←تعریف صحابه از نگاه شیعه
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
*۳. با توجه به [[سخنان امام علی]]{{ع}} دانسته میشود که ایشان نیز این نظریه را نپذیرفتهاند (چنانکه دیگر [[صحابه]] نیز بر این [[باور]] بودند). همچنین ایشان در [[خطبه ۱۵۰]] نیز میفرمایند: "روزگار آنان به طول انجامید، تا [[رسوایی]] آنها به نهایت رسید و خود را سزاوار بلای زمانه گرداندند. و چون پایان مدت آنها نزدیک شد، گروهی در [[فتنهها]] آسودند و گروهی [[دست]] به حمله و [[پیکار]] با فسادگران زدند و با [[شکیبایی]] که داشتند بر [[خدا]] منّت ننهادند، و [[جان]] دادن در [[راه خدا]] را بزرگ نشمردند، تا آنجا که [[اراده الهی]] به پایان [یافتن] روزگار [[جاهلیت]] موافق شد، شمشیرها در [[راه خدا]] کشیدند و بینشهای خود را بر [[شمشیر]] نشاندند و [[طاعت]] [[پروردگار]] خود را پذیرفتند، و [[فرمان]] [[پنددهنده]] خود را شنیدند و در [[پیروزی]] و سربلندی زیستند، تا آنکه [[خدا]]، پیامبرش را نزد خود برد. (افسوس) که گروهی به گذشته [[جاهلی]] خود بازگشتند و با پیمودن راههای گوناگون به [[گمراهی]] رسیدند و به [[دوستان]] [[گمراه]] خود پیوستند و از [[دوستی]] با [[مؤمنان]] بریدند که به آن امر شده بودند و بنیان [[اسلامی]] را [[تغییر]] داده، در جای دیگری [بنیانی را] بنا نهادند. آنان کانون هر [[خطا]] و [[گناه]] و [[پناهگاه]] هر فتنهجو شدند. که سرانجام در [[سرگردانی]] فرو رفته و در [[غفلت]] و مستی به روش و [[آیین]] [[فرعونیان]] درآمدند، یا از همه بریدند و [[دل]] به [[دنیا]] بستند و یا پیوند خود را با [[دین]] گسستند"<ref>{{متن حدیث|وَ طَالَ الْأَمَدُ بِهِمْ لِيَسْتَكْمِلُوا الْخِزْيَ وَ يَسْتَوْجِبُوا الْغِيَرَ حَتَّى إِذَا اخْلَوْلَقَ الْأَجَلُ وَ اسْتَرَاحَ قَوْمٌ إِلَى الْفِتَنِ وَ [اشْتَالُوا] أَشَالُوا عَنْ لَقَاحِ حَرْبِهِمْ لَمْ يَمُنُّوا عَلَى اللَّهِ بِالصَّبْرِ وَ لَمْ يَسْتَعْظِمُوا بَذْلَ أَنْفُسِهِمْ فِي الْحَقِّ حَتَّى إِذَا وَافَقَ وَارِدُ الْقَضَاءِ انْقِطَاعَ مُدَّةِ الْبَلَاءِ حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَى أَسْيَافِهِمْ وَ دَانُوا لِرَبِّهِمْ بِأَمْرِ وَاعِظِهِمْ حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ{{صل}} رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَابِ وَ غَالَتْهُمُ السُّبُلُ وَ اتَّكَلُوا عَلَى الْوَلَائِجِ وَ وَصَلُوا غَيْرَ الرَّحِمِ وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذِي أُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ وَ نَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ أَسَاسِهِ فَبَنَوْهُ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ مَعَادِنُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ أَبْوَابُ كُلِّ ضَارِبٍ فِي غَمْرَةٍ قَدْ مَارُوا فِي الْحَيْرَةِ وَ ذَهَلُوا فِي السَّكْرَةِ عَلَى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ مِنْ مُنْقَطِعٍ إِلَى الدُّنْيَا رَاكِنٍ أَوْ مُفَارِقٍ لِلدِّينِ مُبَايِنٍ}}؛ نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی.</ref>. | *۳. با توجه به [[سخنان امام علی]]{{ع}} دانسته میشود که ایشان نیز این نظریه را نپذیرفتهاند (چنانکه دیگر [[صحابه]] نیز بر این [[باور]] بودند). همچنین ایشان در [[خطبه ۱۵۰]] نیز میفرمایند: "روزگار آنان به طول انجامید، تا [[رسوایی]] آنها به نهایت رسید و خود را سزاوار بلای زمانه گرداندند. و چون پایان مدت آنها نزدیک شد، گروهی در [[فتنهها]] آسودند و گروهی [[دست]] به حمله و [[پیکار]] با فسادگران زدند و با [[شکیبایی]] که داشتند بر [[خدا]] منّت ننهادند، و [[جان]] دادن در [[راه خدا]] را بزرگ نشمردند، تا آنجا که [[اراده الهی]] به پایان [یافتن] روزگار [[جاهلیت]] موافق شد، شمشیرها در [[راه خدا]] کشیدند و بینشهای خود را بر [[شمشیر]] نشاندند و [[طاعت]] [[پروردگار]] خود را پذیرفتند، و [[فرمان]] [[پنددهنده]] خود را شنیدند و در [[پیروزی]] و سربلندی زیستند، تا آنکه [[خدا]]، پیامبرش را نزد خود برد. (افسوس) که گروهی به گذشته [[جاهلی]] خود بازگشتند و با پیمودن راههای گوناگون به [[گمراهی]] رسیدند و به [[دوستان]] [[گمراه]] خود پیوستند و از [[دوستی]] با [[مؤمنان]] بریدند که به آن امر شده بودند و بنیان [[اسلامی]] را [[تغییر]] داده، در جای دیگری [بنیانی را] بنا نهادند. آنان کانون هر [[خطا]] و [[گناه]] و [[پناهگاه]] هر فتنهجو شدند. که سرانجام در [[سرگردانی]] فرو رفته و در [[غفلت]] و مستی به روش و [[آیین]] [[فرعونیان]] درآمدند، یا از همه بریدند و [[دل]] به [[دنیا]] بستند و یا پیوند خود را با [[دین]] گسستند"<ref>{{متن حدیث|وَ طَالَ الْأَمَدُ بِهِمْ لِيَسْتَكْمِلُوا الْخِزْيَ وَ يَسْتَوْجِبُوا الْغِيَرَ حَتَّى إِذَا اخْلَوْلَقَ الْأَجَلُ وَ اسْتَرَاحَ قَوْمٌ إِلَى الْفِتَنِ وَ [اشْتَالُوا] أَشَالُوا عَنْ لَقَاحِ حَرْبِهِمْ لَمْ يَمُنُّوا عَلَى اللَّهِ بِالصَّبْرِ وَ لَمْ يَسْتَعْظِمُوا بَذْلَ أَنْفُسِهِمْ فِي الْحَقِّ حَتَّى إِذَا وَافَقَ وَارِدُ الْقَضَاءِ انْقِطَاعَ مُدَّةِ الْبَلَاءِ حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَى أَسْيَافِهِمْ وَ دَانُوا لِرَبِّهِمْ بِأَمْرِ وَاعِظِهِمْ حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ{{صل}} رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَابِ وَ غَالَتْهُمُ السُّبُلُ وَ اتَّكَلُوا عَلَى الْوَلَائِجِ وَ وَصَلُوا غَيْرَ الرَّحِمِ وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذِي أُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ وَ نَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ أَسَاسِهِ فَبَنَوْهُ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ مَعَادِنُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ أَبْوَابُ كُلِّ ضَارِبٍ فِي غَمْرَةٍ قَدْ مَارُوا فِي الْحَيْرَةِ وَ ذَهَلُوا فِي السَّكْرَةِ عَلَى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ مِنْ مُنْقَطِعٍ إِلَى الدُّنْيَا رَاكِنٍ أَوْ مُفَارِقٍ لِلدِّينِ مُبَايِنٍ}}؛ نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی.</ref>. | ||
*[[امام]]{{ع}} در [[خطبه]] دیگری به [[مردم کوفه]] میفرماید: "ای [[مردم]]! به [[اهل بیت]] پیامبرتان بنگرید. از آن سو که گام برمیدارند، بروید و قدم جای قدمشان بگذارید. آنها هرگز شما را از [[راه هدایت]] بیرون نمیبرند و به [[پستی]] و [[هلاکت]] باز نمیگردانند. اگر [[سکوت]] کردند، [[سکوت]] کنید و اگر [[قیام]] کردند، [[قیام]] کنید. از آنها پیشی نگیرید که [[گمراه]] میشوید، و از آنان عقب نمانید که نابود میگردید. من [[اصحاب]] [[محمد]]{{صل}} را دیدم، اما هیچ کدام از شما را همانند آنان نمینگرم؛ آنها صبح میکردند در حالی که موهایی ژولیده و چهرههای غبار [[آلوده]] داشتند؛ [[شب]] را تا صبح در حال [[سجده]] و [[قیام]] به [[عبادت]] میگذراندند، و پیشانی و گونههای صورت را در پیشگاه [[خدا]] بر [[خاک]] میساییدند. با یاد [[معاد]] چنان ناآرام بودند گویا بر روی [[آتش]] ایستادهاند. بر پیشانی آنها از [[سجدههای طولانی]] پینه بسته بود، و اگر [[نام خدا]] برده میشد، چنان میگریستند که گریبانهای آنهاتر میشد. و چون درخت در روز تندباد میلرزیدند؛ از [[کیفری]] که از آن [[بیم]] داشتند، یا برای پاداشی که به آن [[امیدوار]] بودند<ref>{{متن حدیث|انْظُرُوا أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ يُعِيدُوكُمْ فِي رَدًى فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِكُوا لَقَدْ رَأَيْتُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ ص فَمَا أَرَى أَحَداً يُشْبِهُهُمْ مِنْكُمْ لَقَدْ كَانُوا يُصْبِحُونَ شُعْثاً غُبْراً وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّداً وَ قِيَاماً يُرَاوِحُونَ بَيْنَ جِبَاهِهِمْ وَ خُدُودِهِمْ وَ يَقِفُونَ عَلَى مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِكْرِ مَعَادِهِمْ كَأَنَّ بَيْنَ أَعْيُنِهِمْ رُكَبَ الْمِعْزَى مِنْ طُولِ سُجُودِهِمْ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ هَمَلَتْ أَعْيُنُهُمْ حَتَّى تَبُلَّ جُيُوبَهُمْ وَ مَادُوا كَمَا يَمِيدُ الشَّجَرُ يَوْمَ الرِّيحِ الْعَاصِفِ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ وَ رَجَاءً لِلثَّوَابِ}}؛ نهجالبلاغه، ترجمه: محمد دشتی، خطبه ۹۷ (با اندکی تصرف).</ref>. | *[[امام]]{{ع}} در [[خطبه]] دیگری به [[مردم کوفه]] میفرماید: "ای [[مردم]]! به [[اهل بیت]] پیامبرتان بنگرید. از آن سو که گام برمیدارند، بروید و قدم جای قدمشان بگذارید. آنها هرگز شما را از [[راه هدایت]] بیرون نمیبرند و به [[پستی]] و [[هلاکت]] باز نمیگردانند. اگر [[سکوت]] کردند، [[سکوت]] کنید و اگر [[قیام]] کردند، [[قیام]] کنید. از آنها پیشی نگیرید که [[گمراه]] میشوید، و از آنان عقب نمانید که نابود میگردید. من [[اصحاب]] [[محمد]]{{صل}} را دیدم، اما هیچ کدام از شما را همانند آنان نمینگرم؛ آنها صبح میکردند در حالی که موهایی ژولیده و چهرههای غبار [[آلوده]] داشتند؛ [[شب]] را تا صبح در حال [[سجده]] و [[قیام]] به [[عبادت]] میگذراندند، و پیشانی و گونههای صورت را در پیشگاه [[خدا]] بر [[خاک]] میساییدند. با یاد [[معاد]] چنان ناآرام بودند گویا بر روی [[آتش]] ایستادهاند. بر پیشانی آنها از [[سجدههای طولانی]] پینه بسته بود، و اگر [[نام خدا]] برده میشد، چنان میگریستند که گریبانهای آنهاتر میشد. و چون درخت در روز تندباد میلرزیدند؛ از [[کیفری]] که از آن [[بیم]] داشتند، یا برای پاداشی که به آن [[امیدوار]] بودند<ref>{{متن حدیث|انْظُرُوا أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ يُعِيدُوكُمْ فِي رَدًى فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِكُوا لَقَدْ رَأَيْتُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ ص فَمَا أَرَى أَحَداً يُشْبِهُهُمْ مِنْكُمْ لَقَدْ كَانُوا يُصْبِحُونَ شُعْثاً غُبْراً وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّداً وَ قِيَاماً يُرَاوِحُونَ بَيْنَ جِبَاهِهِمْ وَ خُدُودِهِمْ وَ يَقِفُونَ عَلَى مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِكْرِ مَعَادِهِمْ كَأَنَّ بَيْنَ أَعْيُنِهِمْ رُكَبَ الْمِعْزَى مِنْ طُولِ سُجُودِهِمْ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ هَمَلَتْ أَعْيُنُهُمْ حَتَّى تَبُلَّ جُيُوبَهُمْ وَ مَادُوا كَمَا يَمِيدُ الشَّجَرُ يَوْمَ الرِّيحِ الْعَاصِفِ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ وَ رَجَاءً لِلثَّوَابِ}}؛ نهجالبلاغه، ترجمه: محمد دشتی، خطبه ۹۷ (با اندکی تصرف).</ref>. | ||
*ایشان در [[ستایش]] [[انصار]] نیز میفرمایند: "به [[خدا]] [[سوگند]]! آنان [[اسلام]] را پروراندند، چونان [[مادری]] که فرزندش را بپروراند؛ با [[توانگری]]، با دستهای [[بخشنده]] و زبانهای برنده و گویا" | *ایشان در [[ستایش]] [[انصار]] نیز میفرمایند: "به [[خدا]] [[سوگند]]! آنان [[اسلام]] را پروراندند، چونان [[مادری]] که فرزندش را بپروراند؛ با [[توانگری]]، با دستهای [[بخشنده]] و زبانهای برنده و گویا"<ref>{{متن حدیث|هُمْ وَ اللَّهِ رَبَّوُا الْإِسْلَامَ كَمَا يُرَبَّى الْفِلْوُ مَعَ غَنَائِهِمْ بِأَيْدِيهِمُ السِّبَاطِ وَ أَلْسِنَتِهِمُ السِّلَاطِ}}؛ نهجالبلاغه، ترجمه: محمد دشتی، حکمت ۴۶۵.</ref>. | ||
<ref>{{متن حدیث|هُمْ وَ اللَّهِ رَبَّوُا الْإِسْلَامَ كَمَا يُرَبَّى الْفِلْوُ مَعَ غَنَائِهِمْ بِأَيْدِيهِمُ السِّبَاطِ وَ أَلْسِنَتِهِمُ السِّلَاطِ}}؛ نهجالبلاغه، ترجمه: محمد دشتی، حکمت ۴۶۵.</ref>. | |||
*۴. [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} میفرمایند: "[[یاران]] [[رسول الله]]{{صل}} [[دوازده]] هزار نفر بودند؛ هشت هزار از [[مدینه]]؛ دو هزار نفر از [[مکه]] و دو هزار نفر از [[آزادشدگان]] و در میان آنان کسی از گروههای قدری، [[مرجئه]]، [[معتزله]] و [[اهل رأی]] دیده نمیشود. آنان شبها میگریستند و در [[دعا]] میگفتند: خدایا! [[جان]] ما را پیش از خوردن نان (فردا صبح) بگیر<ref>{{متن حدیث|كَانَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفاً ثَمَانِيَةُ آلَافٍ مِنَ الْمَدِينَةِ وَ أَلْفَانِ مِنْ مَكَّةَ وَ أَلْفَانِ مِنَ الطُّلَقَاءِ وَ لَمْ يُرَ فِيهِمْ قَدَرِيٌّ وَ لَا مُرْجِئٌ وَ لَا حَرُورِيٌّ وَ لَا مُعْتَزِلِيٌّ وَ لَا صَاحِبُ رَأْيٍ كَانُوا يَبْكُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ يَقُولُونَ اقْبِضْ أَرْوَاحَنَا مِنْ قَبْلِ أَنْ نَأْكُلَ خُبْزَ الْخَمِيرِ}}؛ الخصال، شیخ صدوق، ص۶۳۹-۶۴۰، باب الواحد الی مئة؛ خاتمه مستدرک الوسائل، میرزای نوری، ج۱، ص۲۱۲.</ref>. | *۴. [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} میفرمایند: "[[یاران]] [[رسول الله]]{{صل}} [[دوازده]] هزار نفر بودند؛ هشت هزار از [[مدینه]]؛ دو هزار نفر از [[مکه]] و دو هزار نفر از [[آزادشدگان]] و در میان آنان کسی از گروههای قدری، [[مرجئه]]، [[معتزله]] و [[اهل رأی]] دیده نمیشود. آنان شبها میگریستند و در [[دعا]] میگفتند: خدایا! [[جان]] ما را پیش از خوردن نان (فردا صبح) بگیر<ref>{{متن حدیث|كَانَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفاً ثَمَانِيَةُ آلَافٍ مِنَ الْمَدِينَةِ وَ أَلْفَانِ مِنْ مَكَّةَ وَ أَلْفَانِ مِنَ الطُّلَقَاءِ وَ لَمْ يُرَ فِيهِمْ قَدَرِيٌّ وَ لَا مُرْجِئٌ وَ لَا حَرُورِيٌّ وَ لَا مُعْتَزِلِيٌّ وَ لَا صَاحِبُ رَأْيٍ كَانُوا يَبْكُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ يَقُولُونَ اقْبِضْ أَرْوَاحَنَا مِنْ قَبْلِ أَنْ نَأْكُلَ خُبْزَ الْخَمِيرِ}}؛ الخصال، شیخ صدوق، ص۶۳۹-۶۴۰، باب الواحد الی مئة؛ خاتمه مستدرک الوسائل، میرزای نوری، ج۱، ص۲۱۲.</ref>. | ||
*در این [[روایت]]، [[امام صادق]]{{ع}} از [[دوازده]] هزار [[صحابه]] یاد میفرماید، در صورتی که [[یاران پیامبر]] بیش از [[صد]] هزار نفر بودند. آیا [[امام صادق]]{{ع}} در مفهوم [[صحابه]] [[تصرف]] کردهاند؟ یا همه [[یاران پیامبر]]{{صل}} را جزو [[صحابه]] نمیدانستند یا [[صحابه]] خوب را جزو [[صحابه پیامبر]]{{صل}} میدانستند؟ به نظر میرسد چون منظور آن [[حضرت]] [[صحابه]] خوب بوده است، از اینرو به [[دوازده]] هزار تن اشاره کردهاند و این نشان میدهد که از نگاه [[امام صادق]]{{ع}} فقط گروهی از [[صحابه]]، [[صحابه]] [[عادل]] و عالم بودهاند و نظر [[شیعه]] هم همین است. | *در این [[روایت]]، [[امام صادق]]{{ع}} از [[دوازده]] هزار [[صحابه]] یاد میفرماید، در صورتی که [[یاران پیامبر]] بیش از [[صد]] هزار نفر بودند. آیا [[امام صادق]]{{ع}} در مفهوم [[صحابه]] [[تصرف]] کردهاند؟ یا همه [[یاران پیامبر]]{{صل}} را جزو [[صحابه]] نمیدانستند یا [[صحابه]] خوب را جزو [[صحابه پیامبر]]{{صل}} میدانستند؟ به نظر میرسد چون منظور آن [[حضرت]] [[صحابه]] خوب بوده است، از اینرو به [[دوازده]] هزار تن اشاره کردهاند و این نشان میدهد که از نگاه [[امام صادق]]{{ع}} فقط گروهی از [[صحابه]]، [[صحابه]] [[عادل]] و عالم بودهاند و نظر [[شیعه]] هم همین است. | ||
| خط ۱۰۵: | خط ۱۰۴: | ||
*کدام یک از [[دلایل]] نقد "[[عدالت]] همه [[صحابه]]" از [[ابومخنف]] [[روایت]] شده که برخی نویسندگان، تنها او را [[کذاب]] میدانند؟ هیچ کتاب رجالی [[اهل سنت]]، [[ابومخنف]] را [[کذّاب]] ندانسته که برخی از [[اهل سنت]] بدون [[تحقیق]]، یک [[تاریخنگار]] را [[کذاب]] میدانند. [[ابومخنف]] در [[قرن دوم]] [[هجری]] میزیسته و کتابهای فراوانی درباره رویدادهای پس از [[پیامبر]]{{صل}} نوشته است و [[طبری]]<ref>ذهبی درباره طبری مینویسد: «ثقة صادق»؛ ر.ک: میزان الاعتدال، ج۳، ص۴۹۹.</ref> و [[ابن اثیر]] از مؤرخان [[اهل سنت]] به او [[اعتماد]] و از او [[روایت]] کردهاند. [[طبری]] از کتابهای او بدون واسطه [[نقل]] میکند و در بازگویی [[اخبار]] [[جنگ صفین]] به او [[اعتماد]] کرده است. تعداد [[روایات]] [[ابومخنف]] در [[تاریخ]] [[طبری]] سیصد و [[چهل]] و چهار [[حدیث]] است<ref>تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة من روایات الامام الطبری و المحدثین، محمد محزون، ج۱، ص۲۵۳.</ref>. آیا باید [[ابو مخنف]] را به صرف طرفداری از [[علویون]] و [[مخالفت]] با امویها [[کذّاب]] دانست؟ | *کدام یک از [[دلایل]] نقد "[[عدالت]] همه [[صحابه]]" از [[ابومخنف]] [[روایت]] شده که برخی نویسندگان، تنها او را [[کذاب]] میدانند؟ هیچ کتاب رجالی [[اهل سنت]]، [[ابومخنف]] را [[کذّاب]] ندانسته که برخی از [[اهل سنت]] بدون [[تحقیق]]، یک [[تاریخنگار]] را [[کذاب]] میدانند. [[ابومخنف]] در [[قرن دوم]] [[هجری]] میزیسته و کتابهای فراوانی درباره رویدادهای پس از [[پیامبر]]{{صل}} نوشته است و [[طبری]]<ref>ذهبی درباره طبری مینویسد: «ثقة صادق»؛ ر.ک: میزان الاعتدال، ج۳، ص۴۹۹.</ref> و [[ابن اثیر]] از مؤرخان [[اهل سنت]] به او [[اعتماد]] و از او [[روایت]] کردهاند. [[طبری]] از کتابهای او بدون واسطه [[نقل]] میکند و در بازگویی [[اخبار]] [[جنگ صفین]] به او [[اعتماد]] کرده است. تعداد [[روایات]] [[ابومخنف]] در [[تاریخ]] [[طبری]] سیصد و [[چهل]] و چهار [[حدیث]] است<ref>تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة من روایات الامام الطبری و المحدثین، محمد محزون، ج۱، ص۲۵۳.</ref>. آیا باید [[ابو مخنف]] را به صرف طرفداری از [[علویون]] و [[مخالفت]] با امویها [[کذّاب]] دانست؟ | ||
*در کتابهای رجالی [[اهل سنت]] عباراتی مانند {{عربی|لا يوثق به<ref>سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ج۷، ص۳۰۲.</ref>، روي عن طائفة من المجهولين، متروك، ضعيف، ليس بثقة، شيعي محترق و صاحب اخبار}} هم آمده است ولی هیچ یک از او به عنوان [[دروغگو]] بودن نام نبردهاند. این سخنان نشان میدهد که چون [[ابومخنف]] [[شیعه]] بوده و از سویی شیوههای [[بنیامیه]] را نپذیرفته، آنها [[روایت]] او را قبول نمیکنند. همانطور که [[اهل سنت]] افرادی مانند هشام بن [[محمد]]، [[جابر بن یزید]] و گروهی دیگر را به خاطر [[شیعه]] بودن [[ضعیف]] دانستهاند؛ در حالی که برخی مورخان [[اهل سنت]] مانند [[طبری]] به [[روایت]] [[ابومخنف]] [[اعتماد]] کردهاند.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۵۴-۷۴.</ref> | *در کتابهای رجالی [[اهل سنت]] عباراتی مانند {{عربی|لا يوثق به<ref>سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ج۷، ص۳۰۲.</ref>، روي عن طائفة من المجهولين، متروك، ضعيف، ليس بثقة، شيعي محترق و صاحب اخبار}} هم آمده است ولی هیچ یک از او به عنوان [[دروغگو]] بودن نام نبردهاند. این سخنان نشان میدهد که چون [[ابومخنف]] [[شیعه]] بوده و از سویی شیوههای [[بنیامیه]] را نپذیرفته، آنها [[روایت]] او را قبول نمیکنند. همانطور که [[اهل سنت]] افرادی مانند هشام بن [[محمد]]، [[جابر بن یزید]] و گروهی دیگر را به خاطر [[شیعه]] بودن [[ضعیف]] دانستهاند؛ در حالی که برخی مورخان [[اهل سنت]] مانند [[طبری]] به [[روایت]] [[ابومخنف]] [[اعتماد]] کردهاند.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۵۴-۷۴.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||