بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*[[حق تقدیم]] ( | *[[حق تقدیم]] (افضلیت) دارای دو جنبه است. از یک جنبه [[حق]] فردی است و آن اینکه وجود [[کمالات]] [[علمی]] و عملی در [[ائمه]]{{عم}} اقضا میکند که آنان [[برتر]] از دیگران باشند یعنی [[برتری]] [[حق]] آنان است که [[خداوند متعال]] برای آنها قرار داده است؛ اما جنبه دیگر آنکه نسبت به [[مکلفین]] ایجاد [[حق]] و به تبع آن ایجاد [[تکلیف]] مینماید. [[برتری]] دانستن و [[برتری]] دادن [[اهل بیت]]{{عم}} در تمامی عرصههای [[علمی]]، [[معنوی]]، [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] در مقایسه با افراد دیگر است<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۷۵- ۱۷۶.</ref>. | ||
==[[امامت]] و | ==[[امامت]] و افضلیت== | ||
*یکی از مسائلی که در بین [[اهل تسنن]] و [[تشیع]] در بحث [[امامت]] مورد بحث واقع شده، مسئله | *یکی از مسائلی که در بین [[اهل تسنن]] و [[تشیع]] در بحث [[امامت]] مورد بحث واقع شده، مسئله افضلیت و [[برتری امام]] بر دیگران است که تحت عنوان [[افضلیت امام]] مطرح میشود. | ||
*علمای [[تسنن]] میگویند: [[عصمت]] و | *علمای [[تسنن]] میگویند: [[عصمت]] و افضلیت در [[امام]] لازم نیست چون [[منصب]] [[خلیفه]] را فقط برای رسیدگی به [[امور اجتماعی]] و [[شئون]] [[عامه]] میدانند<ref>محمد حسین حسینی تهرانی، امامشناسی، ج۲، ص۱۲۵.</ref>، به عنوان مثال [[تفتازانی]] میگوید: "شرط نیست که [[امام]] [[افضل]] [[مردم]] باشد"<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۲۳۳.</ref>. | ||
*به طوری که میبینیم [[ابن ابی الحدید معتزلی]] در اول [[شرح نهج البلاغه]] خود مینویسد: "[[سپاس]] خدایی را سزد که [[مفضول]] را بر [[فاضل]] مقدم داشت، به خاطر اقتضای یک [[مصلحت]] تکلیفی"<ref>{{متن حدیث|الحمد لله الذي... و قدم المفضول على الأفضل لمصلحة اقتضاها التكليف...}}؛ ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۳.</ref> . | *به طوری که میبینیم [[ابن ابی الحدید معتزلی]] در اول [[شرح نهج البلاغه]] خود مینویسد: "[[سپاس]] خدایی را سزد که [[مفضول]] را بر [[فاضل]] مقدم داشت، به خاطر اقتضای یک [[مصلحت]] تکلیفی"<ref>{{متن حدیث|الحمد لله الذي... و قدم المفضول على الأفضل لمصلحة اقتضاها التكليف...}}؛ ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۳.</ref> . | ||
*ولی بیپایگی و [[نادرستی]] این سخن از جهات متعددی که ذیلاً بدان اشاره میگردد، معلوم میشود: | *ولی بیپایگی و [[نادرستی]] این سخن از جهات متعددی که ذیلاً بدان اشاره میگردد، معلوم میشود: | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
#این تقدیم اگر به [[اراده]] و [[مشیت الهی]] بود، چرا [[امام علی]]{{ع}} از این [[انتخاب]] [[شکایت]] میکند؟ آیا [[شکایت]]، [[اعتراض]] بر [[انتخاب]] الهی نیست؟ | #این تقدیم اگر به [[اراده]] و [[مشیت الهی]] بود، چرا [[امام علی]]{{ع}} از این [[انتخاب]] [[شکایت]] میکند؟ آیا [[شکایت]]، [[اعتراض]] بر [[انتخاب]] الهی نیست؟ | ||
#اگر [[انتخاب]] [[ابوبکر]] و تقدیم او بر [[امام علی]]{{ع}} به [[مصلحت]] و [[خواست الهی]] بود، چرا [[ابوبکر]] از [[مردم]] میخواست که او را از [[خلافت]] [[خلع]] کنند، زیرا با [[وجود امام]] [[علی]]{{ع}} خود را لایق آن نمیدیده است<ref>ر.ک: علی اصغر رضوانی، شیعهشناسی و پاسخ به شبهات، ج۱، ص۵۵۴؛ قاضی نور الله مرعشی، إحقاق الحق، ج۲، ص۳۲۵.</ref>. | #اگر [[انتخاب]] [[ابوبکر]] و تقدیم او بر [[امام علی]]{{ع}} به [[مصلحت]] و [[خواست الهی]] بود، چرا [[ابوبکر]] از [[مردم]] میخواست که او را از [[خلافت]] [[خلع]] کنند، زیرا با [[وجود امام]] [[علی]]{{ع}} خود را لایق آن نمیدیده است<ref>ر.ک: علی اصغر رضوانی، شیعهشناسی و پاسخ به شبهات، ج۱، ص۵۵۴؛ قاضی نور الله مرعشی، إحقاق الحق، ج۲، ص۳۲۵.</ref>. | ||
*در مقابل [[اهل تسنن]]، [[امامیه]] معتقدند که [[امام]] از تمام افراد کاملتر و فاضلتر میباشد مرحوم [[خواجه نصیر]] و [[شاگرد]] او [[علامه حلی]]{{ع}} با ۲۵ [[دلیل]] به [[اثبات]] | *در مقابل [[اهل تسنن]]، [[امامیه]] معتقدند که [[امام]] از تمام افراد کاملتر و فاضلتر میباشد مرحوم [[خواجه نصیر]] و [[شاگرد]] او [[علامه حلی]]{{ع}} با ۲۵ [[دلیل]] به [[اثبات]] افضلیت آن [[حضرت]] پرداختهاند <ref>ر.ک: کشف المراد، ص۲۱۲-۲۳۸.</ref>. همچنین [[شیعه امامیه]] میگویند: [[واجب]] است [[امام]] [[افضل]] باشد از همه [[مردم]] در تمامی صفات کمالی، از جمله [[علم]] و [[فهم]] و [[رأی]] و [[دوراندیشی]] و [[کرامت]] و [[حسن خلق]] و [[عفت]] و [[زهد]] و [[عدل]] و [[تقوی]] و [[سیاست]] شرعیه و امثال اینها"<ref>علی بامیانی، خلافة الإمام علی، ص۱۹.</ref><ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۷۶- ۱۷۸.</ref>. | ||
==[[افضلیت پیامبر]]== | ==[[افضلیت پیامبر]]== | ||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
فرض سوم از آن جهت باطل است که مستلزم [[ترجیح بلامرجح]] است و ترجیح بلامرجح از نظر عقل قبیح و بلکه محال است. [[خواجه نصیرالدین طوسی]] در این باره گفته است: {{عربی|و قبح تقدیم المفضول معلوم و لا ترجیح فی المساوی}}<ref>کشف المراد، ص۴۹۵.</ref>؛ ناروایی مقدم داشتن مفضول بر افضل معلوم است، و در فرض [[تساوی]] امام با دیگران، وجهی برای ترجیح امام بر دیگران وجود ندارد. با [[نادرستی]] فرض دوم و سوم، فرض اول متعیّن خواهد بود. بنابراین، امام باید بر دیگران برتر باشد. | فرض سوم از آن جهت باطل است که مستلزم [[ترجیح بلامرجح]] است و ترجیح بلامرجح از نظر عقل قبیح و بلکه محال است. [[خواجه نصیرالدین طوسی]] در این باره گفته است: {{عربی|و قبح تقدیم المفضول معلوم و لا ترجیح فی المساوی}}<ref>کشف المراد، ص۴۹۵.</ref>؛ ناروایی مقدم داشتن مفضول بر افضل معلوم است، و در فرض [[تساوی]] امام با دیگران، وجهی برای ترجیح امام بر دیگران وجود ندارد. با [[نادرستی]] فرض دوم و سوم، فرض اول متعیّن خواهد بود. بنابراین، امام باید بر دیگران برتر باشد. | ||
برخی [[تصور]] کردهاند که | برخی [[تصور]] کردهاند که افضلیت، مستلزم ارجحیت نیست، زیرا چه بسا فردی در [[آگاهی]] از [[معارف]] و [[احکام دینی]] و [[عبادت]] بر دیگران برتر باشد، ولی [[توانایی]] و آگاهی کافی برای [[رهبری]] و [[تدبیر]] [[امور جامعه]] را نداشته باشد؛ چنانکه عکس آن نیز ممکن است و آنچه در [[امامت]] و [[رهبری]] تعیینکننده است، [[آگاهی]] و توان کافی در [[مدیریت]] [[سیاسی]] است نه [[برتری]] در [[علم]] بر [[احکام شریعت]] و [[عبادت]]<ref>شرح المواقف، ج۸، ص۳۷۳؛ شرح المقاصد، ج۵، ص۲۴۶؛ النبراس، ص۵۳۵.</ref>. | ||
منشأ این [[تصور]]، آن است که برتری در [[صفات کمال]]، نسبی فرض شده است، در حالی که برتری در باب امامت و رهبری، شامل همه صفات کمالی است که در تحقق یافتن و [[اهداف امامت]] نقش دارند و کسی که در برخی صفات بر دیگران [[برتر]] باشد، مصداق [[افضل]] به معنای مطلق آن نخواهد بود<ref>الشافی فی الإمامة، ج۳، ص۱۷۸؛ دلائل الصدق، ج۳، ص۲۹-۳۰.</ref>. | منشأ این [[تصور]]، آن است که برتری در [[صفات کمال]]، نسبی فرض شده است، در حالی که برتری در باب امامت و رهبری، شامل همه صفات کمالی است که در تحقق یافتن و [[اهداف امامت]] نقش دارند و کسی که در برخی صفات بر دیگران [[برتر]] باشد، مصداق [[افضل]] به معنای مطلق آن نخواهد بود<ref>الشافی فی الإمامة، ج۳، ص۱۷۸؛ دلائل الصدق، ج۳، ص۲۹-۳۰.</ref>. | ||
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
در این [[آیه]] دو گزینه با یکدیگر مقایسه شده است: یکی فردی که خود، [[هدایت یافته]] است و به [[هدایت]] انسانهای دیگر نیازی ندارد، در نتیجه میتواند مردم را هدایت کند، و دیگر فردی که تا دیگران، وی را هدایت نکنند، هدایت یافته نخواهد بود. اکنون اگر بنا باشد [[انسان]] از یکی از دو گزینه مزبور [[پیروی]] کند، کدامیک از آن دو سزاوارتر است؟ بدون [[شک]]، عقل [[سلیم]]، پیروی از گزینه نخست را [[نیکو]] و [[پیروی]] از گزینه دوم را [[ناپسند]] میداند. جمله {{متن قرآن|فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}} ناظر به همین [[حکم عقلی]] و [[درک]] وجدانی است<ref>کشف المراد، ص۴۹۵؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۶۸؛ ارشاد الطالبین، ۳۳۶.</ref>. | در این [[آیه]] دو گزینه با یکدیگر مقایسه شده است: یکی فردی که خود، [[هدایت یافته]] است و به [[هدایت]] انسانهای دیگر نیازی ندارد، در نتیجه میتواند مردم را هدایت کند، و دیگر فردی که تا دیگران، وی را هدایت نکنند، هدایت یافته نخواهد بود. اکنون اگر بنا باشد [[انسان]] از یکی از دو گزینه مزبور [[پیروی]] کند، کدامیک از آن دو سزاوارتر است؟ بدون [[شک]]، عقل [[سلیم]]، پیروی از گزینه نخست را [[نیکو]] و [[پیروی]] از گزینه دوم را [[ناپسند]] میداند. جمله {{متن قرآن|فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}} ناظر به همین [[حکم عقلی]] و [[درک]] وجدانی است<ref>کشف المراد، ص۴۹۵؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۶۸؛ ارشاد الطالبین، ۳۳۶.</ref>. | ||
ممکن است گفته شود: این آیه بر دیدگاه [[شیعه]]- که [[افضلیت امام]] را شرط لازم [[امام]] میداند- دلالت نمیکند، بلکه بر دیدگاه کسانی دلالت دارد که | ممکن است گفته شود: این آیه بر دیدگاه [[شیعه]]- که [[افضلیت امام]] را شرط لازم [[امام]] میداند- دلالت نمیکند، بلکه بر دیدگاه کسانی دلالت دارد که افضلیت را شرط کمال در امام میدانند، نه شرط لازم<ref>عدهای از متکلمان معتزلی، طرفدار این دیدگاهاند.</ref>، زیرا مفاد واژه {{متن قرآن|أَحَقُّ}} این است که گزینه اول بر گزینه دوم [[برتری]] دارد، نه اینکه گزینه اول متعین و لازم است. | ||
پاسخ: در این [[آیه]] قرینه روشنی وجود دارد که مقصود از {{متن قرآن|أَحَقُّ}} آن نیست که هر دو گزینه، خوب و پذیرفته است، ولی گزینه اول برتری دارد، بلکه مقصود این است که فقط گزینه اول درست است و گزینه دوم پذیرفته نیست، زیرا در آغاز آیه، [[پرستش]] [[خدای یکتا]] با پرستش [[بتها]] و معبودهای [[دروغین]] مقایسه شده است: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ}}<ref>«بگو آیا از شریکانتان کسی هست که به سوی “حق” رهنمون باشد؟ بگو خداوند به “حق” رهنماست» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref>. روشن است که بتها و معبودان دروغین هیچگونه [[هدایتگری]] به [[حق]] نداشته، و پرستش آنها [[باطل]] است، و تنها باید خدای یکتا را پرستش کرد. بنابراین، در ادامه آیه که فرموده است: {{متن قرآن|أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}} مقصود این است که تنها باید از کسی پیروی کرد که [[هدایتگر]] به حق است و احتمال [[خطا]] و [[انحراف]] در او وجود ندارد. شاید وجه اینکه [[خداوند متعال]] در این جا از واژه {{متن قرآن|أَحَقُّ}} استفاده کرده، آن بوده است که [[مشرکان]] را به [[تفکر]] وادارد و [[عقل]] و [[فطرت]] آنان را بیدار سازد و تعصبهای [[جاهلی]]، مانع [[اندیشیدن]] آنان نشود<ref>{{عربی|والتعبیر فی الترجیح فی قوله:}} {{متن قرآن|أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ}} {{عربی|بأفعل التفضیل الدال علی مطلق الرجحان دون التعین و الانحصار، مع ان اتباعه تعالی حق لاغیر، و اتباعهم لانصیب له من الحق، انما هو بالنظر الی مقام الترجیح و لیسهل بذلک قبولهم للقول من غیر اثارة لعصبیتهم و تهییج لجهالهتم}}؛ المیزان فی التفسیر القرآن، ج۱۰، ص۵۷.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۲۱.</ref> | پاسخ: در این [[آیه]] قرینه روشنی وجود دارد که مقصود از {{متن قرآن|أَحَقُّ}} آن نیست که هر دو گزینه، خوب و پذیرفته است، ولی گزینه اول برتری دارد، بلکه مقصود این است که فقط گزینه اول درست است و گزینه دوم پذیرفته نیست، زیرا در آغاز آیه، [[پرستش]] [[خدای یکتا]] با پرستش [[بتها]] و معبودهای [[دروغین]] مقایسه شده است: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ}}<ref>«بگو آیا از شریکانتان کسی هست که به سوی “حق” رهنمون باشد؟ بگو خداوند به “حق” رهنماست» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref>. روشن است که بتها و معبودان دروغین هیچگونه [[هدایتگری]] به [[حق]] نداشته، و پرستش آنها [[باطل]] است، و تنها باید خدای یکتا را پرستش کرد. بنابراین، در ادامه آیه که فرموده است: {{متن قرآن|أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}} مقصود این است که تنها باید از کسی پیروی کرد که [[هدایتگر]] به حق است و احتمال [[خطا]] و [[انحراف]] در او وجود ندارد. شاید وجه اینکه [[خداوند متعال]] در این جا از واژه {{متن قرآن|أَحَقُّ}} استفاده کرده، آن بوده است که [[مشرکان]] را به [[تفکر]] وادارد و [[عقل]] و [[فطرت]] آنان را بیدار سازد و تعصبهای [[جاهلی]]، مانع [[اندیشیدن]] آنان نشود<ref>{{عربی|والتعبیر فی الترجیح فی قوله:}} {{متن قرآن|أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ}} {{عربی|بأفعل التفضیل الدال علی مطلق الرجحان دون التعین و الانحصار، مع ان اتباعه تعالی حق لاغیر، و اتباعهم لانصیب له من الحق، انما هو بالنظر الی مقام الترجیح و لیسهل بذلک قبولهم للقول من غیر اثارة لعصبیتهم و تهییج لجهالهتم}}؛ المیزان فی التفسیر القرآن، ج۱۰، ص۵۷.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۲۱.</ref> | ||
| خط ۸۷: | خط ۸۷: | ||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته== | ||
* [[اثبات افضلیت]] | * [[اثبات افضلیت]] | ||
* | * افضلیت | ||
=='''[[:رده:آثار افضلیت|منبعشناسی جامع افضلیت]]'''== | =='''[[:رده:آثار افضلیت|منبعشناسی جامع افضلیت]]'''== | ||