|
|
| خط ۱۳: |
خط ۱۳: |
|
| |
|
| ==حارث در [[شان نزول]]== | | ==حارث در [[شان نزول]]== |
| #در [[سال دوم هجری]]، در پی اخطار و [[تهدید]] سران [[قریش]] مبنی بر [[بسیج]] کردن همه کسانی که توان [[جنگیدن]] با [[مسلمانان]] را دارند، حارث و تنی چند از مسلمانان [[مهاجرت]] نکرده، در [[نبرد بدر]] حضور یافتند. به موجب [[نقلی]] از [[مجاهد]]،<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص ۲۹؛ المغازی، ج ۱، ص ۷۲؛ التبیان، ج ۵، ص ۱۳۶.</ref> [[آیه]] {{متن قرآن|إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هَؤُلَاءِ دِينُهُمْ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که منافقان و بیماردلان میگفتند: اینان را دینشان فریفته است در حالی که هر کس بر خداوند توکّل کند بیگمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۴۹.</ref> نیز درباره حارث و برخی دیگر از کسانی نازل شده که با دیدن کمی نفرات مسلمانان گفتند: اینان را دینشان [[مغرور]] ساخته است. [[خداوند]] در این آیه آنان را از منافقانِ [[بیماردل]] قلمداد کرده است. بنا به نوشته [[شعبی]] و [[حسن بصری]]، مقصود از "[[مرض]]" در آیه [[شرک]] است.<ref> التبیان، ج ۵، ص ۱۳۶.</ref> ابن [[حیان]] اندلسی به این [[دلیل]] که هیچ منافقی در نبرد بدر حضور نداشته، [[نفاق]] حارث و دوستانش را رد کرده است.<ref>البحرالمحیط، ج ۵، ص ۳۳۵.</ref>
| |
| #مطابق [[نقل]] [[عکرمه]]،<ref>جامعالبیان، ج ۵، ص ۳۱۶ ـ ۳۱۸؛ التبیان، ج ۳، ص ۳۰۳؛ فتح الباری، ج ۸، ص ۱۹۸.</ref> [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا}}<ref>«از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش میگیرند، میپرسند: در چه حال بودهاید؟ میگویند: ما ناتوان شمردهشدگان روی زمین بودهایم. میگویند: آیا زمین خداوند (آنقدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانهای است» سوره نساء، آیه ۹۷.</ref> درباره [[حارث]] و مسلمانانی نازل شد که از [[مهاجرت]] به [[مدینه]] خودداری کردند و در [[جنگ بدر]] نیز در صف [[سپاه مشرکان]] کشته شدند و [[سرنوشت]] شوم آنان را شرح داد که چرا شما در صفوف [[کافران]] جای گرفتید و با [[مسلمانان]] جنگیدید؟ آنها در پاسخ چنین عذر آوردند: ما در محیط خود در فشار بودیم و از همین رو [[توانایی]] اجرای [[فرمان خدا]] را نداشتیم؛ اما این عذر از آنان پذیرفته نمیشود و به زودی از [[فرشتگان]] پاسخ میشنوند که مگر [[سرزمین]] [[پروردگار]]، پهناور نبود تا با مهاجرت، خود را از آن محیط [[آلوده]] و خفقانی برهانید. جای شما [[دوزخ]] است و سرانجام [[بدی]] دارید.
| |
| #مطابق [[نقل]] [[ابن عباس]]،<ref>جامع البیان، ج ۵، ص ۳۱۶؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص ۶۴۶.</ref> آیه {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ وَلَئِنْ جَاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَوَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و برخی از مردم کسانی هستند که میگویند: به خداوند ایمان آوردهایم آنگاه چون در راه خداوند، آزاری ببینند گزند مردم را همچون عذاب خداوند میانگارند و اگر از سوی پروردگارت امدادی برسد میگویند: بیگمان ما با شما بودهایم؛ آیا خداوند به آنچه جهانیان در دل دارند داناتر نیست؟» سوره عنکبوت، آیه ۱۰.</ref> نیز درباره کسانی چون [[حارث بن زمعه]] نازل شد که ضمن [[اظهار ایمان]]، در برابر فشار [[مخالفان]] [[تحمل]] و [[استقامت]] را از دست داده، [[آزار]] و [[شکنجه]] در [[راه خدا]] را همچون [[عذاب الهی]] میشمردند.<ref>[[ملازاده]]، [[حارث بن زمعه (مقاله)|مقاله «حارث بن زمعه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۰.</ref>
| |
|
| |
|
| == جستارهای وابسته == | | == جستارهای وابسته == |