←جستارهای وابسته
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
باری اگر [[جوامع بشری]] به رشدی بالا دست مییافتند که همه از [[شناخت]] کافی و عقلانیتی وافر برخوردار بودند و هر آنچه را که بیان میکردند، بهرهای از [[حقیقت]] و [[واقعیت]] را میداشت، امکان داشت که به آزادی بیقید و بند [[باور]] داشت، امری که در حد محال به نظر میرسد. ضمن آنکه این امر را نیز باید به یاد داشت که عدم رعایت ضوابط [[عقلی]] در [[نگارش]] و گفتار و بیان، امری غیراخلاقی خواهد بود.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]]، ص ۲۱۷.</ref> | باری اگر [[جوامع بشری]] به رشدی بالا دست مییافتند که همه از [[شناخت]] کافی و عقلانیتی وافر برخوردار بودند و هر آنچه را که بیان میکردند، بهرهای از [[حقیقت]] و [[واقعیت]] را میداشت، امکان داشت که به آزادی بیقید و بند [[باور]] داشت، امری که در حد محال به نظر میرسد. ضمن آنکه این امر را نیز باید به یاد داشت که عدم رعایت ضوابط [[عقلی]] در [[نگارش]] و گفتار و بیان، امری غیراخلاقی خواهد بود.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]]، ص ۲۱۷.</ref> | ||
==رعایت مصلحت و عزت جامعه اسلامی== | |||
[[مصلحت عمومی|مصالح]] و [[منافع ملتها]]، یکی از دیگر حدودی است که [[آزادی بیان]] در همه عرصهها و بیش از امر دیگر در عرصه [[سیاسی]] را قید میزند، عقلا و [[خردمندان]] هر [[جامعه]] این نکته را میپذیرند که نباید با آزادی بیان، زمینه شورشهای [[اجتماعی]] و فتنههای قومی و جدالهای سیاسی ویرانگر را در جامعه به وجود آورد که در این وضعیت، اولین کسانی که به مسلخ فرستاده میشوند، خود [[آزادی]] است. به بیان [[علامه طباطبایی]]، [[انسان]] با ورود به جامعه، محدودیتهایی دارد، زیرا جامعه تشکیل نمیشود و دوام نمییابد، مگر آنکه درش [[قوانین]] و سنتهایی جاری گردد که افراد [[اجتماع]] یا [[اکثریت]]، به آن قوانین [[تسلیم]] شده باشند، قوانینی که منافع فراگیر اجتماع را تأمین میکند، حال پیشرفته باشد یا عقبمانده و با آنها، مصالح عالی اجتماعی، [[حفظ]] میگردد. آشکار است که [[احترام]] به قوانین، بخشی از [[حریت]] را در مواردی که [[قانونگذاری]] شده، از افراد میگیرد، تا بخشی دیگر از آن حفظ گردد. انسان، در مقایسه با همنوعانش، [[آزاد]] است همانگونه که میل اوست [[رفتار]] کند، اما نسبت به آنچه [[مصالح لازمه]] او است و به طور اخص آنچه [[مصلحت]] عام اجتماعی است، بر اساس آنچه به سوی آن [[هدایت]] میشود و علل و اسبابی که او را به سوی مقتضیات خاص هدایت میکند، در این صورت، دیگر آزادی نیست و اگر [[دعوت]] به [[قانون]] یا عملی که موافق مصالح [[انسانی]] است، انجام شود یا ناصحی با حجتی آشکار، [[امر به معروف و نهی از منکر]] میکند، نمیتواند او را به [[زورگویی]] و سلب آزادی [[مشروع]] متهم کرد<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۳۷۲.</ref>. | |||
از همین نظرگاه است که [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] درباره آزادی بیان به ویژه در عرصه سیاسی، تصریح دارد [[مسلمانان]] نباید از کلماتی استفاده کنند که موجب بهره [[نادرست]] [[دشمن]] گردد و آن کلمات را چماقی سازد بر سر مسلمانان؛ خداوند میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا وَاسْمَعُوا وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! (به پیامبر) نگویید با ما مدارا کن، بگویید: در کار ما بنگر، و سخن نیوش باشید و کافران عذابی دردناک خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۱۰۴.</ref>. | |||
[[خداوند]] میفرماید به جای ما را مراعات کن بگویید {{متن قرآن|انْظُرْنَا}} که در فضایی متفاوت بدون امکان [[سوء]] برداشت همان معنا را میرساند. در [[آیه]] [[نهی]] شدیدی برای عدم بهکارگیری کلمه {{متن قرآن|رَاعِنَا}} است، این واژه در آیهای دیگر نیز آمده است که معنای آن را اجمالاً بیان میکند: {{متن قرآن|مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«برخی از یهودیان کلمات را از جایگاه (راستین) آن جابهجا میکنند و با پیچاندن زبانشان و از سر طعنه بر دین میگویند: شنفتیم و نپذیرفتیم و (یا): بشنو و باور مکن و (یا) راعنا و اگر میگفتند: شنیدیم و فرمان بردیم و بشنو و ما را بنگر برای آنان بهتر و اس[[تورات]]ر میبود اما خداوند آنان را برای کفرشان لعنت کرده است پس جز اندکی، ایمان نخواهند آورد» سوره نساء، آیه ۴۶.</ref>. از آیه معلوم میشود که منظور [[یهود]] از این گفتار که به [[پیغمبر]]{{صل}} میگفتند {{متن قرآن|رَاعِنَا}} نوعی [[دشنام]] و [[ناسزا]] بود و به معنی بشنو! [[خدا]] تو را [[ناشنوا]] کند هرچند [[مسلمانان]] به معنی حال ما را رعایت کن به کار میبردند، اما خداوند مسلمانان را از کاربرد این گونه کلمات باز میدارد. آنان هنگامی که [[پیامبر]]{{صل}} [[آیات]] را برایشان میخواند، ایشان را خطاب قرار میدادند که ای [[رسول خدا]]! رعایت ما کن؛ یعنی به ما مهلت بده آنچه را میگویی دریابیم؛ در حالی که این کلمه در [[زبان عبری]]، نوعی دشنام بود، [[یهودیان]]، [[فرصت]] را [[غنیمت]] شمرده، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را خطاب قرار میدادند، به ظاهر [[ادب]] میکردند، اما به واقع [[ناسزا]] منظورشان بود؛ پس [[آیه]] نازل شد و [[خداوند]] به [[مسلمانان]] امر کرد جای کلمه {{متن قرآن|رَاعِنَا}}، {{متن قرآن|انْظُرْنَا}} را به ببرند<ref>سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۴۶.</ref>. | |||
یعنی [[آزادی بیان]] نباید به گونهای باشد که [[دشمن]] از کلمات و واژگانی که [[مؤمنین]] به کار میبرند، [[سوء]] استفاده کنند و موجب سرافکندگی [[جامعه اسلامی]] گردد. مسلمانان رها و بیخیال نیستند که هر گفتار، جمله یا نقدی را به کار ببرند تا به ریشخند جامعه اسلامی از سوی دیگر [[ملتها]] و هواداران مکتبهای دیگر بینجامد. | |||
از این آیه به خوبی استفاده میشود که مسلمانان باید در برنامههای خود مراقب باشند که هرگز بهانه به دست دشمن ندهند، حتی از یک جمله کوتاه که ممکن است سوژهای برای سوء استفاده [[دشمنان]] گردد [[احتراز]] جویند، [[قرآن]] با [[صراحت]] برای جلوگیری از سوء استفاده [[مخالفان]] به [[مؤمنان]] توصیه میکند که حتی از گفتن یک کلمه مشترک که ممکن است دشمن از آن معنی دیگری قصد کند و به [[تضعیف]] [[روحیه]] مؤمنان بپردازد [[پرهیز]] کنند، دامنه سخن و تعبیر وسیع است چه لزومی دارد [[انسان]] جملهای را به کار برد که قابل [[تحریف]] و [[سخریه]] دشمن باشد<ref>ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج۱، ص۳۸۵.</ref>. | |||
همه این دقتها و [[امر و نهی]] [[الهی]]، به مسلمانان هشدار میدهد که آنان نمیتوانند هرگونه که [[دوست]] دارند سخن گویند، بلکه باید [[عزت]] [[جامعه]] و [[نظام اسلامی]]، [[مصلحت]] [[دولت]] و [[کشور اسلامی]] را نیز رعایت کنند. این امر را امروزه بیش از هر [[زمان]] دیگر میتوان دریافت که هر کلمهای بار معنایی خاصی دارد، به ویژه آن گاه که یک کلمه میتواند جامعهای را آشوبزده کند یا آن را به سامان رساند.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]]، ص ۲۱۹.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||