بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'استبدادی' به 'استبدادی') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
*رویکرد عقلگرایی [[کلامی]] نیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده و در آثار [[دانشمندان]] دورههای مختلف [[غرب]] قابل بررسی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۷.</ref>. | *رویکرد عقلگرایی [[کلامی]] نیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده و در آثار [[دانشمندان]] دورههای مختلف [[غرب]] قابل بررسی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۷.</ref>. | ||
*اما اوج قدرتنمایی [[عقل]] و به زیر کشیدن قامت دین در قرن هجدهم (که آن را عصر [[عقل]] و روشنگری مینامند) و نوزدهم شکل میگیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[عقلانی]] از دین را محکوم میکند. همچنین کانت هر چند که [[عقل]] نظری را [[ناتوان]] میانگارد، لازمه آن، [[خدمت]] به [[فهم]] گزارههای [[دینی]] نبود؛ بلکه عملاً [[پلورالیسم]] [[فکری]] و معرفتی را در این مسیر پیریزی مینماید، که لازمه هر دو [[تفکر]] تجربهگرایی و پدیدارگرایی، حذف دین از [[زندگی]] عمومی [[بشر]] در دوران مدرنیته شد<ref>جهت مطالعه بیشتر دو تفکر مذکور، بنگرید به: نگارنده، مکتبهای نسبیگرایی اخلاقی، فصلهای مربوط به هیوم و کانت.</ref>؛ تا جایی که [[عقل]] در این دوره [[حاکمیت]] بیچون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از دین وحیانی رواج یافت و دین طبیعی و دئیزم جایگزین دین آسمانی و [[الهی]] شد<ref>بنگرید به: باربور، علم و دین، ص۸۰ - ۷۱.</ref>. و [[عقل]] نه تنها در حوزه دین، بلکه در همه امور طبیعی و ماورای طبیعی فصلالخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۸.</ref> | *اما اوج قدرتنمایی [[عقل]] و به زیر کشیدن قامت دین در قرن هجدهم (که آن را عصر [[عقل]] و روشنگری مینامند) و نوزدهم شکل میگیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[عقلانی]] از دین را محکوم میکند. همچنین کانت هر چند که [[عقل]] نظری را [[ناتوان]] میانگارد، لازمه آن، [[خدمت]] به [[فهم]] گزارههای [[دینی]] نبود؛ بلکه عملاً [[پلورالیسم]] [[فکری]] و معرفتی را در این مسیر پیریزی مینماید، که لازمه هر دو [[تفکر]] تجربهگرایی و پدیدارگرایی، حذف دین از [[زندگی]] عمومی [[بشر]] در دوران مدرنیته شد<ref>جهت مطالعه بیشتر دو تفکر مذکور، بنگرید به: نگارنده، مکتبهای نسبیگرایی اخلاقی، فصلهای مربوط به هیوم و کانت.</ref>؛ تا جایی که [[عقل]] در این دوره [[حاکمیت]] بیچون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از دین وحیانی رواج یافت و دین طبیعی و دئیزم جایگزین دین آسمانی و [[الهی]] شد<ref>بنگرید به: باربور، علم و دین، ص۸۰ - ۷۱.</ref>. و [[عقل]] نه تنها در حوزه دین، بلکه در همه امور طبیعی و ماورای طبیعی فصلالخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۸.</ref> | ||
==دین در فرهنگ مطهر== | |||
دین [یک] سازمان وسیع [[فکری]]، [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی است<ref>حکمتها و اندرزها، ص۱۷.</ref>. دین یعنی [[صراط مستقیم]] یعنی [[راه راست]] بشری<ref>جهاد، ص۵۴.</ref>. [به تعبیر دیگر]دین مجموعهای است از دستورهایی که از [[ناحیه]] [[خدا]] یکی بعد از دیگری میآید. مثلاً [[نماز]] یک [[دستور]] است، [[روزه]] دستور دیگری است [[حج]]، [[زکات]] و [[خمس]] هر یک دستور دیگری است و هر یک از این [[دستورها]] نعمتی است برای ما به اعتبار اینکه آخرین دستور رسید، است. و مثل این است که آخرین جزء و آخرین خشت این ساختمان گذاشته شده است، به این اعتبار [[اتمام نعمت]] گفتهاند<ref>فلسفه تاریخ، ج۱، ۲۵۰.</ref>. دین مشتمل است بر یک [[سلسله]] اصول و [[معتقدات]] که هر کس باید خودش مستقیماً [[تحقیق]] کند و واقعاً [[تشنه]] [[یاد گرفتن]] و تحقیق در آنها باشد و مسلّماً اگر کسی جویا و پویا باشد [[خداوند تعالی]] او را [[دستگیری]] و [[هدایت]] خواهد کرد. {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا}}<ref>«و راههای خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند مینماییم» سوره عنکبوت، آیه ۶۹.</ref> و مشتمل است بر یک سلسله دیگر تعلیمات اخلاقی و [[اجتماعی]] که مسلماً بر هر بشری لازم است آنها را فرا گیرد و نیز مشتمل است بر یک رشته دستورالعملها که [[آموختن]] و سؤال کردن آنها هم لازم است<ref>بیست گفتار، ص۲۷۶.</ref>. دین [[ایدئولوژی]] است که تکیهاش بر [[سرشت]] [[روحانی]] [[انسان]] یعنی بر شناساندن انسان است، بر [[آگاه کردن]] انسان به این سرشت و پرورش دادن این جنبه وجود انسان و برقرار کردن [[تعادل]] میان دو جنبه وجودی انسان؛ عِلْوی و سِفْلی است. عبادتها، رازها، نیازها، خداشناسیها، [[پرهیز]] کردن از [[گناهان]]، پرهیز کردن از [[دروغ]]، از [[خیانت]]، از [[ظلم و ستم]]، از [[غیبت]]، تمام اینها گذشته از جنبههای اجتماعی، یک جنبه [[انسانی]] و [[تربیتی]] دارد، یعنی برای [[احیاء]] و زنده کردن همان جنبه انسانی است<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۵۹.</ref>. ما دین را عبارت از [[قوانین]] [[تکامل]] اجتماعی میدانیم، یعنی همانطور که مثلاً [[علم]]، [[قوانین]] [[تکامل]] طبیعی را [[کشف]] کرد. دین، قوانین تکامل [[اجتماعی]] را که یک تکامل اکتسابی است از [[راه وحی]] بیان کرد<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۳۳.</ref>. | |||
==[[احکام دین]]== | ==[[احکام دین]]== | ||