←تسبیح عمومی موجودات
| خط ۹۸: | خط ۹۸: | ||
==[[تسبیح]] عمومی موجودات== | ==[[تسبیح]] عمومی موجودات== | ||
در آیه ۴۴ اسراء از تسبیح و حمد همه موجودات جهان سخن به میان آمده است: {{متن قرآن|تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا }}<ref> آسمانهای هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی میستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی میستاید اما شما ستایش آنان را در نمییابید؛ بیگمان او بردباری آمرزنده است؛ سوره اسراء، آیه:۴۴.</ref>. درباره حقیقت این حمد و تسبیح دو تفسیر وجود دارد: | در [[آیه]] ۴۴ [[اسراء]] از تسبیح و [[حمد]] همه موجودات [[جهان]] [[سخن]] به میان آمده است: {{متن قرآن|تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا}}<ref> آسمانهای هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی میستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی میستاید اما شما ستایش آنان را در نمییابید؛ بیگمان او بردباری آمرزنده است؛ سوره اسراء، آیه:۴۴.</ref>. درباره [[حقیقت]] این حمد و تسبیح دو [[تفسیر]] وجود دارد: | ||
#تمامی ذرات این عالم اعم از جاندار و بیجان، عاقل و غیر عاقل، همه دارای نوعی درک و شعورند و در عالم خود خدا را همراه با حمد، تسبیح میگویند. هرچند ما به ادراک آن قادر نیستیم. | #تمامی ذرات این [[عالم]] اعم از جاندار و بیجان، [[عاقل]] و غیر عاقل، همه دارای نوعی [[درک]] و شعورند و در عالم خود [[خدا]] را همراه با حمد، تسبیح میگویند. هرچند ما به [[ادراک]] آن [[قادر]] نیستیم. | ||
#مجموعه نظام هستی و اسرار شگفتانگیز نهفته در هر یک از موجودات با زبان بیزبانی البته با صراحت از قدرت و عظمت خالق خود و علم و حکمت بیانتهای او سخن میگویند، آنگونه که یک تابلو نفیس نقاشی یا یک قطعه شعر زیبا و نغز با زبان حال از یک سو صفات برجسته ابداع کننده خود را بیان میدارد "حمد" و از سوی دیگر عیب و نقص را از او نفی میکند "تسبیح"؛ مانند اینکه در آیه ۴۱ سوره نور در کنار یادآوری تسبیح همه موجودات، بر تسبیح پرندگان بال گشوده در فضای تکیه شده از اینروست که این پرندگان سنگین برخلاف قانون جاذبه بر فراز آسمانها به ویژه هنگامی که بالهای خود را صاف نگه داشته و بر امواج هوا سوارند، بیآنکه فشاری به خود بیاورند با سرعت زیاد به هر سو که بخواهند میگردند و پیش میروند<ref>نمونه، ج۱۴، ص۴۹۷ ـ ۴۹۹.</ref>. | #مجموعه [[نظام هستی]] و [[اسرار]] شگفتانگیز نهفته در هر یک از موجودات با زبان بیزبانی البته با [[صراحت]] از [[قدرت]] و [[عظمت]] [[خالق]] خود و [[علم]] و [[حکمت]] بیانتهای او سخن میگویند، آنگونه که یک تابلو نفیس نقاشی یا یک قطعه [[شعر]] [[زیبا]] و نغز با زبان حال از یک سو صفات برجسته [[ابداع]] کننده خود را بیان میدارد "حمد" و از سوی دیگر [[عیب]] و [[نقص]] را از او [[نفی]] میکند "تسبیح"؛ مانند اینکه در آیه ۴۱ [[سوره نور]] در کنار [[یادآوری]] تسبیح همه موجودات، بر تسبیح پرندگان بال گشوده در فضای [[تکیه]] شده از اینروست که این پرندگان سنگین برخلاف [[قانون]] [[جاذبه]] بر فراز [[آسمانها]] به ویژه هنگامی که بالهای خود را صاف نگه داشته و بر امواج هوا سوارند، بیآنکه فشاری به خود بیاورند با سرعت زیاد به هر سو که بخواهند میگردند و پیش میروند<ref>نمونه، ج۱۴، ص۴۹۷ ـ ۴۹۹.</ref>. | ||
تفسیر دوم در حدّ خود مطلبی صحیح است؛ ولی با توجه به ذیل آیه ۴۴ سوره اسراء: {{متن قرآن|وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}} که به صراحت آگاهی از تسبیح موجودات را از انسانها نفی میکند، نمیتواند مقصود از آیه باشد، زیرا تفسیر مذکور برای ما فهمیدنی است<ref>المیزان، ج۱۳، ص۱۱۱ ـ ۱۱۲.</ref>، افزون بر این به کار بردن کلماتی مانند ضمیر جمع عقلا "هُمْ" در آیه یاد شده<ref>شرح الاسماء، ص۴۱۰.</ref> یا واژه {{متن قرآن|مَنْ}} در آیه {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ}}<ref> آیا در نیافتهای هر که در آسمانها و زمین است خداوند را به پاکی میستایند؟؛ سوره نور، آیه: ۴۱.</ref>.<ref>نمونه، ج۱۴، ص۴۹۸.</ref>، تأییدی بر تفسیر نخست است که تسبیح موجودات آگاهانه و اختیاری است<ref>مفردات، ص۳۹۳، «سبح».</ref>: {{متن قرآن|كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ}}<ref> هر یک نماز و نیایش خود را دانسته است؛ سوره نور، آیه:۴۱.</ref> چنان که شعور و ادراک همه موجودات، در جای خود مبرهن و نیز مؤید به کشف و شهود عرفانی است<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج۶، ص۱۴۸.</ref>، از همین رو برخی عارفان نفس ناطقه را مخصوص انسان ندانسته، | تفسیر دوم در حدّ خود مطلبی صحیح است؛ ولی با توجه به ذیل آیه ۴۴ [[سوره اسراء]]: {{متن قرآن|وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}} که به صراحت [[آگاهی]] از تسبیح موجودات را از [[انسانها]] نفی میکند، نمیتواند مقصود از [[آیه]] باشد، زیرا [[تفسیر]] مذکور برای ما فهمیدنی است<ref>المیزان، ج۱۳، ص۱۱۱ ـ ۱۱۲.</ref>، افزون بر این به [[کار]] بردن کلماتی مانند [[ضمیر]] جمع عقلا "هُمْ" در آیه یاد شده<ref>شرح الاسماء، ص۴۱۰.</ref> یا واژه {{متن قرآن|مَنْ}} در آیه {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ}}<ref> آیا در نیافتهای هر که در آسمانها و زمین است خداوند را به پاکی میستایند؟؛ سوره نور، آیه: ۴۱.</ref>.<ref>نمونه، ج۱۴، ص۴۹۸.</ref>، تأییدی بر تفسیر نخست است که [[تسبیح]] موجودات آگاهانه و اختیاری است<ref>مفردات، ص۳۹۳، «سبح».</ref>: {{متن قرآن|كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ}}<ref> هر یک نماز و نیایش خود را دانسته است؛ سوره نور، آیه:۴۱.</ref> چنان که [[شعور]] و [[ادراک]] همه موجودات، در جای خود [[مبرهن]] و نیز مؤید به [[کشف]] و [[شهود عرفانی]] است<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج۶، ص۱۴۸.</ref>، از همین رو برخی [[عارفان]] [[نفس]] ناطقه را مخصوص [[انسان]] ندانسته، آن را برای دیگر حیوانات و جمادات [[ثابت]] دانستهاند<ref>شرح فصوص الحکم، ص۷۹ ـ ۸۰.</ref>. | ||
بنابراین نباید مانند متکلمان حمد و تسبیح موجودات را بر این معنا حمل کرد که آنان با حدوث یا امکانشان بر وجود مؤثر دلالت میکنند، بلکه باید | بنابراین نباید مانند [[متکلمان]] [[حمد]] و تسبیح موجودات را بر این معنا حمل کرد که آنان با حدوث یا امکانشان بر وجود مؤثر [[دلالت]] میکنند، بلکه باید آن را بر [[حقیقت]] حمد و تسبیح و نطق به [[تنزیه]]<ref>المیزان، ج۱۹، ص۱۴۴.</ref> حمل کرد: {{متن قرآن|قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref>خداوند ما را به سخن آورد همان که هر چیز را به سخن میآورد؛ سوره فصلت، آیه:۲۱.</ref>؛ با این توضیح که وجود اشیاء همانگونه که وجود آنهاست، ـ به مثابه ـ کلمات و خطاباتی هستند که از سوی [[خداوند]] به ماهیات آنها تعلق یافته و افزون بر اینکه سبب [[ظهور]] و بروز آنها میگردند به شرح و کشف [[جمال]] و جلال [[الهی]] نیز میپردازند<ref>شرح منظومه، ج۳، ص۶۴۴ ـ ۶۴۵؛ شرح فصوص الحکم، ص۵۰۷ ـ ۵۱۰.</ref>، چنانکه [[فرشتگان مقرب]] با تجرد از ماده، نزدیکی به [[پروردگار]]، [[قهر]] و [[غلبه]] بر مادون و تأثیر در غیر و فعلیت کمالاتشان و [[ملائکه]] سماوی و ارضی با بساطت ذات و [[افعال]] خاص و کمالاتشان [[تسبیح]] کننده خداوندند<ref>الفروق اللغویه، ص۱۲۵.</ref> و اینها برخی از مراتب [[حقیقت]] تسبیح است<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج۷، ص۱۴۸ ـ ۱۴۹.</ref>؛ اما [[عدم آگاهی]] ما از تسبیح موجودات به جهت غوطهور شدن در تاریکیها و فرو رفتن در [[عالم]] ماده و اجسام است<ref>شرح الاسماء، ص۴۱۰.</ref> و گرنه شخصیتی چون [[پیامبر]]{{صل}} که در [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ}}<ref> آیا در نیافتهای هر که در آسمانها و زمین است و پرندگان گشادهبال، خداوند را به پاکی میستایند؟ هر یک نماز و نیایش خود را دانسته است و خداوند به آنچه انجام میدهند داناست؛ سوره نور، آیه:۴۱.</ref> به صیغه خطاب مفرد مخاطب است تسبیح و [[حمد]] همه موجودات را [[مشاهده]] "[[شهود]]" میفرماید<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج۶، ص۱۴۷.</ref>، از این رو آن [[حضرت]] هرگاه صدای رعد را میشنید، میگفت: {{متن قرآن|وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ}}<ref> و تندر به سپاس او، او را پاک میخواند؛ سوره رعد، آیه: ۱۳.</ref><ref>جامع البیان، ج۱۳، ص۱۳۴ ـ ۱۶۳.</ref>، چنانکه سنگریزه نیز در دست [[مبارک]] وی تسبیح میگفت و حتی دیگران به [[برکت]] [[حضور]] وی آن را میشنیدند<ref>کشف الاسرار، ج۵، ص۵۶۰.</ref>. | ||
[[امام صادق]]{{ع}} نیز در پاسخِ پرسشی از تفسیر آیه ۴۴ سوره اسراء فرمود: هر چیزی تسبیح و حمد خدا میگوید، حتی صدایی که از شکافتن دیوار به گوش میرسد نیز تسبیح است<ref>تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۹۴؛ نورالثقلین، ج۳، ص۱۶۸.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} هم از قول | [[امام صادق]]{{ع}} نیز در پاسخِ پرسشی از [[تفسیر آیه]] ۴۴ [[سوره اسراء]] فرمود: هر چیزی تسبیح و حمد [[خدا]] میگوید، حتی صدایی که از شکافتن دیوار به گوش میرسد نیز تسبیح است<ref>تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۹۴؛ نورالثقلین، ج۳، ص۱۶۸.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} هم از قول پیامبر{{صل}} [[نقل]] میفرماید: علامت داغ بر چهره حیوانات نگذارید و به صورت آنها تازیانه نزنید، زیرا آنها حمد و ثنای خدا میگویند<ref>تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۹۴؛ نورالثقلین، ج۳، ص۱۶۸.</ref>. | ||
بر اساس قرائت {{متن قرآن|لاَّ تَفْقَهُونَ}} در آیه ۴۴ سوره اسراء معنای آن این است که موجودات به علم ترکیبی تسبیح خود را نمیدانند، گرچه به علم بسیط | بر اساس [[قرائت]]{{متن قرآن|لاَّ تَفْقَهُونَ}} در آیه ۴۴ سوره اسراء معنای آن این است که موجودات به [[علم]] ترکیبی تسبیح خود را نمیدانند، گرچه به علم بسیط آن را درمییابند، زیرا [[تنزیه]]، مستلزم [[آگاهی]] از تسبیح شونده است؛ توضیح آنکه [[علم]] مانند [[جهل]] به بسیط و مرکب تقسیم میگردد؛ علم بسیط [[شناخت]] چیزی با [[غفلت]] از آن شناخت؛ و علم مرکب شناخت توأم با توجه به آن شناخت بوده و خود بر دوگونه است: یا مبتنی بر [[کشف و شهود]] است یا مبتنی بر علم استدلالی و علم بسیط به [[حق]] برای هر موجودی حاصل است<ref>شرح الاسماء، ص۴۱۰ ـ ۴۱۱؛ اسفار، ج۱، ص۱۱۶ ـ ۱۱۸.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref> | ||
==[[تسبیح]] اسم پروردگار== | ==[[تسبیح]] اسم پروردگار== | ||