جز
جایگزینی متن - ' آنرا ' به ' آن را '
(←پانویس) |
جز (جایگزینی متن - ' آنرا ' به ' آن را ') |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
لغویین در تعریف غیب چنین نوشتهاند: | لغویین در تعریف غیب چنین نوشتهاند: | ||
#'''راغب اصفهانی''' غیب را مصدر و معنای [[حقیقی]] | #'''راغب اصفهانی''' غیب را مصدر و معنای [[حقیقی]] آن را [[استتار]] چیزی از چشم میداند، که مجازا به معنای اسم فاعل برای هر چیز پنهان از حواس ظاهری یا پنهان از [[علم انسان]] نیز استعمال میگردد، سپس متذکر میشود که اولا شیء [[غایب]]، نسبت به [[مردم]] غیب گفته میشود نه نسبت به [[خدا]] و ثانیا غیب تنها به [[واسطه خبر]] [[انبیا]] معلوم میگردد<ref>{{عربی|الغیب مصدر، غابت الشمس و غیرها اذا استترت عـن العـین، یقـال: غاب عنی کذا، قال تعالی: {{متن قرآن|أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ}}}}؛ راغب اصفهانی، مفردات، ص۳۶۶.</ref>. با توجه به این تعریف اولا حواس و علم انسان، ملاک [[غیب و شهود]] است. ثانیا [[علم به غیب]] برای [[انسانها]] فقط از طریق انبیا ممکن است. منتها در این زمینه باید گفت: اولا ملاک در غیب فقط حواس و علم انسان نیست بلکه حواس و [[علم]] هر مخلوقی میتواند ملاک باشد، همانطور که در جریان [[خلقت آدم]]، مخاطب خدا در عبارت {{متن قرآن|إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«من نهان آسمانها و زمین را میدانم» سوره بقره، آیه ۳۳.</ref> [[ملائکه]] بودند. یعنی حقیقتی که بر ملائکه مخفی بود، "غیب" نامیده شده است. ثانیا واسطه [[اطلاع از غیب]] منحصر به انبیا نیست، همانطور که [[حضرت مریم]] بدون واسطه [[انبیاء]] مطالب [[غیبی]] را دریافت نمود. | ||
#'''ابن فارس''' میگوید: {{عربی|"الغیب یدل علی تستر الشیء عن العیون ثم یقاس من ذلک الغیب: ما غاب "الغیب کل ما غاب عنک" ممّا لایعلمه الاالله و یقال غابت الشمس"}}.<ref>مقائیس اللغة، ج ۴، ص ۴۰۳. </ref> "[[غیب]] به معنای پوشیده شدن چیزی از چشم است، برای همین از آن غیب تعبیر میشود، به هرچیزی که پنهان باشد "غیب اطلاق میشود به هر آن چیزی که از شما مخفی باشد" و جز خداوند کسی آن را نداند، و گفته میشود خورشید غایب شد." | #'''ابن فارس''' میگوید: {{عربی|"الغیب یدل علی تستر الشیء عن العیون ثم یقاس من ذلک الغیب: ما غاب "الغیب کل ما غاب عنک" ممّا لایعلمه الاالله و یقال غابت الشمس"}}.<ref>مقائیس اللغة، ج ۴، ص ۴۰۳. </ref> "[[غیب]] به معنای پوشیده شدن چیزی از چشم است، برای همین از آن غیب تعبیر میشود، به هرچیزی که پنهان باشد "غیب اطلاق میشود به هر آن چیزی که از شما مخفی باشد" و جز خداوند کسی آن را نداند، و گفته میشود خورشید غایب شد." | ||
#'''ابن منظور''' مینویسد: "به شک نیز از آن جهت که در این حالت چیزی بر انسان معلوم و پیدا نیست "غیب" اطلاق شده است".<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۰، ص ۱۵۱.</ref>. | #'''ابن منظور''' مینویسد: "به شک نیز از آن جهت که در این حالت چیزی بر انسان معلوم و پیدا نیست "غیب" اطلاق شده است".<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۰، ص ۱۵۱.</ref>. | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
# '''رویدادهای گذشته و آینده:''' آنچه در گذشته روی داده است یا در آینده روی میدهد هرچند در زمان خود به چنگ حس و تجربه میافتد برای کسانی که در زمانی دیگر زندگی میکنند از امور غیبی به شمار میرود<ref>[[جعفر سبحانی]]، [[منشور جاوید]]، ج۸، ص۲۸۸.</ref>»<ref> [[منصف علی مطهری]]، پایاننامه [[علم ائمه از نظر عقل و نقل (پایاننامه)|علم ائمه از نظر عقل و نقل]]، ص۹۶.</ref>. | # '''رویدادهای گذشته و آینده:''' آنچه در گذشته روی داده است یا در آینده روی میدهد هرچند در زمان خود به چنگ حس و تجربه میافتد برای کسانی که در زمانی دیگر زندگی میکنند از امور غیبی به شمار میرود<ref>[[جعفر سبحانی]]، [[منشور جاوید]]، ج۸، ص۲۸۸.</ref>»<ref> [[منصف علی مطهری]]، پایاننامه [[علم ائمه از نظر عقل و نقل (پایاننامه)|علم ائمه از نظر عقل و نقل]]، ص۹۶.</ref>. | ||
'''نتیجه''': از نظر لغوی اینکه غیب به معنای "شیء پنهان" باشد [[مورد اتفاق]] [[اهل]] لغت است، اما [[اختلاف]] در این است که از چه چیز، از چه کس و از چه جهت پنهان باشد که به نظر میرسد با وجود اشکالاتی که به تعریف برخی لغویها وارد است و با لحاظ مصادیق [[غیب]] و نیز با توجه به تبادر عرفی، هر چیزی، از هر جهتی از حواس ظاهری یا از [[علم]] هر کسی پنهان باشد به همان لحاظ، [[عرب]] نسبت به همان شخص | '''نتیجه''': از نظر لغوی اینکه غیب به معنای "شیء پنهان" باشد [[مورد اتفاق]] [[اهل]] لغت است، اما [[اختلاف]] در این است که از چه چیز، از چه کس و از چه جهت پنهان باشد که به نظر میرسد با وجود اشکالاتی که به تعریف برخی لغویها وارد است و با لحاظ مصادیق [[غیب]] و نیز با توجه به تبادر عرفی، هر چیزی، از هر جهتی از حواس ظاهری یا از [[علم]] هر کسی پنهان باشد به همان لحاظ، [[عرب]] نسبت به همان شخص آن را "غیب" مینامد<ref>[[سید محمود جزائری|جزائری، سید محمود]]، [[کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان (پایاننامه)|کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان]] ص۲۷ الی ۲۹؛ [[عسکری امامخان]]، [[منشأ و قلمرو علم امام (پایاننامه)|منشأ و قلمرو علم امام]]، فصل اول؛ [[منصف علی مطهری]]، پایاننامه [[علم ائمه از نظر عقل و نقل (پایاننامه)|علم ائمه از نظر عقل و نقل]]، ص۹۶.</ref>. | ||
===معنای اصطلاحی=== | ===معنای اصطلاحی=== | ||
#هر حقیقت و واقعیتی که ماورای درک انسان جاهل قرار گرفته است، برای او نوعی غیب است. مفهوم خاص غیب عبارت است از حقایق پشت پرده واقعیات و رویدادهای عالم طبیعت که حواس و ذهن و دیگر ابزار شناخت معمولی راهی به آنها ندارد<ref>[[محمد تقی جعفری|جعفری، محمد تقی]]، [http://tahoor.com/fa/Article/View/400433 قرآن نماد حیات معقول، ص۱۶۶-۱۷۱.].</ref>. | #هر حقیقت و واقعیتی که ماورای درک انسان جاهل قرار گرفته است، برای او نوعی غیب است. مفهوم خاص غیب عبارت است از حقایق پشت پرده واقعیات و رویدادهای عالم طبیعت که حواس و ذهن و دیگر ابزار شناخت معمولی راهی به آنها ندارد<ref>[[محمد تقی جعفری|جعفری، محمد تقی]]، [http://tahoor.com/fa/Article/View/400433 قرآن نماد حیات معقول، ص۱۶۶-۱۷۱.].</ref>. | ||
#[[غیب]] آن چیزی است که دستگاههای [[حس|حسی]] و [[ادراک|ادراکی]] توانایی درک | #[[غیب]] آن چیزی است که دستگاههای [[حس|حسی]] و [[ادراک|ادراکی]] توانایی درک آن را نداشته باشد و شامل همه آن چیزهایی میشود که به نحوی دور از دید بشر است<ref>[[محمد حسن نادم]]؛ علم غیب از نگاه عقل و وحی، صفحه ۷۵</ref>. | ||
#مراد از غیب در اصطلاح، غیبی است که شناخت آن بدون توسل به دلیل، علل و اسباب عادی تحقق پذیرد، اما اطلاع یافتن از [[غیب]] از شیوههای عادی و اسباب طبیعی مثل خبر دادن از خسوف و کسوف و... هر چند علم به غیب است و شناخت به امری غائب از حس عموم انسانهاست، اما این آگاهی علم به [[غیب]] در اصطلاح قرآن و حدیث گفته نمیشود، چنین آگاهی و شناختی را خداوند سبحان به تمامی کسانی که راه و شیوه | #مراد از غیب در اصطلاح، غیبی است که شناخت آن بدون توسل به دلیل، علل و اسباب عادی تحقق پذیرد، اما اطلاع یافتن از [[غیب]] از شیوههای عادی و اسباب طبیعی مثل خبر دادن از خسوف و کسوف و... هر چند علم به غیب است و شناخت به امری غائب از حس عموم انسانهاست، اما این آگاهی علم به [[غیب]] در اصطلاح قرآن و حدیث گفته نمیشود، چنین آگاهی و شناختی را خداوند سبحان به تمامی کسانی که راه و شیوه آن را بیاموزند اجازه فرموده و این نوع آگاهی در سایۀ آموزش و رقابت علمی محقق میگردد و دلیلی بر وصول به خدا و عوالم غیبی آگاهِ از این امور نیست، بلکه تنها میتواند دلیل نبوغ و تخصص در یک امر و یا اموری باشد<ref>[[محمد تقی شاکر]]، [[محمد تقی شاکر|شاکر]]، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص۱۱۹.</ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||