کرامات امام علی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۲٬۴۸۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ دسامبر ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «==مقدمه== معجزات و کرامات امیرالمؤمنین{{ع}} از مسلمات تاریخ به شمار می‌رود...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
==مقدمه==
{{ویرایش غیرنهایی}}
{{امامت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[امامت]]''' است. "'''[[امامت]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[امامت در قرآن]] | [[امامت در حدیث]] | [[امامت در نهج البلاغه]] | [[امامت در معارف دعا و زیارات]] | [[امامت در معارف مهدویت]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[امامت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
 
==[[معجزات]] [[امیر المؤمنین]]{{ع}}==
[[معجزات]] و [[امور خارق العاده]] که نشانه [[نصب الهی]] ونیل به [[مقام امامت]] باشد در مورد [[امیر المؤمنین]] را می‌توان در دو بخش پیشگوئی‌ها و [[کارهای خارق‌العاده]] مطرح نمود<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص.</ref>.
==بخش اول: پیشگویی‌‌ها==
خبر دادن از حوادث و رخدادهای [[آینده]] و [[اخبار]] [[ملاحم و فتن]] در [[سخنان علی]]{{ع}} فراوان است. این پیشگوئی‌ها در کتب [[تاریخ]] و [[حدیث]] و کتاب‌هایی که [[فضائل]] [[أمیر المؤمنین]]{{ع}} را نوشته‌اند و نیز در کتاب‌های مستقل گرد آوری شده است<ref>ر.ک: ابن عقده کوفی [[فضائل]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، ص ۱۲۶ إخباره{{ع}} به بالمغیبات و [[الفتن]]. [[سید رضی]]
در [[نهج البلاغه]] به [[اخبار غیبی]] و [[ملاحم]] هم توجه خاص مبذول داشته است.</ref>. در اینجا به چند نمونه از [[اخبار غیبی]] و پیشگویی‌های [[امام امیرالمؤمنین]]{{ع}} اشاره می‌شود:
===[[نفرین]] به [[کتمان]] کنندگان [[حق]]===
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در مواردی [[کتمان]] کنندگان [[حق]] را [[نفرین]] کرده‌اند و آنان [[مبتلا]] به [[عقوبت]] [[دنیوی]] شده‌اند. در این جا افرادی را برای نمونه ذکر می‌کنیم:
 
۱. جاسوس [[معاویه]]: جُمَيْعِ‏ بْنِ‏ عُمَيْرٍ [[روایت]] کرده که [[علی]]{{ع}} مردی را که نامش عیزَار بود به [[جرم]] [[جاسوسی]] برای [[معاویه]] و رساندن [[اخبار]] آن [[حضرت]] به [[معاویه]] باز خواست فرمود، آن مرد منکر این کار شد، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به او فرمود: آیا به [[خدا]] [[سوگند]] میخوری که تو این کار را نکرده‌ای؟ گفت: آری و مبادرت جست و [[سوگند]] یاد کرد أمیرالمؤمنین{{ع}} به او فرمود {{متن حدیث|إِنْ‏ كُنْتَ‏ كَاذِباً فَأَعْمَى‏ اللَّهُ‏ بَصَرَكَ‏}} اگر تو [[دروغگو]] هستی [[خداوند]] چشمت را کور کند. پس آن هفته تمام نشد که کور شد و هرگاه بیرون می‌آمد دست او را می‌گرفتند.<ref>الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۳۵۰ و احقاق الحق، ج ۸، ص ۷۳۹ و بحار، ج ۴۱، ص۱۹۸.</ref>
 
٢. [[انس بن مالک]]: طَلْحَةُ بْنُ‏ عُمَيْرٍ [[روایت]] کرده: [[علی]]{{ع}} [[مردم]] را درباره گفتار [[رسول خدا]]{{صل}} که فرمود: {{متن حدیث|مَنْ‏ كُنْتُ‏ مَوْلَاهُ‏ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ‏}} هرکه من مولای او هستم [[علی]] [[فرمانروا]] و مولای او است [[سوگند]] داد که هر که آن را شنیده [[گواهی]] دهد پس [[دوازده نفر]] از [[انصار]] [[گواهی]] دادند و [[انس بن مالک]] که در میان [[مردم]] بود [[گواهی]] نداد. [[أمیر المؤمنین]]{{ع}} فرمود: ای انس! گفت: بله، فرمود: {{متن حدیث|مَا يَمْنَعُكَ‏ أَنْ‏ تَشْهَدَ وَ قَدْ سَمِعْتَ‏ مَا سَمِعُوا}} چه چیز جلوگیری کرد تو را و [[مانع]] از این شد که [[گواهی]] دهی با اینکه تو هم شنیدی آنچه اینان شنیدند؟ گفت: ای [[امیرمؤمنان]] سالمند و پیر شده‌ام و فراموش کرده‌ام! أمیرالمؤمنین{{ع}} گفت: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ‏ إِنْ‏ كَانَ‏ كَاذِباً فَاضْرِبْهُ‏ بِبَيَاضٍ‏ أَوْ بِوَضَحٍ‏ لَا تُوَارِيهِ‏ الْعِمَامَةُ}} بار خدایا اگر [[دروغ]] می‌گوید او را به یک سفیدی - یا فرمود: بیک پیسی- (در سرش) دچار کن که [[عمامه]] و آنچه بر سر بندد آن را نپوشاند. [[طلحه]] - [[راوی حدیث]] ۔ گوید: [[خدا]] را [[گواه]] می‌گیرم که سفیدی را پس از زمانی در میان دو چشمش دیدم.<ref>الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ۱، ص۳۵۱</ref>
 
٣. [[زید]] بن ارقم: اَبو سَلْمَانَ مُوَذِّن از زَیْدِ بْنِ اَرْقَم [[نقل]] کرده است که گفت: [[علی]]{{ع}} [[مردم]] را در [[مسجد]] [[سوگند]] داد و فرمود: [[سوگند]] می‌دهم به [[خدا]] آن مردی را که از [[پیغمبر]]{{صل}} شنیده که می‌فرمود: {{متن حدیث|مَنْ‏ كُنْتُ‏ مَوْلَاهُ‏ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاه‏}} هرکه من مولا و فرمانروای اویم [[علی]] مولای او است، خدایا [[دوست]] بدار آن کس که او را [[دوست]] دارد، و [[دشمن]] دار آن کس که او را [[دشمن]] دارد" (که برخیزد و [[گواهی]] دهد) پس [[دوازده نفر]] از اهل [[بدر]] (آنان که در [[جنگ بدر]] بودند) برخاستند شش تن از سمت راست، و شش تن از سمت چپ و بدان [[گواهی]] دادند، آنگاه [[زید]] بن ارقم گفت: من نیز از کسانی بودم که این سخن را از [[پیغمبر]]{{صل}} شنیده بودم ولی آن روز [[گواهی]] نداده [[کتمان]] [[شهادت]] کردم پس [[خدای تعالی]] به [[جرم]] این کار بینائی را از من گرفت، اَبو سَلْمَانَ مُوَذِّن می‌گوید: وی برای شهادتی که نداده بود افسوس می‌خورد و اظهار [[پشیمانی]] می‌نمود، و از [[خدا]] [[آمرزش]] خواهی می‌کرد.<ref>شرح ابن أبی الحدید، ج ۴، ص ۷۴ و مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۰۶، و الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ۱، ص ۳۵۲.</ref>
 
۴. مردی از [[قبیله]] عبس: [[علی]] بن مُسْهِرٍ کوفی از عَبَایَه وموسی وَجِیهِِیِ از [[عبد الله]] بن حارث و [[عثمان بن سعید]]، و [[عبد الله]] بن بکیر از [[حکیم]] بن جُبَیر [[روایت]] کرده‌اند که همگی گفتند: ما [[علی]]{{ع}} را در بالای [[منبر]] دیدیم که می‌فرمود: {{متن حدیث|أَنَا عَبْدُ اللَّهِ‏ وَ أَخُو رَسُولِ‏ اللَّهِ‏ وَرِثْتُ‏ نَبِيَّ الرَّحْمَةِ وَ نَكَحْتُ‏ سَيِّدَةَ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ أَنَا سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ آخِرُ أَوْصِيَاءِ النَّبِيِّينَ لَا يَدَّعِي ذَلِكَ غَيْرِي إِلَّا أَصَابَهُ اللَّهُ بِسُوءٍ}} منم [[بنده]] [[خدا]]، و [[برادر]] [[رسول خدا]]، و از [[پیغمبر]] [[رحمت]] [[ارث]] برده‌ام، و بانوی [[زنان]] [[اهل بهشت]] را به همسری گرفته‌ام، منم [[سید]] [[اوصیاء]]، و [[آخرین وصی]] [[پیمبران]]، کسی آنچه را گفتم ادعا نکند جز اینکه [[خداوند]] او را به درد [[بدی]] دچار سازد. پس مردی از [[قبیله]] عبس که در میان [[مردم]] نشسته بود گفت: کیست که نتواند بگوید این را: منم [[بنده]] [[خدا]]، و [[برادر]] [[رسول خدا]]...؟ پس از جای برنخاسته بود که دیوانه شد و حالت صرع به او دست داد پس پایش را کشیده از [[مسجد]] بیرون بردند. [[راویان]] این ماجرا گویند: ما از [[فامیل]] او پرسیدیم و گفتیم: آیا این مرد پیش از ابن عارضه [[بیماری]] داشت؟ گفتند: [[خدا]] را [[گواه]] می‌گیریم که دردی نداشت و هم اکنون دچار این [[بیماری]] شد.<ref>الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ۱، ص ۳۵۳ و شرح ابن أبی الحدید، ج۲، ص ۲۸۷ و بحار، ج ۴۱، ص ۲۰۵.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص.</ref>.
===خبر از [[شهادت]] بعضی از [[باران]]===
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بعضی از [[باران]] و [[اصحاب]] [[وفادار]] خود را از سرانجام سخت و دشوار آنان و مواجهه با [[ستمگران]] سفاک [[آگاه]] نموده بود که برای رعایت اختصار به چند مورد بسنده می‌نماییم:
[[کمیل بن زیاد نخعی]]: [[جریر]] از [[مغیره]] [[روایت]] کرده که گفت؛ چون [[حجاج]] – لعنه [[الله]] – در [[کوفه]] فرمان‌دار شد [[کمیل بن زیاد]] را خواسته، [[کمیل]] بگریخت. [[حجاج]] که این خبر را شنید آن [[حقوقی]] که از [[بیت المال]] به [[فامیل]] و [[قبیله]] [[کمیل]] می‌دادند یکسره برید. [[کمیل]] با خود گفت: من [[پیری]] سالخورده هستم و عمرم به سر آمده روا نیست که به خاطر من [[حقوق]] [[قبیله]] من قطع شود. پس از آنجا که گریخته بود بیرون آمده به [[کوفه]] رفت و به پای خود به [[خانه]] [[حجاج]] رفت و به دست خود خود را به [[حجاج]] سپرد. همین که چشم [[حجاج]] به او افتاد گفت: من بسیار [[دوست]] داشتم که به تو دسترسی پیدا کنم، [[کمیل]] گفت: آوازت را بر من درشت مکن و مرا به [[مرگ]] تهدید منما، به [[خدا]] [[سوگند]] از [[عمر]] من چیزی نمانده پس هر چه خواهی درباره من انجام ده زیرا میعادگاه نزد [[خدا]] است و پس از کشتن حساب در کار است. همانا خبر داده است به من [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} که تو کشنده من خواهی بود! [[حجاج]] گفت: بزنید گردنش را پس گردنش را زدند، [[شیخ مفید]] می‌گوید: و این روایتی است که [[راویان]] [[عامه]] از [[راستگویان]] خود [[نقل]] کرده و [[شیعیان]] نیز در [[نقل]] آن با آنها شریکند و همگان [[نقل]] کرده‌اند و این نیز از [[معجزات]] و نشانه‌های روشن آن [[حضرت]]{{ع}} است.<ref>الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ۱، ص ۳۲۷ و الإصابة، ج ۳، ص ۳۱۸ و بحار، ج۴۲، ص ۱۴۸.</ref>
 
٢. رُشَیْد هَجَرِی: زِیاد بْن نضْر حَارثِیّ [[حدیث]] کرده که گفت: نزد [[زیاد بن ابیه]] در [[کوفه]] بودم که [[رشید هجری]] را آوردند به او گفت: [[صاحب]] تو-و مقصودش [[علی]]{{ع}} بود- چه به تو گفت درباره آنچه ما نسبت به تو انجام خواهیم داد؟ گفت: آن [[حضرت]] فرمود: شما دست و پای مرا جدا خواهید کرد سپس به دارم می‌کشید! زیاد گفت: [[آگاه]] باشید که اکنون گفتار او را [[دروغ]] خواهم کرد. آزادش کنید! پس همین که [[رشید]] خواست بیرون برود زیاد گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] چیزی بدتر از آنچه صاحبش به او گفت نیست که نسبت به ار انجام دهیم، دست و پایش را ببرید و به دارش زنید. [[رشید]] گفت؛ دریغا که هنوز یک چیز دیگر مانده است که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به من خبر داده! زیاد گفت: زبانش را ببرید که سخن نگوید. [[رشید]] گفت: اکنون به [[خدا]] خبر [[امیر المؤمنین]]{{ع}} (به تمامی) راست درآمد.
 
[[شیخ مفید]] می‌گوید: {{عربی|وَ هَذَا حَدِيثٌ‏ قَدْ نَقَلَهُ‏ الْمُؤَالِفُ‏ وَ الْمُخَالِفُ‏ عَنْ ثِقَاتِهِمْ عَمَّنْ سَمَّيْنَاهُ وَ اشْتَهَرَ أَمْرُهُ عِنْدَ عُلَمَاءِ الْجَمِيعِ وَ هُوَ مِنْ جُمْلَةِ مَا تَقَدَّمَ ذِكْرُهُ مِنَ الْمُعْجِزَاتِ وَ الْإِخْبَارِ عَنِ الْغُيُوبِ}}<ref>الإرشاد، ج۱، ص ۳۲۵و شرح النهج لابن أبی الحدید، ج ۲، ص ۲۹۴.</ref>.
 
۲. محل [[شهادت امام حسین]]{{ع}} ([[حادثه کربلا]]): غرفه [[ازدی]] از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} و از [[اصحاب صفه]]- همان که [[حضرت]] درباره او فرمود: بارک [[الله]] فی صفقه یمینک۔ می‌گوید: در بازه [[مقام]] [[علی]]{{ع}} در دلم [[شک و تردید]] وارد شد تا اینکه روزی با او به کنار شط [[فرات]] رسیدیم [[علی]]{{ع}} از ما جدا شد و به سوی دیگر رفت و در مکانی ایستاد و ما هم در اطراف او گرد آمدیم. [[آگاه]] با دست اشاره کرد و فرمود: {{متن حدیث|هذا موضع رواحلهم و مناخ رکابهم و مهراق دمائهم بأبی من لا ناصر له فی الارض و لا فی السماء الا الله}} غرفه می‌گوید: وقتی [[حسین]]{{ع}} [[شهید]] شد رفتم تا رسیدم به مکان کشته شدن او و یارانش دیدم درست همان مکانی است که [[علی]]{{ع}} خبر داده بود. این بود که به خاطر [[شک و تردید]] در [[مقام]] [[علی]]{{ع}} از [[خداوند]] طلب [[آمرزش]] کردم و فهمیدم که [[علی]]{{ع}} [[اقدام]] نکرد مگر بر اساس [[علم]] و دانشی که [[خدا]] به او [[عنایت]] فرموده است.<ref>ر.ک: اسد الغابه، ج۴، ص ۱۶۹ و پرتوی از عظمت حسین{{ع}}، ص ۷۹. برای آگاهی از پیشگویی و خبر از بعضی از جزئیات حادثه کربلا و آنان که امام حسین را یاری می‌کنند و آنان کع از یاری او امتناع می‌ورزند. ر.ک: الإرشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج ۱، ص ۳۳۰.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص.</ref>.
==بخش دوم: کارهای [[خارق العاده]]==
[[حضرت امیرالمؤمنین]] [[علی]]{{ع}} بنا بر [[نقل]] کتب [[تاریخ]] معتبر کارهای [[خارق العاده]] و کرامت‌های زیادی داشتند به طوری که فراوانی انجام این امور حتی برای برخی از نادانان به جای اینکه راهی برای رسیدن به [[هدایت]] از طریق [[امام]] برحق باشد سبب [[گمراهی]] شده است.<ref>ر.ک: شرح منهاج الکرامه فی معرفه الامامه، ج ۱، ص ۲۱۸.</ref> این [[معجزات]] علاوه بر این که در ضمن کتب [[تاریخ]] و [[حدیث]] و کتب [[فضائل]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} ثبت شده و در کتاب‌هایی مانند "اثبات الهداء فی النصوص والمعجزات"، و "[[مدینه]] المعاجز" به تفصیل [[بیان]] شده است. از میان این [[کرامات]] فراوان به یک مورد بسنده می‌شود<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص.</ref>.
===کندن در قلعه خیر===
از آن جمله است آنچه مشهور است و [[اخبار]] بی‌شماری در این باره رسیده و [[دانشمندان]] در [[نقل]] آن اتفاق دارند، و [[دوست]] و [[دشمن]] آن را پذیرفته‌اند، و آن داستان [[خیبر]] و کندن [[أمیر المؤمنین]]{{ع}} با دست خود درب قلعه و پرتاب کردن آن بر [[زمین]] است. و سنگینی آن به اندازه‌ای بود که کمتر از پنجاه نفر نمی‌توانست آن را از جا بردارد. و این نیروئی بود که [[خداوند]] او را بدان مخصوص داشت و به وسیله او عادت را به هم زد و آن را نشانه و [[معجزه]] او قرار داد. و این داستان را [[عبد الله]] پسر [[احمد بن حنبل]] در [[حدیثی]] از بزرگان و استادان خود [[نقل]] کرده (و [[سند حدیث]] را به [[جابر]] رساند) که [[جابر]] گفت، در روز [[جنگ خیبر]] [[پیامبر]]{{صل}} [[پرچم]] را به دست [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} داد و این پس از آن بود که درباره او [[دعا]] کرد. پس [[علی]]{{ع}} به شتاب به سوی قلعه روان شد و [[یاران]] و همراهان می‌گفتند: [[مدارا]] کن و قدری آهسته رو تا اینکه به قلعه رسید پس درب آن را با دست خود از جا کند و بر [[زمین]] افکند، پس هفتاد تن از ما انجمن کردند و همه کوششان آن بود که در را برگردانند، و نتوانستند.<ref>الإرشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۱، ص۳۳۳ و سایر مصادر تاریخی.</ref>
از خود [[امیر المؤمنین]]{{ع}} [[روایت]] شده که فرمود {{متن حدیث|وَ اللَّهِ‏ مَا قَلَعْتُ‏ بَابَ‏ خَيْبَرَ وَ رَمَيْتُ‏ بِهِ خَلْفَ ظَهْرِي أَرْبَعِينَ ذِرَاعاً بِقُوَّةٍ جَسَدِيَّةٍ وَ لَا حَرَكَةٍ غِذَائِيَّةٍ لَكِنِّي أُيِّدْتُ بِقُوَّةٍ مَلَكُوتِيَّةٍ وَ نَفْسٍ بِنُورِ رَبِّهَا مُضِيئَةٍ}}<ref>الامالی (للصدوق)، ص ۵۱۴ و بحار الانوار، ج ۲۱ ص۲۶.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص.</ref>.
===سایر [[معجزات]]===
به غیر از کدن در [[خیبر]]، در منابع معتبر [[معجزات]] فراوانی از [[امیر المؤمنین]]{{ع}} [[نقل]] شده است مانند ماجرای رد الشمسی برای [[امیرالمؤمنین]] در دو نوبت وگفتگو با اژدهائی که از سوی جنّ سوالاتی را مطرح کرده بود و سایر معجزاتی که تفصیل هریک در منابع معتبر آمده است.<ref>ر.ک: کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص ۱۹۴ والخرائج والجرائح، ج۱، ص ۱۷۱ و اثبات الهداه، ج۳، ص۴۳۰.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص.</ref>.
 
معجزات و [[کرامات]] امیرالمؤمنین{{ع}} از مسلمات [[تاریخ]] به شمار می‌رود. [[سعدالدین تفتازانی]] - آنجا که درباره کرامات [[اولیا]] [[سخن]] گفته - یادآور شده است که کرامت‌های گزارش شده از [[صحابه]]، [[تابعین]] و [[صالحان]]، [[متواتر]] [[معنوی]] است، و آنچه مربوط به [[علی]]{{ع}} است، بیش از آن است که شمارش شود<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۷۵.</ref>.
معجزات و [[کرامات]] امیرالمؤمنین{{ع}} از مسلمات [[تاریخ]] به شمار می‌رود. [[سعدالدین تفتازانی]] - آنجا که درباره کرامات [[اولیا]] [[سخن]] گفته - یادآور شده است که کرامت‌های گزارش شده از [[صحابه]]، [[تابعین]] و [[صالحان]]، [[متواتر]] [[معنوی]] است، و آنچه مربوط به [[علی]]{{ع}} است، بیش از آن است که شمارش شود<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۷۵.</ref>.
پیش از این، معجزات و کرامات را به سه دسته کلی تقسیم کردیم، دسته اول که [[اعجاز]] سخن در [[فصاحت]] و [[بلاغت]] بود از [[ویژگی‌های قرآن]] [[کریم]] است، اما دو دسته دیگر یعنی [[اخبار]] از حوادث [[غیبی]]، و واقع شدن [[کارهای خارق‌العاده]]، از [[مختصات پیامبر]] اکرم{{صل}} یا سایر [[پیامبران]] به شمار نمی‌رود، و انجام همانند آن از دیگر [[اولیای الهی]] ممکن و واقع شده است.
پیش از این، معجزات و کرامات را به سه دسته کلی تقسیم کردیم، دسته اول که [[اعجاز]] سخن در [[فصاحت]] و [[بلاغت]] بود از [[ویژگی‌های قرآن]] [[کریم]] است، اما دو دسته دیگر یعنی [[اخبار]] از حوادث [[غیبی]]، و واقع شدن [[کارهای خارق‌العاده]]، از [[مختصات پیامبر]] اکرم{{صل}} یا سایر [[پیامبران]] به شمار نمی‌رود، و انجام همانند آن از دیگر [[اولیای الهی]] ممکن و واقع شده است.
خط ۵۵: خط ۹۶:
# [[ابن‌حجر مکی هیتمی]] در [[الصواعق المحرقه]] آن را کرامتی آشکار برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانسته و گفته است: “حدیث ردّ الشمس را [[طحاوی]] و [[قاضی]] [[عیاض]] صحیح دانسته و ابوزرعه و دیگران [[حسن]] شمرده‌اند، و سخن [[معتقدان]] به ساختگی بودن آن را رد کرده‌اند و در شرح همزیه البوصیری پس از [[نقل حدیث]] ردّ الشمس گفته است: “عده‌ای این [[حدیث]] را رد کرده و عده‌ای آن را صحیح دانسته‌اند، و سخن آنان [[حق]] است”. سپس تصریح کرده است یکی از دو روایتی که حدیث را از [[اسماء بنت عمیس]] [[روایت]] کرده، صحیح و دیگری حسن است”.
# [[ابن‌حجر مکی هیتمی]] در [[الصواعق المحرقه]] آن را کرامتی آشکار برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دانسته و گفته است: “حدیث ردّ الشمس را [[طحاوی]] و [[قاضی]] [[عیاض]] صحیح دانسته و ابوزرعه و دیگران [[حسن]] شمرده‌اند، و سخن [[معتقدان]] به ساختگی بودن آن را رد کرده‌اند و در شرح همزیه البوصیری پس از [[نقل حدیث]] ردّ الشمس گفته است: “عده‌ای این [[حدیث]] را رد کرده و عده‌ای آن را صحیح دانسته‌اند، و سخن آنان [[حق]] است”. سپس تصریح کرده است یکی از دو روایتی که حدیث را از [[اسماء بنت عمیس]] [[روایت]] کرده، صحیح و دیگری حسن است”.
و نمونه‌های دیگری که [[نقل]] آنها در این مجال نمی‌گنجد<ref>ر.ک: الغدیر، ج۳، ص۱۸۶-۲۰۲؛ نیز ر.ک: موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج۱۱، ص۷۵-۱۰۶؛ بحار الانوار، ج۴۱، ص۱۶۶-۱۹۱؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۴۵۶-۴۶۵.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۹۰.</ref>
و نمونه‌های دیگری که [[نقل]] آنها در این مجال نمی‌گنجد<ref>ر.ک: الغدیر، ج۳، ص۱۸۶-۲۰۲؛ نیز ر.ک: موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج۱۱، ص۷۵-۱۰۶؛ بحار الانوار، ج۴۱، ص۱۶۶-۱۹۱؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۴۵۶-۴۶۵.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۹۰.</ref>
==منابع==
* [[پرونده:1368914.jpg|22px]] [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|'''معارف و عقاید ۵''']]
==[[:رده:آثار امامت|منبع‌شناسی جامع امامت]]==
{{پرسش‌های وابسته}}
{{ستون-شروع|3}}
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های امامت|کتاب‌شناسی امامت]]؛
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های امامت|مقاله‌شناسی امامت]]؛
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های امامت|پایان‌نامه‌شناسی امامت]].
{{پایان}}
{{پایان}}
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}
{{امامت شناسی}}
[[رده:مدخل]]
[[رده:کرامات امام علی
]]
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش