|
|
| خط ۸: |
خط ۸: |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> |
|
| |
|
| ==[[آزادی]] [[انتخاب]] وطن== | | ==مقدمه== |
| *[[آزادی]] در [[انتخاب]] وطن و سکونت در آن<ref>[[فرهنگ آفتاب]]، ص ۶۳.</ref>، [[حقّ]] طبیعی و از سوی [[قرآن]] مورد تأیید قرار گرفته است واز [[آیات]] متعدّدی مانند {{متن قرآن|ثُمَّ أَنتُمْ هَؤُلاء تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref> آنگاه، این شمایید که یکدیگر را میکشید و دستهای از خودتان را از خانههاشان بیرون میرانید در حالی که با گناه و ستم به زیان آنها از یکدیگر پشتیبانی میکنید و (با این حال) اگر به اسیری نزد شما آیند آنان را (بنابر حکم تورات) با دادن سربها آزاد میکنید با آنکه بیرون راندنشان بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان میآورید و به بخشی (دیگر) کفر میورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سختترین عذاب باز برده میشوند؛ و خداوند از آنچه میکنید غافل نیست؛ سوره بقره، آیه: 85.</ref>، {{متن قرآن|وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}<ref> و هر جا بر آنان دست یافتید، بکشیدشان و از همانجا که بیرونتان راندند بیرونشان برانید و (بدانید که) آشوب (شرک) از کشتار بدتر است و نزد مسجد الحرام با آنان به کارزار نیاغازید مگر در آنجا با شما به جنگ برخیزند در آن صورت اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید که سزای کافران همین است؛سوره بقره، آیه: 191.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِيَّةً لِّأَزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِي مَا فَعَلْنَ فِيَ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref> و کسانی از شما که میمیرند و همسرانی به جای مینهند، باید برای همسرانشان هزینه زندگی تا یک سال را وصیّت کنند بیآنکه آنان را (از خانه شوهر) بیرون کنند و اگر آنان خود بیرون روند در آنچه آنها به شایستگی با خویش میکنند بر شما گناهی نیست و خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره بقره، آیه: 240.</ref>، {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُواْ لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلاَّ تُقَاتِلُواْ قَالُواْ وَمَا لَنَا أَلاَّ نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُواْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاء وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref> آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریستهای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمیکنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست.و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست؛ سوره بقره، آیه: 246 - 247.</ref>، {{متن قرآن| فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ}}<ref> آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن- که همانند یکدیگرید- تباه نمیگردانم بنابراین بیگمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم میپوشم و آنان را به بوستانهایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است؛سوره آل عمران، آیه: 195.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ }}<ref>و (یاد کن) آنگاه را که کافران با تو نیرنگ میباختند تا تو را بازداشت کنند یا بکشند یا بیرون رانند، آنان نیرنگ میباختند و خداوند تدبیر میکرد و خداوند بهترین تدبیر کنندگان است؛سوره انفال، آیه: 30.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ }}<ref> و کافران به پیامبرانشان گفتند: شما را از سرزمینمان بیرون خواهیم راند مگر به آیین ما باز گردید آنگاه پروردگارشان به آنان وحی کرد که بیگمان ستمگران را نابود خواهیم کرد؛ سوره ابراهیم، آیه: 13.</ref>، {{متن قرآن| وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِّن قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْنَاهُمْ فَلا نَاصِرَ لَهُمْ}}<ref> و چه بسیار (مردم) شهرهایی بودند توانمندتر از (مردم) شهری که تو را (از آن) بیرون کرد (ند)، ما آنها را نابود کردیم و یاوری نداشتند؛ سوره محمد، آیه: 13.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref> خداوند تنها شما را از دوست داشتن کسانی باز میدارد که با شما در کار دین جنگ کردند و شما را از خانههایتان بیرون راندند و (یا) از بیرون راندنتان پشتیبانی کردند و کسانی که آنان را دوست بدارند ستمگرند ؛سوره ممتحنه، آیه: 9.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُم مِّنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاء مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ}}<ref> ای مؤمنان! اگر برای جهاد در راه من و به دست آوردن خرسندی من (از شهر خود) بیرون میآیید، دشمن من و دشمن خود را دوست مگیرید که به آنان مهربانی ورزید در حالی که آنان به آنچه از سوی حق برای شما آمده است کفر ورزیدهاند؛ پیامبر و شما را (از شهر خود) بیرون میکنند که چرا به خداوند- پروردگارتان- ایمان دارید، پنهانی به آنان مهربانی میورزید و من به آنچه پنهان و آنچه آشکار میدارید داناترم و از شما هر کس چنین کند به یقین، راه میانه را گم کرده است؛سوره ممتحنه، آیه: 1.</ref> میتوان [[آزادی]] [[انسانها]] در [[گزینش]] مسکن و [[حرمت]] سلب این [[آزادی]] را که [[میثاق الهی]] شمرده شده<ref>من [[وحی]] القرآن، ج ۲، ص ۱۱۱.</ref>، استفاده کرد؛ به همین جهت، اخراج شخص از وطن، ستمی شمرده شده که میتوان برای مقابله با آن به [[جهاد]] پرداخت: {{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ }}<ref> به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل میشود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیدهاند و بیگمان خداوند بر یاری آنان تواناست همان کسانی که ناحق از خانههای خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که میگفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمیداشت بیگمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشتها «1» (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار میبرند ویران میشد و بیگمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است؛ سوره حج، آیه: 39-40.</ref> این نکته در [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُواْ لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلاَّ تُقَاتِلُواْ قَالُواْ وَمَا لَنَا أَلاَّ نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُواْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاء وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref> آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریستهای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمیکنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست.و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست؛ سوره بقره، آیه: 246 - 247.</ref>. نیز مورد تأکید قرار گرفته؛ زیرا این [[جنگ]]، اقدامی انسانی و در [[خدمت]] [[زندگی]] [[بشر]] و تحقّق [[عدالت]] است<ref>من [[وحی]] القرآن، ج ۱۶، ص ۸۳.</ref>. [[خداوند]]، سلبکنندگان [[آزادی]] وطن را [[فتنهگر]] شمرده، [[مبارزه]] با آنان و مقابله به مثل را مجاز میداند: {{متن قرآن|وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}<ref> و هر جا بر آنان دست یافتید، بکشیدشان و از همانجا که بیرونتان راندند بیرونشان برانید و (بدانید که) آشوب (شرک) از کشتار بدتر است و نزد مسجد الحرام با آنان به کارزار نیاغازید مگر در آنجا با شما به جنگ برخیزند در آن صورت اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید که سزای کافران همین است؛سوره بقره، آیه: 191.</ref> بر این اساس، [[قرآن]]، آزادسازی وطن را از [[سلطه]] تجاوزپیشگان و اشغالگران، ارج نهاده و [[آزادی]] [[انتخاب]] وطن در صورت [[توان]] پاسداری از دستاوردهای [[دینی]] خویش را {{متن قرآن| فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ}}<ref> آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن- که همانند یکدیگرید- تباه نمیگردانم بنابراین بیگمان از گناه آنان که مهاجرت کردند و از دیار خود رانده شدند و در راه من آزار دیدند و کارزار کردند یا کشته شدند چشم میپوشم و آنان را به بوستانهایی در خواهم آورد که از بن آنها جویباران روان است، به پاداشی از نزد خداوند؛ و پاداش نیک (تنها) نزد خداوند است؛سوره آل عمران، آیه: 195.</ref> امری مهم تلقّی کرده است؛ بنابراین، حدّ [[آزادی]] [[انتخاب]] وطن نیز که همان مورد تهدید قرار گرفتن [[ایمان]] و [[حیات]] [[معنوی]] [[انسان]] به شمار میرود، مشخّص میشود که در این صورت، [[انسان]] باید از محیط [[فساد]] [[هجرت]] کند: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالُواْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا }}<ref> از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش میگیرند، میپرسند: در چه حال بودهاید؟ میگویند: ما ناتوان شمردهشدگان روی زمین بودهایم. میگویند: آیا زمین خداوند (آنقدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانهای است؛ سوره نساء، آیه: 97.</ref> [[قرآن]] [[آزادی]] وطن برای غیر [[مسلمانان]] را در صورتی روا میداند که آنان به [[جنگ]] با [[خدا]] و [[فساد]] در [[زمین]] {{متن قرآن|إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْا مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref> کیفر کسانی که با خداوند و پیامبرش به جنگ برمیخیزند و در زمین به تبهکاری میکوشند جز این نیست که کشته یا به دار آویخته شوند یا دستها و پاهایشان ناهمتا بریده شود یا از سرزمین خود تبعید گردند؛ این (کیفرها) برای آنان خواری در این جهان است و در جهان واپسین عذابی سترگ خواهند داشت.جز آن کسان که پیش از آنکه بر آنان دست یابید توبه کرده باشند، پس بدانید که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره مائده، آیه: 33 - 34.</ref> و [[پیمان]] شکنی و [[مخالفت]] با [[رهبر]] [[جامعه اسلامی]] و آزارواذیّت [[مسلمانان]] روی نیاورند. {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الأَبْصَارِ }}<ref> اوست که کافران اهل کتاب را از خانههایشان در نخستین گردآوری بیرون راند (هر چند) شما گمان نمیکردید که بیرون روند و (خودشان) گمان میکردند که دژهایشان بازدارنده آنان در برابر خداوند است اما (اراده) خداوند از جایی که گمان نمیبردند بدیشان رسید و در دلهایشان هراس افکند؛ به دست خویش و به دست مؤمنان خانههای خویش را ویران میکردند؛ پس ای دیدهوران پند بگیرید!؛ سوره حشر، آیه: 2.</ref><ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 196.</ref>.
| | براساس اصل [[زمین]] برای [[زندگی]]، همهجا صلاحیت زندگی برای [[انسان]] وجود دارد و انسان میتواند به تناسب نیازها، استعدادها، [[خواستهها]] و [[آرمان]] هایش در هرگوشهای از زمین که بخواهد بساط زندگی خویش را بگستراند. |
| | [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|البلاد بلاد الله و العباد عيال الله أينما أصبحت خيرا فاقم}}<ref>مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۱۶۶؛ نهجالفصاحه، ص۲۲۳.</ref>. |
| | |
| | مفاد این [[کلام]] آن است که گرچه [[شهرها]] را [[انسانها]] میسازند و کشورها را [[مردم]] آن به وجود میآورند، ولی با وجود این، شهرها همچنان بلاد [[خداوند]] است و همۀ انسانها هم جزو [[خانواده]] بزرگ بشری و [[خلق]] و عیال خداوندند و به تعبیر دیگر مجموعۀ بزرگ [[انسانی]]، خانواده [[خدا]] و [[حق]] استفاده از شهرهای خدا را دارند. |
| | اینک هر انسانی میتواند هرکجا را که برای زندگی مناسب و جای خیر و [[برکت]] تشخیص دهد، بگزیند و در آنجا سکونت [[اختیار]] کند و آن را وطن خویش قرار دهد. |
| | [[علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|لَيْسَ بَلَدٌ أَحَقَّ بِكَ مِنْ بَلَدٍ، خَيْرُ الْبِلَادِ مَا حَمَلَكَ}}<ref>غرر الحکم ۸۳/۵.</ref> (هیچ [[شهر]] و وطنی بر تو حق [[اولویت]] ندارد، تو میتوانی در میان بلاد وطنی را [[انتخاب]] کنی که ترا میتواند در خود جای دهد و امکانات لازم برای برآوردن نیازها و خواستههای ترا داشته باشد). |
| | برای [[گزینش]] وطن، معیار آن است که [[سرزمین]]، ترا با شخصیتی که داری و نیازها و [[آرمانها]] و خواسته است [[تحمل]] کند. با وجود این اصل، ما در متون [[اسلامی]] به مضامینی برخورد میکنیم که [[سرزمینها]] و شهرها را به دو [[قسم]] [[ممدوح]] و [[مذموم]] تقسیم میکند<ref>بحارالانوار، ج۵۷، ص۲۱۰.</ref>، و برخی از این مضامین مربوط به اصل زمین و بعضی دیگر بیانکننده خصلتهای ساکنان آن سرزمینهاست. |
| | |
| | و نیز در برخی از [[روایات اسلامی]] از سکونت در سرزمینها و شهرها و کشورهایی که فاقد [[امنیت]] و [[رفاه]] و [[اقتصاد سالم]] است، [[نکوهش]] شده است: {{متن حدیث|شَرُّ الْأَوْطَانِ مَا لَمْ يَأْمَنْ فِيهِ الْقُطَّانُ}}<ref>غرر الحکم ۱۷۱/۴.</ref> (بدترین وطنها جایی است که ساکنان آن از [[نعمت]] [[امنیت]] بیبهره باشند). |
| | علایقی که [[انسان]] را به یک [[سرزمین]] مرتبط میکند تا [[وطن]] او باشد، بدون احراز امنیت در آن سرزمین نمیتواند اولویتی را بر سکونت انسان ایجاب کند: {{متن حدیث|شَرُّ الْبِلَادِ بَلَدٌ لَا أَمْنَ فِيهِ وَ لَا خِصْبَ}}<ref>غرر الحکم ۱۶۵/۴.</ref> (بدترین و ناشایستهترین [[شهرها]] و کشورها جایی است که نه امنیت دارد و نه ارزانی و [[رفاه]] [[زندگی]]). |
| | این [[روایات]] در عین اینکه معیار [[انتخاب]] وطن را مشخص میکند بر اصل [[آزادی مسکن]] و [[وطن آزاد]] تأکید میکند. |
| | |
| | اصولاً وقتی شرایط اقلیمی و اوضاع [[اجتماعی]]، [[سیاسی]] و [[فرهنگی]] در [[شهر]] و یا کشوری به گونهای باشد که [[مسلمان]] در چنان شرایط و اوضاع نتواند به گونهای که [[اسلام]] میطلبد زندگی کند و [[قادر]] به انجام [[فرائض]] و [[وظائف]] و تعهداتش نشود، باید بر اساس اصل [[هجرت]] جایی را [[مسکن]] و وطن انتخاب کند که چنین امکاناتی را در برداشته باشد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا * إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا}}<ref>«از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش میگیرند، میپرسند: در چه حال بودهاید؟ میگویند: ما ناتوان شمردهشدگان روی زمین بودهایم. میگویند: آیا زمین خداوند (آنقدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانهای است * بجز آن مردان و زنان و کودکان ناتوان شمرده شدهای که نه چارهای میتوانند اندیشید و نه راه به جایی دارند» سوره نساء، آیه ۹۷-۹۸.</ref>. |
| | |
| | بر اساس اصل [[آزادی]] وطن، ماندن در شهر و یا کشوری که تواناییها را برای زندگی مناسب و انجام [[وظایف]] و تعهدات سلب میکند و استعدادها و توانهای بالقوه را از انسان میگیرد و [[راه رشد]] را به روی انسان میبندد و در برابر حرکت تکاملی [[انسان]] سد و مانع ایجاد میکند، با وجود همۀ علایق و کششها و مناسبتها، [[نامشروع]] است. |
| | مواردی که [[قرآن]] در آیۀ {{متن قرآن|إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا}} استثنا میکند، اختصاص به صورتی دارد که فاقد هرگونه امکان و نیرو و وسیله برای دگرگون کردن شرایط [[زندگی]] در [[شهر]] و یا کشوری که زندگی میکنند، بوده و به هیچ [[راه]] و رهنمودی [[هدایت]] نشده باشند. اما در شرایطی که میتوانند با [[نظام]] موجود و [[شرایط حاکم]] [[مبارزه]] کنند و [[رهبری صالح]] برای پیمودن این راه را در [[اختیار]] دارند، به جای [[هجرت]] باید به [[تغییر]] وضع موجود [[همت]] گمارند و نهادهای [[حاکم]] را دگرگون کنند. |
| | |
| | مسئلۀ هجرت برای اتخاذ [[وطن]] بهتر در [[اسلام]]، تا آنجا پیش میرود که حتی در مواردیکه فرد یا افراد در وطن خویش [[قادر]] به زندگی مناسب [[اسلامی]] و انجام [[وظایف]] و تعهدات خویش باشند، هرگاه به منظور سکونت در [[سرزمین]] بهتر و مناسبتر و راحتتر و برای رسیدن به [[گشایش]] بیشتر و امکانات وسیعتر از وطن خویش [[مهاجرت]] کنند، چنین هجرتی در [[راه خدا]] محسوب میشود: {{متن قرآن|وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً}}<ref>«و هر کس در راه خداوند هجرت گزیند، در زمین سرپناههای فراوان و گستردگی (در روزی) خواهد یافت» سوره نساء، آیه ۱۰۰.</ref>. |
| | در لغت، [[مراغم]] را به زمینی که دارای [[خاک]] نرم است معنا کردهاند و خاک نرم نشانۀ [[آمادگی]] [[زمین]] برای فعالیتهای [[کشاورزی]] و در نتیجه زندگی بهتر و شایستهتر است. برخی نیز مراغم را به معنای مطلق خاک و [[اقامتگاه]] [[تفسیر]] کردهاند که مفهوم [[آیه]] چنین میشود: (کسانیکه در راه خدا از وطن خود هجرت نمایند، از اینکه وطن خویش را با تمام علایقش ترک میکنند، [[نگرانی]] به [[دل]] راه ندهند که در زمین [[خدا]] اقامتگاهها و خاکها و جایگاههای فراوانی وجود دارد که هرکدام را مناسب دیدند میتوانند در آن سکنی اختیار نمایند). |
| | |
| | کلمۀ سعه که به معنای [[گشایش]] و گسترش و پهنی و فراوانی اطلاق میشود، در [[آیه]] بدون قید و به طور مطلق آمده و بهوضوح نشانگر آن است که این گشایش فراوانی که بر اثر [[مهاجرت]] در سرزمینهای دیگر در [[انتظار]] [[مهاجرین]] است، در یک بعد [[زندگی]] و مربوط به جهت خاصی نیست و شاید در تمامی ابعاد و شرایط زندگی صادق باشد. |
| | [[روایت]] معروف {{متن حدیث|حُبُّ الْوَطَنِ مِنَ الْإِيمَانِ}}<ref>وسائلالشیعه، سفینة البحار، ج۲، ص۶۶۸.</ref> بیانگر رابطۀ [[ایمان]] و محل سکونت دایمی [[انسان]] بوده و مفهومش این است که رابطۀ [[عقیدتی]] با [[وطن]]، علاقه و [[محبت]] نسبت به آن را ایجاب میکند و هرگاه چنین رابطهای وجود نداشته باشد، خواهناخواه محبت و علاقهای نیز نخواهد بود. |
| | |
| | این معنا درست خلاف برداشت مشهوری است که به استناد این [[حدیث]] گفته میشود که علاقه و [[مهر ورزیدن]] به هر [[شهر]] و کشوری که تنها به دلیل اینکه [[مسکن]] و وطن انسان است، جزء ایمان میباشد. در صورتی که سبک سخن در این حدیث با {{متن حدیث|النَّظَافَةُ مِنَ الْإِيمَانِ}} به طور کامل متفاوت است؛ خود وطن از مقتضیات ایمان نیست چنانچه [[نظافت]] خود از [[دستورات]] ایمان است، بلکه مهر ورزیدن به وطن مربوط به [[اعتقاد]] و باورهاست و این مقتضیات ایمان است که مهروزی را مشخص و ایجاب میکند. هرگاه وطن به گونهای باشد که ایمان شخص [[طلب]] میکند، مهر ورزیدن به جنین وطنی، بیشک جزو ایمان و از [[آثار ایمان]] است<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۱۳۵-۱۳۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۵.</ref> |
|
| |
|
| ==منابع== | | ==منابع== |