←تسلیم در تفاسیر روایی
| خط ۱۸۴: | خط ۱۸۴: | ||
#[[انس بن مالک]] از [[ابیطلحه]] [[نقل]] کند که او گفت: بر [[پیامبر]]{{صل}} وارد شدم در حالی که او را مسرورتر و خوشحالتر از آن روز ندیده بودم. گفتم: یا [[رسول الله]]{{صل}}! هرگز شما را این گونه خوشحال و مسرور همچون امروز ندیده بودم، پس آن بزرگوار{{صل}} فرمود: مرا از این مسرت و [[خوشحالی]] منع نکن که همین الان [[جبرئیل]] از نزد من خارج گردید. او گفت: [[خدای تعالی]] فرمود: هر کس بر تو یک [[صلوات]] بفرستد، به واسطه آن [[صلوات]]، من بر او ده [[صلوات]] میفرستم و ده [[گناه]] از او محو میکنم و برایش ده [[حسنه]] مینویسم<ref>{{متن حدیث|و ما يمنعني و قد خرج آنفا جبرئيل من عندي، قال: قال الله تعالى: من صلى عليك صلاة صليت بها عليه عشر صلوات، و محوت عنه عشر سيئات، و كتبت له عشر حسنات}}؛ مجمع البیان، ج۸، ص۳۷۰.</ref>. | #[[انس بن مالک]] از [[ابیطلحه]] [[نقل]] کند که او گفت: بر [[پیامبر]]{{صل}} وارد شدم در حالی که او را مسرورتر و خوشحالتر از آن روز ندیده بودم. گفتم: یا [[رسول الله]]{{صل}}! هرگز شما را این گونه خوشحال و مسرور همچون امروز ندیده بودم، پس آن بزرگوار{{صل}} فرمود: مرا از این مسرت و [[خوشحالی]] منع نکن که همین الان [[جبرئیل]] از نزد من خارج گردید. او گفت: [[خدای تعالی]] فرمود: هر کس بر تو یک [[صلوات]] بفرستد، به واسطه آن [[صلوات]]، من بر او ده [[صلوات]] میفرستم و ده [[گناه]] از او محو میکنم و برایش ده [[حسنه]] مینویسم<ref>{{متن حدیث|و ما يمنعني و قد خرج آنفا جبرئيل من عندي، قال: قال الله تعالى: من صلى عليك صلاة صليت بها عليه عشر صلوات، و محوت عنه عشر سيئات، و كتبت له عشر حسنات}}؛ مجمع البیان، ج۸، ص۳۷۰.</ref>. | ||
#در [[عیون اخبار الرضا (کتاب)|عیون الأخبار الرضا]] در باب ذکر مجلس [[الرضا]]{{ع}}، ضمن [[حدیثی]] طولانی چنین آمده: [[دانشمندان]] گفتهاند: به ما خبر بده که آیا [[خدای تعالی]] اصطفا را در [[قرآن]] [[تفسیر]] کرده؟ پس [[حضرت رضا]]{{ع}} فرمود: "اصطفا را بر حسب ظاهر، نه [[باطن]]، در [[دوازده]] جا و موضع [[تفسیر]] کرده است (تا اینکه او{{ع}} فرمود: اما [[آیه]] هفتم: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، و بعضی از [[دشمنان]] میدانند که چون این [[آیه]] نازل شد، گفته شد: ای [[پیامبر خدا]]! ما [[سلام]] بر تو را دانستهایم، اکنون [[صلوات]] بر تو چگونه است؟ پس آن بزرگوار فرمود: بگویید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}. پس آیا میان شما، معاشر [[الناس]]، در این مورد اختلافی هست؟ آنان گفتند: نه. [[مأمون]] گفت: این مسأله از آن چیزهایی است که اصلاً اختلافی در آن نیست و همگی [[امت]] بر آن [[اجماع]] دارند. پس آیا در [[آیه]] نزد شما چیزی واضحتر و روشنتر از این در [[قرآن]] هست؟ [[ابوالحسن]]، [[امام رضا]]{{ع}}، فرمود: بلی. شما درباره قول [[خدای تعالی]]: {{متن قرآن|يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، به من خبر دهید که [[خدای متعال]] در سخن خود: {{متن قرآن|يس}}، چه کسی را قصد کرده است؟ آن [[دانشمندان]] گفتند: {{متن قرآن|يس}} [[محمد]]{{صل}} است. در این مطلب احدی [[شک]] ندارد. [[ابوالحسن]]، [[امام رضا]]{{ع}}، فرمود: پس البته، [[خدای عزوجل]] به [[محمد]] و [[آل محمد]] از این بابت فضلی را عطا نموده است که احدی به کنه [[وصف]] او نمیرسد، مگر اینکه آن را [[تعقل]] نماید و این است که [[خدای عزوجل]] بر احدی [[سلام]] نکرده است، مگر بر [[پیامبران]]. پس [[خدای تبارک و تعالی]] فرمود: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ}}، و فرمود: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ}} و فرمود: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ}}، و نفرمود: "سلام [[علی]] [[آل]] نوح"، و نیز نفرمود: "سلام [[علی]] [[آل]] ابراهیم" و همچنین نفرمود: "سلام [[علی]] [[آل]] [[موسی]] و هارون"، و فرموده: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ}}؛ یعنی [[آل محمد]]{{صل}} پس [[مأمون]] گفت: به [[حقیقت]] دانستم که شرح این و بیانش در گنجینه [[نبوت]] است، پس این است هفتمین<ref>{{متن حدیث|فسر الاصطفاء فی الظاهر سوی الباطن فی اثنی عشر موطنا و موضعا، (الی قوله{{ع}})، اما الایه السابعه فقوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، و قد [[علم]] المعاندون منهم انه لما نزلت هذه الآیه قیل: یا [[رسول الله]]! قد عرفنا التسلیم علیک، فکیف الصلوه علیک؟ فقال تقولون: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}، فهل بینکم معاشر [[الناس]] فی هذا خلاف؟ قالوا: لا، قال المأمون: هذا مما لاخلاف فیه اصلا و علیه [[اجماع]] الأمة، فهل عندک فی الایة شیء اوضح من هذا فی القرآن؟ قال [[ابوالحسن]]{{ع}}: نعم. اخبرونی عن قول [[الله]] تعالی: {{متن قرآن|يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، فمن عنی بقوله: {{متن قرآن|يس}}؟ قالت العلما: {{متن قرآن|یس}} [[محمد]]{{صل}}، لم یشک فیه [[احد]]. قال [[ابوالحسن]]{{ع}}: فان [[الله]] عزوجلّ اعطی محمداً و [[آل محمد]] من ذلک فضلاً لا یبلغ [[احد]] کنه و صفه الا من عقله و ذلک ان [[الله]] عزوجل لم یسلم [[علی]] [[احد]] الا [[علی]] الانبیاء [[صلوات]] [[الله]] علیهم، فقال تبارک و تعالی: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ}} و قال: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ}}، و قال: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ}}، و لم یقل: "[[سلام]] [[علی]] [[آل]] [[نوح]]"، و لم یقل: "[[سلام]] [[علی]] [[آل ابراهیم]]" و لم یقل: "[[سلام]] [[علی]] [[آل]] [[موسی]] و [[هارون]]"، و قال: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ}}، یعنی [[آل محمد]]{{صل}}، فقال المأمون: قد علمت ان فی معدن النبوة شرح هذا و بیانه، فهذا السابعة}}؛ نورالثقلین، ج۴، ص۳۰۰، حدیث ۲۱۳.</ref>. | #در [[عیون اخبار الرضا (کتاب)|عیون الأخبار الرضا]] در باب ذکر مجلس [[الرضا]]{{ع}}، ضمن [[حدیثی]] طولانی چنین آمده: [[دانشمندان]] گفتهاند: به ما خبر بده که آیا [[خدای تعالی]] اصطفا را در [[قرآن]] [[تفسیر]] کرده؟ پس [[حضرت رضا]]{{ع}} فرمود: "اصطفا را بر حسب ظاهر، نه [[باطن]]، در [[دوازده]] جا و موضع [[تفسیر]] کرده است (تا اینکه او{{ع}} فرمود: اما [[آیه]] هفتم: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، و بعضی از [[دشمنان]] میدانند که چون این [[آیه]] نازل شد، گفته شد: ای [[پیامبر خدا]]! ما [[سلام]] بر تو را دانستهایم، اکنون [[صلوات]] بر تو چگونه است؟ پس آن بزرگوار فرمود: بگویید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}. پس آیا میان شما، معاشر [[الناس]]، در این مورد اختلافی هست؟ آنان گفتند: نه. [[مأمون]] گفت: این مسأله از آن چیزهایی است که اصلاً اختلافی در آن نیست و همگی [[امت]] بر آن [[اجماع]] دارند. پس آیا در [[آیه]] نزد شما چیزی واضحتر و روشنتر از این در [[قرآن]] هست؟ [[ابوالحسن]]، [[امام رضا]]{{ع}}، فرمود: بلی. شما درباره قول [[خدای تعالی]]: {{متن قرآن|يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، به من خبر دهید که [[خدای متعال]] در سخن خود: {{متن قرآن|يس}}، چه کسی را قصد کرده است؟ آن [[دانشمندان]] گفتند: {{متن قرآن|يس}} [[محمد]]{{صل}} است. در این مطلب احدی [[شک]] ندارد. [[ابوالحسن]]، [[امام رضا]]{{ع}}، فرمود: پس البته، [[خدای عزوجل]] به [[محمد]] و [[آل محمد]] از این بابت فضلی را عطا نموده است که احدی به کنه [[وصف]] او نمیرسد، مگر اینکه آن را [[تعقل]] نماید و این است که [[خدای عزوجل]] بر احدی [[سلام]] نکرده است، مگر بر [[پیامبران]]. پس [[خدای تبارک و تعالی]] فرمود: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ}}، و فرمود: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ}} و فرمود: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ}}، و نفرمود: "سلام [[علی]] [[آل]] نوح"، و نیز نفرمود: "سلام [[علی]] [[آل]] ابراهیم" و همچنین نفرمود: "سلام [[علی]] [[آل]] [[موسی]] و هارون"، و فرموده: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ}}؛ یعنی [[آل محمد]]{{صل}} پس [[مأمون]] گفت: به [[حقیقت]] دانستم که شرح این و بیانش در گنجینه [[نبوت]] است، پس این است هفتمین<ref>{{متن حدیث|فسر الاصطفاء فی الظاهر سوی الباطن فی اثنی عشر موطنا و موضعا، (الی قوله{{ع}})، اما الایه السابعه فقوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، و قد [[علم]] المعاندون منهم انه لما نزلت هذه الآیه قیل: یا [[رسول الله]]! قد عرفنا التسلیم علیک، فکیف الصلوه علیک؟ فقال تقولون: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}، فهل بینکم معاشر [[الناس]] فی هذا خلاف؟ قالوا: لا، قال المأمون: هذا مما لاخلاف فیه اصلا و علیه [[اجماع]] الأمة، فهل عندک فی الایة شیء اوضح من هذا فی القرآن؟ قال [[ابوالحسن]]{{ع}}: نعم. اخبرونی عن قول [[الله]] تعالی: {{متن قرآن|يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، فمن عنی بقوله: {{متن قرآن|يس}}؟ قالت العلما: {{متن قرآن|یس}} [[محمد]]{{صل}}، لم یشک فیه [[احد]]. قال [[ابوالحسن]]{{ع}}: فان [[الله]] عزوجلّ اعطی محمداً و [[آل محمد]] من ذلک فضلاً لا یبلغ [[احد]] کنه و صفه الا من عقله و ذلک ان [[الله]] عزوجل لم یسلم [[علی]] [[احد]] الا [[علی]] الانبیاء [[صلوات]] [[الله]] علیهم، فقال تبارک و تعالی: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ}} و قال: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ}}، و قال: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ}}، و لم یقل: "[[سلام]] [[علی]] [[آل]] [[نوح]]"، و لم یقل: "[[سلام]] [[علی]] [[آل ابراهیم]]" و لم یقل: "[[سلام]] [[علی]] [[آل]] [[موسی]] و [[هارون]]"، و قال: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ}}، یعنی [[آل محمد]]{{صل}}، فقال المأمون: قد علمت ان فی معدن النبوة شرح هذا و بیانه، فهذا السابعة}}؛ نورالثقلین، ج۴، ص۳۰۰، حدیث ۲۱۳.</ref>. | ||
#[[ابنبابویه]] با اسنادش از [[ابان بن تغلب]] و او از [[ابیجعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، و آن بزرگوار هم از [[پدر]] گرامیش تا [[حضرت علی بن ابی طالب]]، [[سید]] [[اوصیا]]{{عم}}، و او فرمود: | #[[ابنبابویه]] با اسنادش از [[ابان بن تغلب]] و او از [[ابیجعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، و آن بزرگوار هم از [[پدر]] گرامیش تا [[حضرت علی بن ابی طالب]]، [[سید]] [[اوصیا]]{{عم}}، و او فرمود: "[[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: هر کس که بر من [[صلوات]] بفرستد و بر [[آل]] من [[صلوات]] نفرستد، بوی خوش [[بهشت]] را نمیفهمد، و البته، بوی خوش آن، از فاصله ۵۰۰ ساله استشمام میشود"<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: مَنْ صَلَّى عَلَيَّ وَ لَمْ يُصَلِّ عَلَى آلِي لَمْ يَجِدْ رِيحَ الْجَنَّةِ وَ إِنَّ رِيحَهَا لَتُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ خَمْسِمِائَةِ عَامٍ}}؛ برهان، ص۸۶۱.</ref>. [[ابنبابویه]] گوید که [[احمد بن محمد]] با اسنادش تا [[موسی بن جعفر]]{{ع}} بر من [[حدیث]] کرد که آن بزرگوار فرمود: "[[جعفر بن محمد]]، [[امام صادق]]{{ع}}، فرمود: هر کس بر [[پیامبر و آل او]] [[صلوات]] بفرستد، معنای آن این است که [[صلوات]] میفرستم تا به [[عهد]] و پیمانی که به هنگام این فرموده [[خدای تعالی]]: {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}}، بستهام، [[وفا]] کرده باشم<ref>{{متن حدیث|قال الصادق جعفر بن محمد{{عم}}: من صلى على النبي و آله فمعناه: أني أنا على الميثاق و الوفاء الذي قبلت حين قوله: {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}} }}؛ برهان، ص۸۶۰.</ref>. | ||
#در [[کتاب]] [[احتجاج]] [[طبرسی]] [[رحمة]] [[الله]] علیه از [[امیرمؤمنان]] [[حدیث]] طولانی [[نقل]] کرده است و در این [[حدیث]] آمده که | #در [[کتاب]] [[احتجاج]] [[طبرسی]] [[رحمة]] [[الله]] علیه از [[امیرمؤمنان]] [[حدیث]] طولانی [[نقل]] کرده است و در این [[حدیث]] آمده که: اما آنچه را که [[جاهل]] و عالم از [[فضل]] [[پیامبر خدا]]{{صل}} از [[کتاب]] [[خدای تعالی]] دانستهاند، این قول [[خدای سبحان]] است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، و برای این [[آیه]]، ظاهری و [[باطنی]] است، پس ظاهر آن، قوله: {{متن قرآن|صَلُّوا عَلَيْهِ}} است و باطنش: {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} است؛ یعنی [[تسلیم]] باشید نسبت به کسی که او را [[وصیّ]] کرد و [[جانشین]] [[قرارداد]] و او را بر شما [[فضیلت]] داد و نسبت به آنچه بر آن نسبت به او [[عهد]] شده است، به تسلیمی مطلق، و این از چیزهایی است که آن را به تو خبر میدهم: البته، [[تأویل]] آن را نمیداند مگر کسی که حتی او لطیف، ذهنش مصفّا و [[قوه]] تمییز او سالم و صحیح باشد<ref>{{متن حدیث|فَأَمَّا مَا عَلِمَهُ الْجَاهِلُ وَ الْعَالِمُ مِنْ فَضْلِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فِي كِتَابِ اللَّهِ فَهُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} وَ لِهَذِهِ الْآيَةِ ظَاهِرٌ وَ بَاطِنٌ فَالظَّاهِرُ قَوْلُهُ {{متن قرآن|صَلُّوا عَلَيْهِ}} وَ الْبَاطِنُ قَوْلُهُ {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} أَيْ سَلِّمُوا لِمَنْ وَصَّاهُ وَ اسْتَخْلَفَهُ وَ فَضَّلَهُ عَلَيْكُمْ وَ مَا عَهِدَ بِهِ إِلَيْهِ تَسْلِيماً وَ هَذَا مِمَّا أَخْبَرْتُكَ أَنَّهُ لَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا مَنْ لَطُفَ حِسُّهُ وَ صَفَا ذِهْنُهُ وَ صَحَّ تَمْيِيزُهُ}}؛ برهان، ص۸۶۲؛ نورالثقلین، ج۴، ص۳۰۵، حدیث ۲۳۴.</ref>. | ||
#در [[تفسیر نمونه]] در ضمن [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ...}}، نکاتی را مورد توجه قرار داده و از جمله آن، نکته شماره چهار است که ما در این جا آن را عیناً [[نقل]] میکنیم. | #در [[تفسیر نمونه]] در ضمن [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ...}}، نکاتی را مورد توجه قرار داده و از جمله آن، نکته شماره چهار است که ما در این جا آن را عیناً [[نقل]] میکنیم. | ||
*قابل توجه اینکه درباره کیفیت [[صلوات بر پیامبر]]{{صل}} در [[روایات]] بیشماری که از [[طرق اهل سنت]] و [[اهل بیت]] رسیده، صریحاً آمده است که: [[آل محمد]] را به هنگام [[صلوات]]، به [[محمد]] بیفزایید. در درّالمنثور از [[صحیح بخاری]]، [[مسلم]]، [[ابوداوود]]، [[ترمذی]]، [[نسائی]]، [[ابنماجه]]، [[ابنمردویه]] و روات دیگری از [[کعب بن عجره]] [[نقل]] شده که: مردی به [[خدمت]] [[پیامبر]]{{صل}} عرض کرد | *قابل توجه اینکه درباره کیفیت [[صلوات بر پیامبر]]{{صل}} در [[روایات]] بیشماری که از [[طرق اهل سنت]] و [[اهل بیت]] رسیده، صریحاً آمده است که: [[آل محمد]] را به هنگام [[صلوات]]، به [[محمد]] بیفزایید. در درّالمنثور از [[صحیح بخاری]]، [[مسلم]]، [[ابوداوود]]، [[ترمذی]]، [[نسائی]]، [[ابنماجه]]، [[ابنمردویه]] و روات دیگری از [[کعب بن عجره]] [[نقل]] شده که: مردی به [[خدمت]] [[پیامبر]]{{صل}} عرض کرد: [[سلام]] بر تو را دانستهایم، اما [[صلات]] بر شما، باید چگونه باشد؟ <ref>{{عربی|"أَمَّا السَّلَامُ عَلَيْكَ فَقَدْ عَلِمْنَا، فَكَيْفَ الصَّلَاةُ عَلَيْكَ؟"}}</ref> [[پیامبر]] فرمود بگو: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}. | ||
* | *نویسنده [[تفسیر درّ المنثور (کتاب)|تفسیر درّ المنثور]] علاوه بر [[حدیث]] فوق، هیجده [[حدیث]] دیگر را [[نقل]] کرده که در همگی تصریح شده که [[آل]] [[محمّد]] را باید به هنگام [[صلوات]] ذکر کرد. او این [[احادیث]] را از کتب معروف و مشهور [[اهل سنت]]، از گروهی از [[صحابه]]، از جمله: [[ابن عباس]]، [[طلحه]]، [[ابوسعید خدری]]، [[ابوهریره]]، [[ابومسعود انصاری]]، [[بریده]]، [[ابنمسعود]]، [[کعب بن عجره]]، و [[امیرمؤمنان]]، [[علی]]{{ع}}، [[نقل]] کرده است. در [[صحیح بخاری]] که از معروفترین منابع [[حدیث]] [[برادران]] [[اهل سنت]] است، [[روایات]] متعددی در این زمینه [[نقل]] شده که علاقهمندان توضیح بیشتر، میتوانند به متن کتاب مراجعه کنند<ref>صحیح بخاری، جلد ۶، صفحه ۱۵۱.</ref>. | ||
*در [[صحیح مسلم]]<ref>جلد ۱، صفحه ۳۰۵، باب الصلاة علی النبی{{صل}}.</ref> نیز دو [[روایت]] در این زمینه آمده است. [[عجب]] اینکه در همین کتاب با اینکه در این دو [[حدیث]]، چند بار [[محمّد]] و [[آل محمد]] با هم ذکر شده، باز عنوانی را که برای باب [[انتخاب]] کرده، {{عربی|"باب الصّلاة على النّبيّ صلّى الله عليه و سلّم"}}، (بدون ذکر [[آل]]) است! | *در [[صحیح مسلم]]<ref>جلد ۱، صفحه ۳۰۵، باب الصلاة علی النبی{{صل}}.</ref> نیز دو [[روایت]] در این زمینه آمده است. [[عجب]] اینکه در همین کتاب با اینکه در این دو [[حدیث]]، چند بار [[محمّد]] و [[آل محمد]] با هم ذکر شده، باز عنوانی را که برای باب [[انتخاب]] کرده، {{عربی|"باب الصّلاة على النّبيّ صلّى الله عليه و سلّم"}}، (بدون ذکر [[آل]]) است! | ||
*این نکته نیز قابل توجه است که در بعضی از [[روایات اهل سنت]] و بسیاری از [[روایات شیعه]] حتّی کلمه {{متن حدیث|عَلَى}} میان {{متن حدیث|مُحَمَّد}} و {{متن حدیث|آلِ مُحَمَّد}}، جدایی نمیافکند؛ بلکه کیفیت [[صلات]] به این صورت است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ}}. | *این نکته نیز قابل توجه است که در بعضی از [[روایات اهل سنت]] و بسیاری از [[روایات شیعه]] حتّی کلمه {{متن حدیث|عَلَى}} میان {{متن حدیث|مُحَمَّد}} و {{متن حدیث|آلِ مُحَمَّد}}، جدایی نمیافکند؛ بلکه کیفیت [[صلات]] به این صورت است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ}}. | ||
*این بحث را با [[حدیث]] دیگری از [[پیغمبر گرامی اسلام]]{{صل}} پایان میدهیم: [[ابن حجر]] در صواعق چنین [[نقل]] میکند که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود | *این بحث را با [[حدیث]] دیگری از [[پیغمبر گرامی اسلام]]{{صل}} پایان میدهیم: [[ابن حجر]] در صواعق چنین [[نقل]] میکند که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: هرگز بر من [[صلوات]] ناقص نفرستید! عرض کردند: [[صلوات]] ناقص چیست؟ فرمود: این که فقط بگویید: {{عربی|اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّد}} و ادامه ندهید، بلکه بگویید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ}}<ref>{{متن حدیث|لا تصلوا علي الصلاة البتراء فقالوا: و ما الصلاة البتراء؟ قال: تقولون: اللهم صل على محمد و تمسكون بل قولوا: اللهم صل على محمد و على آل محمد}}</ref>، و به خاطر همین [[روایت]] است که جمعی از فقهای بزرگ [[اهل سنت]] اضافه [[آل محمد]] را بر نام آن [[حضرت]] در تشهد، [[واجب]] میشمرند. | ||
*[[علامه حلّی]] در [[تذکره]]، در بحث تشهد، این قول را علاوه بر همه [[علمای شیعه]]، از [[امام]] [[احمد]] و بعضی از شافعیه [[نقل]] میکند.<ref>تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۴۱۸-۴۲۰.</ref>. | |||
*فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«سپس از آن داوری که کردهای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، مقدمه [[برهان]] و [[تفاسیر]] [[برهان]] و [[نورالثقلین]] روایاتی را ذکر کردهاند که در این جا تنها به بیان بعضی از آنها میپردازیم: | *فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«سپس از آن داوری که کردهای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، مقدمه [[برهان]] و [[تفاسیر]] [[برهان]] و [[نورالثقلین]] روایاتی را ذکر کردهاند که در این جا تنها به بیان بعضی از آنها میپردازیم: | ||
#در [[تفسیر عیاشی]] از [[امام صادق]]{{ع}} درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، [[نقل]] است که: {{متن حدیث|أي لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}}}، و {{متن قرآن|مِمَّا قَضَيْتَ}} یعنی: {{متن حدیث|وَلَايَةُ عَلِيِّ}}؛ | #در [[تفسیر عیاشی]] از [[امام صادق]]{{ع}} درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، [[نقل]] است که: فرمود: [[تسلیم]] [[علی بن ابیطالب]] باشند و منظور از آنچه [[حکم]] میکنی، [[ولایت علی]]{{ع}} است<ref>{{متن حدیث|أي لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}}}، و {{متن قرآن|مِمَّا قَضَيْتَ}} یعنی: {{متن حدیث|وَلَايَةُ عَلِيِّ}}؛ مقدمه برهان، ص۱۲۶.</ref>. | ||
#[[احمد بن محمد بن خالد برقی]] با اسنادش از [[ابیجارود]]، و او از [[ابیجعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، [[نقل]] کرده که ایشان درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمیآورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کردهای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، فرمود | #[[احمد بن محمد بن خالد برقی]] با اسنادش از [[ابیجارود]]، و او از [[ابیجعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، [[نقل]] کرده که ایشان درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمیآورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کردهای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، فرمود: به معنای [[رضایت]] به تقدیر و [[قناعت]] به [[قضای الهی]] است<ref>{{متن حدیث|التَّسْلِيمُ الرِّضَا وَ الْقُنُوعُ بِقَضَائِهِ}}؛ برهان، ص۲۳۹.</ref>. | ||
#[[عبدالله بن یحیی کاهلی]] از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[نقل]] میکند که ایشان [[آیه]] | #[[عبدالله بن یحیی کاهلی]] از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[نقل]] میکند که ایشان [[آیه]]: اگر گروهی [[خدا]] را [[عبادت]] کنند و [[یگانگی]] او را [[معتقد]] باشند، پس از آن، در مورد چیزی که [[پیامبر]] انجام داده، این چنین بگویند: [[پیامبر خدا]]{{صل}} چرا چنین و چنان کرده است، و چه بود که اگر چنین و چنان میکرد، بر خلاف آنچه انجام داده، با این کارشان [[مشرک]] خواهند بود. پس از آن قرائت نمود: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>{{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} را قرائت نمود و سپس فرمود: {{متن حدیث|لَوْ أَنَ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَ وَحَّدُوهُ ثُمَّ قَالُوا لِشَيْءٍ صَنَعَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} لَوْ صَنَعَ كَذَا كَذَا وَ وَجَدُوا ذَلِكَ فِي أَنْفُسِهِمْ كَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ ثُمَّ قَالَ: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} }}؛ برهان، ص۲۴۰.</ref>. | ||
#[[سعد بن عبدالله قمی]] با اسنادش تا [[فضل بن عبدالملک]] از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، درباره قول [[الله]] عزوجل: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، [[نقل]] کرده است که فرمود: | #[[سعد بن عبدالله قمی]] با اسنادش تا [[فضل بن عبدالملک]] از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، درباره قول [[الله]] عزوجل: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، [[نقل]] کرده است که فرمود: آن، [[تسلیم]] بودن برای اوست در کلیه امور<ref>{{متن حدیث|هُوَ التَّسْلِيمُ لَهُ فِي الْأُمُورِ}}؛ برهان، ص۲۴۰.</ref>. | ||
#[[عبدالله بن یحیی کاهلی]] از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[نقل]] میکند که شنیدم آن [[حضرت]] میفرمود | #[[عبدالله بن یحیی کاهلی]] از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[نقل]] میکند که شنیدم آن [[حضرت]] میفرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر گروهی خدای یگانه را به [[وحدانیت]] او که هیچ شریکی برایش نیست، بپرستند و [[نماز]] را به پا دارند و [[زکات]] را بپردازند و [[حج]] [[خانه خدا]] را به جا آورند و [[ماه مبارک رمضان]] را [[روزه]] بدارند، پس از آن، برای چیزی که [[پیامبر]] آن را انجام داده، چنین بگویند: چرا [[پیامبر]] چنین و چنان کرده است، و این [[پرسش]] اعتراضگونه را حقیقتاً در نفس خود بیابند، بدین وسیله [[مشرک]] خواهند بود. سپس این [[آیه]] را قرائت نمود: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا}} (از آنچه [[محمد]]{{صل}} به آن [[داوری]] کرده است، الی قوله:) {{متن قرآن وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>{{متن حدیث|وَالله! لَوْ أَنَ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ حَجُّوا الْبَيْتَ وَ صَامُوا شَهْرَ رَمَضَانَ ثُمَّ قَالُوا لِشَيْءٍ صَنَعَهُ اللَّهُ أَوْ صَنَعَهُ النَّبِيُّ{{صل}}، لم صنع کذا و کذا وَ وَجَدُوا ذَلِكَ فِي انفسهم لَكَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ ثُمَّ قَرَأَ: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}}}؛ برهان، ص۲۴۱.</ref>. | ||
#[[ابوایوب بن حرّ]] گوید: شنیدم [[اباعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، فی قوله: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ}} (الی قوله:) {{متن قرآن وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، پس از اینکه سه مرتبه پشت سرهم [[سوگند]] یاد کرد، فرمود: این نباشد جز اینکه نقطهای سیاه در [[قلب]] باشد، هر چند که [[روزه]] بدارد و [[نماز]] بگزارد<ref>برهان، ص۲۴۱.</ref>. | #[[ابوایوب بن حرّ]] گوید: شنیدم [[اباعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، فی قوله: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ}} (الی قوله:) {{متن قرآن وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، پس از اینکه سه مرتبه پشت سرهم [[سوگند]] یاد کرد، فرمود: این نباشد جز اینکه نقطهای سیاه در [[قلب]] باشد، هر چند که [[روزه]] بدارد و [[نماز]] بگزارد<ref>برهان، ص۲۴۱.</ref>. | ||
#در [[کتاب]] [[کمال الدین و تمام النعمه]]، با اسنادش تا [[علی بن حسین]]{{ع}}، آمده است که آن بزرگوار فرمود | #در [[کتاب]] [[کمال الدین و تمام النعمه]]، با اسنادش تا [[علی بن حسین]]{{ع}}، آمده است که آن بزرگوار فرمود: البته، دسترسی به [[دین]] خدای عزّوجلّ با عقلهای ناقص، نظرات [[باطل]] و قیاسهای [[فاسد]] امکانپذیر نیست. این دسترسی ممکن نخواهد بود مگر با [[تسلیم شدن]]؛ پس کسی که [[تسلیم]] ما شد، به [[سلامت]] ماند، و کسی که از ما [[پیروی]] نماید، [[هدایت]] گردد، و هرکس با [[قیاس]] و نظر به [[دین]] نزدیک شود، هلاک گردد، و هر کس در نفس خودش به چیزی به چیزی که ما آن را میگوییم یا بدان [[قضاوت]] میکنیم، [[اعتراض]] کند، به کسی که [[سوره]] [[مبارکه]] فاتحه الکتاب و [[قرآن]] [[عظیم]] را نازل نموده، [[کفر]] ورزیده، حال آنکه خودش به این مطلب [[آگاه]] نیست<ref>{{متن حدیث|إِنَّ دِينَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يُصَابُ بِالْعُقُولِ النَّاقِصَةِ وَ الْآرَاءِ الْبَاطِلَةِ وَ الْمَقَايِيسِ الْفَاسِدَةِ وَ لَا يُصَابُ إِلَّا بِالتَّسْلِيمِ فَمَنْ سَلَّمَ لَنَا سَلِمَ وَ مَنِ اقْتَدَى بِنَا هُدِيَ وَ مَنْ كَانَ يَعْمَلُ بِالْقِيَاسِ وَ الرَّأْيِ هَلَكَ وَ مَنْ وَجَدَ فِي نَفْسِهِ شَيْئاً مِمَّا نَقُولُهُ أَوْ نَقْضِي بِهِ حَرَجاً كَفَرَ بِالَّذِي أَنْزَلَ السَّبْعَ الْمَثَانِيَ وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ}}؛ نورالثقلین، ج۱، ص۵۱۲، حدیث ۳۷۶.</ref>. | ||
*درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! به خانههایی جز خانه خودتان درنیایید تا آنکه آشنایی دهید و بر اهل آن (خانه)ها سلام کنید؛ این برای شما بهتر است، باشد که پند گیرید» سوره نور، آیه ۲۷.</ref>، روایاتی را ذکر کردهاند که ما در این جا به [[نقل]] اصل پارهای از آنها و ترجمهاش میپردازیم: | *درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! به خانههایی جز خانه خودتان درنیایید تا آنکه آشنایی دهید و بر اهل آن (خانه)ها سلام کنید؛ این برای شما بهتر است، باشد که پند گیرید» سوره نور، آیه ۲۷.</ref>، روایاتی را ذکر کردهاند که ما در این جا به [[نقل]] اصل پارهای از آنها و ترجمهاش میپردازیم: | ||
#در [[کتاب]] [[معانی الاخبار]]، با اسنادش تا [[عبدالرحمن بن ابیعبدالله]]، و او گوید از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، درباره قول [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}، سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود | #در [[کتاب]] [[معانی الاخبار]]، با اسنادش تا [[عبدالرحمن بن ابیعبدالله]]، و او گوید از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، درباره قول [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}، سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: استیناس، کوبیدن درب و [[سلام کردن]] است<ref>{{متن حدیث|الِاسْتِينَاسُ وَقْعُ النَّعْلِ وَ التَّسْلِيمُ}}؛ نورالثقلین، ج۳، ص۵۸۵، حدیث ۷۸؛ برهان، ص۷۳۰.</ref>. | ||
#[[ابوایوب انصاری]] گوید که به [[پیامبر]] گفتم: ای [[پیامبر خدا]]! استیناس چیست؟ آن [[حضرت]] فرمود | #[[ابوایوب انصاری]] گوید که به [[پیامبر]] گفتم: ای [[پیامبر خدا]]! استیناس چیست؟ آن [[حضرت]] فرمود: مرد با [[تسبیح]] و [[حمد]] و [[تکبیر]] گفتن و گلو صاف کردن بر [[اهل]] [[خانه]]، [[سخن]] بگوید و [[سلام]] کند<ref>{{متن حدیث|يَتَكَلَّمُ الرَّجُلُ بِالتَّسْبِيحَةِ وَ التَّحْمِيدَةِ وَ التَّكْبِيرَةِ وَ يَتَنَحْنَحُ وَ يُؤْذِنُ أَهْلَ الْبَيْتِ}}؛ مجمع البیان، ج۷، ص۱۳۵؛ نورالثقلین، ج۳، ص۵۸۵، حدیث ۷۹.</ref>. | ||
#[[روایت]] شده که: مردی به [[پیامبر]]{{صل}} عرض کرد: آیا وقتی بر مادرم وارد میشوم، از او اجازه بگیرم؟ آن [[حضرت]] فرمود | #[[روایت]] شده که: مردی به [[پیامبر]]{{صل}} عرض کرد: آیا وقتی بر مادرم وارد میشوم، از او اجازه بگیرم؟ آن [[حضرت]] فرمود: آری. آن مرد گفت: او را به جز من خآدمی نیست. آیا هر وقت بر او وارد میشوم، از او کسب اجازه کنم؟ آن [[حضرت]] فرمود: آیا [[دوست]] میداری که او را برهنه ببینی؟<ref>{{متن حدیث|أَ تحب أَنْ تَرَاهَا عُرْيَانَةً}}</ref> آن مرد گفت: [[خیر]]. [[حضرت]] فرمود: پس کسب اجازه کن و بر او وارد شو<ref>{{متن حدیث|فَاسْتَأْذِنْ عَلَيْهَا}}؛ مجمع البیان، ج۷، ص۱۳۵؛ نورالثقلین، ج۳، ص۵۸۶، حدیث ۸۱.</ref>. | ||
*و فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}<ref>«پس چون به هر خانهای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند» سوره نور، آیه ۶۱.</ref>، روایاتی را ذکر نمودهاند در این جا برخی از این [[احادیث]] را با ترجمه آن [[نقل]] میکنیم: | *و فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}<ref>«پس چون به هر خانهای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند» سوره نور، آیه ۶۱.</ref>، روایاتی را ذکر نمودهاند در این جا برخی از این [[احادیث]] را با ترجمه آن [[نقل]] میکنیم: | ||
#در [[کتاب]] [[معانی الاخبار]]، [[ابنبابویه]] با اسنادش تا [[ابیالاصباح]] و او درباره قول [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}، گوید: از ابا [[جعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، سؤال نمودم. آن [[حضرت]] فرمود: | #در [[کتاب]] [[معانی الاخبار]]، [[ابنبابویه]] با اسنادش تا [[ابیالاصباح]] و او درباره قول [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}، گوید: از ابا [[جعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، سؤال نمودم. آن [[حضرت]] فرمود: آن [[سلام کردن]] مرد است بر [[اهل]] [[خانه]] به هنگام ورودش به داخل [[خانه]]. بعد از آن، آنها ([[اهل]] [[خانه]]) [[سلام]] را بر او برمیگردانند، پس این [[سلام]] شما بر خودتان است<ref>{{متن حدیث|هُوَ تَسْلِيمُ الرَّجُلِ عَلَى أَهْلِ الْبَيْتِ حِينَ يَدْخُلُ ثُمَّ يَرُدُّونَ عَلَيْهِ فَهُوَ سَلَامُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}؛نورالثقلین، ج۳، ص۶۲۷، حدیث ۲۵۸. مرحوم طبرسی در مجمع البیان و مرحوم بحرانی در تفسیر برهان این حدیث را از امام صادق{{ع}} نقل کردهاند. مجمع البیان، ج۷، ص۱۱۷ و برهان، ص۷۴۶.</ref>. | ||
#در [[تفسیر]] [[علی بن ابراهیم]] و در [[روایت]] [[ابیالجارود]] از [[ابوجعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، آمده است که [[حضرت علی]]{{ع}} میفرمود | #در [[تفسیر]] [[علی بن ابراهیم]] و در [[روایت]] [[ابیالجارود]] از [[ابوجعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، آمده است که [[حضرت علی]]{{ع}} میفرمود: چون مردی از شما به خانهاش وارد گردد، اگر کسی در آن هست، بر آنها [[سلام]] کند، و اگر کسی در آن نیست، بگوید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْنَا مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا}}، که خدای عزّوجلّ میفرماید: {{متن قرآن|تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}، و نیز گفته شده: چون کسی را در داخل [[منزل]] [[رؤیت]] نکند، بگوید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ}}، او با گفتن این [[سلام]]، دو فرشتهای را که بر او [[شاهد]] و ناظرند، قصد میکند<ref>{{متن حدیث|إِذَا دَخَلَ الرَّجُلُ مِنْكُمْ بَيْتَهُ فَإِنْ كَانَ فِيهِ أَحَدٌ يُسَلِّمُ عَلَيْهِمْ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ أَحَدٌ فَلْيَقُلْ السَّلَامُ عَلَيْنَا مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا يَقُولُ اللَّهُ {{متن قرآن|تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}} }}؛ نورالثقلین، ج۳، ص۶۲۷، حدیث ۲۵۹؛ برهان، ص۷۴۶.</ref>. | ||
#در [[تفسیر نمونه]]، زیر عنوان: "[[سلام]]، تحیّت بزرگ اسلامی"، شرحی بیان فرموده که ما عیناً آن را [[نقل]] میکنیم: تا آنجا که میدانیم تمام [[اقوام]] [[جهان]] هنگامی که به هم میرسند، برای اظهار [[محبت]] به یکدیگر، نوعی تحیّت دارند که گاهی جنبه لفظی دارد و گاهی به صورت عملی است که رمز تحت است. در [[اسلام]] نیز [[سلام]] یکی از روشنترین تحیتهاست و [[آیه]] فوق همانطور که اشاره شد، گرچه معنای وسیعی دارد، اما یک مصداق روشن آن، [[سلام کردن]] است، بنابراین طبق این [[آیه]] همه [[مسلمانان]] موظفند که [[سلام]] را به طور عالیتر، و یا لااقل مساوی جواب گویند، از [[آیات قرآن]] نیز استفاده میشود که [[سلام]] یک نوع تحیّت است. در [[سوره نور]] [[آیه]] ۶۱ میخوانیم: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}: هنگامی که وارد خانهای شدید، بر یکدیگر تحیّت [[الهی]] بفرستید، تحیّتی پر [[برکت]] و [[پاکیزه]]. در این [[آیه]]، [[سلام]] به عنوان تحیّت [[الهی]] که هم [[مبارک]] است و هم [[پاکیزه]] معرفی شده است، و ضمناً میتوان از آن استفاده کرد که معنای: {{متن حدیث|سَلامٌ عَلَيْكُمْ}} در اصل: {{متن حدیث|سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ}} است؛ یعنی [[درود]] [[پروردگار]] بر تو باد، یا [[خداوند]] تو را به [[سلامت]] دارد، و در [[امن]] و [[امان]] باشی. به همین جهت [[سلام کردن]]، یک نوع اعلام [[دوستی]] و [[صلح]] و ترک [[مخاصمه]] و [[جنگ]] محسوب میشود. | #در [[تفسیر نمونه]]، زیر عنوان: "[[سلام]]، تحیّت بزرگ اسلامی"، شرحی بیان فرموده که ما عیناً آن را [[نقل]] میکنیم: تا آنجا که میدانیم تمام [[اقوام]] [[جهان]] هنگامی که به هم میرسند، برای اظهار [[محبت]] به یکدیگر، نوعی تحیّت دارند که گاهی جنبه لفظی دارد و گاهی به صورت عملی است که رمز تحت است. در [[اسلام]] نیز [[سلام]] یکی از روشنترین تحیتهاست و [[آیه]] فوق همانطور که اشاره شد، گرچه معنای وسیعی دارد، اما یک مصداق روشن آن، [[سلام کردن]] است، بنابراین طبق این [[آیه]] همه [[مسلمانان]] موظفند که [[سلام]] را به طور عالیتر، و یا لااقل مساوی جواب گویند، از [[آیات قرآن]] نیز استفاده میشود که [[سلام]] یک نوع تحیّت است. در [[سوره نور]] [[آیه]] ۶۱ میخوانیم: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}: هنگامی که وارد خانهای شدید، بر یکدیگر تحیّت [[الهی]] بفرستید، تحیّتی پر [[برکت]] و [[پاکیزه]]. در این [[آیه]]، [[سلام]] به عنوان تحیّت [[الهی]] که هم [[مبارک]] است و هم [[پاکیزه]] معرفی شده است، و ضمناً میتوان از آن استفاده کرد که معنای: {{متن حدیث|سَلامٌ عَلَيْكُمْ}} در اصل: {{متن حدیث|سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ}} است؛ یعنی [[درود]] [[پروردگار]] بر تو باد، یا [[خداوند]] تو را به [[سلامت]] دارد، و در [[امن]] و [[امان]] باشی. به همین جهت [[سلام کردن]]، یک نوع اعلام [[دوستی]] و [[صلح]] و ترک [[مخاصمه]] و [[جنگ]] محسوب میشود. | ||
*از پارهای از [[آیات قرآن]] نیز استفاده میشود که تحت [[اهل بهشت]] نیز [[سلام]] است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا}}<ref>«آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیدهاند پاداش میبرند و در آن با خوشامد و درود روبهرو میگردند» سوره فرقان، آیه ۷۵.</ref>؛ [[اهل بهشت]] در برابر استقامتشان، از غرفههای بهشتی بهرهمند میشوند و تحیّت و [[سلام]] به آنها نثار میشود. | *از پارهای از [[آیات قرآن]] نیز استفاده میشود که تحت [[اهل بهشت]] نیز [[سلام]] است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا}}<ref>«آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیدهاند پاداش میبرند و در آن با خوشامد و درود روبهرو میگردند» سوره فرقان، آیه ۷۵.</ref>؛ [[اهل بهشت]] در برابر استقامتشان، از غرفههای بهشتی بهرهمند میشوند و تحیّت و [[سلام]] به آنها نثار میشود. | ||