←منابع
(←منابع) |
|||
| خط ۲۵۱: | خط ۲۵۱: | ||
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ}}، در معنای آن فرمود: او [[اهل تقوا]] و [[آمرزش]] است، و در تفسیر آن میفرماید: [[شایسته]] است که از [[عقاب]] او بترسند، و از این که چیزی را [[شریک]] او قرار دهند، بپرهیزند، و نیز شایسته است که به آمرزش او [[امیدوار]] باشند. در حقیقت، این جمله اشاره به [[مقام]] “خوف”، “رجا”، “عذاب” و “مغفرت” [[الهی]] است، و در حقیقت تعلیلی است برای [[آیه]] قبل. | همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ}}، در معنای آن فرمود: او [[اهل تقوا]] و [[آمرزش]] است، و در تفسیر آن میفرماید: [[شایسته]] است که از [[عقاب]] او بترسند، و از این که چیزی را [[شریک]] او قرار دهند، بپرهیزند، و نیز شایسته است که به آمرزش او [[امیدوار]] باشند. در حقیقت، این جمله اشاره به [[مقام]] “خوف”، “رجا”، “عذاب” و “مغفرت” [[الهی]] است، و در حقیقت تعلیلی است برای [[آیه]] قبل. | ||
و بعد از ذکر [[حدیثی]] از [[تفسیر برهان]]، که در بحث “تقوا در روایات” خواهد آمد، میفرماید: گرچه تمام [[مفسران]] تا آنجا که ما دیدهایم، تقوا را در این جا به معنای “مفعولی” تفسیر کردهاند و گفتهاند: [[خدا]] شایسته این است که از او (از [[شرک]] و [[معصیت]] او) بپرهیزند، ولی این احتمال نیز هست که به معنای فاعلی نیز تفسیر شود؛ یعنی خدا [[اهل]] تقواست، از هر گونه [[ظلم]] و [[قبیح]]، و هر گونه کاری که بر خلاف [[حکمت]] است، میپرهیزد، و در [[حقیقت]]، بالاترین [[مقام تقوا]]، از آن خداست، و آنچه در [[بندگان]] است، شعله ضعیفی از آن تقوای بیانتهاست، هر چند تعبیر به تقوا، به معنای اسم فاعلی، در مورد [[خداوند]]، کمتر گفته میشود<ref>تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۲۶۶. ۲۶۷.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۴۰۱-۴۱۹.</ref> | و بعد از ذکر [[حدیثی]] از [[تفسیر برهان]]، که در بحث “تقوا در روایات” خواهد آمد، میفرماید: گرچه تمام [[مفسران]] تا آنجا که ما دیدهایم، تقوا را در این جا به معنای “مفعولی” تفسیر کردهاند و گفتهاند: [[خدا]] شایسته این است که از او (از [[شرک]] و [[معصیت]] او) بپرهیزند، ولی این احتمال نیز هست که به معنای فاعلی نیز تفسیر شود؛ یعنی خدا [[اهل]] تقواست، از هر گونه [[ظلم]] و [[قبیح]]، و هر گونه کاری که بر خلاف [[حکمت]] است، میپرهیزد، و در [[حقیقت]]، بالاترین [[مقام تقوا]]، از آن خداست، و آنچه در [[بندگان]] است، شعله ضعیفی از آن تقوای بیانتهاست، هر چند تعبیر به تقوا، به معنای اسم فاعلی، در مورد [[خداوند]]، کمتر گفته میشود<ref>تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۲۶۶. ۲۶۷.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۴۰۱-۴۱۹.</ref> | ||
==تقوا در [[تفاسیر]] [[روایی]]== | |||
# [[ابنجمعه عروسی]]، در [[نورالثقلین]] درباره [[آیه]]: {{متن قرآن|وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}}، از [[کتاب]] [[من لا یحضره الفقیه]] [[نقل]] میکند که [[حسن بن محبوب]] با اسنادش از [[ابیبصیر]] از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[روایت]] کند که او گوید: از آن [[حضرت]] درباره مردی سؤال کردم که با زنی [[ازدواج]] کرد بر (مَهر) بستان معروفی که برای او بود و غله فراوانی داشت، به زوجیت خود در آورده، پس از آن، سالهایی را مکث نمود در حالی که با او هم بستر نشد و سپس او را [[طلاق]] داد. آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|يَنْظُرُ إِلَى مَا صَارَ إِلَيْهِ مِنْ غَلَّةِ الْبُسْتَانِ مِنْ يَوْمِ تَزَوَّجَهَا فَيُعْطِيهَا نِصْفَهُ وَ يُعْطِيهَا نِصْفَ الْبُسْتَانِ إِلَّا أَنْ تَعْفُوَ فَتَقْبَلَ مِنْهُ وَ يَصْطَلِحَانِ عَلَى شَيْءٍ تَرْضَى بِهِ مِنْهُ فَإِنَّهُ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى}}؛ یعنی ملاحظه کند غلهای را که آن بستان از [[روز]] به زوجیت در آوردن آن [[زن]]، برای او داشته، پس نصف آن غله را و نصف آن بستان را، به آن زن اعطا نماید، مگر آنکه آن زن [[عفو]] کند و آن را قبول نماید، و بر چیزی که زن بدان از آن بستان [[راضی]] میگردد، هر دو [[مصالحه]] کنند؛ چرا که آن به تقوا نزدیکتر است<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۲۳۵، حدیث ۹۲۸.</ref>. | |||
#در کافی با اسنادش از نجیة العطار روایت است که او گوید: با ابیجعفر، [[امام باقر]]{{ع}}، به [[مکه]] [[سفر]] نمودم. آن بزرگوار، غلامش را به کاری امر فرمود، و آن [[غلام]] به غیر آن عمل نمود. پس آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|و الله لاضربنک، یا غلام}}: ای غلام! به [[خدا]] [[سوگند]]، تو را [[تنبیه]] خواهم کرد. او گوید: چون ندیدم آن [[حضرت]] او را بزند، گفتم: فدایت گردم، شما سوگند یاد کردید که حتما غلامتان را بزنید، ولی من ندیدم شما او را بزنید؟ آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|الیس الله عزوجل یقول: {{متن قرآن|وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}} }}؛ یعنی آیا [[خدای عزوجل]] نفرموده است: “اگر [[عفو]] کنید، به تقوا نزدیکتر است؟”<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۲۳۵، حدیث ۹۲۹.</ref>. | |||
# [[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]] درباره [[آیه]]: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ}}، از عیاشی [[نقل]] میکند که [[زراره]] و [[محمد بن مسلم]] از ابیجعفر، [[امام باقر]]، و [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{عم}}، درباره آیه: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ... وَلِبَاسُ التَّقْوَى}}، [[روایت]] کند: {{متن حدیث|لباس التقوی ثیاب بیض}}؛ یعنی [[لباس تقوا]] [[جامه]] سفید است<ref>برهان، ۳۵۰.</ref>. | |||
#در روایت ابیجارود از ابیجعفر، امام باقر{{ع}}، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى}}، نقل کند که آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|فَأَمَّا اللِّبَاسُ فَالثِّيَابُ الَّتِي تَلْبَسُونَ وَ أَمَّا الرِّيَاشُ فَالْمَالُ وَ الْمَتَاعُ وَ أَمَّا لِبَاسُ التَّقْوَى فَالْعَفَافُ إِنَّ الْعَفِيفَ لَا تَبْدُو لَهُ عَوْرَةٌ وَ إِنْ كَانَ عَارِياً مِنَ الثِّيَابِ وَ الْفَاجِرَ بَادِي الْعَوْرَةِ وَ إِنْ كَانَ كَاسِياً مِنَ الثِّيَابِ وَ يَقُولُ اللهُ {{متن قرآن|وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ}}؛ یعنی اما در مورد “لباس”، پس آن، لباسی است که میپوشید، و اما “ریاش”، پس آن کالا و [[مال]] [[دنیوی]] است، و اما “لباس تقوا”، پس آن، [[عفت]] و [[پاکدامنی]] است؛ همانا [[عفیف]]، برایش عورت ظاهر نمیگردد، و اگر چه لخت و عریان و بدون [[لباس]] باشد، و [[فاجر]] و بادکار عورت را ظاهر میکند، اگر چه لباس پوشیده باشد، و [[خدای تعالی]] میفرماید: {{متن قرآن|وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ}}<ref>برهان، ص۳۵۰؛ نورالثقلین، ج۲، ص۱۵، حدیث ۴۴.</ref>. | |||
#در [[کتاب خصال]]، آنجا که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به یارانش چهار صد باب را آموخت، فرمود: {{متن حدیث|الْبَسُوا الثِّيَابَ الْقُطْنَ فَإِنَّهَا لِبَاسُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}، وَ لَمْ يَكُنْ يَلْبَسُ الشَّعْرَ وَ الصُّوفَ إِلَّا مِنْ عِلَّةٍ وَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ يُحِبُّ أَنْ يَرَى أَثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَى عَبْدِهِ}}؛ یعنی [[لباس]] پنبهای بپوشید که آن، [[لباس پیامبر]]{{صل}} است و آن بزرگوار، لباس کرکی و پشمینهای نمیپوشید، مگر به جهت علت و سببی، (و فرمود:) البته، [[خدای تعالی]] [[زیبایی]] است که [[زیبا]] را [[دوست]] دارد و دوست دارد اثر نعمتش را بر بندهاش ببیند<ref>نورالثقلین، ج۲، ص۱۵، حدیث ۴۵.</ref>. | |||
#درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى}}، در [[کتاب کافی]]، [[علی بن ابراهیم]] با اسنادش تا [[حلبی]]، از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[روایت]] کند که: از آن [[حضرت]]، درباره مسجدی که بر پایه تقوا بنا شده است، سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: [[مسجد قبا]]<ref>نورالثقلین، ج۲، ص۲۶۷، حدیث ۳۴۵؛ برهان، ص۴۴۴ و المیزان، ج۹، ص۴۱۵.</ref>. | |||
#و درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|الْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى}}، در [[تفسیر]] [[علی]] ابن [[ابراهیم]] آمده است: {{متن حدیث|قَالَ لِلْمُتَّقِينَ}}؛ یعنی فرجام [[نیک]]، برای [[پرهیزگاران]] است<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۴۱۰، حدیث ۱۸۹.</ref>. | |||
#فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ}}، در [[کتاب]] [[علل الشرایع]] با اسنادش تا [[ابیبصیر]] و او از ابیعبدالله، امام صادق{{ع}}، روایت کند که به آن بزرگوار گفتم: سبب [[قربانی کردن]] چیست؟ آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|إِنَّهُ يُغْفَرُ لِصَاحِبِهَا عِنْدَ أَوَّلِ قَطْرَةٍ تَقْطُرُ مِنْ دَمِهَا إِلَى الْأَرْضِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ تَعَالَى مَنْ يَتَّقِيهِ بِالْغَيْبِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى {{متن قرآن|لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ}} ثُمَّ قَالَ انْظُرْ كَيْفَ قَبِلَ اللَّهُ قُرْبَانَ هَابِيلَ وَ رَدَّ قُرْبَانَ قَابِيلَ}}؛ یعنی با اولین قطرهای که از [[خون]] [[قربانی]] بر [[زمین]] میچکد، [[خدای متعال]] صاحب آن قربانی را مورد [[مغفرت]] و [[آمرزش]] قرار میدهد، و نیز برای این که [[خدای عزوجل]] معلوم نماید، چه کسی در [[غیب]] و پنهان از او تقوا دارد. [[خدای عزوجل]] فرمود: {{متن قرآن|لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ}}. سپس آن بزرگوار فرمود: ملاحظه کن، چگونه [[خدای تعالی]] [[قربانی]] [[هابیل]] را قبول نمود و قربانی [[قابیل]] را رد کرد<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۰۰، حدیث ۱۴۸.</ref>. | |||
#فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ}}، [[علی بن ابراهیم]] فرمود: یعنی مادامی که [[تقوای الهی]] نباشد، آنچه برای [[تقرب]] به او باشد و قربانی که نحر شود، به خدای تعالی نمیرسد و خدای تعالی فقط از [[متقین]] قبول میکند<ref>برهان، ص۷۰۸.</ref>. | |||
#فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى}}، در [[اصول کافی]]، علی بن ابراهیم با اسنادش تا [[جمیل]]، فرمود: او؛ یعنی جمیل، گفت: از [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، درباره قوله: {{متن قرآن|وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى}}، سؤال نمودم. آن [[حضرت]] فرمود: آن، [[ایمان]] به خداست<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۷۳، حدیث ۷۴؛ المیزان، ج۱۸، ص۳۱۹.</ref>. | |||
# [[شیخ صدوق]] در امالی با اسنادش تا [[عمر بن علی]] از ابیجعفر، [[امام باقر]]{{ع}}، و او از پدرانش: {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيَ عَهْداً فَقُلْتُ: يَا رَبِّ بَيِّنْهُ لِي قَالَ: اسْمَعْ. قُلْتُ: سَمِعْتُ. قَالَ: يَا مُحَمَّدُ، إِنَّ عَلِيّاً رَايَةُ الْهُدَى بَعْدَكَ، وَ إِمَامُ أَوْلِيَائِي، وَ نُورُ مَنْ أَطَاعَنِي، وَ هُوَ الْكَلِمَةُ الَّتِي أَلْزَمَهَا اللَّهُ الْمُتَّقِينَ، فَمَنْ أَحَبَّهُ فَقَدْ أَحَبَّنِي، وَ مَنْ أَبْغَضَهُ فَقَدْ أَبْغَضَنِي، فَبَشِّرْهُ بِذَلِكَ}}؛ یعنی امام باقر{{ع}} فرمود: [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: خدای تعالی [[عهد]] نمود بر من عهدی را. پس گفتم: پروردگارا! آن عهد را برایم بیان بفرما. خدای تعالی فرمود: بشنو. عرض کردم: شنیدم. خدای تعالی فرمود: ای [[محمد]]! البته، [[علی]] [[پرچم]] و نشانه [[لشکر]] [[هدایت]] پس از تو، و پیشوای [[دوستان]] من بوده و [[نور]] است برای کسی که مرا [[اطاعت]] کند، و اوست آن کلمهای که خدای تعالی متقین را نسبت به آن ملزم ساخت، پس هر کس او را [[دوست]] بدارد، مرا دوست داشته، و هر کس او را [[دشمن]] بدارد، مرا [[دشمن]] داشته، پس او را به این امر [[بشارت]] بده<ref>برهان، ص۱۰۲۳.</ref>. در [[تفسیر نورالثقلین]]<ref>تفسیر نورالثقلین، ج۵، ص۷۳، حدیث ۷۴.</ref>، بعد از ذکر این [[حدیث]]، میفرماید: در [[کتاب]] [[معانی الاخبار]] با اسنادش تا [[سلام جعفی]]، از ابیجعفر، [[امام باقر]]{{ع}}، از ابیذر، از [[پیامبر خدا]]{{صل}}، مثل این حدیث بیان گردیده. | |||
#در [[کتاب خصال]]، از [[عبدالله بن عباس]] [[نقل]] کند که: پیامبر خدا{{صل}} [[قیام]] فرمود. و برای ما [[خطبه]] خواند و در پایان آن فرمود: {{متن حدیث|نَحْنُ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ سَبِيلُ الْهُدَى}}<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۷۴، حدیث ۷۵.</ref>. | |||
#در کتاب [[توحید]]، با اسنادش تا [[ابیعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] کند که آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} فِي خُطْبَةٍ: أَنَا عُرْوَةُ اللَّهِ الْوُثْقَى وَ كَلِمَةُ التَّقْوَى}}؛ یعنی [[امیر المؤمنین]]{{ع}} در [[سخنرانی]] خود فرمود: من هستم [[عروة الوثقی]] و کلمه تقوا<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۷۴، حدیث ۷۶.</ref>. | |||
#در کتاب [[کمال الدین و تمام النعمه]]، با اسنادش تا [[ابراهیم]] بن ابی [[محمود]]، و او از [[علی بن موسی]] [[امام رضا]]{{ع}} [[حدیثی]] طولانی را نقل کند که در ضمن آن فرمود: {{متن حدیث|نَحْنُ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى}}؛ یعنی: و ما هستیم کلمه تقوا و عروة الوثقی<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۷۴، حدیث ۷۷.</ref>. | |||
#در کتاب [[علل الشرایع]]، با اسنادش تا [[حسن بن عبدالله]] و او از پدرانش، از جدش حسن بن [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}، و آن بزرگوار در حدیثی طولانی، در [[تفسیر]]: {{متن حدیث|سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ}}، از [[پیامبر]]{{صل}} نقل میکند، در ضمن آن حدیث، چنین آمده است: {{متن حدیث|قَالَ النَّبِیُّ: وَ قَوْلِهِ {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}<ref>«هیچ خدایی جز خداوند نیست» سوره صافات، آیه ۳۵.</ref> يَعْنِي وَحْدَانِيَّتَهُ- لَا يَقْبَلُ اللَّهُ الْأَعْمَالَ إِلَّا بِهَا وَ هِيَ كَلِمَةُ التَّقْوَى يُثَقِّلُ اللَّهُ بِهَا الْمَوَازِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}؛ یعنی پیامبر{{صل}} فرمود: و قوله: {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}؛ یعنی یکتایی او، [[اعمال]]، مورد قبول [[خدای متعال]] واقع نمیشود، مگر به واسطه این قول، و آن، کلمه تقواست که میزانها را در [[روز قیامت]]، به واسطه آن، سنگین میکند<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۷۴، حدیث ۷۸.</ref>. | |||
#در کتاب [[توحید]]، با اسنادش به [[ابیبصیر]]، و او از ابیعبداللہ، [[امام صادق]]{{ع}} درباره قول [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ}}، فرموده: {{متن حدیث|قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنَا أَهْلٌ أَنْ أُتَّقَى وَ لَا يُشْرِكَ بِي عَبْدِي شَيْئاً وَ أَنَا أَهْلٌ إِنْ لَمْ يُشْرِكْ بِي عَبْدِي شَيْئاً أَنْ أُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ وَ قَالَ{{ع}}: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ وَ جَلَالِهِ أَنْ لَا يُعَذِّبَ أَهْلَ تَوْحِيدِهِ بِالنَّارِ أَبَداً}}؛ یعنی [[خدای تبارک و تعالی]] فرمود: من سزاوار پرهیزم و سزاوار تقوا هستم و سزاوارم که [[بنده]] من چیزی را [[شریک]] من قرار ندهد، و مرا [[شایستگی]] این باشد که چنانچه بندهام، چیزی را برای من شریک قرار ندهد، او را داخل در [[بهشت]] گردانم. (همچنین آن [[حضرت]] فرمود:) البته، خدای تبارک و تعالی به [[عزت و جلال]] خودش [[سوگند]] یاد نمود، که [[اهل]] توحیدش را در [[آتش]] ([[دوزخ]]) معذب نسازد<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۴۶۰- ۴۶۱، حدیث ۳۸ و ۳۹؛ المیزان، ج۲۰، ص۱۸۶-۱۸۷؛ تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۲۶۶؛ برهان، ص۱۱۶۰.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۴۱۹.</ref> | |||
==منابع== | ==منابع== | ||