شجاعت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'شرکت' به 'شرکت'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'شرکت' به 'شرکت')
خط ۶۱: خط ۶۱:
*بر اساس [[شأن]] نزولی که برای [[آیات]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز می‌شوند و خداوند با شکیبایان است بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار  این جهان را می‌خواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) می‌خواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۵-۶۷.</ref>. گفته شده، [[ابوسفیان]] پس از [[جنگ احد]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}}را به [[جنگ]] در سال بعد [[تهدید]] کرد و وقتی در سال بعد با لشکری از [[قریش]] برای [[جنگ]] با [[مسلمانان]] حرکت کرد و به وادی "مَجَنَّه" <ref>(نام منطقه‌ای نزدیک [[مکه]] قدیم که حوالی [[مسجدالحرام]] بوده است که [[جن]] دارد)؛ نک: بحار الانوار، ج۸۰، ص۳۲۷؛ ج۶۰، ص۱۱۸ - ۱۱۹؛ جواهر التاریخ، ج۱، ص۴۰۶.</ref> رسید، [[خداوند]] [[رعب]] و [[وحشت]] از [[مسلمانان]] را در [[دل]] او افکند و از این رو [[تصمیم]] به بازگشت داشت که [[نعیم بن مسعود]] اشجعی را دید و از او خواست در برابر گرفتن ۱۰ نفر شتر، [[مسلمانان]] را از [[جنگ]] با او بهراساند تا او [[پیروز]] میدان باشد. این [[حیله]] ابتدا کارگر افتاد و [[مسلمانان]] خوش نداشتند به چنین [[جنگی]] [[اقدام]] کنند؛ اما وقتی دیدند [[پیامبر]]{{صل}} مصمم است و شمار جنگجویان برای او اهمیتی ندارد، عده‌ای (۷۰ نفر)<ref>نک: التفسیر الکبیر، ج۹، ص۴۳۳؛ البحر المحیط، ج۳، ص۷۳۰.</ref> که در این [[روایت]] از آنان به "[[مؤمنان]] [[شجاع]]" یاد شده است، حاضر به شرکت در این [[غزوه]] شدند و ترسوها که [[اکثریت]] را تشکیل می‌دادند از [[همراهی با پیامبر]] سر باز زدند<ref>تفسیر ثعلبی، ج۳، ص۲۰۸ - ۲۱۰؛ مجمع البیان، ج۲، ص۸۸۶.</ref>.
*بر اساس [[شأن]] نزولی که برای [[آیات]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز می‌شوند و خداوند با شکیبایان است بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار  این جهان را می‌خواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) می‌خواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۵-۶۷.</ref>. گفته شده، [[ابوسفیان]] پس از [[جنگ احد]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}}را به [[جنگ]] در سال بعد [[تهدید]] کرد و وقتی در سال بعد با لشکری از [[قریش]] برای [[جنگ]] با [[مسلمانان]] حرکت کرد و به وادی "مَجَنَّه" <ref>(نام منطقه‌ای نزدیک [[مکه]] قدیم که حوالی [[مسجدالحرام]] بوده است که [[جن]] دارد)؛ نک: بحار الانوار، ج۸۰، ص۳۲۷؛ ج۶۰، ص۱۱۸ - ۱۱۹؛ جواهر التاریخ، ج۱، ص۴۰۶.</ref> رسید، [[خداوند]] [[رعب]] و [[وحشت]] از [[مسلمانان]] را در [[دل]] او افکند و از این رو [[تصمیم]] به بازگشت داشت که [[نعیم بن مسعود]] اشجعی را دید و از او خواست در برابر گرفتن ۱۰ نفر شتر، [[مسلمانان]] را از [[جنگ]] با او بهراساند تا او [[پیروز]] میدان باشد. این [[حیله]] ابتدا کارگر افتاد و [[مسلمانان]] خوش نداشتند به چنین [[جنگی]] [[اقدام]] کنند؛ اما وقتی دیدند [[پیامبر]]{{صل}} مصمم است و شمار جنگجویان برای او اهمیتی ندارد، عده‌ای (۷۰ نفر)<ref>نک: التفسیر الکبیر، ج۹، ص۴۳۳؛ البحر المحیط، ج۳، ص۷۳۰.</ref> که در این [[روایت]] از آنان به "[[مؤمنان]] [[شجاع]]" یاد شده است، حاضر به شرکت در این [[غزوه]] شدند و ترسوها که [[اکثریت]] را تشکیل می‌دادند از [[همراهی با پیامبر]] سر باز زدند<ref>تفسیر ثعلبی، ج۳، ص۲۰۸ - ۲۱۰؛ مجمع البیان، ج۲، ص۸۸۶.</ref>.
*بر اساس [[آیات]] {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما هم‌داستان شده‌اند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳-۱۷۴.</ref> این شجاعان با [[توکل بر خدا]] به [[جنگ]] با [[دشمن]] پرداختند و در حالی از این [[غزوه]] بازگشتند که نه تنها هیچ گزندی از [[دشمن]] به آنان نرسیده بود، از تجارتی که در منطقه [[بدر]] کردند نیز سود فراوانی بردند<ref>تفسیر ثعلبی، ج۳، ص۲۱۴؛ التفسیر الوسیط، ج۱، ص۲۶۲ - ۲۶۳.</ref>.
*بر اساس [[آیات]] {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما هم‌داستان شده‌اند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳-۱۷۴.</ref> این شجاعان با [[توکل بر خدا]] به [[جنگ]] با [[دشمن]] پرداختند و در حالی از این [[غزوه]] بازگشتند که نه تنها هیچ گزندی از [[دشمن]] به آنان نرسیده بود، از تجارتی که در منطقه [[بدر]] کردند نیز سود فراوانی بردند<ref>تفسیر ثعلبی، ج۳، ص۲۱۴؛ التفسیر الوسیط، ج۱، ص۲۶۲ - ۲۶۳.</ref>.
*[[قرآن]] نیز نمونه‌هایی از [[شجاعت]] [[مؤمنان]] را بازگو کرده است؛ از جمله در [[جنگ احزاب]]، [[مؤمنان]] با [[مشاهده]] [[لشکر]] [[دشمن]] که ترکیبی از گروه‌های مختلف بود، نه تنها از آنان نهراسیدند، بلکه [[ایمان]] آنان افزوده شد و در برابر [[حق]] [[تسلیم]] شدند. {{متن قرآن|وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}<ref>«و چون مؤمنان دسته‌ها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده داده‌اند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref> برخی، جمله {{متن قرآن|صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ}} در [[آیه]] بعد:{{متن قرآن|مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا}}<ref>«از مؤمنان، کسانی هستند که به پیمانی که با خداوند بستند وفا کردند؛ برخی از آنان پیمان خویش را به جای آوردند و برخی چشم به راه دارند و به هیچ روی (پیمان خود را) دگرگون نکردند» سوره احزاب، آیه ۲۳.</ref> را به [[شهامت]] [[جنگی]] آنان [[تفسیر]] کرده و بر این باورند که مؤمنانِ [[وصف]] شده در این [[آیه]] وقتی در [[جنگی]] با [[پیامبر]] [[شرکت]] می‌کردند بر عهدی که با [[پیامبر]] بسته بودند "نگریختن از میدان [[جنگ]]"<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۵۴۹.</ref>، پایدار می‌ماندند و می‌جنگیدند تا کشته می‌شدند<ref>جوامع الجامع، ج۳، ص۵۷.</ref><ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]،[[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]،[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>
*[[قرآن]] نیز نمونه‌هایی از [[شجاعت]] [[مؤمنان]] را بازگو کرده است؛ از جمله در [[جنگ احزاب]]، [[مؤمنان]] با [[مشاهده]] [[لشکر]] [[دشمن]] که ترکیبی از گروه‌های مختلف بود، نه تنها از آنان نهراسیدند، بلکه [[ایمان]] آنان افزوده شد و در برابر [[حق]] [[تسلیم]] شدند. {{متن قرآن|وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}<ref>«و چون مؤمنان دسته‌ها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده داده‌اند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref> برخی، جمله {{متن قرآن|صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ}} در [[آیه]] بعد:{{متن قرآن|مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا}}<ref>«از مؤمنان، کسانی هستند که به پیمانی که با خداوند بستند وفا کردند؛ برخی از آنان پیمان خویش را به جای آوردند و برخی چشم به راه دارند و به هیچ روی (پیمان خود را) دگرگون نکردند» سوره احزاب، آیه ۲۳.</ref> را به [[شهامت]] [[جنگی]] آنان [[تفسیر]] کرده و بر این باورند که مؤمنانِ [[وصف]] شده در این [[آیه]] وقتی در [[جنگی]] با [[پیامبر]] شرکت می‌کردند بر عهدی که با [[پیامبر]] بسته بودند "نگریختن از میدان [[جنگ]]"<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۵۴۹.</ref>، پایدار می‌ماندند و می‌جنگیدند تا کشته می‌شدند<ref>جوامع الجامع، ج۳، ص۵۷.</ref><ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]،[[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]،[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>
===[[خوف از خدا]]===
===[[خوف از خدا]]===
*[[ترس از خدا]] شجاعت‌ آفرین و خنثا کننده [[هراس]] از [[دشمن]] و [[مردم]] است، چنان‌که [[ترس]] از [[مردم]] سبب [[تغییر]] در [[احکام الهی]] می‌شود<ref>نک: البحر المحیط، ج۴، ص۲۶۹.</ref>، از این رو [[خدا]] [[ترس]] از [[مردم]] را [[نهی]] و به [[ترس]] از خویش [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا }}<ref>« از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref> به [[باور]] برخی، [[ترس از خدا]]، موجب فرمانپذیری و [[ترس]] از غیر [[خدا]]، موجب فرمانگریزی است و [[مؤمن]] واقعی از غیر [[خدا]] نمی‌هراسد و می‌داند که [[ایمان]] از [[شجاعت]] جدا نیست<ref>تفسیر نور، ج۲، ص۲۰۳.</ref><ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]،[[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]،[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>
*[[ترس از خدا]] شجاعت‌ آفرین و خنثا کننده [[هراس]] از [[دشمن]] و [[مردم]] است، چنان‌که [[ترس]] از [[مردم]] سبب [[تغییر]] در [[احکام الهی]] می‌شود<ref>نک: البحر المحیط، ج۴، ص۲۶۹.</ref>، از این رو [[خدا]] [[ترس]] از [[مردم]] را [[نهی]] و به [[ترس]] از خویش [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا }}<ref>« از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref> به [[باور]] برخی، [[ترس از خدا]]، موجب فرمانپذیری و [[ترس]] از غیر [[خدا]]، موجب فرمانگریزی است و [[مؤمن]] واقعی از غیر [[خدا]] نمی‌هراسد و می‌داند که [[ایمان]] از [[شجاعت]] جدا نیست<ref>تفسیر نور، ج۲، ص۲۰۳.</ref><ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]،[[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]،[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>
۲۲۴٬۸۸۷

ویرایش