جز
جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'تکیه' به 'تکیه') |
||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
با بحث و بررسی این عناصر میتوان گفت [[فطرت آدمی]] باعث و [[بانی]] [[غالب]] تحولات و دگرگونیها و عامل تأمین و تضمین [[آزادی]] است. عنصر بسیار تأثیرگذاری همانند آزادی و [[اختیار]] تکمیل کننده فطرت و عاملی برای ایجاد دگرگونیها به شمار میآید. این عامل در کنار سایر عوامل نیز مطرح بوده و به نوعی زمینه بروز و [[ظهور]] آنها را مهیا میکند. برای مثال اگر فرض کنیم عامل [[خون]] یا نژاد و یا حتی جغرافیا و یا هر عامل دیگری باعث و بانی تحولات و دگرگونیهای [[اجتماعی]] است، همه این عوامل در فقدان آزادی و اختیار تأثیر قابل ملاحظهای نخواهد داشت. در واقع اگر مانعی برای بروز و ظهور این عناصر به وجود آید آنها را فاقد تأثیر میسازد. | با بحث و بررسی این عناصر میتوان گفت [[فطرت آدمی]] باعث و [[بانی]] [[غالب]] تحولات و دگرگونیها و عامل تأمین و تضمین [[آزادی]] است. عنصر بسیار تأثیرگذاری همانند آزادی و [[اختیار]] تکمیل کننده فطرت و عاملی برای ایجاد دگرگونیها به شمار میآید. این عامل در کنار سایر عوامل نیز مطرح بوده و به نوعی زمینه بروز و [[ظهور]] آنها را مهیا میکند. برای مثال اگر فرض کنیم عامل [[خون]] یا نژاد و یا حتی جغرافیا و یا هر عامل دیگری باعث و بانی تحولات و دگرگونیهای [[اجتماعی]] است، همه این عوامل در فقدان آزادی و اختیار تأثیر قابل ملاحظهای نخواهد داشت. در واقع اگر مانعی برای بروز و ظهور این عناصر به وجود آید آنها را فاقد تأثیر میسازد. | ||
محتوای [[باطنی]] و [[فطرت انسان]] در کنار آزادی نقش اساسیای در تعاملات و تحولات و دگرگونیهای اجتماعی دارد. انسان با توجه به این ویژگیهای خود میبایست به سمتی میل کند که ضمن نهادینه ساختن نشانههای انسان، توان بهرهگیری از آنها و به ویژه مهمترین عنصر، یعنی آزادی و اختیار، را داشته باشد. وجود چنین ویژگیها و خصوصیتهایی است که سبب تکامل و تعالی [[بشر]] میشود. برخی [[اندیشمندان]] [[مسلمان]] این نظریه را بسیار عالی میدانند. گرچه این نظریه با عنوان نظریه فطرت نامگذاری شده است اما از آن بهعنوان محتوای [[باطنی]] [[انسان]] نیز یاد میشود<ref>شهید صدر نیز همانند استاد مطهری در باب علل و عوامل دگرگونیهای اجتماعی، نظریهای مشابه ارائه کرده است که از آن با عنوان محتوای باطنی یا نظریه فطرت میتوان یاد کرد. ر.ک: سنتهای اجتماعی و فلسفه اجتماعی در مکتب قرآن، ترجمه حسین منوچهری.</ref>. در واقع در این نظریه بیش از هر چیز بر گوهر و ذات [[آدمی]] | محتوای [[باطنی]] و [[فطرت انسان]] در کنار آزادی نقش اساسیای در تعاملات و تحولات و دگرگونیهای اجتماعی دارد. انسان با توجه به این ویژگیهای خود میبایست به سمتی میل کند که ضمن نهادینه ساختن نشانههای انسان، توان بهرهگیری از آنها و به ویژه مهمترین عنصر، یعنی آزادی و اختیار، را داشته باشد. وجود چنین ویژگیها و خصوصیتهایی است که سبب تکامل و تعالی [[بشر]] میشود. برخی [[اندیشمندان]] [[مسلمان]] این نظریه را بسیار عالی میدانند. گرچه این نظریه با عنوان نظریه فطرت نامگذاری شده است اما از آن بهعنوان محتوای [[باطنی]] [[انسان]] نیز یاد میشود<ref>شهید صدر نیز همانند استاد مطهری در باب علل و عوامل دگرگونیهای اجتماعی، نظریهای مشابه ارائه کرده است که از آن با عنوان محتوای باطنی یا نظریه فطرت میتوان یاد کرد. ر.ک: سنتهای اجتماعی و فلسفه اجتماعی در مکتب قرآن، ترجمه حسین منوچهری.</ref>. در واقع در این نظریه بیش از هر چیز بر گوهر و ذات [[آدمی]] تکیه میشود و نقش دیگر عناصر در حد ایجاد زمینه و تسهیل شرایط مؤثر است. | ||
بنابراین "[[آزادی]] [[انسانی]] جز با نظریه [[فطرت]] قابل [[تصور]] نیست. این بعد وجودی است که به انسان [[شخصیت]] انسانی میدهد تا آنجا که [[حاکم]] بر [[تاریخ]] میشود و مسیر تاریخ را [[تعیین]] میکند"<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۳۷۹.</ref>. این دیدگاه بر آن است تا [[شخصیت انسان]] را براساس عنصر آزادی و [[اختیار]] تبیین و فقدان آزادی و اختیار را برابر با [[مسخ]] شخصیت آدمی تلقی کند.<ref>[[شریف لکزایی|لکزایی، شریف]]، [[آزادی (کتاب)|آزادی]]، ص ۳۳.</ref> | بنابراین "[[آزادی]] [[انسانی]] جز با نظریه [[فطرت]] قابل [[تصور]] نیست. این بعد وجودی است که به انسان [[شخصیت]] انسانی میدهد تا آنجا که [[حاکم]] بر [[تاریخ]] میشود و مسیر تاریخ را [[تعیین]] میکند"<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۳۷۹.</ref>. این دیدگاه بر آن است تا [[شخصیت انسان]] را براساس عنصر آزادی و [[اختیار]] تبیین و فقدان آزادی و اختیار را برابر با [[مسخ]] شخصیت آدمی تلقی کند.<ref>[[شریف لکزایی|لکزایی، شریف]]، [[آزادی (کتاب)|آزادی]]، ص ۳۳.</ref> | ||