←جستارهای وابسته
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
#همچنین به نقل از [[سفینة]] البحار، ج۲، صفحه ۳۸۷، ماده فوض فرموده: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي رَاحَةِ الْأَبَدِ وَ الْعَيْشِ الدَّائِمِ الرَّغَدِ وَ الْمُفَوِّضُ حَقّاً هُوَ الْعَالِي عَنْ كُلِّ هِمَّةٍ دُونَ اللَّهِ}}: کسی که کار خود را به خدا واگذارد، در راحت [[ابدی]] و [[زندگی]] [[جاودانه]] پر [[برکت]] است، و کسی که حقیقتاً کار خود را به خدا واگذارد، [[برتر]] از آن است که به غیر او بیندیشد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۷.</ref>. | #همچنین به نقل از [[سفینة]] البحار، ج۲، صفحه ۳۸۷، ماده فوض فرموده: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي رَاحَةِ الْأَبَدِ وَ الْعَيْشِ الدَّائِمِ الرَّغَدِ وَ الْمُفَوِّضُ حَقّاً هُوَ الْعَالِي عَنْ كُلِّ هِمَّةٍ دُونَ اللَّهِ}}: کسی که کار خود را به خدا واگذارد، در راحت [[ابدی]] و [[زندگی]] [[جاودانه]] پر [[برکت]] است، و کسی که حقیقتاً کار خود را به خدا واگذارد، [[برتر]] از آن است که به غیر او بیندیشد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۷.</ref>. | ||
#ابنبابویه با اسنادش تا [[احمد بن ابی عبدالله]] و او از پدرش، از [[پیامبر]]{{صل}} [[روایت]] کند که: [[جبرئیل]] بر پیامبر{{صل}} وارد گردید و گفت: ای [[رسول خدا]]{{صل}}! [[خدای تبارک و تعالی]] مرا با هدیهای به سوی تو فرستاده که پیش از تو آن را به احدی اعطا نفرموده. [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: گفتم: آن چیست؟ [[جبرئیل]] گفت: آن [[صبر]] است و (هدیهای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن ([[هدیه]] نیکوتر از صبر) چیست؟ جبرئیل گفت: آن رضاست و (هدیهای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از [[رضا]]) چیست؟ جبرئیل گفت؟ آن، [[زهد]] است و (هدیهای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از زهد) چیست؟ جبرئیل گفت: آن، [[اخلاص]] است و (هدیهای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از اخلاص) چیست؟ جبرئیل گفت: آن، [[یقین]] است و (هدیهای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هادیه نیکوتر از یقین) چیست، ای فرستاده [[خدای تعالی]]؟ جبرئیل گفت: البته، این درجهبندی بر اساس [[توکل]] بر خداست. پس گفتم: و توکل بر خدای تعالی چه باشد؟ آن گاه جبرئیل گفت: [[علم]] به این که مخلوق نه ضرری و به نفعی، و نه بخششی و نه ممانعتی نمیتواند داشته باشد، و بهکارگیری [[یأس از مردم]]. پس چون بندهای این چنین باشد، به جز برای خدای تعالی، برای احدی کار نمیکند، و به جز از خدای تعالی، از کسی [[امید]] و ترسی ندارد، و از احدی به جز [[خدا]]، توقع بیحد و [[حرص]] در خواهش ندارد، پس این توکل است. گفتم: ای جبرئیل! [[تفسیر]] صبر چیست؟ جبرئیل گفت: در [[سختی]] [[شکیبایی]] کند، آن چنان که در [[خوشی]] [[بردباری]] میکند، و در [[تنگدستی]] [[صابر]] باشد، آنگونه که در [[بینیازی]] شکیباست، و در [[مصیبت]] [[شکیبا]] باشد، همانگونه که در تندرستی [[خویشتنداری]] میکند، و از بلایی که به او میرسد، [[شکایت]] خالقش را نزد مخلوق [[نبرد]]. گفتم: و [[تفسیر]] [[قناعت]] چیست؟ [[جبرئیل]] گفت: در آنچه از [[سختی]]، [[رنج]] و درد [[دنیا]] بر او وارد میگردد، به قسمت خود [[راضی]] باشد؛ در کم بودن، [[خشنود]]، و در زیاد بودن آن، [[شاکر]] باشد. گفتم: تفسیر [[رضا]] چیست؟ جبرئیل گفت: نسبت به مهتر و [[سرور]] خویش، برای مصیبتهای [[دنیوی]]، ناخشنود نگردد، و نسبت به خویش، به عمل کم خشنود نشود. گفتم: ای جبرئیل! تفسیر [[زهد]] چیست؟ جبرئیل گفت: زهد به این است که [[دوست]] بدارد کسی را که خالقش را دوست دارد، و [[دشمن]] بدارد کسی را که با خالقش دشمن است، و نسبت به [[حلال]] دنیا و [[زینت]] آن، سختگیر و نکتهسنج باشد؛ هم چنان که از آتشی که آن را میپوشاند، اجتناب میکند، و آرزویش را کوتاه سازد؛ مثل این که [[مرگ]] را در پیش چشمانش ملاحظه میکند. گفتم: ای جبرئیل! تفسیر [[اخلاص]] چیست؟ او گفت: [[مخلص]] کسی است که چیزی را از [[مردم]] درخواست نکند، تا آنکه خود آن را بیابد، و چون یافت، راضی گردد، و زمانی که چیزی در نزد او باقی ماند، در [[راه خدا]] آن را [[بذل و بخشش]] نماید. پس همانا، کسی که از مخلوق چیزی درخواست نمیکند، به [[عبودیت]] [[خدای تعالی]] [[اقرار]] و اعتراف دارد، و هرگاه یافت و راضی گردید، او از خدای تعالی راضی گشته، و [[خدای تبارک و تعالی]] هم از او راضی میشود، و چون برای [[خدای عزوجل]] اعطا نمود، پس او در نهایت و [[اعتماد]] و [[اطمینان]] به [[پروردگار]] عزوجل است. گفتم: تفسیر [[یقین]] چیست؟ جبرئیل گفت: آن مؤمنی که برای خدای تعالی کار کند، آن چنان که گویی خدای تعالی را میبیند. پس اگر او [[خدا]] را نمیبیند، خدا او را میبیند، و از روی یقین بداند آنچه بدو رسیده، از او درنمیگذشته، و آنچه از او درگذشته، بدو نمیرسیده است، و این همه، شاخههای [[توکل]]، و [[سلسله]] مراتب [[زهد]] است<ref>{{متن حدیث|يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَرْسَلَنِي إِلَيْكَ بِهَدِيَّةٍ لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً قَبْلَكَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} قُلْتُ وَ مَا هِيَ قَالَ الصَّبْرُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الرِّضَا وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الزُّهْدُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْإِخْلَاصُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْيَقِينُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ يَا جَبْرَئِيلُ قَالَ إِنَّ مَدْرَجَةَ ذَلِكَ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقُلْتُ وَ مَا التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ الْعِلْمُ بِأَنَّ الْمَخْلُوقَ لَا يَضُرُّ وَ لَا يَنْفَعُ وَ لَا يُعْطِي وَ لَا يَمْنَعُ وَ اسْتِعْمَالُ الْيَأْسِ مِنَ الْخَلْقِ فَإِذَا كَانَ الْعَبْدُ كَذَلِكَ لَمْ يَعْمَلْ لِأَحَدٍ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَرْجُ وَ لَمْ يَخَفْ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَطْمَعْ فِي أَحَدٍ سِوَى اللَّهِ فَهَذَا هُوَ التَّوَكُّلُ قَالَ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الصَّبْرِ قَالَ يَصْبِرُ فِي الضَّرَّاءِ كَمَا يَصْبِرُ فِي السَّرَّاءِ وَ فِي الْفَاقَةِ كَمَا يَصْبِرُ فِي الْغِنَاءِ وَ فِي الْبَلَاءِ كَمَا يَصْبِرُ فِي الْعَافِيَةِ فَلَا يَشْكُو حَالَهُ عِنْدَ الْمَخْلُوقِ بِمَا يُصِيبُهُ مِنَ الْبَلَاءِ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الْقَنَاعَةِ قَالَ يَقْنَعُ بِمَا يُصِيبُ مِنَ الدُّنْيَا يَقْنَعُ بِالْقَلِيلِ وَ يَشْكُرُ الْيَسِيرَ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الرِّضَا قَالَ الرَّاضِي لَا يَسْخَطُ عَلَى سَيِّدِهِ أَصَابَ مِنَ الدُّنْيَا أَمْ لَمْ يُصِبْ وَ لَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ بِالْيَسِيرِ مِنَ الْعَمَلِ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الزُّهْدِ قَالَ الزَّاهِدُ يُحِبُّ مَنْ يُحِبُّ خَالِقُهُ وَ يُبْغِضُ مَنْ يُبْغِضُ خَالِقُهُ وَ يَتَحَرَّجُ مِنْ حَلَالِ الدُّنْيَا وَ لَا يَلْتَفِتُ إِلَى حَرَامِهَا فَإِنَّ حَلَالَهَا حِسَابٌ وَ حَرَامَهَا عِقَابٌ وَ يَرْحَمُ جَمِيعَ الْمُسْلِمِينَ كَمَا يَرْحَمُ نَفْسَهُ وَ يَتَحَرَّجُ مِنَ الْكَلَامِ كَمَا يَتَحَرَّجُ مِنَ الْمَيْتَةِ الَّتِي قَدِ اشْتَدَّ نَتْنُهَا وَ يَتَحَرَّجُ عَنْ حُطَامِ الدُّنْيَا وَ زِينَتِهَا كَمَا يَتَجَنَّبُ النَّارَ أَنْ يَغْشَاهَا وَ أَنْ يُقَصِّرَ أَمَلَهُ وَ كَانَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ أَجَلُهُ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الْإِخْلَاصِ قَالَ الْمُخْلِصُ الَّذِي لَا يَسْأَلُ النَّاسَ شَيْئاً حَتَّى يَجِدَ وَ إِذَا وَجَدَ رَضِيَ وَ إِذَا بَقِيَ عِنْدَهُ شَيْءٌ أَعْطَاهُ فِي اللَّهِ فَإِنَّ مَنْ لَمْ يَسْأَلِ الْمَخْلُوقَ فَقَدْ أَقَرَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ إِذَا وَجَدَ فَرَضِيَ فَهُوَ عَنِ اللَّهِ رَاضٍ وَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَنْهُ رَاضٍ وَ إِذَا أَعْطَى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَهُوَ عَلَى حَدِّ الثِّقَةِ بِرَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الْيَقِينِ قَالَ الْمُؤْمِنُ يَعْمَلُ لِلَّهِ كَأَنَّهُ يَرَاهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ يَرَى اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ يَرَاهُ وَ أَنْ يَعْلَمَ يَقِيناً أَنَّ مَا أَصَابَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَهُ وَ مَا فَاتَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَهُ وَ هَذَا كُلُّهُ أَغْصَانُ التَّوَكُّلِ وَ مَدْرَجَةُ الزُّهْدِ}} برهان، ص۴۹۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۲-۳۸۷.</ref> | #ابنبابویه با اسنادش تا [[احمد بن ابی عبدالله]] و او از پدرش، از [[پیامبر]]{{صل}} [[روایت]] کند که: [[جبرئیل]] بر پیامبر{{صل}} وارد گردید و گفت: ای [[رسول خدا]]{{صل}}! [[خدای تبارک و تعالی]] مرا با هدیهای به سوی تو فرستاده که پیش از تو آن را به احدی اعطا نفرموده. [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: گفتم: آن چیست؟ [[جبرئیل]] گفت: آن [[صبر]] است و (هدیهای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن ([[هدیه]] نیکوتر از صبر) چیست؟ جبرئیل گفت: آن رضاست و (هدیهای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از [[رضا]]) چیست؟ جبرئیل گفت؟ آن، [[زهد]] است و (هدیهای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از زهد) چیست؟ جبرئیل گفت: آن، [[اخلاص]] است و (هدیهای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از اخلاص) چیست؟ جبرئیل گفت: آن، [[یقین]] است و (هدیهای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هادیه نیکوتر از یقین) چیست، ای فرستاده [[خدای تعالی]]؟ جبرئیل گفت: البته، این درجهبندی بر اساس [[توکل]] بر خداست. پس گفتم: و توکل بر خدای تعالی چه باشد؟ آن گاه جبرئیل گفت: [[علم]] به این که مخلوق نه ضرری و به نفعی، و نه بخششی و نه ممانعتی نمیتواند داشته باشد، و بهکارگیری [[یأس از مردم]]. پس چون بندهای این چنین باشد، به جز برای خدای تعالی، برای احدی کار نمیکند، و به جز از خدای تعالی، از کسی [[امید]] و ترسی ندارد، و از احدی به جز [[خدا]]، توقع بیحد و [[حرص]] در خواهش ندارد، پس این توکل است. گفتم: ای جبرئیل! [[تفسیر]] صبر چیست؟ جبرئیل گفت: در [[سختی]] [[شکیبایی]] کند، آن چنان که در [[خوشی]] [[بردباری]] میکند، و در [[تنگدستی]] [[صابر]] باشد، آنگونه که در [[بینیازی]] شکیباست، و در [[مصیبت]] [[شکیبا]] باشد، همانگونه که در تندرستی [[خویشتنداری]] میکند، و از بلایی که به او میرسد، [[شکایت]] خالقش را نزد مخلوق [[نبرد]]. گفتم: و [[تفسیر]] [[قناعت]] چیست؟ [[جبرئیل]] گفت: در آنچه از [[سختی]]، [[رنج]] و درد [[دنیا]] بر او وارد میگردد، به قسمت خود [[راضی]] باشد؛ در کم بودن، [[خشنود]]، و در زیاد بودن آن، [[شاکر]] باشد. گفتم: تفسیر [[رضا]] چیست؟ جبرئیل گفت: نسبت به مهتر و [[سرور]] خویش، برای مصیبتهای [[دنیوی]]، ناخشنود نگردد، و نسبت به خویش، به عمل کم خشنود نشود. گفتم: ای جبرئیل! تفسیر [[زهد]] چیست؟ جبرئیل گفت: زهد به این است که [[دوست]] بدارد کسی را که خالقش را دوست دارد، و [[دشمن]] بدارد کسی را که با خالقش دشمن است، و نسبت به [[حلال]] دنیا و [[زینت]] آن، سختگیر و نکتهسنج باشد؛ هم چنان که از آتشی که آن را میپوشاند، اجتناب میکند، و آرزویش را کوتاه سازد؛ مثل این که [[مرگ]] را در پیش چشمانش ملاحظه میکند. گفتم: ای جبرئیل! تفسیر [[اخلاص]] چیست؟ او گفت: [[مخلص]] کسی است که چیزی را از [[مردم]] درخواست نکند، تا آنکه خود آن را بیابد، و چون یافت، راضی گردد، و زمانی که چیزی در نزد او باقی ماند، در [[راه خدا]] آن را [[بذل و بخشش]] نماید. پس همانا، کسی که از مخلوق چیزی درخواست نمیکند، به [[عبودیت]] [[خدای تعالی]] [[اقرار]] و اعتراف دارد، و هرگاه یافت و راضی گردید، او از خدای تعالی راضی گشته، و [[خدای تبارک و تعالی]] هم از او راضی میشود، و چون برای [[خدای عزوجل]] اعطا نمود، پس او در نهایت و [[اعتماد]] و [[اطمینان]] به [[پروردگار]] عزوجل است. گفتم: تفسیر [[یقین]] چیست؟ جبرئیل گفت: آن مؤمنی که برای خدای تعالی کار کند، آن چنان که گویی خدای تعالی را میبیند. پس اگر او [[خدا]] را نمیبیند، خدا او را میبیند، و از روی یقین بداند آنچه بدو رسیده، از او درنمیگذشته، و آنچه از او درگذشته، بدو نمیرسیده است، و این همه، شاخههای [[توکل]]، و [[سلسله]] مراتب [[زهد]] است<ref>{{متن حدیث|يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَرْسَلَنِي إِلَيْكَ بِهَدِيَّةٍ لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً قَبْلَكَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} قُلْتُ وَ مَا هِيَ قَالَ الصَّبْرُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الرِّضَا وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الزُّهْدُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْإِخْلَاصُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْيَقِينُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ يَا جَبْرَئِيلُ قَالَ إِنَّ مَدْرَجَةَ ذَلِكَ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقُلْتُ وَ مَا التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ الْعِلْمُ بِأَنَّ الْمَخْلُوقَ لَا يَضُرُّ وَ لَا يَنْفَعُ وَ لَا يُعْطِي وَ لَا يَمْنَعُ وَ اسْتِعْمَالُ الْيَأْسِ مِنَ الْخَلْقِ فَإِذَا كَانَ الْعَبْدُ كَذَلِكَ لَمْ يَعْمَلْ لِأَحَدٍ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَرْجُ وَ لَمْ يَخَفْ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَطْمَعْ فِي أَحَدٍ سِوَى اللَّهِ فَهَذَا هُوَ التَّوَكُّلُ قَالَ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الصَّبْرِ قَالَ يَصْبِرُ فِي الضَّرَّاءِ كَمَا يَصْبِرُ فِي السَّرَّاءِ وَ فِي الْفَاقَةِ كَمَا يَصْبِرُ فِي الْغِنَاءِ وَ فِي الْبَلَاءِ كَمَا يَصْبِرُ فِي الْعَافِيَةِ فَلَا يَشْكُو حَالَهُ عِنْدَ الْمَخْلُوقِ بِمَا يُصِيبُهُ مِنَ الْبَلَاءِ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الْقَنَاعَةِ قَالَ يَقْنَعُ بِمَا يُصِيبُ مِنَ الدُّنْيَا يَقْنَعُ بِالْقَلِيلِ وَ يَشْكُرُ الْيَسِيرَ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الرِّضَا قَالَ الرَّاضِي لَا يَسْخَطُ عَلَى سَيِّدِهِ أَصَابَ مِنَ الدُّنْيَا أَمْ لَمْ يُصِبْ وَ لَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ بِالْيَسِيرِ مِنَ الْعَمَلِ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الزُّهْدِ قَالَ الزَّاهِدُ يُحِبُّ مَنْ يُحِبُّ خَالِقُهُ وَ يُبْغِضُ مَنْ يُبْغِضُ خَالِقُهُ وَ يَتَحَرَّجُ مِنْ حَلَالِ الدُّنْيَا وَ لَا يَلْتَفِتُ إِلَى حَرَامِهَا فَإِنَّ حَلَالَهَا حِسَابٌ وَ حَرَامَهَا عِقَابٌ وَ يَرْحَمُ جَمِيعَ الْمُسْلِمِينَ كَمَا يَرْحَمُ نَفْسَهُ وَ يَتَحَرَّجُ مِنَ الْكَلَامِ كَمَا يَتَحَرَّجُ مِنَ الْمَيْتَةِ الَّتِي قَدِ اشْتَدَّ نَتْنُهَا وَ يَتَحَرَّجُ عَنْ حُطَامِ الدُّنْيَا وَ زِينَتِهَا كَمَا يَتَجَنَّبُ النَّارَ أَنْ يَغْشَاهَا وَ أَنْ يُقَصِّرَ أَمَلَهُ وَ كَانَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ أَجَلُهُ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الْإِخْلَاصِ قَالَ الْمُخْلِصُ الَّذِي لَا يَسْأَلُ النَّاسَ شَيْئاً حَتَّى يَجِدَ وَ إِذَا وَجَدَ رَضِيَ وَ إِذَا بَقِيَ عِنْدَهُ شَيْءٌ أَعْطَاهُ فِي اللَّهِ فَإِنَّ مَنْ لَمْ يَسْأَلِ الْمَخْلُوقَ فَقَدْ أَقَرَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ إِذَا وَجَدَ فَرَضِيَ فَهُوَ عَنِ اللَّهِ رَاضٍ وَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَنْهُ رَاضٍ وَ إِذَا أَعْطَى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَهُوَ عَلَى حَدِّ الثِّقَةِ بِرَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الْيَقِينِ قَالَ الْمُؤْمِنُ يَعْمَلُ لِلَّهِ كَأَنَّهُ يَرَاهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ يَرَى اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ يَرَاهُ وَ أَنْ يَعْلَمَ يَقِيناً أَنَّ مَا أَصَابَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَهُ وَ مَا فَاتَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَهُ وَ هَذَا كُلُّهُ أَغْصَانُ التَّوَكُّلِ وَ مَدْرَجَةُ الزُّهْدِ}} برهان، ص۴۹۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۲-۳۸۷.</ref> | ||
==[[تدبر]] در [[آیات]] تفویض== | |||
{{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستادهایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>. | |||
همان طور که در ابتدای فصل بیان کردیم، تفویض در [[قرآن کریم]] منحصر به [[آیه]] ۴۴ [[سوره]] [[مؤمن]] است که در آن با لفظ: {{متن قرآن|أُفَوِّضُ}} آمده است. در این قسمت، ابتدا احکامی را که اجرای آن برای دستیابی به تفویض لازم است، با استناد به [[آیات قرآن]] تدبر نموده و سپس با [[استعانت]] از امدادهای [[حضرت حق]]، مصداق تفویض را با استفاده از آیات {{متن قرآن|حَسْبِيَ اللَّهُ}} و “تفویض” تدبر میکنیم. | |||
===احکامی که اجرای آن برای دستیابی به تفویض [[ضرورت]] دارد=== | |||
====[[حکم]] ترک [[تدبیر]] در کار دنیاست==== | |||
زیرا [[دنیا]] جز کالای [[غرور]]، [[نیرنگ]] و [[فریب]] و سرای [[بازی]] و [[سرگرمی]]، چیز دیگری نیست، و در نیرنگ و فریب و در بازی و سرگرمی، تدبیر معنایی ندارد: | |||
#{{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«هر کسی مرگ را میچشد و جز این نیست که در رستخیز پاداشهایتان تمام داده خواهد شد؛ آنگاه هر که را از دوزخ دور کنند و به بهشت درآورند به راستی رستگار است و زندگی دنیا جز مایه نیرنگ نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۵.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«بدانید که زندگانی این جهان بازیچه و سرگرمی و زیور و نازشی است میان شما و افزون خواهی در داراییها و فرزندان است؛ چون بارانی که رستنی آن شگفتی کشتکاران را برانگیزد سپس خشک گردد و آن را زرد بینی، آنگاه ریز و خرد شود و در جهان واپسین، عذابی سخت و (نیز) آمرزش و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و زندگانی این جهان جز مایه فریب نیست» سوره حدید، آیه ۲۰.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست و بیگمان برای کسانی که پرهیزگاری میورزند سرای واپسین نیکوتر است؛ آیا نمیاندیشید؟» سوره انعام، آیه ۳۲.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر میدانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچهای نیست و بیگمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|إِنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلَا يَسْأَلْكُمْ أَمْوَالَكُمْ}}<ref>«زندگانی این جهان تنها بازیچه و سرگرمی است و اگر ایمان آورید و پرهیزگاری ورزید، (خداوند) پاداشهایتان را میدهد و داراییهایتان را از شما نمیخواهد» سوره محمد، آیه ۳۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۷.</ref> | |||
====[[حکم]] به فنا و در حکم عدم دانستن همه چیز به جز [[خدای تعالی]]==== | |||
چرا که او [[خالق]] همه چیز بوده و بر هر چیزی [[وکیل]] است، و به جز خدای تعالی همه چیز در [[معرض]] نابودی است، و چیزی که در معرض نابودی و فناست، [[تدبر]] در آن، [[شایسته]] [[انسانی]] که در طریق کمال و [[جاودانگی]] [[سیر]] میکند، نیست: | |||
#{{متن قرآن|وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«و با خداوند، خدایی دیگر (به پرستش) مخوان، هیچ خدایی جز او نیست، هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او؛ فرمان او راست و (همگان) به سوی او بازگردانده میشوید» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ * وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ}}<ref>«هر که روی آن (زمین) است از میان رفتنی است * و (تنها) ذات بشکوه و کرامند پروردگارت ماندگار است» سوره الرحمن، آیه ۲۶-۲۷.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ}}<ref>«این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است» سوره انعام، آیه ۱۰۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۷.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||