [[الهی]] بوده و تنها به کسانی اختصاص دارد که قلمرو وجودشان، از آسیب هرگونه [[وسوسه]] و گزند هر نوع [[گناه]] مصون بوده و از [[مقام]] اسما و [[صفات الهی]] برخوردار باشد، چنانکه [[خدای متعال]] پس از بیان ابتلای [[ابراهیم]]{{ع}} به کلمات و اتمام آنها از سوی آن [[حضرت]]، وی را به [[مقام امامت]] بر [[مردم]] برمیگزیند: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>. | ||
*علاوه بر مورد فوق، [[خداوند]] در [[قرآن کریم]]، درخواست [[امامت]] بر [[اهل]] [[تقوا]] را، از اوصاف [[بندگان]] خاص خود بیان میکند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا}}<ref>«و آنان که میگویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.</ref>، روشن است که ذکر این مسئله، برای [[تشویق]] دیگران به تحصیل آن است<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۴۳.</ref> | *علاوه بر مورد فوق، [[خداوند]] در [[قرآن کریم]]، درخواست [[امامت]] بر [[اهل]] [[تقوا]] را، از اوصاف [[بندگان]] خاص خود بیان میکند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا}}<ref>«و آنان که میگویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.</ref>، روشن است که ذکر این مسئله، برای [[تشویق]] دیگران به تحصیل آن است<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۴۳.</ref> | ||