دنیا در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۹۴۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ مهٔ ۲۰۲۱
خط ۲۳: خط ۲۳:
در بیشتر آیاتی که واژه "[[دنیا]]" هست، از [[آخرت]] نیز به نوعی سخن است و در ۵۹ مورد واژه "آخرت" در کنار واژه "دنیاگ یاد شده است. درباره دنیا [[روایات]] فراوانی از [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل‌بیت]]{{عم}} در دست است که در آنها ابعاد گوناگون دنیا تشریح شده است<ref>الکافی، ج ۲، ص ۱۲۸ـ۱۳۷؛ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱ـ۱۳۵.</ref>؛ به ویژه از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} مطالب بسیاری درباره دنیا در [[کتاب]] [[نهج البلاغه]] بازگو شده است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۸، ۴۵، ۵۲، ۶۳، ۸۲، ۹۹، ۱۱۱، ۱۱۳.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
در بیشتر آیاتی که واژه "[[دنیا]]" هست، از [[آخرت]] نیز به نوعی سخن است و در ۵۹ مورد واژه "آخرت" در کنار واژه "دنیاگ یاد شده است. درباره دنیا [[روایات]] فراوانی از [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل‌بیت]]{{عم}} در دست است که در آنها ابعاد گوناگون دنیا تشریح شده است<ref>الکافی، ج ۲، ص ۱۲۸ـ۱۳۷؛ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱ـ۱۳۵.</ref>؛ به ویژه از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} مطالب بسیاری درباره دنیا در [[کتاب]] [[نهج البلاغه]] بازگو شده است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۸، ۴۵، ۵۲، ۶۳، ۸۲، ۹۹، ۱۱۱، ۱۱۳.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>


==پیوند دنیا و آخرت==
==پیوند [[دنیا]] و [[آخرت]]==
دنیا و آخرت، دو مرتبه از مراتب وجودند که با یکدیگر پیوندی محکم داشته و از همدیگر جدا نیستند. [[قرآن]]، از دنیا در برابر آخرت و آن را نشئه نخست یاد می‌کند: «ولَقَد عَلِمتُمُ النَّشاَةَ الاولی». (واقعه / ۵۶، ۶۲)<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۳۳.</ref> براساس آیه ۲۲ ق / ۵۰ حقایق [[آخرتی]]، هم اکنون نیز موجودند؛ ولی [[انسان]] از [[درک]] آنها [[درمانده]] است، زیرا پرده‌های [[اعتماد]] به اسباب ظاهری، [[آرزوها]]، علاقه به دنیا، هوس‌های [[سرکش]] و... به او اجازه نمی‌دهند که آن حقایق را بنگرد، با اینکه نشانه‌های [[معاد]] روشن و [[ادله]] آن آشکارند: «لَقَد کُنتَ فی غَفلَةٍ مِن هـذا فَکَشَفنا عَنکَ غِطَـاءَکَ فَبَصَرُکَ الیَومَ حَدید».<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۳۵۰ـ۳۵۱؛ نمونه، ج ۲۲، ص ۲۵۹ـ۲۶۰.</ref>[[دنیا]] ظاهر و [[باطنی]] دارد؛ ظاهرش همان زخارف و تمتعاتی است که [[جاهلان]] و غافلان از آخرت می‌شناسند و [[باطن]] آن، [[عالم آخرت]] است. ظاهر دنیا محل کسب [[کمالات]] و راهی برای رسیدن به باطن آن است و [[کافران]] و دنیا جویان از [[درک]] [[باطن]] و [[حقیقت دنیا]] درمانده‌اند: «یَعلَمونَ ظـهِرًا مِنَ الحَیوةِ الدُّنیا وهُم عَنِ الأخِرَةِ هُم غـفِلون».([[روم]] / ۳۰، ۷)<ref> الکشاف، ج ۳، ص ۴۶۸؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۱۵۷؛ مخزن‌العرفان،ج ۱۰، ص ۷۶.</ref> در نگاه [[عرفانی]] نیز [[دنیا]] و [[آخرت]] دو مرتبه از مراتب وجود [[انسانی]] به شمار می‌آیند که ظاهر و قشر آن را دنیای دنی ([[پست]]) و لبّ و باطن آن را آخرت تشکیل می‌دهد که نتیجه و [[غایت]] [[حیات]] [[دنیایی]] وجود [[بشر]] است.<ref>مخزن العرفان، ج ۱۱، ص ۸۷.</ref> از دیدگاه [[قرآن]]، پیوند تنگاتنگی میان دنیا و آخرت هست، به گونه‌ای که نوع [[زندگی]] [[انسان]] در آخرت متناسب با [[اعمال]] وی در دنیاست: «لا تَعتَذِروا الیَومَ اِنَّما تُجزَونَ ما کُنتُم تَعمَلون». ([[تحریم]] / ۶۶، ۷)<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۷۷؛ روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۵۲.</ref> در [[قیامت]]، نه [[توبه]] و نه هیچ عذر دیگری پذیرفته نیست <ref>کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۱۶۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص ۵۷۲.</ref> و هر کسی [[پاداش]] عمل دنیایی‌اش را می‌بیند: «واتَّقوا یَومـًا تُرجَعونَ فیهِ اِلَی اللّهِ ثُمَّ تُوَفّی کُلُّ نَفسٍ ما کَسَبَت وهُم لایُظلَمون» (بقره / ۲، ۲۸۱؛ نیز [[آل عمران]] / ۳، ۱۶۱؛ نحل / ۱۶، ۱۱۱) و پاداش هر [[خیر و شر]] و [[صلاح]] و فسادی را که در دنیا داشته است، بی‌کم و کاست دریافت می‌کند <ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص ۷۶۶.</ref> و هر [[کردار]] خوب و بدش را در قیامت حاضر می‌یابد: «یَومَ تَجِدُ کُلُّ نَفسٍ مّاعَمِلَت مِن خَیرٍ مُحضَرًا وما عَمِلَت مِن سوءٍ». (آل عمران / ۳، ۳۰) به [[اعتقاد]] برخی، پیوند دنیا و آخرت از نوع رابطه‌های قراردادی نیست، بلکه رابطه‌ای [[تکوینی]] میان عمل و نتیجه آن در آخرت است؛ حتی این رابطه را فراتر از رابطه علّی و معلولی دانسته و از آن به رابطه عینیّت و [[اتّحاد]] یاد کرده‌اند.<ref>مجموعه آثار، ج ۱؛ ص ۲۲۷ ـ ۲۳۰، «عدل الهی».</ref> سرای آخرت، [[خانه]] [[زندگی حقیقی]] است: «واِنَّ الدّارَ الأخِرَةَ لَهِیَ الحَیَوانُ لَو کانوا یَعلَمون» (عنکبوت / ۲۹، ۶۴) و [[قرآن]] کسانی را [[مجاهد]] [[واقعی]] می‌خواند که با [[آگاهی]] بتوانند از این دنیای فانی دست برداشته و برای رسیدن به اهداف [[برتر]] جانفشانی کنند: «فَلیُقـتِل فی سَبیلِ اللّهِ الَّذینَ یَشرونَ الحَیوةَ الدُّنیا بِالأخِرَةِ». ([[نساء]] / ۴، ۷۴) در مقابل، به افراد [[سستی]] که هنگام [[جهاد]]، [[ترس]] بر آنها [[غلبه]] کرده و به [[حکم جهاد]] پرخاش می‌کردند، زود گذر و بی [[ارزش]] بودن کالای [[دنیا]] را یادآور می‌شود: «... قالوا رَبَّنا لِمَ کَتَبتَ عَلَینَا القِتالَ لَولا اَخَّرتَنا اِلی اَجَلٍ قَریبٍ قُل مَتـعُ الدُّنیا قَلیلٌ والأخِرَةُ خَیرٌ لِمَنِ اتَّقی ولا تُظـلَمونَ فَتیلا». (نساء / ۴، ۷۷) در [[آیه]] ۷۷ [[قصص]] / ۲۸ به [[انسان]] سفارش می‌شود از نعمت‌های الهی‌اش برای [[آبادانی]] [[آخرت]] بهره گیرد: «وابتَغِ فیما ءاتـاکَ اللّهُ الدّارَ الأخِرَةَ ولا تَنسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنیا». به دیده برخی [[مفسّران]]، سهم انسان از دنیا چیزی جز [[عمل]]* برای آخرت نیست.<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۴۱۶؛ مخزن العرفان، ج ۹، ص ۴۵۰.</ref> [[مؤمنان]]، با [[اعتقاد]] و [[اعمال]] شایسته‌ای مانند [[ایمان به خدا]] و [[معاد]] و [[پیامبران]]، [[جهاد]] ([[توبه]] / ۹، ۴۴)، [[زکات]] (نساء / ۴، ۱۶۲) در دنیا باید زمینه برخورداری از ثمره آنها در آخرت را فراهم سازند. قرآن از این رابطه با تعبیر [[حرث]] یاد می‌کند که به معنای پاشیدن بذر در [[زمین]] و آماده ساختن آن برای زراعت است. ([[شوری]] / ۴۲، ۲۰)<ref>مفردات، ص ۲۲۶، «حرث».</ref> این تعبیر می‌فهماند که [[ثواب]] * آخرت بی‌عمل دنیا به دست نمی‌آید.<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۵، ص ۷۹.</ref> [[رسول‌خدا]]{{صل}} [[دنیا]] را مزرعه آخرت خوانده است.<ref>التحفة السنیه، ص ۱۵۲؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص ۲۶۷.</ref> قرآن با بیان [[واقعیت]] دنیا و آخرت در نتیجه‌گیری‌ای منطقی، ترجیح آخرت بر [[زندگی]] فانی دنیا را برابر [[حکم عقل]] (انعام / ۶، ۳۲) و مقتضای [[دانش]] (عنکبوت / ۲۹، ۶۴) می‌داند و خشنودان به [[زندگی دنیا]] را [[سرزنش]] می‌کند: «اَرَضیتُم بِالحَیوةِ الدُّنیا مِنَ الأخِرَةِ». ([[توبه]] / ۹، ۳۸) گرچه رابطه میان [[دنیا]] و [[آخرت]] ناگسستنی است، آن دو با یکدیگر تفاوت ماهوی دارند، در نتیجه تفاوت‌های بسیاری میان آنها هست؛ برای نمونه در دنیا برخلاف آخرت، [[خیر و شرّ]]، [[سعادت]] و [[شقاوت]]، [[مرگ]] و [[زندگی]]، [[صدق]] و [[کذب]] و [[حق و باطل]] به هم آمیخته‌اند: «... ونَبلوکُم بِالشَّرِّ والخَیرِ فِتنَةً.».. ([[انبیاء]] / ۲۱، ۳۵)؛ امّا این امور در آخرت ـ که [[جهان]] [[پاداش]] و به بار نشستن [[اعمال]] است ـ کامل از هم جدا می‌شوند. ([[نبأ]] / ۷۸، ۱۷؛ مرسلات / ۷۷، ۳۸) (آخرت) مدّت زندگی [[انسان]] در دنیا، در سنجش با آخرت بسیار ناچیز است. [[قرآن]] از زبان [[کافران]]، درنگ آنان در دنیا را به یک [[روز]] یا پاره‌ای از روز مانند می‌کند: «قـلَ کَم لَبِثتُم فِی الاَرضِ عَدَدَ سِنین * قالوا لَبِثنا یَومـًا اَو بَعضَ یَومٍ». (مؤمنون / ۲۳، ۱۱۲ـ۱۱۳)<ref>تفسیر جلالین، ص ۳۵۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۵، ص ۴۳۵.</ref> آنان در [[قیامت]] به این [[واقعیت]] پی می‌برند که [[عمر]] دنیا در برابر عمر آخرت یک روز یا ساعتی بیش نیست؛ لیکن پرده‌های [[غفلت]] و [[غرور]] چنان بر [[قلب]] و [[فکر]] آنان [[غلبه]] کرده بود که دنیا را [[جاودانی]] پنداشته و آخرت را پنداری بیش نمی‌دانستند.<ref> نمونه، ج ۱۴، ص ۳۴۲ـ۳۴۳.</ref> [[آیه]] ۴۶ نازعات / ۷۹ اقامت در دنیا را به اندازه شامگاهی یا چاشتگاهی: «کَاَنَّهُم یَومَ یَرَونَها لَم یَلبَثوا اِلاّ عَشیَّةً اَو ضُحـاها» و آیه ۳۵ احقاف / ۴۶ بخشی از روز می‌داند: «کَاَنَّهُم یَومَ یَرَونَ ما یوعَدونَ لَم یَلبَثوا اِلاّ ساعَةً مِن نَهارٍ». ناچیز بودن عمر دنیا از زبان کافران از آن رو یاد می‌شود که آنان از [[فرصت]] دنیایی‌شان بهره نگرفته و توشه‌ای برای آخرت خود فراهم نکرده‌اند. به گفته‌ای، شدت [[عذاب]]، مقدار درنگشان در دنیا را از یادشان برده است،<ref>روح البیان، ج ۸، ص ۴۹۵.</ref> از این رو گر چه [[دنیا]] در نگاه ایشان طولانی بوده، گویا اصلاً وجود نداشته است.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۱۴۳.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
دنیا و آخرت، دو مرتبه از مراتب وجودند که با یکدیگر پیوندی محکم داشته و از همدیگر جدا نیستند. [[قرآن]]، از دنیا در برابر آخرت و آن را نشئه نخست یاد می‌کند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذَكَّرُونَ}}<ref>«و به یقین، شما آفرینش نخستین (خود) را شناخته‌اید، پس چرا پند نمی‌پذیرید؟» سوره واقعه، آیه ۶۲.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۳۳.</ref> براساس [[آیه]] {{متن قرآن|لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ}}<ref>«به راستی تو از این غافل بودی پس ما پرده  را از (پیش چشم) تو کنار زدیم و امروز چشمت تیزنگر است» سوره ق، آیه ۲۲.</ref> حقایق [[آخرتی]]، هم اکنون نیز موجودند؛ ولی [[انسان]] از [[درک]] آنها [[درمانده]] است، زیرا پرده‌های [[اعتماد]] به اسباب ظاهری، [[آرزوها]]، علاقه به دنیا، هوس‌های [[سرکش]] و... به او اجازه نمی‌دهند که آن حقایق را بنگرد، با اینکه نشانه‌های [[معاد]] روشن و [[ادله]] آن آشکارند.<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۳۵۰ـ۳۵۱؛ نمونه، ج ۲۲، ص ۲۵۹ـ۲۶۰.</ref>


دنیا ظاهر و [[باطنی]] دارد؛ ظاهرش همان زخارف و تمتعاتی است که [[جاهلان]] و غافلان از آخرت می‌شناسند و [[باطن]] آن، [[عالم آخرت]] است. ظاهر دنیا محل کسب [[کمالات]] و راهی برای رسیدن به باطن آن است و [[کافران]] و دنیا جویان از درک باطن و [[حقیقت دنیا]] درمانده‌اند: {{متن قرآن|يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ}}<ref>«نمایی از زندگانی این جهان را می‌شناسند و از جهان واپسین غافلند» سوره روم، آیه ۷.</ref>.<ref> الکشاف، ج ۳، ص ۴۶۸؛ المیزان، ج ۱۶، ص ۱۵۷؛ مخزن‌العرفان،ج ۱۰، ص ۷۶.</ref>
در نگاه [[عرفانی]] نیز دنیا و آخرت دو مرتبه از مراتب وجود [[انسانی]] به شمار می‌آیند که ظاهر و قشر آن را دنیای دنی ([[پست]]) و لبّ و باطن آن را آخرت تشکیل می‌دهد که نتیجه و [[غایت]] [[حیات]] [[دنیایی]] وجود [[بشر]] است.<ref>مخزن العرفان، ج ۱۱، ص ۸۷.</ref>
از دیدگاه قرآن، پیوند تنگاتنگی میان دنیا و آخرت هست، به گونه‌ای که نوع [[زندگی]] انسان در آخرت متناسب با [[اعمال]] وی در دنیاست: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«ای کافران! امروز پوزش نخواهید که تنها (برای) آنچه می‌کرده‌اید کیفر می‌بینید» سوره تحریم، آیه ۷.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۷۷؛ روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۵۲.</ref> در [[قیامت]]، نه [[توبه]] و نه هیچ عذر دیگری پذیرفته نیست <ref>کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۱۶۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص ۵۷۲.</ref> و هر کسی [[پاداش]] عمل دنیایی‌اش را می‌بیند: {{متن قرآن|وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}<ref>«و از روزی پروا کنید که در آن به سوی خداوند بازگردانده می‌شوید آنگاه به هر کس پاداش آنچه انجام داده است تمام خواهند داد و به آنان ستم نخواهد رفت» سوره بقره، آیه ۲۸۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}<ref>«هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد؛ و هر کس خیانت کند در رستخیز آنچه را خیانت ورزیده است، (با خود) خواهد آورد؛ آنگاه به هر کس (پاداش) هر چه کرده است تمام داده خواهد شد و بر آنان ستم نخواهد رفت» سوره آل عمران، آیه ۱۶۱.</ref>؛ {{متن قرآن|يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَنْ نَفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}<ref>«(یاد کن) روزی را که هر کس می‌آید (تنها) از خویشتن دفاع می‌کند و به هر کس (پاداش) آنچه کرده است تمام داده می‌شود و بر آنان ستم نخواهد رفت» سوره نحل، آیه ۱۱۱.</ref> و پاداش هر [[خیر و شر]] و [[صلاح]] و فسادی را که در [[دنیا]] داشته است، بی‌کم و کاست دریافت می‌کند <ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص ۷۶۶.</ref> و هر [[کردار]] خوب و بدش را در [[قیامت]] حاضر می‌یابد: {{متن قرآن|يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«روزی که هر کس هر کار نیکی انجام داده است پیش رو می‌یابد و هر کار زشتی کرده است آرزو دارد کاش میان او و آن (کار زشت) فاصله‌ای دور می‌بود و خداوند شما را از خویش پروا می‌دهد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره آل عمران، آیه ۳۰.</ref> به [[اعتقاد]] برخی، پیوند دنیا و [[آخرت]] از نوع رابطه‌های قراردادی نیست، بلکه رابطه‌ای [[تکوینی]] میان عمل و نتیجه آن در آخرت است؛ حتی این رابطه را فراتر از رابطه علّی و معلولی دانسته و از آن به رابطه عینیّت و [[اتّحاد]] یاد کرده‌اند.<ref>مجموعه آثار، ج ۱؛ ص ۲۲۷ ـ ۲۳۰، «عدل الهی».</ref>
سرای آخرت، [[خانه]] [[زندگی حقیقی]] است: {{متن قرآن|وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر می‌دانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچه‌ای نیست و بی‌گمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref> و [[قرآن]] کسانی را [[مجاهد]] [[واقعی]] می‌خواند که با [[آگاهی]] بتوانند از این دنیای فانی دست برداشته و برای رسیدن به [[اهداف]] [[برتر]] جانفشانی کنند: {{متن قرآن|فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ}}<ref>«کسانی باید در راه خدا نبرد کنند که زندگی این جهان را به جهان واپسین می‌فروشند » سوره نساء، آیه ۷۴.</ref> در مقابل، به افراد [[سستی]] که هنگام [[جهاد]]، [[ترس]] بر آنها [[غلبه]] کرده و به [[حکم جهاد]] پرخاش می‌کردند، زود گذر و بی‌ارزش بودن کالای دنیا را یادآور می‌شود: {{متن قرآن|وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا}}<ref>«گفتند: پروردگارا! چرا نبرد را بر ما مقرر کردی؟ چرا زمانی کوتاه ما را مهلت ندادی؟ (به اینان) بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است و سر مویی  بر شما ستم نخواهد رفت» سوره نساء، آیه ۷۷.</ref> در [[آیه]] {{متن قرآن|وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا }}<ref>«و در آنچه خداوند به تو داده است سرای واپسین را بجوی و بهره خود از این جهان را (هم) فراموش مکن» سوره قصص، آیه ۷۷.</ref> به [[انسان]] سفارش می‌شود از نعمت‌های الهی‌اش برای [[آبادانی]] آخرت بهره گیرد. به دیده برخی [[مفسّران]]، سهم [[انسان]] از [[دنیا]] چیزی جز عمل برای [[آخرت]] نیست.<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۴۱۶؛ مخزن العرفان، ج ۹، ص ۴۵۰.</ref> [[مؤمنان]]، با [[اعتقاد]] و [[اعمال]] شایسته‌ای مانند [[ایمان به خدا]] و [[معاد]] و [[پیامبران]]، [[جهاد]] {{متن قرآن|لَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ}}<ref>«آنان که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند برای جهاد با مال و جانشان از تو اجازه نمی‌گیرند و خداوند به (حال) پرهیزگاران داناست» سوره توبه، آیه ۴۴.</ref>، [[زکات]] {{متن قرآن|لَكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلَاةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أُولَئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«امّا استواران در دانش از آنان و آن مؤمنان بدانچه بر تو و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده است، ایمان می‌آورند و برپادارندگان نماز و دهندگان زکات و مؤمنان به خدا و روز واپسین؛ به آنان زودا که پاداشی سترگ دهیم» سوره نساء، آیه ۱۶۲.</ref> در دنیا باید زمینه برخورداری از ثمره آنها در آخرت را فراهم سازند. [[قرآن]] از این رابطه با تعبیر [[حرث]] یاد می‌کند که به معنای پاشیدن بذر در [[زمین]] و آماده ساختن آن برای زراعت است {{متن قرآن|مَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ}}<ref>«هر کس کشت جهان واپسین را بخواهد به کشت او می‌افزاییم  و آنکه کشت این جهان را بخواهد از آن بدو می‌دهیم و در جهان واپسین هیچ بهره‌ای ندارد» سوره شوری، آیه ۲۰.</ref>.<ref>مفردات، ص ۲۲۶، «حرث».</ref> این تعبیر می‌فهماند که [[ثواب]] آخرت بی‌عمل دنیا به دست نمی‌آید.<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۵، ص ۷۹.</ref>
[[رسول‌خدا]]{{صل}} دنیا را مزرعه آخرت خوانده است.<ref>التحفة السنیه، ص ۱۵۲؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص ۲۶۷.</ref> قرآن با بیان [[واقعیت]] [[دنیا]] و آخرت در نتیجه‌گیری‌ای منطقی، ترجیح آخرت بر [[زندگی]] فانی دنیا را برابر [[حکم عقل]] {{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست و بی‌گمان برای کسانی که پرهیزگاری می‌ورزند سرای واپسین نیکوتر است؛ آیا نمی‌اندیشید؟» سوره انعام، آیه ۳۲.</ref> و مقتضای [[دانش]] {{متن قرآن|وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر می‌دانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچه‌ای نیست و بی‌گمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref> می‌داند و خشنودان به [[زندگی دنیا]] را [[سرزنش]] می‌کند: {{متن قرآن|أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ}}<ref>« آیا به جای جهان واپسین به زندگانی این جهان خرسند شده‌اید؟ » سوره توبه، آیه ۳۸.</ref> گرچه رابطه میان دنیا و آخرت ناگسستنی است، آن دو با یکدیگر تفاوت ماهوی دارند، در نتیجه تفاوت‌های بسیاری میان آنها هست؛ برای نمونه در دنیا برخلاف آخرت، [[خیر و شرّ]]، [[سعادت]] و [[شقاوت]]، [[مرگ]] و زندگی، [[صدق]] و [[کذب]] و [[حق و باطل]] به هم آمیخته‌اند: {{متن قرآن|وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً}}<ref>«هر کسی (مزه) مرگ را می‌چشد و شما را با بد و نیک می‌آزماییم و به سوی ما بازگردانده می‌شوید» سوره انبیاء، آیه ۳۵.</ref>؛ امّا این امور در آخرت ـ که [[جهان]] [[پاداش]] و به بار نشستن اعمال است ـ کامل از هم جدا می‌شوند. {{متن قرآن|إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا}}<ref>«بی‌گمان روز داوری وعده‌گاه (ما و شما) است،» سوره نبأ، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|هَذَا يَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْنَاكُمْ وَالْأَوَّلِينَ}}<ref>«این روز داوری است که شما و پیشینیان را گرد آوردیم» سوره مرسلات، آیه ۳۸.</ref> (آخرت) مدّت زندگی انسان در دنیا، در سنجش با آخرت بسیار ناچیز است.
قرآن از زبان [[کافران]]، درنگ آنان در دنیا را به یک [[روز]] یا پاره‌ای از روز مانند می‌کند: {{متن قرآن|قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ}}<ref>«می‌فرماید: به شمار سال‌ها، چند در زمین درنگ داشتید؟» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلِ الْعَادِّينَ}}<ref>«می‌گویند: یک روز یا پاره‌ای از یک روز، اینک از شمارندگان بپرس» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۳.</ref>.<ref>تفسیر جلالین، ص ۳۵۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۵، ص ۴۳۵.</ref> آنان در [[قیامت]] به این [[واقعیت]] پی می‌برند که [[عمر]] [[دنیا]] در برابر عمر [[آخرت]] یک [[روز]] یا ساعتی بیش نیست؛ لیکن پرده‌های [[غفلت]] و [[غرور]] چنان بر [[قلب]] و [[فکر]] آنان [[غلبه]] کرده بود که [[دنیا]] را [[جاودانی]] پنداشته و آخرت را پنداری بیش نمی‌دانستند.<ref> نمونه، ج ۱۴، ص ۳۴۲ـ۳۴۳.</ref> [[آیه]] {{متن قرآن|كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا}}<ref>«آنان روزی که آن را ببینند، چنان است که (در دنیا) جز در پایان روزی یا نیمروزی درنگ نکرده بوده‌اند» سوره نازعات، آیه ۴۶.</ref> اقامت در دنیا را به اندازه شامگاهی یا چاشتگاهی و آیه {{متن قرآن|كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ}}<ref>« چنانند که گویی جز ساعتی از یک روز (در جهان) درنگ نکرده‌اند» سوره احقاف، آیه ۳۵.</ref> بخشی از روز می‌داند. ناچیز بودن عمر دنیا از زبان [[کافران]] از آن رو یاد می‌شود که آنان از [[فرصت]] دنیایی‌شان بهره نگرفته و توشه‌ای برای آخرت خود فراهم نکرده‌اند. به گفته‌ای، شدت [[عذاب]]، مقدار درنگشان در دنیا را از یادشان برده است،<ref>روح البیان، ج ۸، ص ۴۹۵.</ref> از این رو گر چه دنیا در نگاه ایشان طولانی بوده، گویا اصلاً وجود نداشته است.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۱۴۳.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[دنیا (مقاله)|مقاله «دنیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>


==دنیا ابزار [[تکامل انسان]]==
==دنیا ابزار [[تکامل انسان]]==
۱۱۵٬۳۰۶

ویرایش