جز
جایگزینی متن - 'تجلی' به 'تجلی'
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
جز (جایگزینی متن - 'تجلی' به 'تجلی') |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
* [[مقام خاتم اولیا]]، [[باطن]] [[مقام خاتم انبیا]] است، زیرا [[ولایت]]، [[باطن نبوت]] است. ظاهر [[نبوت]]، اعلام [[خبر از غیب]] و [[باطن]] آن، [[تصرف]] در [[انسانها]] از طریق [[اجرای احکام]] است. به همین [[دلیل]] است که خاتم [[اولیا]] در واقع، همان [[خاتم انبیا]]<ref>ترمذی، ختم الاولیاء، ص۴۸۷.</ref> و [[حقیقت محمدیه]] است که در مظاهر همه [[انبیا]] و [[اولیا]] | * [[مقام خاتم اولیا]]، [[باطن]] [[مقام خاتم انبیا]] است، زیرا [[ولایت]]، [[باطن نبوت]] است. ظاهر [[نبوت]]، اعلام [[خبر از غیب]] و [[باطن]] آن، [[تصرف]] در [[انسانها]] از طریق [[اجرای احکام]] است. به همین [[دلیل]] است که خاتم [[اولیا]] در واقع، همان [[خاتم انبیا]]<ref>ترمذی، ختم الاولیاء، ص۴۸۷.</ref> و [[حقیقت محمدیه]] است که در مظاهر همه [[انبیا]] و [[اولیا]] تجلی یافته و به تعینات اعیان ثابتۀ [[اولیا]] و [[انبیا]] [[مقید]] شده است<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، (مقدمه قیصری)، ص۱۲۷.</ref>. | ||
* [[ولایت]] از دیدگاه [[عرفان]]، چشمهای است جوشان که مایه [[حیات]]، [[رشد]] و تعالی عالم و به خصوص [[انسان]] است. در [[عرفان]]، [[ولایت]]، [[باطن]] و اساس جمیع [[کمالات]] و سرآغاز نیل به مراتب عالی است، لذا [[ولایت]] بالاترین [[کمالات]] به شمار میرود که [[کمالات]] دیگر مندرج در آن است. بدین ترتیب، عرفای بزرگ، [[ولایت]] را فلک عام و محیطی میدانند که شامل [[نبوت]] و [[رسالت]]، که از بزرگترین [[کمالات]] محسوب میشوند، است. البته [[نبوت]] و [[رسالت]] در [[امانت]] گرانقدر الهیاند که وظایفی که برای شخص [[رسول]] و [[نبی]] به همراه دارند، محدود به همین عالم عین و [[شهادت]] است، در حالی که [[ولایت]] که [[باطن]] این دو است، این [[حصر]] را ندارد و همواره باقی است<ref>سیدعلیرضا صدرحسینی، شرح مقدمه بر فصوص، ص۲۲۹ – ۲۳۱.</ref>. | * [[ولایت]] از دیدگاه [[عرفان]]، چشمهای است جوشان که مایه [[حیات]]، [[رشد]] و تعالی عالم و به خصوص [[انسان]] است. در [[عرفان]]، [[ولایت]]، [[باطن]] و اساس جمیع [[کمالات]] و سرآغاز نیل به مراتب عالی است، لذا [[ولایت]] بالاترین [[کمالات]] به شمار میرود که [[کمالات]] دیگر مندرج در آن است. بدین ترتیب، عرفای بزرگ، [[ولایت]] را فلک عام و محیطی میدانند که شامل [[نبوت]] و [[رسالت]]، که از بزرگترین [[کمالات]] محسوب میشوند، است. البته [[نبوت]] و [[رسالت]] در [[امانت]] گرانقدر الهیاند که وظایفی که برای شخص [[رسول]] و [[نبی]] به همراه دارند، محدود به همین عالم عین و [[شهادت]] است، در حالی که [[ولایت]] که [[باطن]] این دو است، این [[حصر]] را ندارد و همواره باقی است<ref>سیدعلیرضا صدرحسینی، شرح مقدمه بر فصوص، ص۲۲۹ – ۲۳۱.</ref>. | ||
* [[ولایت]]، [[رسالت]] و [[نبوت]] هر کدام مراتب و اقسامی دارند که به تَبَع آن [[اولیا]]، [[رسولان]] و [[انبیا]] واجد درجاتی هستند، لیکن از منظر [[عرفان]] صاحب واقعی تمام [[ولایتها]]، [[نبوتها]]، [[رسالتها]]، یک [[حقیقت]] است؛ حقیقتی که [[کاملترین]] [[مظهر]] و مجلای [[حضرت حق]]، متحقق به جمیع [[اسمای الهی]] و واسطه در [[فیض]] به ماسواست؛ یعنی همان [[حقیقت محمدیه]]{{صل}}<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، تحقیق حسن حسنزاده آملی، ص۱۶۶.</ref>. | * [[ولایت]]، [[رسالت]] و [[نبوت]] هر کدام مراتب و اقسامی دارند که به تَبَع آن [[اولیا]]، [[رسولان]] و [[انبیا]] واجد درجاتی هستند، لیکن از منظر [[عرفان]] صاحب واقعی تمام [[ولایتها]]، [[نبوتها]]، [[رسالتها]]، یک [[حقیقت]] است؛ حقیقتی که [[کاملترین]] [[مظهر]] و مجلای [[حضرت حق]]، متحقق به جمیع [[اسمای الهی]] و واسطه در [[فیض]] به ماسواست؛ یعنی همان [[حقیقت محمدیه]]{{صل}}<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، تحقیق حسن حسنزاده آملی، ص۱۶۶.</ref>. | ||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
# [[ولایت]] او خاص باشد | # [[ولایت]] او خاص باشد | ||
#با [[ظهور]] او، [[ولایت]] ختم شود و هیچ ولیّای به [[مقام]] و [[منزلت]] او هرگز ظاهر نگردد<ref>ابنعربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۱۸۵.</ref>. | #با [[ظهور]] او، [[ولایت]] ختم شود و هیچ ولیّای به [[مقام]] و [[منزلت]] او هرگز ظاهر نگردد<ref>ابنعربی، فتوحات مکیه، ج۱، ص۱۸۵.</ref>. | ||
* [[ولیّ]] [[حق]] و [[حاکم]] مطلق، [[حضرت ختمی مرتبت]] است، چون او [[مظهر اسم]] جامع جمیع اسما ([[الله]])، بلکه عین اسم جامع است، از اینرو از همه کس به [[حق تعالی]] نزدیکتر است، زیرا [[مظهر]] عین ظاهر و اسم عین مسمّا و تفاوت آن دو به نوع [[ظهور]] ذاتی و صفاتی است و چون تفاوت این دو نوع [[ظهور]] به [[نقص]] و [[ضعف]] نیست، بلکه بدین جهت است که مُحال است | * [[ولیّ]] [[حق]] و [[حاکم]] مطلق، [[حضرت ختمی مرتبت]] است، چون او [[مظهر اسم]] جامع جمیع اسما ([[الله]])، بلکه عین اسم جامع است، از اینرو از همه کس به [[حق تعالی]] نزدیکتر است، زیرا [[مظهر]] عین ظاهر و اسم عین مسمّا و تفاوت آن دو به نوع [[ظهور]] ذاتی و صفاتی است و چون تفاوت این دو نوع [[ظهور]] به [[نقص]] و [[ضعف]] نیست، بلکه بدین جهت است که مُحال است تجلی در مرتبه متجلی باشد. پس [[حضرت ختمی مرتبت]]، [[ولیّ]] مطلق است که عین اسم جامع میباشد<ref>محمدرضا قمشهای، تعلیقات بر فصوص الحکم، ص۳.</ref>. | ||
*بنابر [[اتفاق نظر]] همه عرفا، "[[نبوت]]" جهت خَلقی [[نبی]] و "[[ولایت]]" جهت حقّی اوست، و "[[ولیّ]]" از [[اسمای الهی]] است و فناناپذیر است. پس بعد از [[انقطاع]] نبویت، "[[ولایت]]" منقطع نمیشود و تا هنگامی که عالَم موجود است "[[ولایت]]" نیز استمرار دارد. لذا همانطور که در اُمم سابق بر [[اسلام]]، [[فرزندان]] بسیار از [[انبیا]]، به [[مقام نبوت]] و "[[ولایت]]" نائل شدند، [[اهل بیت]] [[حضرت ختمی مرتبت]] نیز بعد از [[انقطاع]] [[نبوت]]، [[وارث]] [[مقام]] و مرتبه "[[ولایت]]" آن [[حضرت]] هستند و نزد عرفا مسلّم است که "ولیِّ کاملِ صاحبِ [[ولایت مطلقه]]"، خاتمِ [[ولایت مطلقه]] [[مقام نبوت]]، در هر عصر منحصر به یک فرد از افراد [[عترت]] طاهرین{{عم}} است و دیگر [[اولیا]]، محکوم به [[حکم]] [[قطب]] کامل مکملاند<ref>فرغانی، مشارق الدّراری، ص۸۳.</ref>. | *بنابر [[اتفاق نظر]] همه عرفا، "[[نبوت]]" جهت خَلقی [[نبی]] و "[[ولایت]]" جهت حقّی اوست، و "[[ولیّ]]" از [[اسمای الهی]] است و فناناپذیر است. پس بعد از [[انقطاع]] نبویت، "[[ولایت]]" منقطع نمیشود و تا هنگامی که عالَم موجود است "[[ولایت]]" نیز استمرار دارد. لذا همانطور که در اُمم سابق بر [[اسلام]]، [[فرزندان]] بسیار از [[انبیا]]، به [[مقام نبوت]] و "[[ولایت]]" نائل شدند، [[اهل بیت]] [[حضرت ختمی مرتبت]] نیز بعد از [[انقطاع]] [[نبوت]]، [[وارث]] [[مقام]] و مرتبه "[[ولایت]]" آن [[حضرت]] هستند و نزد عرفا مسلّم است که "ولیِّ کاملِ صاحبِ [[ولایت مطلقه]]"، خاتمِ [[ولایت مطلقه]] [[مقام نبوت]]، در هر عصر منحصر به یک فرد از افراد [[عترت]] طاهرین{{عم}} است و دیگر [[اولیا]]، محکوم به [[حکم]] [[قطب]] کامل مکملاند<ref>فرغانی، مشارق الدّراری، ص۸۳.</ref>. | ||
*آرای عرفا درباره [[خاتم ولایت]] به نظرِ کمَّل از [[اهل معرفت]]، خاتم [[ولایت مطلقه]]، [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و [[خاتم ولایت]] مقیده، [[حضرت مهدی]]{{ع}} است<ref>برای اطلاع بیشتر ر.ک: صدرالدین قونوی، فکوک، فصّ هارونی، مطبوع در حواشی منازل السائرین، ص۲۸۸؛ فَرغانی، مشارق الدّراری، ص۸۷؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، مقدمه قیصری، ص۱۲۷.</ref>. کسی که در برخی تعابیر خود با [[رأی]] اکثر عرفا [[مخالفت]] ورزیده است، شیخ اکبر<ref>محییالدّین عربی، معروف به شیخ اکبر و شاگردش صدرالدّین قونوی، معروف به شیخ کبیر است؛ (به نقل از: استاد سیدجلالالدین آشتیانی، مقدمه بر شرح فصوص الحکم قیصری).</ref> و برخی شارحان آثار وی مانند [[قیصری]] است. سخنان [[ابنعربی]] در این زمینه [[انسجام]] لازم را ندارد، اگرچه میتوان گفت که به نظر وی، "[[خاتم ولایت]] مطلق، [[حضرت عیسی]]{{ع}} و [[خاتم ولایت]] [[مقید]]، خود [[ابنعربی]] است"<ref>سیدحیدر آملی، المقدمات من نش النصوص، ص۴۱۱.</ref>. | *آرای عرفا درباره [[خاتم ولایت]] به نظرِ کمَّل از [[اهل معرفت]]، خاتم [[ولایت مطلقه]]، [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و [[خاتم ولایت]] مقیده، [[حضرت مهدی]]{{ع}} است<ref>برای اطلاع بیشتر ر.ک: صدرالدین قونوی، فکوک، فصّ هارونی، مطبوع در حواشی منازل السائرین، ص۲۸۸؛ فَرغانی، مشارق الدّراری، ص۸۷؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، مقدمه قیصری، ص۱۲۷.</ref>. کسی که در برخی تعابیر خود با [[رأی]] اکثر عرفا [[مخالفت]] ورزیده است، شیخ اکبر<ref>محییالدّین عربی، معروف به شیخ اکبر و شاگردش صدرالدّین قونوی، معروف به شیخ کبیر است؛ (به نقل از: استاد سیدجلالالدین آشتیانی، مقدمه بر شرح فصوص الحکم قیصری).</ref> و برخی شارحان آثار وی مانند [[قیصری]] است. سخنان [[ابنعربی]] در این زمینه [[انسجام]] لازم را ندارد، اگرچه میتوان گفت که به نظر وی، "[[خاتم ولایت]] مطلق، [[حضرت عیسی]]{{ع}} و [[خاتم ولایت]] [[مقید]]، خود [[ابنعربی]] است"<ref>سیدحیدر آملی، المقدمات من نش النصوص، ص۴۱۱.</ref>. | ||