عبدالله بن حذافه: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد)
 
خط ۳۰: خط ۳۰:
در بعضی از تواریخ نوشته‌اند، پس از آنکه کسری از [[خشم]] بیرون آمد و باد [[کبر]] و [[غرور]] از کاسه سر فرو ریخت، از کار خود پشیمان شد و در پی یافتن [[سفیر]] [[پیامبر]]{{صل}} بر آمد ولی از او اثری نیافت؛ پس نامه‌ای برای پیامبر{{صل}} نوشت که مضمون [[نامه]] در دست نیست، همچنین [[نقل]] شده کسری نامه‌ای به پیامبر{{صل}} نوشت و در میان دو طاقه حریر پیچید و مقداری مشک نیز همراه نامه کرد و برای [[حضرت]] فرستاد. چون قاصد کسری به نزد [[رسول خدا]]{{صل}} رسید، بسته را باز کرد، نافه‌های مشک را برداشت و میان [[اصحاب]] ایشان تقسیم کرد.  
در بعضی از تواریخ نوشته‌اند، پس از آنکه کسری از [[خشم]] بیرون آمد و باد [[کبر]] و [[غرور]] از کاسه سر فرو ریخت، از کار خود پشیمان شد و در پی یافتن [[سفیر]] [[پیامبر]]{{صل}} بر آمد ولی از او اثری نیافت؛ پس نامه‌ای برای پیامبر{{صل}} نوشت که مضمون [[نامه]] در دست نیست، همچنین [[نقل]] شده کسری نامه‌ای به پیامبر{{صل}} نوشت و در میان دو طاقه حریر پیچید و مقداری مشک نیز همراه نامه کرد و برای [[حضرت]] فرستاد. چون قاصد کسری به نزد [[رسول خدا]]{{صل}} رسید، بسته را باز کرد، نافه‌های مشک را برداشت و میان [[اصحاب]] ایشان تقسیم کرد.  


پیامبر{{صل}} نامه را باز نکرد ولی مطالب نامه را برای سفیر [[کسری]](بدون آنکه نامه باز شود) گفت و پارچه‌های حریر را نیز به او برگردانید و فرمود: {{متن حدیث|لا حاجة لنا فی هذا الحریر لیس من لباسنا}}؛ این لباس‌ها را نمی‌پوشیم و از [[پوشاک]] ما نیست. و در جواب نامه چنین پیغام داد: باید به [[دین]] درآیی وگرنه من خود با یارانم به سراغت خواهیم آمد و امر [[خدا]] سریع‌تر از این است<ref>{{متن حدیث|لتدخلن في امري او لاتينك بنفسي و من معي و امرالله اسرع من ذلك}}؛ تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۷۷. به نظر می‌رسد که این نامه نمی‌تواند از خسرو پرویز باشد، زیرا با کارهای او پس از خواندن نامه، سازش ندارد و مطالبی که در شرح حال باذان، درباره واکنش خسرو پرویز نقل شده شاهد گویایی است بر این موضوع، بنابراین احتمال دارد که این نامه از شیرویه باشد که پس از کشتن خسرو پرویز و نشستن به جای او، برای جبران گذشته نامه‌ای پوزش خواهانه به پیامبر{{صل}} نوشته باشد، چنانکه به باذان هم نوشت که به کسی که در حجاز دعوی پیامبری کرده، کاری نداشته باش.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[عبدالله بن حذافه (مقاله)|مقاله «عبدالله بن حذافه»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۶، ص۶۷-۶۸.</ref>
پیامبر{{صل}} نامه را باز نکرد ولی مطالب نامه را برای سفیر [[کسری]](بدون آنکه نامه باز شود) گفت و پارچه‌های حریر را نیز به او برگردانید و فرمود: "این لباس‌ها را نمی‌پوشیم و از [[پوشاک]] ما نیست"<ref>{{متن حدیث|لا حاجة لنا في هذا الحرير ليس من لباسنا}}</ref>. و در جواب نامه چنین پیغام داد: باید به [[دین]] درآیی وگرنه من خود با یارانم به سراغت خواهیم آمد و امر [[خدا]] سریع‌تر از این است<ref>{{متن حدیث|لتدخلن في امري او لاتينك بنفسي و من معي و امرالله اسرع من ذلك}}؛ تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۷۷. به نظر می‌رسد که این نامه نمی‌تواند از خسرو پرویز باشد، زیرا با کارهای او پس از خواندن نامه، سازش ندارد و مطالبی که در شرح حال باذان، درباره واکنش خسرو پرویز نقل شده شاهد گویایی است بر این موضوع، بنابراین احتمال دارد که این نامه از شیرویه باشد که پس از کشتن خسرو پرویز و نشستن به جای او، برای جبران گذشته نامه‌ای پوزش خواهانه به پیامبر{{صل}} نوشته باشد، چنانکه به باذان هم نوشت که به کسی که در حجاز دعوی پیامبری کرده، کاری نداشته باش.</ref>.<ref>[[عبدالرضا عسکری|عسکری، عبدالرضا]]، [[عبدالله بن حذافه (مقاله)|مقاله «عبدالله بن حذافه»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۶، ص۶۷-۶۸.</ref>


==عبدالله بن حذافه و [[خالد بن ولید]]==
==عبدالله بن حذافه و [[خالد بن ولید]]==
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش