عبدالله بن ابی‌‌امیه مخزومی در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'اشراف' به 'اشراف'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-]] | + - [[))
جز (جایگزینی متن - 'اشراف' به 'اشراف')
خط ۳۰: خط ۳۰:


==عبدالله و [[مخالفت]] با [[رسول خدا]]{{صل}}==
==عبدالله و [[مخالفت]] با [[رسول خدا]]{{صل}}==
سران [[قبایل]] [[قریش]] مثل [[عتبة بن ربیعه]]، [[ابوسفیان]]، [[نضر بن حارث]]، [[عبدالله بن امیه]]، [[عاص بن وائل]] و... کنار [[کعبه]] جمع شدند و گفتند: کسی را نزد [[محمد]] بفرستید و او را به اینجا احضار کنید. فردی را نزد پیامبر{{صل}} فرستادند و گفتند: [[اشراف]] [[قوم]] تو جمع شده‌اند تا با تو سخن گویند، نزد آنها برو. [[رسول اکرم]]{{صل}} که علاقه شدیدی بر [[هدایت]] آنها داشت، خود را سریعا به آنها رسانید و در جمع شان نشست. ایشان گفتند: ای محمد ما را نزد تو فرستاده‌اند تا با تو صحبت کنیم. به [[خدا]] قسم ما تا به حال ندیده‌ایم مردی از [[عرب]] مانند آنچه بر سر قومت آورده‌ای، آورده باشد. تو به گذشتگان ما بد می‌گوئی، از [[دین]] ما خرده می‌‌گیری، [[خدایان]] را بد می‌گویی و ما را سفیه و نابخرد می‌خوانی، جماعات را پراکنده‌ای و هیچ امر [[زشتی]] نمانده است که بین ما و خودت به وجود نیاورده باشی. اگر با این سخنان می‌خواهی اموالی را به دست آوری که ما [[اموال]] بسیاری برایت فراهم می‌کنیم تا از همه دارا‌تر شوی، و اگر [[سروری]] و بزرگی می‌خواهی ما تو را [[سرور]] خود قرار می‌دهیم و اگر [[پادشاهی]] می‌خواهی ما تو را [[سلطان]] خود قرار می‌دهیم، و اگر [[فکری]] بر تو [[غلبه]] کرده و [[جن]] به تو [[الهام]] کرده است و شاید چنین باشد، ما حاضریم [[اموال]] خود را برای دارو و معالجه تو صرف کنیم تا خوب شوی.
سران [[قبایل]] [[قریش]] مثل [[عتبة بن ربیعه]]، [[ابوسفیان]]، [[نضر بن حارث]]، [[عبدالله بن امیه]]، [[عاص بن وائل]] و... کنار [[کعبه]] جمع شدند و گفتند: کسی را نزد [[محمد]] بفرستید و او را به اینجا احضار کنید. فردی را نزد پیامبر{{صل}} فرستادند و گفتند: اشراف [[قوم]] تو جمع شده‌اند تا با تو سخن گویند، نزد آنها برو. [[رسول اکرم]]{{صل}} که علاقه شدیدی بر [[هدایت]] آنها داشت، خود را سریعا به آنها رسانید و در جمع شان نشست. ایشان گفتند: ای محمد ما را نزد تو فرستاده‌اند تا با تو صحبت کنیم. به [[خدا]] قسم ما تا به حال ندیده‌ایم مردی از [[عرب]] مانند آنچه بر سر قومت آورده‌ای، آورده باشد. تو به گذشتگان ما بد می‌گوئی، از [[دین]] ما خرده می‌‌گیری، [[خدایان]] را بد می‌گویی و ما را سفیه و نابخرد می‌خوانی، جماعات را پراکنده‌ای و هیچ امر [[زشتی]] نمانده است که بین ما و خودت به وجود نیاورده باشی. اگر با این سخنان می‌خواهی اموالی را به دست آوری که ما [[اموال]] بسیاری برایت فراهم می‌کنیم تا از همه دارا‌تر شوی، و اگر [[سروری]] و بزرگی می‌خواهی ما تو را [[سرور]] خود قرار می‌دهیم و اگر [[پادشاهی]] می‌خواهی ما تو را [[سلطان]] خود قرار می‌دهیم، و اگر [[فکری]] بر تو [[غلبه]] کرده و [[جن]] به تو [[الهام]] کرده است و شاید چنین باشد، ما حاضریم [[اموال]] خود را برای دارو و معالجه تو صرف کنیم تا خوب شوی.


[[رسول اکرم]]{{صل}} به آنها گفت: چنین نیست که شما می‌‌گویید. آن چه را آورده ام نه برای این است که به ثروتی از شما دست یابم، و نه بزرگی بر شما را می‌خواهم و نه [[سلطنت]] بر شما را، بلکه [[خداوند]] مرا برای [[هدایت]] شما فرستاده و [[قرآن]] را بر من نازل کرده است و به من امر کرده تا شما را [[بشارت]] دهم و از [[عذاب]] او بترسانم. من هم [[رسالت]] [[پروردگار]] را به شما [[ابلاغ]] کردم و شما را [[نصیحت]] نمودم. اگر آنچه را آورده‌ام از من قبول کردید [[حظ]] [[دنیا]] و [[آخرت]] نصیب شما خواهد شد و اگر نپذیرفتید من به [[امر خداوند]] [[صبر]] می‌کنم تا خداوند بین من و شما [[حکم]] کند<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۲۹۵.</ref>.
[[رسول اکرم]]{{صل}} به آنها گفت: چنین نیست که شما می‌‌گویید. آن چه را آورده ام نه برای این است که به ثروتی از شما دست یابم، و نه بزرگی بر شما را می‌خواهم و نه [[سلطنت]] بر شما را، بلکه [[خداوند]] مرا برای [[هدایت]] شما فرستاده و [[قرآن]] را بر من نازل کرده است و به من امر کرده تا شما را [[بشارت]] دهم و از [[عذاب]] او بترسانم. من هم [[رسالت]] [[پروردگار]] را به شما [[ابلاغ]] کردم و شما را [[نصیحت]] نمودم. اگر آنچه را آورده‌ام از من قبول کردید [[حظ]] [[دنیا]] و [[آخرت]] نصیب شما خواهد شد و اگر نپذیرفتید من به [[امر خداوند]] [[صبر]] می‌کنم تا خداوند بین من و شما [[حکم]] کند<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۲۹۵.</ref>.
۲۲۷٬۵۰۵

ویرایش