جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان') |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
منظور از این مدخل خواسته و آرزوی منفعتی برای [[آینده]] از نوع مفید و مثبت آن است، مانند آنچه [[مؤمنان]] از [[خداوند]] توقع [[بخشش]] دارند و یا [[ایمان آوردن]] دیگران را میخواهند: {{متن قرآن|أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا}}<ref>«آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref> و یا [[آزمندی]] و [[دنیاطلبی]] است. و گاه [[طمع]] [[مخالفان پیامبر]] در [[غلبه]] بر [[حضرت]] است. جالب این است که [[طمع]] به هردو مفهوم در [[قرآن]] به کار رفته، مانند: {{متن قرآن|نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا}}<ref>«ما امید میبریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد» سوره شعراء، آیه ۵۱.</ref>. و در جهت منفی آن: {{متن قرآن|يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ}}<ref>«باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدثر، آیه ۱۵.</ref>. و گاه [[طمع]] در کنار [[خوف]]: {{متن قرآن|خَوْفًا وَطَمَعًا}}<ref>«بیم و امید» سوره روم، آیه ۲۴.</ref> که نشان میدهد، [[غرائز]] [[انسان]] هم کاربرد مثبت دارد و هم منفی. و در [[طبیعت]] و [[انسان]] همواره باید میان [[ترس]] و [[امیدواری]] باشد تا [[غرور]] نداشته باشد و [[ناامید]] و سرخورده نشود و این [[وصف]] درباره [[پیامبران]] دارای اهمیت است، چنانکه برای [[شناخت]] [[مخالفان]] آنان و [[درک]] جهت [[مخالفت]] [[مشرکان]] و توقع بیجا نداشتن از آنان مفید است. | منظور از این مدخل خواسته و آرزوی منفعتی برای [[آینده]] از نوع مفید و مثبت آن است، مانند آنچه [[مؤمنان]] از [[خداوند]] توقع [[بخشش]] دارند و یا [[ایمان آوردن]] دیگران را میخواهند: {{متن قرآن|أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا}}<ref>«آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref> و یا [[آزمندی]] و [[دنیاطلبی]] است. و گاه [[طمع]] [[مخالفان پیامبر]] در [[غلبه]] بر [[حضرت]] است. جالب این است که [[طمع]] به هردو مفهوم در [[قرآن]] به کار رفته، مانند: {{متن قرآن|نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا}}<ref>«ما امید میبریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد» سوره شعراء، آیه ۵۱.</ref>. و در جهت منفی آن: {{متن قرآن|يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ}}<ref>«باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدثر، آیه ۱۵.</ref>. و گاه [[طمع]] در کنار [[خوف]]: {{متن قرآن|خَوْفًا وَطَمَعًا}}<ref>«بیم و امید» سوره روم، آیه ۲۴.</ref> که نشان میدهد، [[غرائز]] [[انسان]] هم کاربرد مثبت دارد و هم منفی. و در [[طبیعت]] و [[انسان]] همواره باید میان [[ترس]] و [[امیدواری]] باشد تا [[غرور]] نداشته باشد و [[ناامید]] و سرخورده نشود و این [[وصف]] درباره [[پیامبران]] دارای اهمیت است، چنانکه برای [[شناخت]] [[مخالفان]] آنان و [[درک]] جهت [[مخالفت]] [[مشرکان]] و توقع بیجا نداشتن از آنان مفید است. | ||
#{{متن قرآن|أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دستهای از آنان سخن خداوند را میشنیدند و آن را پس از آنکه در مییافتند آگاهانه دگرگون میکردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref>. '''نکته''': این [[چشمداشت]] و [[طمع]] [[مسلمانان]] به [[ایمان]] [[یهود]] که شاید به [[دعوت]] آنان گرایند، بهجا بود؛ زیرا در جزیرةالعرب به خصوص در اطراف یثرب مردمی که از [[کتابهای آسمانی]] و [[پیمبران]] [[آگاهی]] داشتند تنها [[یهودیان]] بودند. طوائف [[یهود]] در میان [[مشرکین]] محصور بودند و با [[ترس]] و [[بیم]] و بانتظار [[فرج]] به سر میبردند و گاه گاهی [[ظهور]] [[پیمبر]] [[نجات دهنده]] را [[پیشبینی]] میکردند. تا آنکه [[پیمبر]] [[خدا]] از میان همین [[عرب]] برخاست و [[پیمبران]] بزرگوار [[بنیاسرائیل]] و [[قبله]] و کتاب آنها را [[تصدیق]] و تثبیت نمود. [[مسلمانان]] [[امید]] داشتند که اینها به زودی بگروند یا به [[مخالفت]] برنخیزند. ولی [[یهود]] نه گرویدند و نه آنچه از [[اسرار]] و [[اخبار]] گذشتگان در دلهای خود پنهان میداشتند که [[دعوت به توحید]] و [[هدایت]] به راه [[پیمبران]] گذشته را [[تأیید]] میکرد، | #{{متن قرآن|أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دستهای از آنان سخن خداوند را میشنیدند و آن را پس از آنکه در مییافتند آگاهانه دگرگون میکردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref>. '''نکته''': این [[چشمداشت]] و [[طمع]] [[مسلمانان]] به [[ایمان]] [[یهود]] که شاید به [[دعوت]] آنان گرایند، بهجا بود؛ زیرا در جزیرةالعرب به خصوص در اطراف یثرب مردمی که از [[کتابهای آسمانی]] و [[پیمبران]] [[آگاهی]] داشتند تنها [[یهودیان]] بودند. طوائف [[یهود]] در میان [[مشرکین]] محصور بودند و با [[ترس]] و [[بیم]] و بانتظار [[فرج]] به سر میبردند و گاه گاهی [[ظهور]] [[پیمبر]] [[نجات دهنده]] را [[پیشبینی]] میکردند. تا آنکه [[پیمبر]] [[خدا]] از میان همین [[عرب]] برخاست و [[پیمبران]] بزرگوار [[بنیاسرائیل]] و [[قبله]] و کتاب آنها را [[تصدیق]] و تثبیت نمود. [[مسلمانان]] [[امید]] داشتند که اینها به زودی بگروند یا به [[مخالفت]] برنخیزند. ولی [[یهود]] نه گرویدند و نه آنچه از [[اسرار]] و [[اخبار]] گذشتگان در دلهای خود پنهان میداشتند که [[دعوت به توحید]] و [[هدایت]] به راه [[پیمبران]] گذشته را [[تأیید]] میکرد، آشکار کردند. این هم [[شاهد]] دیگری است که دلهای اینان از سنگ سختتر است. دستهای از اینها کلمات خدای را از زبان پیمبرانشان میشنیدند و به حسب هواهای خود و برای [[پیروان]] خود آن کلمات [[حق]] را [[تحریف]] میکردند. این سنگدلان هوی و مالپرست که آن همه [[آیات]] مشهود و محسوس را برای [[پیروان]] خود از جهت لفظ و معنا [[تحریف]] میکردند چگونه [[انتظار]] میرود که به سود شما [[مسلمانان]] به آیاتی که با [[دل]] و [[عقل]] پیوسته است [[ایمان]] آرند: {{متن قرآن|وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ}}اینها با [[علم]] و [[تعقل]] کلمات [[خدا]] را [[تحریف]] میکردند نه از روی [[اشتباه]] و نفهمیدن: {{متن قرآن|مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>پرتوی از قرآن، ج۱، ص۲۰۳.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ما امید میبریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد زیرا نخستین مؤمنان بودهایم» سوره شعراء، آیه ۵۱.</ref>. '''نکته''': [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر]] [[المیزان]] نکتهای را مطرح میکند: {{متن قرآن|إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ}} این جمله، تعلیل آن مطلبی است که از [[کلام]] سابقشان استفاده میشد و آن این است که ما نه تنها از [[مرگ]] و کشته شدن باک نداریم، بلکه [[مشتاق]] آن نیز هستیم تا [[پروردگار]] خود را [[دیدار]] کنیم، چرا که با مردن و کشته شدن به سوی [[پروردگار]] خود بر میگردیم و از این برگشتن هم خوفی نداریم، برای اینکه ما امیدواریم پروردگارمان خطاهای ما را بیامرزد و برای اینکه ما اولین کسی هستیم که به [[موسی]] و [[هارون]]، فرستادگان پروردگارمان [[ایمان]] آوردیم. و این تعلیل تعلیلی است صحیح، برای اینکه [[فتح]] باب در هر امر خیری اثری از [[خیرات]] دارد که هیچ [[عقل]] سالمی در آن [[شک]] نمیکند، پس اگر [[خدای سبحان]] بنا داشته باشد مؤمنی را به علت اینکه به [[رحمت]] و [[مغفرت]] او [[ایمان]] دارد بیامرزد، قطعاً [[رحمت]] و [[مغفرت]] او اولین کسی را که [[فتح]] باب [[ایمان]] کرده و راه را برای دیگران هموار ساخته وا نمیگذارد<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۳۸۵.</ref>. | #{{متن قرآن|إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ما امید میبریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد زیرا نخستین مؤمنان بودهایم» سوره شعراء، آیه ۵۱.</ref>. '''نکته''': [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر]] [[المیزان]] نکتهای را مطرح میکند: {{متن قرآن|إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ}} این جمله، تعلیل آن مطلبی است که از [[کلام]] سابقشان استفاده میشد و آن این است که ما نه تنها از [[مرگ]] و کشته شدن باک نداریم، بلکه [[مشتاق]] آن نیز هستیم تا [[پروردگار]] خود را [[دیدار]] کنیم، چرا که با مردن و کشته شدن به سوی [[پروردگار]] خود بر میگردیم و از این برگشتن هم خوفی نداریم، برای اینکه ما امیدواریم پروردگارمان خطاهای ما را بیامرزد و برای اینکه ما اولین کسی هستیم که به [[موسی]] و [[هارون]]، فرستادگان پروردگارمان [[ایمان]] آوردیم. و این تعلیل تعلیلی است صحیح، برای اینکه [[فتح]] باب در هر امر خیری اثری از [[خیرات]] دارد که هیچ [[عقل]] سالمی در آن [[شک]] نمیکند، پس اگر [[خدای سبحان]] بنا داشته باشد مؤمنی را به علت اینکه به [[رحمت]] و [[مغفرت]] او [[ایمان]] دارد بیامرزد، قطعاً [[رحمت]] و [[مغفرت]] او اولین کسی را که [[فتح]] باب [[ایمان]] کرده و راه را برای دیگران هموار ساخته وا نمیگذارد<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۳۸۵.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَالَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ}}<ref>«و همان که امید میبرم در روز پاداش و کیفر لغزش مرا ببخشاید» سوره شعراء، آیه ۸۲.</ref>. | #{{متن قرآن|وَالَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ}}<ref>«و همان که امید میبرم در روز پاداش و کیفر لغزش مرا ببخشاید» سوره شعراء، آیه ۸۲.</ref>. | ||