رجعت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶٬۷۵۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ فوریهٔ ۲۰۱۷
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{خرد}}
{{مهدویت}}
{{مهدویت}}
==واژه شناسی لغوی ==
رَجعت یا یوم الکرّه<ref>بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ ج ۷، ص ۶۱.</ref>  به معنای بازگشت، اسم مصدر از ماده «ر، ج، ع» است که معنای مشترک همه صیغه‌های آن بازگشتن و تکرار است<ref>الکنی و الالقاب؛ ج ۲، ص ۴۵۰.</ref>
==اصطلاح شناسی ==
معنای اصطلاحی عام آن که همه عالمان [[شیعه]] و برخی از عالمان [[سنی]] بر آن اتفاق دارند، رجوع به دنیا بعد از موت تا قبل از قیامت است، <ref>اوائل المقالات؛ ص ۴۶.</ref> و معنای اصطلاحی خاص و رایج آن نزد [[شیعه]] این است که بعد از ظهور مهدی {{ع}} و در آستانه رستاخیز گروهی از [[مؤمنان]] خالص "مؤمن محض" همچون: [[انبیاء]]<ref>حق الیقین؛ ص ۳۳۷ - ۳۳۸.</ref>، [[امامان معصوم]] <ref>حق الیقین؛ ص ۳۴۰. </ref> و شهدا <ref> تفسیر موضوعی قرآن مجید؛ ج ۴، ص ۲۶۳ </ref> و نیز گروهی ازافراد بسیار شرور "کافر محض" همچون "کفار" به این جهان بازمی‏‌گردند. گروه اول مدارجی از کمال را طی می‌‏کنند، و گروه دوم کیفرهای شدیدی می‌‏بینند. خداوند متعال دسته اول را بر دسته دوم غلبه می‌دهد تا از آنان انتقام بگیرند، و سپس هر دو دسته می‏‌میرند و منتظر روز رستاخیز و ثواب یا عقاب ابدی خویش می‌‏مانند. <ref>اندیشه‌های کلامی شیخ مفید؛ ص ۳۵۶ </ref> البته در برخی متون کلامی از دسته دوم به صراحت نامی برده نشده است<ref>رسائل المرتضی؛ ج ۱، ص ۳۰۲ - ۳۰۳.</ref>.
==اعتقاد رجعت==
اعتقاد به حقانیت رجعت به معنای خاص آن، از مختصات و ضروریات مذهب [[شیعه]] است <ref>حق الیقین؛ ج ۲، ص ۳۳۵.</ref> هرچند برخی آن را از اصول مذهب [[شیعه]] ندانسته و بر این باورند که هر کس برایش ثابت شود، [[ایمان]] می‌‏آورد و هر کس برایش ثابت نشود آن را رد می‌‏نماید و خللی در [[شیعه]] بودن وی وارد نمی‌آید <ref>امام شناسی؛ ج‏۱۴، ص۲۶۴. </ref>.
البته از سخنان و نوشته‌های بعضی از قدمای علمای [[شیعه]] برمی‏آید که اقلیت بسیار کوچکی از [[شیعه]] رجعت را به معنی بازگشت دولت و [[حکومت اهل بیت]] {{عم}} تفسیر می‏‌کردند، نه بازگشت اشخاص و زنده شدن مردگان؛ ولی مخالفت آنها طوری است که لطمه‏‌ای به اجماع نمی‏‌زند. <ref> تفسیر نمونه؛ ج۱۵ ،ص ۵۵۵ - ۵۶۰. </ref> در مقابل این گروه که رجعت را خاص عترت می‌دانند، برخی از فیلسوفان و عرفا معتقد به وجوب رجعت هم برای عترت است و هم برای امت مؤمنان حتی مؤمنان از امت‌های سابق <ref>رشحات البحار؛ ص ۹۴، ۹۹</ref>. دلیل این گروه این است که مؤمنان استعداد و استدعای تکمیل نفوس خود بوسیله پیامبران و امامان را دارند، این استعداد و استدعا برای خیلی از کسانی که [[انبیاء]] و [[امامان]] را ندیدند وجود دارد و حکمت خداوند به فعلیت رساندن همه استعدادها است، پس باید رجعتی برای هم عترت و هم امت باشد. <ref>رشحات البحار، ص ۸۹- ۱۱۰</ref> بنابراین، ضرورت دارد اولیای مقرب قبل از مرگ امت و خروج انان از دنیا، بر آن‌ها ظهور نمایند؛ زیرا در این حالت قابلیت امت برای این امر، اعتقاد آن‌ها به این موضوع، و فاعلیت نبوت و ولایت برای این کار به اوج خود رسیده است. البته همه این موارد برای کامل کردن دا
یره سعادت مؤمنان است‏. <ref>رشحات البحار؛ ص ۲۸۹. </ref> ناگفته نماند که این گروه بخلاف متکلمان که معتقدند ارواج به اجسام دنیوی بر می‌گردند، بر این باورند که ارواح رجعت کنندگان به بدن‌های برزخی آنان تعلق می‌گیرد و نه به بدن‌های دنیوی "مُلکی" ایشان <ref>رشحات البحار؛ ص ۳۰۸.</ref>
در باره احکام رجعت، همچون امکان وقوع و یا وجوب رجعت در متون کلامی بحث‌هایی مطرح شده است. پیرامون امکان رجعت گفته شده: احیای مردگان و رجوع مجدد آنان به نشئه دنیا نه محذور عقلی و نه منع نقلی دارد. بنابراین، اصل رجعتِ فرد یا گروهی به دنیا نه ممتنع عقلی است و نه ممنوع شرعی؛ <ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۴۹۸ .</ref> و به همین لحاظ گفته شده: خداوند قادر بر چنین کاری هست <ref>رسائل المرتضی؛ ج۱، ص ۳۰۲ - ۳۰۳. </ref>.
اما نسبت به وقوع رجعت گفته شده، عقل هیچ‏ راهی برای اثبات یا منع آن چه در قرآن، روایات و نقل‌های تاریخی نسبت به وقوع رجعت در گذشته آمده است، ندارد؛ زیرا رجوع معین، قضیه شخصی است و امور جزئی خارجی از قلمرو ادراک عقل بیرون است. پس اصل تحقق عینی رجعت را تنها دلیل نقلی بر عهده دارد.  <ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج۴، ص ۴۹۸ - ۴۹۹.</ref> همچنین نسبت به وقوع حتمی رجعت در آینده، هیچ‏گونه دلیل عقلی اقامه نشده است؛ زیرا صرف تحقق حادثه‏ای در گذشته، دلیل حتمی بودن وقوع آن در آینده نخواهد بود. شیخ طوسی در این باره معتقد است که احیای گروهی در زمانی خاص، دلیل بر حتمی بودن احیای قوم دیگر در زمانی دیگر نیست <ref>التبیان فی تفسیر القرآن؛ ج ۱، ص ۲۵۴.</ref>.
چنان که درباره امتناع وقوع رجعت در آینده نیز هیچ دلیل عقلی یا نقلی اقامه نشده است. هرچند برخی، مانند بلخی با استدلال‌های سُست وقوع آن را در آینده جایز ندانسته‌اند، از جمله:
أ: رجعت، معجزه بوده و بر نبوت پیامبر دلالت دارد و چنین کاری فقط در عصر رسول خدا {{صل}} جایز است و در زمانی که پیامبر رحلت کرد و بعد از او پیامبر دیگری نیست، مجالی برای چنین معجزه‏ای نخواهد بود.
پاسخ این پندار آن است که دلیل، اخص از مدعاست؛ زیرا در عصر ارتحال رسول ‏اکرم‏ {{صل}} ، [[امامان معصوم]] {{عم}} حضور دارند و معجزه الهی همان‏طور که دلیل نبوت پیامبر است، آیتِ امامت [[امام معصوم]] {{ع}} خواهد بود و تحقق رجعت به عنوان معجزه [[امام معصوم]]، بدون محذور است. <ref>التبیان فی تفسیر القرآن؛ ج ۱، ص ۲۵۴ - ۲۵۵. </ref>
ب: رجوع به دنیا با اعلام به رجعت، جایز نیست؛ زیرا کسی که بداند بار دیگر به دنیا باز می‏گردد، ممکن است اِغراء شود و تن به تباهی دهد و به اتّکالِ بر توبه بعد از رجوع مجدد، مصرانه گناه کند<ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۴۹۸ - ۴۹۹.</ref>.
پاسخ: دلیل، اخص از مدعاست؛ زیرا طبق همین پندار، رجوع شخص به دنیا بدون اعلام جایز است. گذشته از آن که رجعت مانند معاد، همگانی نیست. از این‏‌رو گنه‏کار در عین اطمینان به اصل رجوع برخی از افراد، علم به رجوع خود ندارد. پس هیچ اغرایی لازم نمی‏‌آید  <ref>تفسیر قرآن کریم؛ ج ۴، ص ۵۰۰. </ref>.
==رجعت در قرآن کریم==
آیات متعددی از قرآن به موضوع رجعت پرداخته که می‌توان آن‌ها را به دو دسته تقسیم کرد:
۱. آیات رجعت در امت‌های پیشین <ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ  ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»}} و یاد کنید آنگاه را که گفتید: ای موسی! ما تا خداوند را آشکارا نبینیم، به تو ایمان نمی‌آوریم و در حالی که خود می‌نگریستید آذرخش شما را فرا گرفت باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید؛ سوره بقره، آیه ۵۵- ۵۶.</ref> <ref>{{عربی|اندازه=150%|«وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»}} و یاد کنید آنگاه را که انسانی را کشتید و در آن با هم به ستیزه برخاستید و خداوند چیزی را که پنهان می‌کردید آشکار کرد باری، گفتیم با پاره‌ای از آن گاو بر این کشته بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌های خود را به شما نشان می‌دهد، باشد که خرد ورزید؛ سوره بقره، آیه ۷۲- ۷۳.</ref>
۲. آیات رجعت در عصر ظهور.
افزون بر این، آیات دیگری از قرآن دلالت اجمالی بر وقوع رجعت دارد، مانند آیه: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم}}﴾}}<refآیا گمان می‌کنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما (در) گذشتند بر سر شما نیامده است؟؛ سوره  بقره، آیه ۲۱۴.</ref> که می‌‏فهماند آنچه در امُت‏‌های گذشته رخ داده، در این امُت نیز رخ خواهد داد، و یکی از آن وقایع مساله رجعت و زنده شدن مردگانی است که در زمان ابراهیم و موسی و عیسی و عزیر و ارمیا و غیر ایشان اتفاق افتاده، باید در این امت نیز اتفاق بیفتد.  <ref>المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲ ،ص ۱۰۸.</ref>.
همچنین از رسول خدا {{صل}} کلامی نقل شده که به اجمال می‏‌فهماند آنچه در امُت‏‌های سابق روی داده است در این امت نیز اتفاق خواهد افتاد. <ref>بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ ج ۵۳، ص ۱۲۷.</ref>.
 
افزون بر آن، روایات بسیاری در باره رجعت وجود دارد که اگر چه تک تک آن‌ها خبر واحد است؛ اما وجوب نقلی اصل رجعت را به تواتر معنوی اثبات می‌نمایند <ref>المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲، ص ۱۰۷.</ref>.
برخی مفسران در تفسیر آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلائِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ}}﴾}}< refآیا جز این انتظار دارند که (فرمان) خداوند در سایه‌بان‌هایی از ابر و (نیز) فرشتگان نزدشان بیایند و کار (هلاکشان) پایان یافته باشد و کارها به سوی خداوند باز گردانده می‌شود؛ سوره  بقره، آیه ۲۱۰.</ref> با استناد به روایات می‌گویند: اهل بیت نبوت {{عم}} این آیه را گاهی به روز قیامت، زمانی به رجعت و گاهی به ظهور حضرت مهدی {{ع}} تفسیر کرده‌اند‌. همچنین از ائمه اهل بیت {{عم}} روایت شده که ایام خدا سه روز است، روز ظهور مهدی {{ع}} ، روز رجعت و روز قیامت. در برخی دیگر از روایات این سه روز به روز مرگ، روز رجعت و روز قیامت تفسیر شده است. <ref>بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ۵۳، ص ۶۳.</ref>.
سرّ این‌گونه تفسیر‌ها، همانا وحدت حقیقت و هم سنخی این سه موضوع، در عین اختلاف رتبی آن‌ها است؛ زیرا از یک سو، حقیقت روز قیامت این است که همه مردم در آن روز از قبرها بپا می‏‌خیزند و همه اسرارشان آشکار شده و چیزی از ایشان بر خدا پوشیده نمی‏‌ماند. و از سوی دیگر، گاهی از روز مرگ به روز قیامت تعبیر می‌‏شود؛ چون روز مرگ هم روزی است که پرده‏‌ها برای میت کنار می‏‌رود، روایت شده: هر کس بمیرد قیامتش بر پا می‏‌شود. <ref>شرح اصول الکافی؛ ج ۴، ص ۲۷۴.</ref> همچنین رجعت نیز روزی است که آیات خدا به تمام معنا ظاهر می‏‌شود، روزی که در آن روز دیگر خدای سبحان نافرمانی نمی‏‌شود، بلکه خالصانه عبادت می‌‏شود، عبادتی که مشوب و آمیخته با هوای نفس نیست، عبادتی که شیطان و اغوایش هیچ سهمی در آن ندارد. این معنا روشن می‌سازد روز رجعت خود یکی از مراتب روز قیامت است، هر چند که از نظر ظهور به روز قیامت نمی‏‌رسد، چون در روز رجعت باز شر و فساد تا اندازه‏ای امکان دارد، به خلاف روز قیامت که دیگر اثری از شر و فساد نمی‌‏ماند. و باز به همین جهت روز ظهور مهدی {{ع}} هم مرتبه‌ای از قیامت و روز رجعت است؛ چون در آن روز هم حق به تمام معنا ظاهر می‏‌شود، هر چند که باز ظهور حق در آن روز کمتر از ظهور در روز رجعت و قیامت است. و این معنا یعنی اتحاد این سه روز بر حسب حقیقت، و اختلاف آنها از نظر مراتب ظهور باعث شده که گاهی به روز قیامت، گاهی به روز رجعت و گاهی به روز ظهور مهدی از آن‌ها یاد شود <ref>المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ۲، ص ۱۰۶ - ۱۰۹.</ref> <ref>[http://thesaurus.islamicdoc.org/thesaurus/thesaurus1.php?term_code1=66903  پایگاه مدیریت اطلاعات و مدارک اسلامی]</ref>.
در [[آخر الزمان]] برخی از [[نیکوکاران]] و بدکاران زمان‌های گذشته، دوباره زنده می‌شوند.{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ}}﴾}}<ref> و (یاد کن) روزی (را) که از هر امتی دسته‌ای از آنان را که نشانه‌های ما را دروغ می‌شمردند گرد می‌آوریم و آنگاه آنان را به هم می‌پیوندند.؛ سوره نمل، آیه ۸۳.</ref> این آیه فقط به برانگیخته شدن عده‌ای از مکذبان و نه همه آن‌ها اشاره کرده؛ بدین جهت، [[روایات]] و [[مفسران]] [[شیعه]]، میان مصداق این آیه و قیامت، تفاوت قائل شده و آیه را به [[آخر الزمان]] مربوط دانسته‌اند که عده‌ای از [[نیکوکاران]] و بدکاران اعصار گذشته، زنده شده، هر یک نتیجه دنیایی اعمال خویش را خواهد دید.<ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص ۳۶۶؛ البرهان، ج ۴، ص ۲۲۸ ـ ۲۳۱؛ المیزان، ج ۱۵، ص ۳۹۷ و ۳۹۸.</ref> مرگ و زندگی دوباره: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ}}﴾}}<ref> پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی؛ سوره غافر، آیه ۱۱.</ref>، <ref>بحارالأنوار، ج‌۵۳‌، ص‌۵۶‌.</ref> عذاب پیش از عذاب بزرگ: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> و بی‌گمان به آنان از عذاب نزدیک‌تر (این جهان) پیش از عذاب بزرگ‌تر (در جهان واپسین) خواهیم چشاند باشد که بازگردند؛ سوره سجده، آیه 21.</ref>، <ref>بحارالأنوار، ج‌۵۳‌، ص‌۵۶‌.</ref> [[ظهور بندگان پیکارجو]] پیش از قیامت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ}}﴾}}<ref> و چون وعده نخست (از) آن دو (تباهی) فرا رسد بندگانی سخت جنگاور را که داریم بر شما برمی‌انگیزیم؛ سوره اسراء، آیه ۵.</ref> <ref>نورالثقلین، ج‌۳، ص‌۱۳۸ ـ ۱۴۰.</ref> میثاق [[پیامبران]] با خداوند برای ایمان آوردن و یاری رساندن به [[پیامبر خاتم]]: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ}}﴾}}<ref> و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست می‌شمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید؛ سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref> <ref>عیاشی، ج‌۱، ص‌۱۸۱.</ref> و منت الهی بر مستضعفان تاریخ: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}﴾}}<ref> و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شده‌اند منت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم؛ سوره قصص، آیه ۵.</ref> <ref>نورالثقلین، ج‌۴، ص‌۱۰۷.</ref> همگی به رجعت، [[تفسیر]] و [[تأویل]] شده‌اند؛ با این حال در تفسیر آیات پیشین، آرای دیگری نیز گفته شده است. <ref>تاریخ ما بعدالظهور، ص‌۶۳۲ ـ ۶۳۹، ۶۷۴‌.</ref>
در [[آخر الزمان]] برخی از [[نیکوکاران]] و بدکاران زمان‌های گذشته، دوباره زنده می‌شوند.{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ}}﴾}}<ref> و (یاد کن) روزی (را) که از هر امتی دسته‌ای از آنان را که نشانه‌های ما را دروغ می‌شمردند گرد می‌آوریم و آنگاه آنان را به هم می‌پیوندند.؛ سوره نمل، آیه ۸۳.</ref> این آیه فقط به برانگیخته شدن عده‌ای از مکذبان و نه همه آن‌ها اشاره کرده؛ بدین جهت، [[روایات]] و [[مفسران]] [[شیعه]]، میان مصداق این آیه و قیامت، تفاوت قائل شده و آیه را به [[آخر الزمان]] مربوط دانسته‌اند که عده‌ای از [[نیکوکاران]] و بدکاران اعصار گذشته، زنده شده، هر یک نتیجه دنیایی اعمال خویش را خواهد دید.<ref>مجمع‌البیان، ج ۷، ص ۳۶۶؛ البرهان، ج ۴، ص ۲۲۸ ـ ۲۳۱؛ المیزان، ج ۱۵، ص ۳۹۷ و ۳۹۸.</ref> مرگ و زندگی دوباره: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ}}﴾}}<ref> پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی؛ سوره غافر، آیه ۱۱.</ref>، <ref>بحارالأنوار، ج‌۵۳‌، ص‌۵۶‌.</ref> عذاب پیش از عذاب بزرگ: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}﴾}}<ref> و بی‌گمان به آنان از عذاب نزدیک‌تر (این جهان) پیش از عذاب بزرگ‌تر (در جهان واپسین) خواهیم چشاند باشد که بازگردند؛ سوره سجده، آیه 21.</ref>، <ref>بحارالأنوار، ج‌۵۳‌، ص‌۵۶‌.</ref> [[ظهور بندگان پیکارجو]] پیش از قیامت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ}}﴾}}<ref> و چون وعده نخست (از) آن دو (تباهی) فرا رسد بندگانی سخت جنگاور را که داریم بر شما برمی‌انگیزیم؛ سوره اسراء، آیه ۵.</ref> <ref>نورالثقلین، ج‌۳، ص‌۱۳۸ ـ ۱۴۰.</ref> میثاق [[پیامبران]] با خداوند برای ایمان آوردن و یاری رساندن به [[پیامبر خاتم]]: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ}}﴾}}<ref> و آنگاه خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمتی دادم سپس پیامبری نزدتان آمد که آن (کتاب) را که با شماست راست می‌شمارد، باید بدو ایمان آورید و باید او را یاوری کنید؛ سوره آل عمران، آیه ۸۱.</ref> <ref>عیاشی، ج‌۱، ص‌۱۸۱.</ref> و منت الهی بر مستضعفان تاریخ: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}﴾}}<ref> و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شده‌اند منت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم؛ سوره قصص، آیه ۵.</ref> <ref>نورالثقلین، ج‌۴، ص‌۱۰۷.</ref> همگی به رجعت، [[تفسیر]] و [[تأویل]] شده‌اند؛ با این حال در تفسیر آیات پیشین، آرای دیگری نیز گفته شده است. <ref>تاریخ ما بعدالظهور، ص‌۶۳۲ ـ ۶۳۹، ۶۷۴‌.</ref>


۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش