←منابع
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) |
||
| خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
#تسلیم کامل و همه جانبه در برابر [[پیامبر]] موجب [[سعادت]]، [[ آرامش]] و [[خوشبختی]] میگردد {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا}}<ref>«و اگر بر آنان مقرّر میداشتیم که یکدیگر را بکشید یا از دیار خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمیدادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار میبستند برای آنان بهتر و استوارتر میبود» سوره نساء، آیه ۶۶.</ref> | #تسلیم کامل و همه جانبه در برابر [[پیامبر]] موجب [[سعادت]]، [[ آرامش]] و [[خوشبختی]] میگردد {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا}}<ref>«و اگر بر آنان مقرّر میداشتیم که یکدیگر را بکشید یا از دیار خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمیدادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار میبستند برای آنان بهتر و استوارتر میبود» سوره نساء، آیه ۶۶.</ref> | ||
#تسلیم بودن [[پیروان]] [[محمد]] در برابر [[خداوند]] اعلان شده است: {{متن قرآن|فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ}}<ref>«پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آوردهام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام میآورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شدهاند و اگر رو گرداندند، بیگمان بر ت» سوره آل عمران، آیه ۲۰.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۲۹۴.</ref>. | #تسلیم بودن [[پیروان]] [[محمد]] در برابر [[خداوند]] اعلان شده است: {{متن قرآن|فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ}}<ref>«پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آوردهام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام میآورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شدهاند و اگر رو گرداندند، بیگمان بر ت» سوره آل عمران، آیه ۲۰.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۲۹۴.</ref>. | ||
==تسلیم در فرهنگ قرآن== | |||
===مقدمه=== | |||
*[[آیات]] [[تسلیم]] در [[قرآن کریم]] نُه بار با صیغههای ماضی، مضارع، [[امر]] و مصدر از باب تفعیل، در پنج [[سوره]]: بقره، [[نساء]]، [[انفال]]، [[نور]] و [[احزاب]] که همگی سورههای مدنیاند، در ضمن هفت [[آیه]] به شرح زیر آمده است: | |||
#با لفظ: {{متن قرآن|سَلَّمَ}}، در [[سوره انفال]]، | |||
#با لفظ: {{متن قرآن|سَلَّمْتُمْ}}، در [[سوره بقره]]، | |||
#با لفظ: {{متن قرآن|يُسَلِّمُوا}} در [[سوره نساء]]، | |||
#با لفظ: {{متن قرآن|وَتُسَلِّمُوا}}، در [[سوره نور]]، در هر کدام یک بار، | |||
#و دو بار با لفظ: {{متن قرآن|سَلِّمُوا}}؛ یک بار در [[سوره نور]]، و یک بار دیگر نیز در [[سوره احزاب]]، | |||
#و سه بار هم با لفظ: {{متن قرآن|تَسْلِيمًا}} که یکی در [[سوره نساء]] و دو بار دیگر هم در [[سوره احزاب]] ذکر شده است. | |||
*ما در اینجا ابتدا [[آیات]] را با رعایت ترتیب [[نزول]] آن تنظیم، و بعد با استناد به منابع لغت به [[تحقیق]] در معنای [[تسلیم]] پرداخته و سپس آن [[آیات]] را با استفاده از کتب [[علمای شیعه]] و [[اهل تسنن]] از زمان شیخ [[طایفه]]، شیخ [[طوسی|ابوجعفر محمد بن حسن بن علی بن حسن طوسی]]، مؤلف [[تفسیر]] [[شریف]] تبیان، تا زمان حال مورد بررسی قرار میدهیم. در مرحله چهارم نیز از لحاظ [[تفسیر]] [[روایی]] به [[تحقیق]] در آن پرداخته و سرانجام هم با [[استعانت]] از [[امداد]] و [[توفیق]] خدای عزّوجلّ در [[آیات]] مذکور [[تدبر]] مینماییم. | |||
===تنظیم [[آیات]] [[تسلیم]] به ترتیب [[نزول]] آنها=== | |||
#{{متن قرآن|وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«و مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر میدهند؛ این برای کسی است که بخواهد دوران شیردهی را کامل کند، و خوراک و پوشاک آنان به شایستگی بر صاحب فرزند است، بر هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نیست، نه مادر باید به خاطر فرزندش زیان بیند و نه صاحب فرزند به خاطر فرزندش و بر (گردن) وارث، مانند همین است پس اگر (پدر و مادر) با رضایت و رایزنی با هم بازگرفتن (زودتر کودک) از شیر را خواستند، گناهی ندارند، و اگر خواستید برای فرزندانتان دایه بگیرید، اگر به بایستگی دستمزد آنان را بپردازید گناهی بر شما نیست و از خداوند پروا کنید و بدانید خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که خداوند آنان را به تو در خوابت “اندک” نشان داد و اگر آنان را “بسیار” نشان داده بود سست میشدید و در کار (جنگ) اختلاف مییافتید ولی خداوند (شما را) در امان داشت که او به اندیشهها داناست» سوره انفال، آیه ۴۳.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}<ref>«و چون مؤمنان دستهها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده دادهاند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمیآورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کردهای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! به خانههایی جز خانه خودتان درنیایید تا آنکه آشنایی دهید و بر اهل آن (خانه)ها سلام کنید؛ این برای شما بهتر است، باشد که پند گیرید» سوره نور، آیه ۲۷.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بر نابینا و بر لنگ و بر بیمار و بر شما گناهی نیست که از (خوراک و آذوقه) خانههای خویش بخورید یا از خانههای پدرانتان یا خانههای مادرانتان یا خانههای برادرانتان یا خانههای خواهرانتان یا خانههای عموهایتان یا خانههای عمّههایتان یا خانههای داییهایتان یا خانههای خالههایتان یا آن خانهای که کلیدش را در اختیار دارید یا (خانه) دوستتان؛ نیز (بر شما گناهی نیست) در اینکه با هم یا پراکنده غذا بخورید پس چون به هر خانهای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن میدارد باشد که خرد ورزید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref>. | |||
===در معنای [[تسلیم]]=== | |||
*[[راغب اصفهانی]] در مفردات فرموده: {{عربی|"السِّلْمُ و السَّلَامَةُ"}}؛ [[خالص]] شدن و مجرّد شدن از آفتهای [[باطنی]] و ظاهری است، قال تعالی: {{متن قرآن|بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«جز آن کس که دلی بیآلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۹.</ref> با دلی که [[خالص]] و مجرد از [[تباهی]] و [[حیلهگری]] باشد. پس این در [[باطن]] است. | |||
*و قال تعالی: {{متن قرآن|مُسَلَّمَةٌ لَا شِيَةَ فِيهَا}}<ref>«تندرست است بیهیچ خالی در آن» سوره بقره، آیه ۷۱.</ref> و آن ظاهر است، و قال تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}}<ref>«ولی خداوند (شما را) در امان داشت» سوره انفال، آیه ۴۳.</ref> و قال: {{متن قرآن|ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِينَ}}<ref>«در آن با تندرستی و ایمنی درآیید!» سوره حجر، آیه ۴۶.</ref>؛ یعنی [[سلامت]]، و [[سلامت]] [[حقیقی]] نیست مگر در [[بهشت]]؛ زیرا در آنجا بقا بدون فنا، [[بینیازی]] بدون نیاز، [[عزت]] بدون [[ذلت]] و صحت بدون درد است؛ همچنانکه [[خدای متعال]] فرموده: {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ}}<ref>«سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست» سوره انعام، آیه ۱۲۷.</ref>، یعنی [[خانه]] [[سلامتی]]؛ و گفتهاند: [[سلام]]، اسمی از اسمای [[خدای متعال]] است. | |||
*همچنین گفتهاند: در سخن [[حق تعالی]]: {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ}}، و {{متن قرآن|السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ}}<ref>«فرمانفرمای بسیار پاک بیعیب، ایمنیبخش، گواه راستین، پیروز کامشکن بزرگ منش» سوره حشر، آیه ۲۳.</ref> از این جهت بدان [[وصف]] شدهاند که [[عیوب]] و آفات [[خلق]] به آنان ملحق نمیشود، و این گفته او: {{متن قرآن|سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ}}<ref>«"درود" سخنی است (که) از (سوی) پروردگاری بخشاینده (میشنوند)» سوره یس، آیه ۵۸.</ref>، {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَيْكُمْ}}<ref>«درود بر شما!» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ}}<ref>«و درود بر ال یاسین» سوره صافات، آیه ۱۳۰.</ref>، همه اینها از جانب [[مردم]] با قول و گفتار بوده و از جانب [[خدای تعالی]] با فعل است و آن، چیزهایی است که در [[بهشت]] به آنان اعطا شده، و قوله تعالی: {{متن قرآن|لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا}}<ref>«در آن سخن یاوه و گناهآلودی نمیشنوند (هیچ سخنی نشنوند) جز گفته: درود، درود» سوره واقعه، آیه ۲۵-۲۶</ref>، در این جا برای آنان تنها با قول نیست؛ بلکه آن با [[قول و فعل]] جمیعاً هست، | |||
*قوله تعالی: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ}}<ref>«بر نوح درود باد!» سوره صافات، آیه ۷۹.</ref> و {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ}}<ref>«درود بر موسی و هارون» سوره صافات، آیه ۱۲۰.</ref> و {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ}}<ref>«درود بر ابراهیم» سوره صافات، آیه ۱۰۹.</ref>، همه اینها [[آگاهی]] است از جانب [[خدای تعالی]] بر اینکه برای آنان [[دعا]] و ثنا قرار داده، و [[خدای متعال]] فرموده: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«پس چون به هر خانهای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن میدارد باشد که خرد ورزید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref>. تا اینکه بعضی از شما نسبت به بعضی دیگر به [[سلامت]] باشند. | |||
*{{عربی|"السَّلَامُ و السِّلْمُ و السَّلَمُ"}}؛ یعنی [[صلح]]، قال: {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا}}<ref>«و به کسی که به شما ابراز اسلام میکند نگویید: تو مؤمن نیستی» سوره نساء، آیه ۹۴.</ref>، و گفتهاند این [[آیه]] درباره کسی نازل شده که بعد از [[اقرار]] به [[اسلام]] و درخواست [[صلح]]، کشته شده است. | |||
*[[اسلام]] داخل شدن در سَلْم است. [[اسلام]] در [[شرع]] دو نوع است: | |||
#[[اسلام]] بدون [[ایمان]] است و آن [[اقرار]] به زبان است که با آن، مانع از ریختن خونش شود؛ خواه با این [[اقرار]]، [[اعتقاد]] در او حاصل باشد و خواه حاصل نباشد، و در گفته [[حق تعالی]]: {{متن قرآن|قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا}}<ref>«تازیهای بیاباننشین گفتند: ایمان آوردهایم بگو: ایمان نیاوردهاید بلکه بگویید: اسلام آوردهایم و هنوز ایمان در دلهایتان راه نیافته است» سوره حجرات، آیه ۱۴.</ref>، همین معنا قصد شده است. | |||
#[[اسلام]] فوق [[ایمان]] است، و آن، همراه با [[اقرار]] به زبان، [[اعتقاد]] به [[قلب]]، وفای با فعل و [[تسلیم شدن]] برای [[خدای متعال]] باشد در همه آنچه حتم نموده و تقدیر کرده است؛ همچنانکه از [[ابراهیم]]{{ع}} در این سخن [[حق تعالی]]: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«آنگاه که پروردگارش بدو فرمود: فرمانبردار باش، او گفت: فرمانبردار پروردگار جهانیانم» سوره بقره، آیه ۱۳۱.</ref> ذکر شده و قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ}}<ref>«بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>، و قوله: {{متن قرآن|تَوَفَّنِي مُسْلِمًا}}<ref>«مرا گردن نهاده (به فرمان خویش) بمیران» سوره یوسف، آیه ۱۰۱.</ref>، یعنی مرا از کسانی قرار بده که [[تسلیم شدن]] برای رضای تو را [[طلب]] نمودند. | |||
*این سخن [[حق تعالی]]: {{متن قرآن|إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ مُسْلِمُونَ}}<ref>«(تو پیام خود را) جز به کسانی که به آیات ما ایمان آوردهاند و (به فرمان ما) گردن نهادهاند، نمیشنوانی» سوره نمل، آیه ۸۱.</ref>، و قوله: {{متن قرآن|لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«همگان را از راه به در خواهم برد بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۳۹.</ref>، یعنی مطیعان برای [[حق]] و اعتراف کنندگان به او | |||
*و قوله: {{متن قرآن|يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا}}<ref>«پیامبران که تسلیم (خداوند) بودند و (نیز) دانشوران ربّانی و دانشمندان (توراتشناس) بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند برای یهودیان داوری میکردند؛ پس، از مردم نهراسی» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>، یعنی کسانی از [[انبیا]] که از [[پیامبران اولوالعزم]] نبودند، آنان مطیعان [[امر الهی]] بودند که به امر [[خدای متعال]] [[هدایت]] کرده و به [[شرایع]] عمل مینمودند. {{عربی|"السُّلَّم"}}؛ یعنی چیزی که با [[امید]] به [[سلامت]]، شخص را به مکان بلندی میرساند، و پس از آن اسم قرار داده شده برای وسیلهای که [[فرد]] را به چیز رفیع برساند (به معنای نردبان)<ref>مفردات، ص۲۴۵-۲۴۷.</ref>. | |||
*[[فخرالدین]] در مجمع البحرین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا}}<ref>«و هرگاه نادانان با آنان سخن سر کنند پاسخی نرم گویند» سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>، فرموده: گفتاری که در آن سالم باشند؛ بدین معنا که نه تجاوزی در کار باشد، و نه گناهی، | |||
*و قوله: {{متن قرآن|إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا}}، یعنی بعضی به بعضی [[سلام]] میگویند، | |||
*و قوله: {{متن قرآن|يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا}}، یعنی به [[سلامت]] باشی، بهگونهای که از جهت ما محفوظ بمانی، | |||
*و قوله: {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ}}، یعنی [[بهشت]]، و [[بهشت]] را دار [[سلامت]] نامیدند، چون مکان آن از هر [[عیب]] و آفتی سالم است، و یا از جهت اینکه آن، دار [[خدای عزوجل]] است و [[سلام]] همان [[خدای متعال]] است، و آن به جهت قوله: {{متن قرآن|السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ}} است که بعضی از [[عارفان]] گفتهاند: معنای {{متن قرآن|هُوَ السَّلَامُ}}، یعنی {{عربی|"ذو السلام"}}؛ زیرا او کسی است که از هر [[عیب]]، [[نقص]] و فنایی سالم است، و ما در زبان [[عرب]] چنین یافتیم که مصادر را در موضع اسما قرار میدهند و آن را بدان [[وصف]] میکنند، به خصوص زمانی که [[اراده]] [[مبالغه]] هم در کار باشد و [[خدای متعال]]، {{متن قرآن|هُوَ السَّلَامُ}}، و توصیف مبالغهآمیز از آن رو شده که او کاملاً از نقایص سالم است. | |||
*درباره [[تسلیم]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، گفتهاند که مراد از آن [[انقیاد]] و [[اطاعت]] از او است، | |||
*و قوله {{متن قرآن|سُبُلَ السَّلَامِ}}، یعنی [[راه]] [[سلامت]] از [[عذاب]]، یا طریق [[سلامت]] [[دین]] [[خدای متعال]]، | |||
*و قوله {{متن قرآن|سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ}}<ref>«آن (شب) تا دمیدن سپیده (امن و) سلامت است» سوره قدر، آیه ۵.</ref>، یعنی ای محمد{{صل}} [[فرشتگان]] من و [[روح]] من از اول زمانی که فرود میآیند تا [[طلوع فجر]]، با [[سلام]] من، بر تو [[سلام]] میفرستند، | |||
*و قوله: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ}}<ref>«و درود بر ال یاسین» سوره صافات، آیه ۱۳۰.</ref>، یعنی [[سلام]] از جانب [[پروردگار]] عالمیان بر [[محمد]]{{صل}} و بر [[آل]] او بوده و [[سلامتی]] در [[قیامت]]، برای کسی باشد که بر [[ولایت]] آنان است، و از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، منقول است که: {{متن حدیث|يَاسِينُ مُحَمَّدٌ{{صل}} وَ نَحْنُ آلُ يَاسِينَ}}؛ یعنی [[محمد]]{{صل}} [[یس]] است و ما هم [[آل یاسین]] هستیم، | |||
*و قوله: {{متن حدیث|وَ السَّلَامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى}}، یعنی [[سلامت]] باد از [[عذاب]] [[خدای متعال]]. مانند آن است قوله: {{متن قرآن|وَقُلْ سَلَامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ}}<ref>«و بدرودی بگو که به زودی خواهند دانست» سوره زخرف، آیه ۸۹.</ref>، | |||
*و نیز قوله: {{متن قرآن|لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ}}<ref>«و به کسی که به شما ابراز اسلام میکند» سوره نساء، آیه ۹۴.</ref>، یعنی [[طلب]] [[تسلیم شدن]] و [[انقیاد]] و [[اطاعت]] نمودن. | |||
*{{عربی|"اسْتَسْلَمَ"}}؛ یعنی [[گردن نهادن]] و [[خاضع]] شدن، و از آن است قوله تعالی: {{متن قرآن|فَلَمَّا أَسْلَمَا}}<ref>«و چون هر دو (بدین کار) تن دادند» سوره صافات، آیه ۱۰۳.</ref>، | |||
*و گفتهاند: {{عربی|"اِسْتَسْلَما"}}؛ یعنی [[تسلیم]] هستیم برای اجرای امر [[خدای متعال]]، | |||
*و قوله: {{متن قرآن|أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ}}<ref>«من روی تسلیم به خداوند آوردهام» سوره آل عمران، آیه ۲۰.</ref>، یعنی عبادتم را برای [[خدای تعالی]] که [[نعمت]] او [[عظیم]] است، [[خالص]] گردانیدم، | |||
*و قوله: {{متن قرآن|وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}}<ref>«و ما فرمانبردار اوییم» سوره بقره، آیه ۱۳۳.</ref>، یعنی اعتراف داریم به [[حکم]] او، فرمانبردارانیم برای امر او، [[خالص]] هستیم در عبارت او، | |||
*و قوله: {{متن قرآن|مُسَلَّمَةٌ لَا شِيَةَ فِيهَا}}<ref>«تندرست است بیهیچ خالی در آن» سوره بقره، آیه ۷۱.</ref>، یعنی [[خدای متعال]] آن را از [[عیوب]] سالم گردانیده، | |||
*و درباره این سخن او: {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«جز آن کس که دلی بیآلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۹.</ref>، گفتهاند: یعنی سالم از [[حبّ دنیا]]. قوله: {{متن قرآن|إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«که دلی پاک را نزد پروردگار خود آورد» سوره صافات، آیه ۸۴.</ref>، یعنی آن هنگام که [[خدای متعال]] را [[تصدیق]] نمود و به او قلباً [[ایمان]] آورد و [[خالص]] از [[شرک]] و منزه و بیزار از [[گناه]]، [[کینه]] و [[خیانت]] گردید، که او به این [[روش زندگی]] نمود و بر این نهج هم [[وفات]] یافت. | |||
*گفتهاند: {{متن قرآن|بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}، یعنی به غیر [[خدای متعال]]، از هر چه که سوای اوست، تعلقی پیدا نکند؛ هم چنان که این سخن از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است. این گفته [[حق تعالی]]: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ}}<ref>«بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>، یعنی به جز [[اسلام]]، هیچ [[دینی]] مورد [[رضایت]] [[خدای تعالی]] نیست، و [[اسلام]] بر دو نوع است: | |||
#بدون [[ایمان]] است، و آن، عبارت از اعتراف و [[اقرار]] به زبان میباشد، | |||
#با اعتراف به زبان، [[اعتقاد]] کافی و وافی بالفعل دارد. | |||
*در [[حدیث]] است که گفته شد: [[اسلام]] چیست؟ فرمودند: [[دین]] [[خدای متعال]]، نامش [[اسلام]] است. پس کسی که [[اقرار]] به [[دین]] [[خدای متعال]] کند، [[مسلمان]] است و کسی که عمل کند به آنچه [[خدای متعال]] بدان امر فرموده، او [[مؤمن]] است. | |||
*فرق بین [[اسلام]] و [[ایمان]]، بنابر آنچه در [[حدیث]] آمده، این است که [[اسلام]] [[شهادت]] به: {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} و [[تصدیق]] به [[پیامبر]]{{صل}} است که با آن، خونش [[حفظ]] شود و [[نکاح]] و [[ارث]] [[اسلامی]] به او تعلق گیرد، و بر ظاهر این مطلب، [[جماعت]] ناس هستند. | |||
*[[ایمان]]، عبارت است از [[هدایت]] و آنچه از [[اسلام]] که در [[دلها]] ثابت بوده و آنچه از عمل که ظاهر است و یک [[درجه]] از [[اسلام]] بالاتر میباشد؛ زیرا [[ایمان]] با [[اسلام]] بر ظاهر، مشترک است و حال آنکه [[اسلام]] با [[ایمان]] بر حسب [[باطن]]، اشتراک ندارد. سَلَمْ در بیع بوده و آن در وزن و معنا مانند "سَلَفْ" است (به معنای پیش خرید)، و در [[حدیث]] است که: {{متن حدیث|اسْتَلِمِ الْحَجَرَ}}؛ یعنی لمس کرد آن را یا با بوسیدن آن و یا با دست، و آن؛ یعنی {{متن حدیث|اسْتَلِم}}، افتعل از سَلْم به معنای تَحیَّت است<ref>مجمع البحرین، ص۴۷۵-۴۷۶.</ref>. | |||
*در مقدمه کتاب "[[مرآة الانوار و مشکوة الاسرار (کتاب)|مرآة الانوار و مشکوة الاسرار]]" فرموده: سَلم، سَلام، تَسْلیم، إسلام، مسلمون و آنچه این مفاد را فایده دهد، مانند: {{متن قرآن|الَّذِينَ أَسْلَمُوا}} و {{متن قرآن|مُسْلِمَات}} و {{متن قرآن|مَنْ أَسْلَمَ}} و امثال ذلک از چیزهایی که متعلق به [[تسلیم]]، [[اسلام]] و سلامه است، اصل معنا در همه آنها، [[اطاعت]]، [[فرمانبرداری]]، [[پیروی]] نمودن، ترک [[مخالفت]] و [[اذیت]] کردن است. گفته میشود [[اسلم]] و استسلم، وقتی است که [[اطاعت]] و [[فرمانبرداری]] باشد، و گفته میشود که [[بهشت]]، دارالسلام است، و [[سلام]] است؛ چون آنکه داخل در آن شود، از [[عذاب]] خلاصی مییابد، و گفته میشود: {{متن قرآن|أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ}}؛ یعنی عبادتم را برای او [[خالص]] گردانیدم و او را [[اطاعت]] نمودم در آنچه مرا بدان امر نمود و از آن [[نهی]] فرمود، و به همین جهت این [[دین]]، [[اسلام]] نامیده شد و به طور کلی [[مرجع]] همه، [[تسلیم]] و [[سلامت]] است، و مخفی نیست که نه [[تسلیم]] به [[خدای متعال]]، و نه [[تسلیم]] به پیامبرش، محقق شود، و نه [[سلامت]] از [[عذاب]]، و نه [[سلامت]] از [[شرک]] و [[شک]] حاصل گردد، مگر به قبول [[ولایت]]، [[اطاعت از ائمه]] [[معصومین]]{{عم}} و [[تسلیم]] برای آنها. البته، [[تسلیم]] به آنها، [[تسلیم]] به [[خدای سبحان]] است و به وسیله آن، [[اسلام]] حاصل گردد و [[استحقاق]] بر [[سلامتی]] و [[سلام]] هست. البته، هر کس [[اقرار]] به [[ولایت]] آنان نکند، [[مسلمان]] نیست، اگر چه [[اقرار]] به [[نبوت]] [[پیامبر]]{{صل}} بنماید، و برای همین در [[اخبار]]، [[تأویل]] [[مسلمین]] به آنان و به شیعیانشان وارد شده است؛ زیرا [[تسلیم]] آنان به سبب [[برتری]] و [[ولایت]] آنان است و در [[اخبار]]، [[تأویل]] [[سلام]]، [[سلم]]، و [[اسلام]]، [[تسلیم]] و امثال آن به داخل شدن در [[ولایت]] و [[تسلیم]] آن بودن وارد شده است، حتی وارد شده که [[تسلیم پیامبر]]{{صل}} به [[تسلیم شدن]] نسبت به [[ولایت]] [[وصیّ]] او، [[علی]]{{ع}}، است <ref>مقدمه فرهنگ برهان، ص۱۲۵.</ref>. | |||
*در [[فرهنگ]] لغات آمده که: {{عربی|"سَلَّم عَلَيْه"}}؛ یعنی بر او [[درود]] و [[سلام]] داد. {{عربی|"سَلَّمَهُ"}}؛ یعنی به او [[سلام]] داد، واگذار کرد به او، واگذار و [[تسلیم]] کرد او را به دیگری، {{عربی|"و سلَّم بالامر"}}؛ یعنی [[تسلیم]] به امر [[تسلیم]] شد<ref>ملخص المنجد و منتهی الأرب، ص۳۵۲.</ref>. | |||
*در [[فرهنگ]] عمید نیز آمده: [[تسلیم]]؛ یعنی [[گردن نهادن]]، رام شدن، واگذار کردن و سپردن<ref>فرهنگ عمید، ص۳۸۸.</ref>. | |||
===[[تسلیم]] در [[تفاسیر]]=== | |||
مرحوم شیخ [[طایفه]] [[علی بن حسن]] [[طوسی]] در [[تفسیر تبیان]] فی قوله: {{متن قرآن|إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ}}<ref>«اگر به بایستگی دستمزد آنان را بپردازید» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>، از قول [[مجاهد]] و [[سدی]] گفته: معنای آن این است که اجرت شیر [[مادر]] را به مقدار اجرت المثل پرداخت کند و بنابر قول [[سفیان]]، به [[قدر]] اجرت دایه بپردازد، و بنابر قول ابنشهاب، بابت شیر دادن پرداخت کند، و بنا بر قول ابنجریح، اجرت [[مادر]] و نظیر آن را پرداخت نماید. مرحوم [[شیخ طبرسی]] در [[تفسیر مجمع البیان]] علاوه بر ذکر اقوال مذکور در [[تفسیر آیه]]، در معنای قوله: {{متن قرآن|آتَيْتُمْ}}، فرموده: یعنی: {{عربی|ضمنتم و ألزمتم}}؛ بدین معنا که شما ضامن بوده و ملزم به پرداخت آن هستید<ref>تبیان، ج۲، ص۲۶؛ مجمع البیان، ج۲، ص۲۳۶.</ref>. | |||
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}}<ref>«ولی خداوند (شما را) در امان داشت» سوره انفال، آیه ۴۳.</ref>، فرموده: {{عربی|سَلَامَة}}، [[رهایی]] یافتن از آفت است. {{عربی|سلم، یسلم سلامة و أسلمه اسلاماً}}، هنگامی است که او را به [[سلامتی]] رد کند، و {{عربی|اسلم الانسان}}، هنگامی است که از لحاظ [[دین]] در [[سلامت]] داخل گردد، و {{عربی|سلّمه تسلیما}}، هنگامی است که او را [[رهایی]] دهد. {{عربی|استسلم و استسلاما}}، هنگامی است که خودش را برای امری [[تسلیم]] و واگذار کنند، و {{عربی|تسلم تسلما}}، هنگامی است که با لمس کردن آن (سنگ اسود)، [[سلامتی]] را [[طلب]] کند<ref>تبیان، ج۵، ص۱۳۰.</ref>. | |||
و نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}<ref>«جز بر ایمان و فرمانبرداری» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref>، فرموده: جز اینکه [[خدای متعال]] را [[تصدیق]] نمودند و نسبت به [[پیامبر]] او [[مطیع]] و منقاد گردیدند<ref>تبیان ج۸، ص۲۹۷؛ مجمع البیان، ج۸، ص۳۴۹.</ref>. | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ}}<ref>«خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند» سوره احزاب، آیه ۵۶.</ref>، فرموده: [[صلوات]] [[خدای متعال]]، انواع اکرام او از ### [[313]]### و [[تفضیل]]، اعلای درجات و ترفیع منازل و ثنای او و غیر آن است که به [[پیامبر]]{{صل}} اعطا نموده است و [[صلوات]] ملایکه، درخواست آنان از [[خدای تعالی]] است که مانند آن را به او اعطا نماید، و فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ}}<ref>«ای مؤمنان! بر او درود فرستید» سوره احزاب، آیه ۵۶.</ref> هم فرموده: [[خدای متعال]] به [[مؤمنان]] [[امر]] نموده که بر [[پیامبر]]{{صل}} [[صلوات]] بفرستد؛ بدینگونه که بگویند: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ}}، و فی قوله: {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.</ref>، فرموده: [[خدای متعال]] به [[مؤمنان]] [[امر]] نموده که [[تسلیم]] [[امر]] او و [[تسلیم]] [[امر]] پیامبرش باشند، [[تسلیم]] در همه آنچه آنان را بدان امر میفرمایند. [[تسلیم]]، درخواست [[سلامت]] است، نظیر این گفته: {{عربی|سَلَّمَكَ اللَّهُ}} و {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ}}، و مانند قول تو که بگویی: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ}}<ref>تبیان، ج۸، ص۳۲۷.</ref>. | |||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، فرموده: چون [[پیامبر]]{{صل}} بدان [[حکم]] کند، [[تسلیم]] باشند؛ به گونهای که در [[مقام]] [[اعتراض]]، ایراد نگیرند. پس در این حال [[مؤمن]] هستند، و {{متن قرآن|تَسْلِيمًا}}، مصدر مؤکّد بوده و به منزله این است که فعل را برای بار دوّم ذکر نموده؛ بدین معنا که [[حقّ]] [[تسلیم]] را ادا کردهاند<ref>تبیان، ج۳، ص۲۴۶.</ref>. | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}<ref>«تا آنکه آشنایی دهید و بر اهل آن (خانه)ها سلام کنید» سوره نور، آیه ۲۷.</ref>، فرموده: استیناس، [[طلب]] [[انس]] است به وسیله [[علم]] یا غیر آن و: {{متن قرآن|تُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}؛ یعنی سزاوار است که بر [[اهل]] [[خانهها]] [[سلام]] کنید و چون به شما اجازه ورود دادند، پس در آن [[خانهها]] داخل شوید<ref>تبیان، ج۷، ص۳۷۷.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}<ref>«پس چون به هر خانهای در آمدید به همدیگر درود گویید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref>، فرموده: بنا بر گفته [[حسن]]، باید برخی از شما بر برخی دیگر [[سلام]] کنند، و بنا بر سخن [[ابراهیم]]؛ یعنی آنکه وقتی داخل در خانهای شدید که کسی در آن نیست، بگویید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ}} و گروهی هم گفتهاند: مراد از [[بیوت]]، [[مساجد]] است، و شیخ چنین نظر داده که: اولی این است که آن را حمل بر عموم کنیم و اما بر [[مسلمانان]]، ردّ [[سلام]] [[واجب]] است<ref>تبیان، ج۷، ص۴۱۱.</ref>. | |||
مرحوم [[شیخ طبرسی]] در [[تفسیر]] [[مجمعالبیان]] درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}}<ref>«ولی خداوند (شما را) در امان داشت» سوره انفال، آیه ۴۳.</ref>، فرموده: یعنی [[مؤمنان]] به [[لطف]] [[خدای متعال]] و [[احسان]] او، از [[سست]] شدن نسبت به [[جنگ]]، [[نزاع]] با همدیگر و [[اختلاف]] کلمه و [[اضطراب]] داشتن برای [[جنگ]]، [[رهایی]] و [[نجات]] یافتند تا به آنچه علیه [[دشمن]] [[اراده]] کرده بودند، [[دست]] یابند<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۵۴۷.</ref>. | |||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ}}<ref>«خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند» سوره احزاب، آیه ۵۶.</ref> هم فرموده: معنای آن این است که [[خدای متعال]] بر [[پیامبر]] [[صلوات]] میفرستد و بر او ثنا میگوید با ثنای جمیل، و او را گرامی میدارد با عظیمترین گرامیداشت، و فرشتگانش بر او [[صلوات]] میفرستند و بر او ثنا میگویند به [[نیکوترین]] ثنا، و برایش [[دعا]] میکنند به [[پاکیزه]] [[دعاها]]. | |||
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.</ref>، بیان داشته که: [[ابوحمزه ثمالی]] فرمود: [[سدی]]، حمید بن [[سعد]] [[انصاری]]، برید بن ابی زیاد از [[عبدالرحمن بن ابیلیلی]] و او از [[کعب بن عجره]]، این چنین مرا [[حدیث]] کردهاند: چون این [[آیه]] نازل گردید، ما گفتیم: یا [[رسول الله]]! [[سلام]] بر شما را دانستیم که چیست؟ (امّا) “صلوات” بر شما چگونه باید باشد؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|قُولُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ، وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}، و با [[نقل روایت]] [[ابیبصیر]] در سؤال از [[امام صادق]]{{ع}} فرموده: بر اساس این [[روایت]] معنای قوله: {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶.</ref>، چنین خواهد بود: [[مطیع]] [[اوامر]] او باشید و در [[طاعت]] او بذل جهد و کوشش نمایید و همین طور در جمیع آنچه شما را بدان امر میفرماید، و گفتهاند: معنای آن {{عربی|سلموا علیه بالدعاء}} است؛ یعنی بگویید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ}}<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۷۰.</ref>. | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«سپس از آن داوری که کردهای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، فرموده: یعنی آنچه را تو (ای [[پیامبر]]!) [[حکم]] نمودی، منقاد و فرمانبر باشند و در حالی که [[اقرار]] به [[حکم]] تو میکنند، در برابر امر تو [[خاضع]] و [[فرمانبردار]] گردند<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۶۹.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}<ref>«پس چون به هر خانهای در آمدید به همدیگر درود گویید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref>، فرموده: یعنی باید برخی بر برخی دیگر [[سلام]] کنند، قول [[حسن]]، و گفتهاند: یعنی [[سلام]] کنید بر [[اهل]] و عیالتان، از [[جابر]] و دیگران، و گفتهاند: چون داخل در [[بیوت]] شدید؛ یعنی وارد در [[مساجد]] شدید، پس [[سلام]] کنید بر کسانی که در آن هستند، از [[ابنعباس]]، و اولی، حمل آن بر عموم است، و [[ابراهیم]] گفته: چون داخل در خانهای شدی و کسی در آن نبود، پس بگو: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ}} و [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، فرموده: آن، عبارت است از [[سلام]] نمودن مرد بر [[اهل]] خانهاش هنگامی که وارد [[منزل]] میشود. بعد آنها [[سلام]] را بر او رد میکنند و میگویند: {{متن حدیث|سَلَامُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۱۵۷.</ref>. | |||
شُبّر فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ}}، فرموده: هنگامی که به شیردهنده [[تسلیم]] میکنید، هر چه میخواهید اعطا کنید<ref>تفسیر شبّر، ص۹۴.</ref>. | |||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}} هم فرموده است: و لکن [[خدای متعال]] شما را از [[جنگ]] و [[نزاع]] نمودن به [[سلامت]] داشت<ref>تفسیر شبّر، ص۳۹۶.</ref>. | |||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}، فرموده: یعنی: و آنچه ملاحظه گردید، چیزی بر آنان افزون نگردانید مگر [[ایمان]] آنان را به [[وعده]] [[خدای متعال]] و تسلیمشان را نسبت به امر او<ref>تفسیر شبّر، ص۸۶۹.</ref>. | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ}}، فرموده: یعنی آنان بر او ثنا گفته و او را [[تعظیم]] میکنند. {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} مفاد آن به طور [[اجمال]]، [[وجوب]] [[صلوات]] و [[سلام]] بر اوست، و احتمال دارد که [[صلوات]] و [[سلام]] [[واجب]] در تشهد باشد، و یا آنکه [[سلام]] در زمان حیاتش بر او [[واجب]] باشد، و یا اینکه مراد از آن [[انقیاد]] و [[تسلیم]] نسبت به امر او باشد<ref>تفسیر شبّر، ص۸۷۹.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ}}، گفته: یعنی دلتنگی و شکی را از آنچه [[حکم]] کردی، در خودشان [[احساس]] نمیکنند، و قوله: {{متن قرآن|وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، یعنی [[مطیع]] و فرمانبر تو هستند، [[مطیع]] و فرمانبر در ظاهر و در [[باطن]]<ref>تفسیر شبّر، ص۲۰۵.</ref>. | |||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا}} هم فرموده: تا این که [[طلب]] اجازه کنید، {{متن قرآن|وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}، یعنی: و بگویید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكُمْ}}، آیا وارد بشویم؟ و این جمله را سه مرتبه تکرار کند و اگر به او اجازه دادند، داخل گردد، و الا برگردد. {{متن قرآن|ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ}}، یعنی برای شما این درخواست اجازه، از داخل شدن (بدون اجازه) بهتر است یا از آمدن توأم با [[سلام]] و [[درود]] معمول در زمان [[جاهلیت]]<ref>تفسیر شبّر، ص۷۳۳.</ref>. | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا}}، فرموده: پس چون وارد در این [[خانهها]] شدید (خانههایی که ذکر آن در [[آیه]] آمده است) و یا در غیر آنها داخل شدید، {{متن قرآن|فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}: بر [[اهل]] آن [[خانهها]] که از خود شما هستند، [[سلام]] کنید. از [[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] است که آن، [[سلام]] مرد بر [[اهل]] [[خانه]] است به هنگام داخل شدن در [[خانه]]، پس آنها آن [[سلام]] را بر او بر میگردانند، و این، [[سلام]] شما است بر خود شما: {{متن حدیث|هُوَ تَسْلِيمُ الرَّجُلِ عَلَى أَهْلِ الْبَيْتِ حِينَ يَدْخُلُ ثُمَّ يَرُدُّونَ عَلَيْهِ فَهُوَ سَلَامُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}<ref>تفسیر شبّر، ص۷۴۸.</ref>. | |||
[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ}}، فرموده: جایز است که زوج و زوجه با [[مشورت]] یکدیگر به از شیر گرفتن [[فرزند]] [[رضایت]] دهند. در این صورت، گناهی بر آن دو نبوده، و اشکالی هم در کار نیست؛ همچنین جایز است شوهر برای فرزندش [[زن]] شیردهی غیر از همسرش را که [[مادر]] [[فرزند]] است، اجیر کند، آن هنگام که [[فرزند]] به آن [[مادر]] سپرده شود و او از شیر دادن به او [[امتناع]] کند، یا علت دیگری، از قبیل: [[انقطاع]] شیر یا [[بیماری]] و غیر ذلک، پیش آمده باشد و این زمانی است که آنچه [[استحقاق]] آن [[زن]] است، به او [[تسلیم]] گردد، تسلیمی که مزاحمتی با همه آنچه باید در [[حقّ]] آن [[زن]] [[اعمال]] گردد علیکم، نداشته باشد، و این است قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ}}<ref>المیزان، ج۲، ص۲۵۳.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}، فرموده: [[تسلیم]] عبارت از [[نجات]] دادن است، و معنای [[کلام]] بر تقدیر “اذکر” چنین است: به یاد آور زمانی را که [[خدای متعال]] در خوابت، آنان را اندک به تو نشان داد و البته، آنها را قلیل به تو نمایاند تا دلهای شما به او [[ارتباط]] یافته و نفوستان مطمئن شود، و اگر آنان را بر تو بسیار نشان میداد (و) سپس تو آن را برای [[مؤمنان]] بیان میکردی، آنان از [[ضعف]] خود بیتابی میکردند و در امر [[خروج]] بر [[دشمن]]، بینشان [[اختلاف]] میافتاد؛ اما [[خدای تعالی]] با قلیل نشان دادن آنان به تو، شما را از [[سستی]] و [[نزاع]] [[نجات]] داد<ref>المیزان، ج۹، ص۶۴.</ref>. | |||
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}، فرموده: یعنی و چیزی بر آنان افزوده نشد جز [[ایمان]] به [[خدای متعال]] و به [[پیامبر]] او{{صل}} و [[فرمانبری]] و [[اطاعت]] [[امر]] [[خدای متعال]] در [[یاری دین]] او و [[جهاد]] در راهش<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۰۶.</ref>. | |||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، هم فرموده: پیش از این درباره اصل [[صلوات]] گفتهایم که آن، انعطاف ([[تمایل]] داشتن) است. پس [[صلوات]] [[خدای متعال]]، به معنای [[تمایل]] [[خدای متعال]] به سوی او با [[رحمت]] است، تمایلی مطلق که در [[آیه]] به هیچ چیزی [[مقید]] نشده، و همچنین [[صلوات]] ملایکه، تمایلی است نسبت به او با [[تزکیه]] و و [[طلب]] [[مغفرت]] نمودن دربارهاش، و [[صلوات]] از جانب [[مؤمنان]]، [[دعا]] و درخواست [[رحمت]] است. در ذکر [[صلوات]] [[خدای متعال]] و [[صلوات]] ملایکه بر او، پیش از امر نمودن [[مؤمنین]] به [[صلوات]] بر او{{صل}}، دلالت است بر این که [[صلوات]] [[مؤمنان]] برای او، در جهت [[پیروی]] و [[متابعت]] از [[خدای سبحان]] و از [[فرشتگان]] اوست. در [[روایات]] از [[طرق شیعه]] و [[اهل سنت]] این برداشت وجود دارد که طریق [[صلوات]] [[مؤمنان]]، درخواست از [[خدای تعالی]] است مبنی بر این که بر او{{صل}} و بر آلش [[صلوات]] بفرستند<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۶۰.</ref>. | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، فرموده:... بلکه [[ایمان]]، [[تسلیم]] تام است باطناً و ظاهراً. پس چگونه برای مؤمنی میتواند این [[حق]] باشد که نسبت به حکمی در ظاهر [[تسلیم]] [[رسول]]{{صل}} نباشد؛ اینگونه که به آن [[اعتراض]] داشته و یا با آن [[مخالفت]] نماید، و یا اینکه وقتی آن [[حکم]] [[مخالف]] با خواستهاش بود، در نفس خود نسبت به آن [[حکم]] معترض باشد، و [[خدای متعال]] به پیامبرش گفته: {{متن قرآن|لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ}}<ref>المیزان، ج۱۶، ص۱۰۵.</ref>، پس چنانچه باشد [[اعتراض]] کنندهای به آنچه [[پیامبر]]{{صل}} بدان [[حکم]] نموده، [[اعتراض]] نماید، او مسلماً بر [[حکم]] [[خدای تعالی]] [[اعتراض]] نموده است؛ زیرا اوست که [[پیامبر]] را به [[واجب الاطاعه]] بودن و [[نفوذ]] [[حکم]]، [[تمجید]] و [[تکریم]] نموده است و چون [[تسلیم]] [[حکم]] [[پیامبر]] شوند و دلهای آنان نسبت به آن [[حکم]] متعرض نباشد، قطعاً [[تسلیم]] [[حکم]] [[خدای متعال]] (هم) خواهند بود؛ خواه آن [[حکم]] [[تشریعی]] باشد و خواه [[تکوینی]]. این خود مَوقفی از مواقف [[ایمان]] است که در آن [[مؤمن]] به تعدادی از [[صفات]] [[فضیلت]] آراسته شده است که واضحترین آن، [[تسلیم]] نسبت به امر [[خدای متعال]] است و در آن، [[مخالفت]]، [[اعتراض]] و رد، از لسان و [[قلب]] [[مؤمن]] ساقط میشود، و در [[آیه]]، [[تسلیم]] به طور مطلق ذکر شده که اطلاقی عام و کلی است، و از همین جا معلوم میشود که این گفته او: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ...}}، اگرچه اکتفا به [[تسلیم]] نسبت به [[حکم]] [[پیامبر]]{{صل}}، بر حسب لفظ است؛ به جهت اینکه مورد [[آیات]]، [[محاکمه]] بردن آنان نزد غیر [[رسول الله]] است، یا این که [[واجب]] است که به او [[رجوع]] کنند، جز اینکه معنا، عام برای [[حکم خدا]] و رسولش نسبت به [[حکم]] [[تشریعی]] و [[تکوینی]] هر دو است، بلکه معنای [[حکم]]، [[قضاوت]] [[رسول الله]] است و نسبت به هر سیرهای که بدان [[سیره]] جاری باشد یا بدان عمل نماید، [[عمومیت]] پیدا میکند<ref>المیزان، ج۴، صص ۴۳۱-۴۳۲.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}، فرموده: [[انس]] به چیزی و به سوی چیزی، عبارت از [[الفت]] و سکون [[قلبی]] نسبت به آن است، و “استیناس”، [[طلب]] کردن آن با کاری است که منجر به آن شود، مثل استیناس برای دخول در [[منزل]]، با ذکر [[الله]]، سینه صاف کردن، صدا از سینه بر آوردن و نحو آن، تا اینکه صاحب [[منزل]] [[آگاه]] شود که او میخواهد وارد شود و برای ورودش، [[آمادگی]] پیدا کند. پس چه بسا وی [[دوست]] ندارد که کسی بر او نگاه و نظری افکنده و یا احدی بر او اطلاعی پیدا کند. از همین جا معلوم میشود، [[مصلحت]] در این [[حکم]]، پوشیدگی عورات [[مردم]] و محفوظ ماندن آنان است که (بنای) آن بر اساس [[کرامت]] [[ایمان]] است. پس چون خواست داخل منزلی غیر از [[منزل]] خود شود، با [[الفت]] و سکون [[قلبی]]، [[اهل]] [[منزل]] را بر ورود خودش [[آگاهی]] دهد و پس از آن داخل شده و بر آنان [[سلام]] کند. بنابراین او با این مقدمات، در پوشانیدن عورت به آنان کمک نموده و به آنان از جانب خود [[امنیت]] بخشیده است<ref>المیزان، ج۵، ص۱۱۸.</ref>. | |||
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}، فرموده: مراد از {{متن قرآن|فَسَلِّمُوا}}، [[سلام کردن]] پر کسی از [[اهل]] [[منزل]] است که در آن [[خانه]] است و آن، تبدیل به {{متن قرآن|عَلَى أَنْفُسِكُمْ}} شده، به دلالت اینکه بعضی آنان از بعضی دیگرند، پس همه انسانند و [[خدای متعال]] آنان را از یک مرد و [[زن]] [[آفریده]] است، و اینکه آنان [[مؤمنان]] هستند و [[ایمان]] آنان را جمع نموده و به ایشان [[وحدت]] میدهد که این جمع نمودن و [[وحدت]] دادن، قویتر از رَحِم، و یا هر چیز دیگری است، و بعید نیست مراد از: {{متن قرآن|فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}، این باشد که [[سلام]] نماید بر داخل [[منزل]] که در آن، [[اهل]] [[خانه]] هستند و آنان (هم) [[سلام]] را بر او برگردانیده و رد کنند. {{متن قرآن|تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}: در حالی که این [[سلام کردن]]، [[درود]] گفتن است از جانب [[خدای متعال]]، همو که آن را [[مشروعیت]] داد و حکمش را نازل فرمود تا بدان [[مسلمین]] بر همدیگر [[درود]] و خوشآمد گویند، و آن، [[مبارک]] و دارای خیر زیادی است که باقی، [[پاکیزه]] و ملایم نفس است. البتّه، [[حقیقت]] این تحیّت، گسترش [[امنیت]] و [[سلامت]] بر کسی است که به او [[سلام]] عرضه میشود، و آن، پاکیزهترین امری است که دو دسته در آن با هم مشترک شده و با هم مجتمع میگردند<ref>المیزان، ج۱۵، ص۱۷۹.</ref>. | |||
در [[تفسیر نمونه]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}، تحت عنوان: “هفت [[دستور]] درباره شیر دادن نوزاد”، مواردی را فرموده که به مناسبت [[تفسیر]] این قسمت از [[آیه]]، [[دستور]] هفتم را عیناً [[نقل]] میکنیم: هرگز نمیتوان از [[حقّ]] شیر دادن و حضانت [[مادر]] جلوگیری کرد، مگر اینکه [[مادر]] خود [[امتناع]] ورزد و یا (به) [[راستی]] مانعی برای او پیش آید، در این صورت میفرماید: {{متن قرآن|فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}: میتوانید نگاهداری و شیر دادن [[کودک]] را به دایه مناسبی واگذار کنید و یا تنها قسمتی از شیر دادن را به عهده او بگذارید، تا کمک برای [[مادر]] باشد. معنای جمله {{متن قرآن|إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ}}، این است که: [[انتخاب]] [[زن]] دیگر به جای [[مادر]] برای شیر دادن [[کودک]]، پس از تراضی طرفین و [[مشورت]]، بیمانع است، مشروط به اینکه این امر سبب نشود که [[حقوق]] [[مادر]] نسبت به گذشته و آنچه شیر داده شده است، پایمال گردد، بلکه باید [[حق]] او نسبت به مدتی که او شیر داده است، طبق عرف و [[عادت]] پرداخته شود. {{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}. از آنجا که برخوردها و کشمکشها میان [[زن]] و مرد، گاهی [[روح]] انتقامجویی را در آنها زنده میکند، و [[سرنوشت]] آنها یا [[کودکان]] بیچاره به خطر میافتد، ممکن است هر یک به [[فکر]] کشیدن نقشه درباره دیگری باشد، در پایان این [[احکام]] میفرماید: از [[خدا]] بترسید و [[پرهیزگاری]] پیشه کنید، و بدانید، [[خداوند]] به تمام [[اعمال]] شما بیناست<ref>تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۳۴-۱۳۵.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}} هم فرموده: ولی [[خداوند]] شما را از این [[سستی]]، [[اختلاف]] کلمه و [[تنازع]] و [[آشفتگی]]، با این خوابی که چهره [[باطنی]] را نشان میداد، نه ظاهری را، [[رهایی]] بخشید: و سالم نگاه داشت: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}}<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۱۹۰.</ref>. | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}، فرموده: هنگامی که [[مؤمنان]]، [[لشکریان]] [[احزاب]] را دیدند، نه تنها تزلزلی به [[دل]] [[راه]] ندادند، بلکه گفتند این همان است که [[خدا]] و رسولش به ما [[وعده]] فرموده و طلایه آن آشکار گشته و [[خدا]] و رسولش راست گفتهاند، و این ماجرا جز به [[ایمان]] و [[تسلیم]] آنها چیزی نیفزود. این کدام [[وعده]] بود که [[پیامبر]]{{صل}} [[وعده]] داده بود؟ بعضی گفتهاند: این گفته اشاره به سخنی است که قبلاً [[پیامبر]]{{صل}} گفته بود: که به زودی [[قبایل عرب]] و [[دشمنان]] مختلف شما دست به دست هم میدهند و به سراغ شما میآیند، اما بدانید سرانجام [[پیروزی]] با شماست. [[مؤمنان]] هنگامی که [[هجوم]] “احزاب” را [[مشاهده]] کردند، [[یقین]] پیدا کردند که این، همان [[وعده]] [[پیامبر]]{{صل}} است، گفتند: اکنون که قسمت اوّل [[وعده]] به وقوع پیوسته، قسمت دوّم؛ یعنی [[پیروزی]] نیز مسلماً به دنبال آن است، لذا بر [[ایمان]] و تسلیمشان افزود. دیگر اینکه [[خداوند]] در [[سوره بقره]] [[آیه]] ۲۱۴ به [[مسلمانان]] فرموده بود که: آیا [[گمان]] میکنید به [[سادگی]] وارد [[بهشت]] خواهید شد بی آنکه حوادثی همچون حوادث گذشتگان برای شما رخ دهد؟ همانها که گرفتار ناراحتیهای شدید شدند و آن چنان عرصه بر آنان تنگ شد که گفتند: [[یاری]] [[خدا]] کجاست؟ خلاصه اینکه به آنها گفته شده بود که شما در بوتههای [[آزمایش]] ما، به [[سختی]] آزموده خواهید شد، و آنها با [[مشاهده]] [[احزاب]] متوجه [[صدق]] گفتار [[خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} شدند و بر ایمانشان افزود. البته، این دو [[تفسیر]] با هم منافاتی ندارد، مخصوصاً با توجه به اینکه یکی در اصل [[وعده خدا]]، و دیگری [[عده]] [[پیامبر]]{{صل}} است و این دو در [[آیه]] مورد بحث، با هم آمده، جمع میان این دو کاملاً مناسب به نظر میرسد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۲۴۴.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} هم فرموده: نخست میفرماید: [[خداوند]] و فرشتگانش بر [[پیامبر]] [[رحمت]] و [[درود]] میفرستند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ}} [[مقام پیامبر]]{{صل}} آن [[قدر]] والاست که [[آفریدگار]] [[عالم هستی]] و تمام فرشتگانی که [[تدبیر]] این [[جهان]]، به [[فرمان]] [[حق]] بر عهده آنها گذارده شده است، بر او [[درود]] میفرستند، اکنون که چنین است، شما نیز با این [[پیام]] [[جهان هستی]] هماهنگ شوید. ای کسانی که [[ایمان]] آوردهاید! بر او [[درود]] بفرستید و [[سلام]] بگویید و در برابر [[فرمان]] او [[تسلیم]] باشید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}. او یک گوهر گرانقدر [[عالم آفرینش]] است، و اگر به [[لطف الهی]] در دسترس شما قرار گرفته، مبادا ارزانش بشمرید؛ مبادا ارج و [[مقام]] او را در پیشگاه [[پروردگار]] و در نزد [[فرشتگان]] همه [[آسمان]] فراموش کنید؛ او یک [[انسان]] است و از میان شما برخاسته، ولی نه یک [[انسان]] عادی؛ کسی است که یک [[جهان]] در وجودش خلاصه شده است. | |||
در اینجا باید به نکاتی توجه کرد | |||
۱. “صلات” و “صلوات” که جمع آن است، هرگاه به [[خدا]] نسبت داده شود، به معنای فرستادن [[رحمت]] است، و هرگاه به [[فرشتگان]] و [[مؤمنان]] منسوب گردد، به معنای [[طلب]] [[رحمت]] میباشد. | |||
٢. تعبیر به {{متن قرآن|يُصَلُّونَ}} به صورت فعل مضارع، [[دلیل]] بر استمرار است؛ یعنی پیوسته [[خداوند]] و [[فرشتگان]] [[رحمت]] و [[درود]] بر او میفرستند، [[رحمت]] و درودی پیوسته و [[جاودانی]]. | |||
۳. در این که میان {{متن قرآن|صَلُّوا}} و {{متن قرآن|سَلِّمُوا}} چه فرقی است؟ [[مفسران]] بحثهای مختلفی دارند، آنچه مناسبتر با ریشه لغوی این دو کلمه، و ظاهر [[آیه قرآن]] به نظر میرسد، این است که: {{متن قرآن|صَلُّوا}}، [[امر]] به [[طلب]] [[رحمت]] و [[درود فرستادن]] بر [[پیامبر]] است، اما {{متن قرآن|سَلِّمُوا}}، یا به معنای [[تسلیم]] در برابر فرمانهای [[پیامبر گرامی اسلام]] است؛ چنان که در [[آیه]] ۶۵ [[سوره نساء]] آمده: {{متن قرآن|لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}: [[مؤمنان]]، کسانی هستند که به [[داوری]] تو تن دهند و حتی در [[دل]] از قضاوتت کمترین [[ناراحتی]] نداشته باشند و [[تسلیم]] مطلق گردند؛ چنانکه در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} میخوانیم، [[ابوبصیر]] از محضرش سؤال کرد: منظور از “صلات” بر [[پیامبر]]{{صل}} را فهمیدهایم، اما معنای [[تسلیم]] بر او چیست؟ [[امام]] فرمود: {{متن حدیث|هُوَ التَّسْلِيمُ لَهُ فِي الْأُمُورِ}}: منظور، [[تسلیم]] بودن در برابر او در هر کار است، و یا به معنای [[سلام]] فرستادن بر [[پیامبر]]{{صل}} به عنوان: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ!}} و مانند آن میباشد، که محتوایش، تقاضای [[سلامت]] [[پیامبر]]{{صل}} از پیشگاه خداست<ref>تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۴۱۶-۴۱۷.</ref>. | |||
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، زیر عنوان: “تسلیم در برابر حق”، بعد از ترجمه و [[تفسیر]] آن، چنین فرموده: در [[آیه]] فوق [[نشانههای ایمان]] واقعی و [[راسخ]] در سه مرحله بیان شده است: | |||
۱. در تمامی موارد [[اختلاف]]، خواه بزرگ باشد یا کوچک، به [[قضاوت]] و [[داوری]] [[پیامبر]]{{صل}} که از [[حکم الهی]] سرچشمه میگیرد، مراجعه کنند، نه به [[طاغوت]] و داوران [[باطل]]. | |||
۲. هیچگاه در برابر قضاوتها و فرمانهای [[پیامبر]]{{صل}} که همان [[فرمان]] خداست، حتّی در [[دل]] خود، [[احساس]] [[ناراحتی]] نکنند و به داوریها و [[احکام]] او بد بین نباشند. | |||
۳. در [[مقام عمل]] نیز آن را دقیقاً [[اجرا]] کنند و به طور کامل [[تسلیم]] [[حق]] باشند. | |||
بعد از ذکر ترجمه [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}}، چنین فرموده: از [[آیه]] فوق در ضمن، دو مطلب مهم استفاده میشود: | |||
۱. [[آیه]] یکی از [[دلایل]] [[معصوم]] بودن [[پیامبر]]{{صل}} است؛ زیرا [[دستور]] به [[تسلیم]] مطلق از نظر گفتار و [[کردار]] در برابر همه فرمانهای [[پیامبر]]{{صل}} و حتی [[تسلیم]] [[قلبی]] در برابر او، نشانه روشنی بر این است که او در [[احکام]]، فرمانها و داوریهایش، نه [[اشتباه]] میکند و نه عمداً چیزی بر خلاف [[حق]] میگوید؛ (او هم) [[معصوم]] از خطاست هم [[معصوم]] از [[گناه]]. | |||
۲. [[آیه]] فوق هر گونه [[اجتهاد]] در [[مقام]] [[نصّ]] [[پیامبر]] و اظهار [[عقیده]] را در مواردی که [[حکم]] صریح از طرف [[خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} درباره آن رسیده باشد، [[نفی]] میکند. بنابراین اگر در تواریخ [[اسلامی]] میبینم که گاهی بعضی از افراد در برابر [[حکم خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} [[اجتهاد]] و یا اظهار نظر میکردند و مثلاً میگفتند: [[پیامبر]] چنین گفته و ما چنین میگوییم، باید قبول کنیم که عمل آنها بر خلاف صریح [[آیه]] فوق است<ref>تفسیر نمونه، ج۳، ص۴۵۵ - ۴۵۶. </ref>. | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}، فرموده: ای کسانی که [[ایمان]] آوردهاید! در خانههایی که غیر از [[خانه]] شماست، داخل نشوید تا این که اجازه بگیرید و بر [[اهل]] آن [[خانه]] [[سلام]] کنید (به این ترتیب [[تصمیم]] ورود خود را قبلاً به اطلاع آنها برسانید و موافقت آنها را جلب نمایید): {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}. این برای شما بهتر است، شاید متذکر شوید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}. جالب اینکه در اینجا جمله {{متن قرآن|تَسْتَأْنِسُوا}} به کار رفته است، نه {{متن قرآن|تَسْتَأْنِسُوا}}؛ زیرا جمله دوم فقط اجازه گرفتن را بیان میکند، در حالی که جمله اول که از مادّه “انس” گرفته شده، اجازهای توأم با [[محبت]]، [[لطف]]، آشنایی و [[صداقت]] را میرساند و نشان میدهد که حتی اجازه گرفتن باید کاملاً مؤدبانه و دوستانه و خالی از هرگونه [[خشونت]] باشد. بنابراین هرگاه این جمله را بشکافیم، بسیاری از [[آداب]] مربوط به این بحث در آن خلاصه شده است؛ مفهومش این است: فریاد نکشید، در را محکم نکوبید، با عبارات خشک و زننده اجازه نگیرید، و به هنگامی که اجازه داده شد، بدون [[سلام]] وارد نشوید، سلامی که نشانه [[صلح]] و [[صفا]] و پیامآور [[محبّت]] و [[دوستی]] است. قابل توجّه این که: این [[حکم]] را که جنبه [[انسانی]] و [[عاطفی]] آن روشن است با دو جمله {{متن قرآن|ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ}} و {{متن قرآن|لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}، همراه میکند که خود دلیلی بر آن است که اینگونه [[احکام]]، ریشه در اعماق [[عواطف]] و [[عقل]] و [[شعور]] [[انسانی]] دارد که اگر [[انسان]] کمی در آن بیندیشد، متذکر خواهد شد که خیر و [[صلاح]] او در آن است<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۴۲۷–۴۲۸.</ref>. | |||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}، میفرماید: بر شما گناهی نیست که به طور دسته جمعی یا جداگانه [[غذا]] بخورید: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا}}. گویا جمعی از [[مسلمانان]] در آغاز [[اسلام]]، از [[غذا خوردن]] [[تنهایی]] ابا داشتند، و اگر کسی را برای همغذا شدن نمییافتند، مدّتی گرسنه میماندند. [[قرآن]] به آنها [[تعلیم]] میدهد که [[غذا خوردن]] به صورت جمعی و فردی هر دو مجاز است. بعضی نیز گفتهاند که گروهی از [[عرب]] [[مقید]] بودند که غذای مهمان را به عنوان [[احترام]]، جداگانه ببرند و خود با او هم [[غذا]] نشوند (مبادا شرمنده یا مقیّد گردد). [[آیه]] این قیدها را از آنها برداشت و [[تعلیم]] داد که این، یک [[سنّت]] ستوده نیست. بعضی دیگر گفتهاند که جمعی مقیّد بودند که [[اغنیا]] با [[فقیران]] [[غذا]] نخورند، و فاصله طبقاتی را حتی بر سر سفره [[حفظ]] کنند، [[قرآن]] این [[سنت]] ظالمانه را با عبارت فوق [[نفی]] کرد. مانعی ندارد که [[آیه]]، ناظر به همه این امور باشد. سپس به یک [[دستور]] [[اخلاقی]] دیگر اشاره کرده، میگوید: هنگامی که وارد خانهای شدید، بر خویشتن [[سلام]] کنید، [[سلام]] و تحیّتی از نزد [[خداوند]]، [[سلام]] و تحیتی پر [[برکت]] و [[پاکیزه]]: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}<ref>تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۵۵۱-۵۵۲.</ref>. | |||
[[ابوالقاسم]] جارالله [[محمود بن عمر زمخشری]] خوارزمی در [[تفسیر]] کشّاف فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ}}، فرموده: {{متن قرآن|إِذَا سَلَّمْتُمْ}} به شیردهندگان، {{متن قرآن|مَا آتَيْتُمْ}}: آنچه را میخواهید به او اعطا کنید، {{متن قرآن|بِالْمَعْرُوفِ}}، متعلق به {{متن قرآن|سَلَّمْتُمْ}} است؛ [[امر]] شدند به این که هنگام [[تسلیم]] اجرت، رویگشوده، گوینده سخن [[زیبا]] و پاکیزهکنندگان [[نفوس]] شیردهندگان به آنچه ممکن است باشند تا با [[قطع]] بهانهها از تفریطشان [[مأمون]] شوند<ref>کشاف، ج۱، ص۳۷۱.</ref>. | |||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}}، فرموده: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ}} یعنی محافظت نمود و انعام کرد به واسطه سالم ماندن از [[سستی]]، [[نزاع]] و [[اختلاف]]<ref>کشاف، ج۲، ص۲۶۱.</ref>. | |||
همینطور درباره: {{متن قرآن|وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}، فرموده: {{متن قرآن|إِيمَانًا}}، به [[خدا]] و به وعدههای او، {{متن قرآن|وَتَسْلِيمًا}}، به قضاها و به قدرهای او<ref>کشاف، ج۳، ص۲۵۶.</ref>. | |||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، هم فرموده: {{متن قرآن|وَمَلَائِكَتَهُ}}، با رفع قرائت شده، بنا بر این که عطف بر محلّ {{متن قرآن|إِنَّ}} و اسم آن است، و آن، بنا بر [[مذهب]] کوفیین آشکار است، و وجه آن نزد بصریین، به حذف خبر است، به واسطه دلالت {{متن قرآن|يُصَلُّونَ}} بر آن. {{متن قرآن|صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا}}؛ یعنی بگویید [[صلات]] و [[سلام]] بر [[رسول]]، و معنای آن دعاست به اینکه [[خدا]] او را مورد [[رحمت]] و [[سلام]] قرار دهد<ref>کشاف، ج۳۲، ص۲۷۲.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، فرموده: {{متن قرآن|وَيُسَلِّمُوا}}: و [[مطیع]] باشند و به آنچه از قضای تو میرسد، [[اقرار]] کنند و به چیزی از آن [[اعتراض]] نکنند؛ [[تسلیم]] [[امر]] [[خدا]] بوده و نسبت به او [[اسلام]] آورند که [[حقیقت]] آن، [[تسلیم]] نفس به او، و [[اسلام آوردن]] است، [[اسلامی]] سالم و [[خالص]] برای او، و {{متن قرآن|تَسْلِيمًا}} تأکید برای فعل و به منزله تکرار آن است<ref>کشاف، ج۱، ص۵۳۸.</ref>. | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}، فرموده: {{متن قرآن|تَسْتَأْنِسُوا}}، در آن دو وجه است: یکی از آن دو، این است که استیناس بر خلاف استیحاش است؛ یعنی به شما اجازه بدهد، و دوّم آنکه استیناس به معنای استعلام و استکشاف است؛ یعنی حال ورود معلوم شود، و [[تسلیم]] به این است که بگوید: {{عربی| السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَ أَدْخُلُ؟}}: [[سلام]] بر شما اجازه ورود هست؟<ref>کشاف، ج۳، ص۵۸.</ref>. | |||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}، فرموده: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا}}، از خانههایی که در آن [[خوراک]] میکنید، پس بر [[اهل]] آن [[خانه]] که از لحاظ [[دینی]] و [[خویشاوندی]]، از شما هستند، ابتدا به [[سلام]] کنید<ref>کشاف، ج۳، ص۷۸.</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
# [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']] | |||
# [[پرونده:000058.jpg|22px]] [[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم''']] | # [[پرونده:000058.jpg|22px]] [[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | ||