←عوامل و زمینههای ارتداد
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
==عوامل و زمینههای ارتداد== | ==عوامل و زمینههای ارتداد== | ||
===[[شیطان]]=== | ===[[شیطان]]=== | ||
شیطان از عوامل اصلی ارتداد است که [[مؤمنان]] را [[فریب]] داده، با آنکه [[حجّت]] بر ایشان تمام شده است، آنان را به [[انحراف]] میکشاند: | شیطان از عوامل اصلی ارتداد است که [[مؤمنان]] را [[فریب]] داده، با آنکه [[حجّت]] بر ایشان تمام شده است، آنان را به [[انحراف]] میکشاند: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ}}<ref>«بیگمان، شیطان (کفر را) در چشم آنان که به گذشته خود- پس از آنکه رهنمود برایشان روشن شد- بازگشتند، آراست و به آنان میدان داد» سوره محمد، آیه ۲۵.</ref> همچنین در آیه دیگری آمده است: {{متن قرآن|كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«همچون شیطان که به آدمی گفت: کافر شو و چون کافر شد گفت: من از تو بیزارم که من از خداوند پروردگار جهانیان میهراسم» سوره حشر، آیه ۱۶.</ref> بیشتر [[مفسّران]]، مقصود از "[[انسان]]" را در این آیه، "برصیصای [[عابد]] دانستهاند که یکی از [[گناهان کبیره]] را مرتکب شد و هنگام [[مجازات]]، [[شیطان]] به بهانه [[نجات]]، او را به [[سجده]] بر خویش وا داشت و او با این عمل، از [[دین الهی]] خارج شد<ref>جامعالبیان، مج۱۴، ج۲۸، ص۶۳ـ۶۴؛ مجمعالبیان، ج۹، ص۳۹۷؛ تفسیر قرطبی، ج۱۸، ص۲۵.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی| صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[ ارتداد - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | ||
===[[سلاطین جور]]=== | ===[[سلاطین جور]]=== | ||
از دیگر [[زمینهسازان]] [[ارتداد]]، [[سلاطین]] جورند که با فشار و [[شکنجه]]، در صدد بازگرداندن [[مؤمنان]] از [[دین]] هستند. ازجمله این [[حاکمان]]، [[فرعون]] است که وقتی ساحران به [[موسی]] [[ایمان]] آوردند، آنان را به شکنجه و [[قتل]] [[تهدید]] کرد تا از [[پیروی]] موسی{{ع}} [[دست]] بردارند: | از دیگر [[زمینهسازان]] [[ارتداد]]، [[سلاطین]] جورند که با فشار و [[شکنجه]]، در صدد بازگرداندن [[مؤمنان]] از [[دین]] هستند. ازجمله این [[حاکمان]]، [[فرعون]] است که وقتی ساحران به [[موسی]] [[ایمان]] آوردند، آنان را به شکنجه و [[قتل]] [[تهدید]] کرد تا از [[پیروی]] موسی{{ع}} [[دست]] بردارند: {{متن قرآن|قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى}}<ref>«فرعون گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم بدو گرویدهاید؟ بیگمان او سردسته شماست که به شما جادو آموخته است؛ به زودی دستها و پاهایتان را چپ و راست میبرم و بر تنههای درخت خرما، بر دارتان میآویزم و بیگمان خواهید دانست که از ما کدام در عذاب کردن» سوره طه، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«گفتند هرگز تو را بر برهانهایی که فرا راهمان (پدید) آمده و بر آن کس که ما را آفریده است برنخواهیم گزید؛ هر چه از دستت بر میآید بکن! تو تنها در زندگی این جهان کاری میتوانی کرد» سوره طه، آیه ۷۲.</ref> حاکمان عصر [[اصحاب کهف]] نیز در صدد بازگرداندن آنان به [[آیین]] خود بودند؛ بدینسبب اصحاب کهف به یکی از [[یاران]] خود سفارش کردند که برای تهیّه [[غذا]]، پنهانی وارد [[شهر]] شود تا از گزند مأموران [[حکومت]] مصون بمانند: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءَلُوا بَيْنَهُمْ قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّهَا أَزْكَى طَعَامًا فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا}}<ref>«و بدینگونه ما آنان را (از خواب) برانگیختیم تا از هم باز پرسند؛ یکی از آنان گفت: چقدر درنگ داشتهاید؟ گفتند: یک روز یا پارهای از یک روز درنگ داشتهایم؛ گفتند: پروردگارتان از اندازه درنگی که داشتهاید آگاهتر است؛ اکنون از خویش یک تن را با این درهمتان به شهر گسیل دارید که بنگرد کدام خوراک پاکیزهتر است تا برایتان از آن رزقی آورد و باید نرمی کند و کسی را از (بودن) شما نیاگاهاند» سوره کهف، آیه ۱۹.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَنْ تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا}}<ref>«که آنان اگر بر شما دست یابند، سنگسارتان میکنند، یا به آیین خویش برمیگردانند و در آن صورت، هرگز، هیچگاه رستگار نخواهید شد» سوره کهف، آیه ۲۰.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی| صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[ ارتداد - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | ||
===[[کافران]] و [[مشرکان]]=== | ===[[کافران]] و [[مشرکان]]=== | ||
در طول [[تاریخ]]، مشرکان همواره، به دنبال بازگرداندن مؤمنان از آیین خود بودهاند. [[قرآن]] در | در طول [[تاریخ]]، مشرکان همواره، به دنبال بازگرداندن مؤمنان از آیین خود بودهاند. [[قرآن]] در آیه {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و کافران به پیامبرانشان گفتند: شما را از سرزمینمان بیرون خواهیم راند مگر به آیین ما باز گردید آنگاه پروردگارشان به آنان وحی کرد که بیگمان ستمگران را نابود خواهیم کرد» سوره ابراهیم، آیه ۱۳.</ref>، این را [[هدف]] همه کافران دانسته است. در [[آیه]] دیگر، درباره کافران [[قوم شعیب]] آمده که آنان، [[شعیب]] و پیروانش را درصورتی که به آیین آنها بازنگردند، به [[اخراج]] از [[سرزمین]] خود تهدید کردند: {{متن قرآن|قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِينَ}}<ref>«سرکردگان سرکش از قوم او گفتند: ای شعیب! بیگمان تو و کسانی را که همراه تو ایمان آوردهاند، از شهر خود بیرون خواهیم راند یا آنکه به آیین ما باز گردید؛ (شعیب) گفت:» سوره اعراف، آیه ۸۸.</ref> همچنین در [[آیات]] دیگری درباره [[مؤمن]] [[آلفرعون]] آمده که مشرکان او را به [[شرک]] و [[بتپرستی]] فرا میخواندند؛ ولی او بر ایمان خود پای میفشرد و [[دعوت]] آنان را دعوت بهسوی [[آتش]] مینامید: {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ}}<ref>«و ای قوم من! چگونه است که (من) شما را به رهایی فرا میخوانم و (شما) مرا به آتش (دوزخ) فرا میخوانید؟» سوره غافر، آیه ۴۱.</ref>، {{متن قرآن|تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ}}<ref>«مرا فرا میخوانید که به خداوند کفر بورزم و چیزی را که به آن دانشی ندارم شریک او قرار دهم در حالی که من شما را به آن پیروزمند آمرزنده فرا میخوانم» سوره غافر، آیه ۴۲.</ref> [[مشرکان]] [[عصر پیامبر]]{{صل}} نیز همواره [[آرزو]] میکردند تا [[مسلمانان]] از [[اسلام]] بازگردند:{{متن قرآن|إِنْ يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاءً وَيَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«اگر بر شما دست یابند دشمنانتان خواهند بود و بر شما به بدی دست دراز میکنند و زبان میگشایند و دوست میدارند که کاش شما نیز کافر میشدید» سوره ممتحنه، آیه ۲.</ref> در [[آیه]] دیگر آمده است که آنان میگفتند: اگر شما از اسلام [[دست]] بردارید و از آیین ما [[پیروی]] کنید، همه [[گناهان]] شما را برعهده میگیریم {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ وَمَا هُمْ بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَايَاهُمْ مِنْ شَيْءٍ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«و کافران به مؤمنان گفتند از راه ما پیروی کنید و ما (نیز) باید بار گناهان شما را برداریم ولی آنان هیچ باری از گناهان ایشان را برنمیدارند؛ بیگمان آنان دروغگویند» سوره عنکبوت، آیه ۱۲.</ref>. آیه {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«از تو درباره جنگ در ماه حرام میپرسند، بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است و (گناه) باز داشتن (مردم) از راه خداوند و ناسپاسی به او و (باز داشتن مردم از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهل آن از آن، در نظر خداوند بزرگتر است و آشوب (شرک) از کشتار (هم) بزرگتر است؛ و (این کافران) پیاپی با شما جنگ میکنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۱۷.</ref> از [[کوشش]] مداوم آنان در این زمینه سخن میگوید. پس از [[جنگ اُحُد]]، [[کافران]] با استفاده از وضع [[روحی]] نامساعد برخی مسلمانان میکوشیدند، آنان را به اسلام، بدبین کنند که [[قرآن]] مسلمانان را از [[سقوط]] در [[کفر]]، برحذر میدارد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! اگر از کافران پیروی کنید شما را به (باورهای) گذشتهتان (در جاهلیت) باز میگردانند و از زیانکاران میگردید» سوره آل عمران، آیه ۱۴۹.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی| صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[ ارتداد - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | ||
===[[اهل کتاب]]=== | ===[[اهل کتاب]]=== | ||
عدّهای از [[یهود]] و [[نصارا]] نیز آرزوی بازگرداندن [[مؤمنان]] از آئین خود را داشتند: | عدّهای از [[یهود]] و [[نصارا]] نیز آرزوی بازگرداندن [[مؤمنان]] از آئین خود را داشتند: {{متن قرآن|وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«بسیاری از اهل کتاب با آنکه حق برای آنان روشن است، از رشکی در درون جانشان، خوش دارند که شما را از پس ایمان به کفر بازگردانند ؛ باری، (از آنان) درگذرید و چشم بپوشید تا (زمانی که) خداوند فرمان خویش را (پیش) آورد که خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۱۰۹.</ref>، {{متن قرآن|وَدَّتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ}}<ref>«دستهای از اهل کتاب گمراه کردن شما را دوست دارند امّا جز خود را گمراه نمیکنند و درنمییابند» سوره آل عمران، آیه ۶۹.</ref> آنان به بعضی از همکیشان خود سفارش میکردند که صبحگاهان اسلام آورند و شبانگاه [[کافر]] شوند تا شاید بدین وسیله در [[عقیده]] مسلمانان [[تزلزل]] ایجاد کنند: {{متن قرآن|وَلَا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللَّهِ أَنْ يُؤْتَى أَحَدٌ مِثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و جز به کسی که از دین شما پیروی کند اعتماد نکنید، بگو: بیگمان رهنمود، رهنمود خداوند است تا کسی نپندارد که به کسی مانند آنچه به شما دادهاند میدهند یا بتوانند با شما نزد پروردگارتان چون و چرا کنند، بگو: به راستی بخشش در دست خداوند است، به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره آل عمران، آیه ۷۳.</ref> در [[شأن نزول]] این آیه نقل شده است که ۱۲ [[نفر]] از دانشمندان یهود [[خیبر]]، تبانی کردند تا عدّهای چنین امری را انجام دهند و اینگونه اندیشیدند که علّت بازگشت خود را عدم تطابق [[محمد]]{{صل}} با [[پیامبر]] [[موعود]]، عنوان کنند؛<ref>مجمع البیان،ج ۲، ص۷۷۳ـ۷۷۴.</ref> بدین سبب، قرآن به مسلمانان هشدار داده است که اگر از آنان پیروی کنید، شما را به کفر بازمیگردانند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا فَرِيقًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! اگر از دستهای از کسانی که به آنان کتاب داده شده است فرمانبرداری کنید شما را پس از ایمانتان به کفر باز میگردانند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۰.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی| صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[ ارتداد - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | ||
=== [[دنیاطلبی]] و [[رفاه]]=== | === [[دنیاطلبی]] و [[رفاه]]=== | ||
برخی، برای رسیدن به رفاه مادی، از [[دین]] دست برمیدارند: | برخی، برای رسیدن به رفاه مادی، از [[دین]] دست برمیدارند: {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref>، {{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«آن (عذاب) از این روست که آنها زندگانی دنیا را از جهان واپسین دوستتر دارند و اینکه خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره نحل، آیه ۱۰۷.</ref>. [[قرآن]] در آیه {{متن قرآن|يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَهَمُّوا بِمَا لَمْ يَنَالُوا وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْرًا لَهُمْ وَإِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}<ref>«به خداوند سوگند میخورند که (سخنی) نگفتهاند در حالی که بیگمان کلمه کفر (آمیز) را بر زبان آوردهاند و پس از اسلام خویش کفر ورزیدهاند و به چیزی دل نهادند که بدان دست نیافتهاند و کینهجویی نکردهاند مگر بدان روی که خداوند و پیامبرش با بخشش خویش آنان را توانگر کردهاند؛ پس اگر توبه کنند برای آنان بهتر است و اگر رو بگردانند خداوند آنان را در این جهان و جهان واپسین به عذابی دردناک دچار خواهد کرد و در (این سر) زمین یار و یاوری نخواهند داشت» سوره توبه، آیه ۷۴.</ref> رفاه را یکی از زمینههای [[ارتداد]] [[منافقان]] میداند<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی| صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[ ارتداد - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | ||
===[[ترس]]=== | ===[[ترس]]=== | ||
در [[جنگ احزاب]] پس از محاصره [[مدینه]]، برخی از [[مسلمانان]] بر اثر [[وحشت]] از کشته شدن یا [[اسارت]] بهدست [[مشرکان]]، در اعتقادشان [[متزلزل]] شدند و برخی آماده بازگشت از دین شدند: | در [[جنگ احزاب]] پس از محاصره [[مدینه]]، برخی از [[مسلمانان]] بر اثر [[وحشت]] از کشته شدن یا [[اسارت]] بهدست [[مشرکان]]، در اعتقادشان [[متزلزل]] شدند و برخی آماده بازگشت از دین شدند: {{متن قرآن|إِذْ جَاءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا}}<ref>«هنگامی که از فراز و فرودتان بر شما تاختند و آنگاه که چشمها کلاپیسه شد و دلها به گلوها رسید و به خداوند گمانها (ی نادرست) بردید؛» سوره احزاب، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا}}<ref>«در آنجا مؤمنان را آزمودند و سخت لرزاندند» سوره احزاب، آیه ۱۱.</ref>؛ سپس در چند [[آیه]] بعد میگوید: اگر از اطراف [[شهر]] بدانها [[هجوم]] میشد و آنان را به [[شرک]] میخواندند، میپذیرفتند و جز اندکی در آن [[تأمّل]] نمیکردند: {{متن قرآن|وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا يَسِيرًا}}<ref>«و اگر بر آنان از پیرامون آن (شهر) درمیآمدند سپس از آنان (گرویدن به) آشوب (شرک) را میخواستند بدان سوی میرفتند و در آن (شهر) جز اندکی درنگ نمیکردند» سوره احزاب، آیه ۱۴.</ref> بیشتر [[مفسّران]]، "[[فتنه]]" را در این آیه به ارتداد و بازگشت به شرک [[تفسیر]] کردهاند؛<ref>جامع البیان، مج۱۱، ج۲۱، ص۱۶۵؛ المیزان، ج۱۶، ص۲۸۶ـ۲۸۷.</ref> بنابراین، درخواست "فتنه" در آیه، همان درخواست ارتداد خواهد بود. در [[شأن نزول]] آیه {{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهانها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمیکند» سوره آل عمران، آیه ۸۶.</ref> نیز نقل شده که این آیه درباره [[حارث بن سوید]] نازل شد که پس از کشتن [[محذر بن زیاد]]، از ترس [[قصاص]] به [[مکّه]] گریخت و [[مرتد]] شد<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۷۸۹؛ المیزان، ج۳، ص۳۴۲.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی| صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[ ارتداد - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | ||
=== | ===سختیها=== | ||
درباره | درباره آیه {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ}}<ref>«و از مردم کسی است که خداوند را با دو دلی میپرستد، اگر خیری به او رسد بدان دل استوار میدارد و اگر بلایی بدو رسد دگرگون میشود ؛ در این جهان و در جهان واپسین زیان دیده است؛ این همان زیان آشکار است» سوره حج، آیه ۱۱.</ref> [[روایت]] شده است که گروهی از [[بادیهنشینان]]، [[اسلام]] میآوردند و اگر حالشان [[نیکو]]، و فرزند پسر نصیبشان میشد یا اموالشان فزونی مییافت به اسلام و [[پیامبر]] [[اطمینان]] مییافتند؛ امّا اگر [[بیمار]] میشدند یا فرزند دختر نصیبشان میشد، از دین روی برمیتافتند<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۱۱۹؛ التفسیر الکبیر، ج۲۳، ص۱۳.</ref>. | ||
آیه {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ وَلَئِنْ جَاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَوَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و برخی از مردم کسانی هستند که میگویند: به خداوند ایمان آوردهایم آنگاه چون در راه خداوند، آزاری ببینند گزند مردم را همچون عذاب خداوند میانگارند و اگر از سوی پروردگارت امدادی برسد میگویند: بیگمان ما با شما بودهایم؛ آیا خداوند به آنچه جهانیان در دل د» سوره عنکبوت، آیه ۱۰.</ref> از سرگذشت گروه دیگری از [[مسلمانان]] خبر میدهد که بر اثر عدم [[تحمّل]] [[آزار]] و اذیّت [[مشرکان]] از [[دین]] دست برداشته، [[مرتد]] میشدند. در [[شأن نزول]] این [[آیه]] آمده است که مردمی از [[اهل]] [[مکّه]] به [[پیامبر]]{{صل}} [[ایمان]] میآوردند و آنگاه که ازجانب [[کافران]] آزار میدیدند، بر اثر عدم تحمّل [[شکنجه]] مرتد میشدند<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۴۲۹ـ۴۳۱؛ المیزان، ج۱۶، ص۱۰۹.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی| صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[ ارتداد - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | |||
===نبود [[رهبری الهی]]=== | ===نبود [[رهبری الهی]]=== | ||
[[پیامبران]]، [[امامان]] و دیگر [[رهبران دینی]]، از مهمترین موانع [[ارتداد]] و [[انحراف]] در [[جامعه]] [[ایمانی]] بهشمار میروند و تازمانی که در میان [[پیروان]] [[ادیان توحیدی]] بوده و [[مؤمنان]]، آنان را در جایگاه مقتدای خویش پذیرفتهاند، نگذاشتهاند، [[انحرافی]] در مؤمنان پدید آید؛ به همین [[جهت]] [[یعقوب]]{{ع}} درباره [[آینده]] فرزندانش پس از خود [[بیم]] داشته، هنگام [[احتضار]] میپرسد که بعد از او چه کسی را خواهند پرستید: | [[پیامبران]]، [[امامان]] و دیگر [[رهبران دینی]]، از مهمترین موانع [[ارتداد]] و [[انحراف]] در [[جامعه]] [[ایمانی]] بهشمار میروند و تازمانی که در میان [[پیروان]] [[ادیان توحیدی]] بوده و [[مؤمنان]]، آنان را در جایگاه مقتدای خویش پذیرفتهاند، نگذاشتهاند، [[انحرافی]] در مؤمنان پدید آید؛ به همین [[جهت]] [[یعقوب]]{{ع}} درباره [[آینده]] فرزندانش پس از خود [[بیم]] داشته، هنگام [[احتضار]] میپرسد که بعد از او چه کسی را خواهند پرستید: {{متن قرآن|أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قَالُوا نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}}<ref>«مگر هنگامی که مرگ یعقوب فرا رسید گواه بودید، آنگاه که از پسران خود پرسید: پس از من چه میپرستید؟ گفتند: خدای تو و خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را میپرستیم که خدایی یگانه است و ما فرمانبردار اوییم» سوره بقره، آیه ۱۳۳.</ref> در آیاتی، [[آزمایش]] [[بنیاسرائیل]] پس از [[غیبت موسی]] و ایجاد انحراف و [[ترویج]] گوساله پرستی بهوسیله [[سامری]] در میان آنان مطرح شده است: {{متن قرآن|قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ}}<ref>«فرمود: ما در نبود تو قومت را آزمودیم و سامری آنان را گمراه کرد» سوره طه، آیه ۸۵.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَكُمْ مُوسَى بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ}}<ref>«و موسی برهانها (ی روشن) نزدتان آورد، امّا شما در نبودن او، ستمگرانه گوساله را (به پرستش) گرفتید» سوره بقره، آیه ۹۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که با موسی چهل شب وعده نهادیم سپس در نبودن او گوساله را (به پرستش) گرفتید در حالی که ستمکار بودید» سوره بقره، آیه ۵۱.</ref> از پاسخ [[حضرت عیسی]]{{ع}}، به [[پرسش]] [[خداوند]] از او درباره شرکورزی قومش، نقش حضور [[رهبر]]، در ثباتِ [[عقیده]] [[امّت]] روشن میشود [[حضرت]] میگوید: تا زمانی که من در بین آنها بودم، مراقب بودم که [[مشرک]] نشوند: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ}}<ref>«و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانستهای، تو آنچه در درون من است میدانی و من آنچه در ذات توست نمیدانم، بیگمان این تویی که بسیار داننده نهانهایی» سوره مائده، آیه ۱۱۶.</ref>، {{متن قرآن|مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}}<ref>«به آنان چیزی نگفتم جز آنچه مرا بدان فرمان دادی که: «خداوند- پروردگار من و پروردگار خود- را بپرستید» و تا در میان ایشان بهسر میبردم بر آنها گواه بودم و چون مرا (نزد خود) فرا بردی تو خود مراقب آنان بودی و تو بر هر چیزی گواهی» سوره مائده، آیه ۱۱۷.</ref> در [[جنگ اُحُد]] نیز پس از [[شایعه]] [[شهادت پیامبر]]، عدّهای به [[فکر]] بازگشت از [[دین]] افتادند و گروهی از [[اسلام]] [[دست]] کشیدند<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۸۴۸؛ التفسیر الکبیر، ج۹، ص۲۰.</ref> که [[قرآن]] در آیه {{متن قرآن|وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«و محمد جز فرستادهای نیست که پیش از او (نیز) فرستادگانی (بوده و) گذشتهاند؛ آیا اگر بمیرد یا کشته گردد به (باورهای) گذشته خود باز میگردید؟ و هر کس به (باورهای) گذشته خود باز گردد هرگز زیانی به خداوند نمیرساند؛ و خداوند سپاسگزاران را به زودی پاداش خواهد داد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۴.</ref> میگوید: [[پیامبر]]، جز فرستادهای که پیش از او هم پیامبرانی آمدند، نیست؛ سپس آنان را [[سرزنش]] کرده، میگوید: آیا اگر بمیرد یا کشته شود، به گذشته خود بازمیگردید؟!: {{متن قرآن|أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ}}<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی| صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[ ارتداد - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | ||
===[[جهالت]]=== | ===[[جهالت]]=== | ||
گاهی [[جهل]] درباره دین یا ضروریّات آن، حقایق [[عالم هستی]] و پیامدهای [[انحراف]] از دین [[حق الهی]]، زمینهساز [[ارتداد]] برخی از [[مؤمنان]] میشود؛ چنانکه [[موسی]]{{ع}} در مقابل درخواست [[قوم]] خویش برای ساختن خدایانی مانند [[خدایان]] [[بتپرستان]] و انحراف آنان از [[دین حق]]، آن را برخاسته از [[نادانی]] آنان دانست: | گاهی [[جهل]] درباره دین یا ضروریّات آن، حقایق [[عالم هستی]] و پیامدهای [[انحراف]] از دین [[حق الهی]]، زمینهساز [[ارتداد]] برخی از [[مؤمنان]] میشود؛ چنانکه [[موسی]]{{ع}} در مقابل درخواست [[قوم]] خویش برای ساختن خدایانی مانند [[خدایان]] [[بتپرستان]] و انحراف آنان از [[دین حق]]، آن را برخاسته از [[نادانی]] آنان دانست: {{متن قرآن| قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ}}<ref>« (موسی) گفت: به راستی که شما قومی نادانید» سوره اعراف، آیه ۱۳۸.</ref>؛ بنابر این وجود [[رهبران دینی]] که [[مردم]] را با حقایق آشنا، و آنان را از جهالت خارج سازند، از ضروریّات هر [[جامعه]] [[ایمانی]] است.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی| صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[ ارتداد - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | ||
===[[نفاق]] و بیماردلی=== | ===[[نفاق]] و بیماردلی=== | ||
زمینه ارتداد در [[منافقان]] و [[بیماردلان]] بسیار است که اگر برای این کار موقعیّتی فراهم شود، بیدرنگ از اسلام دست برداشته، [[مرتد]] میشوند: | زمینه ارتداد در [[منافقان]] و [[بیماردلان]] بسیار است که اگر برای این کار موقعیّتی فراهم شود، بیدرنگ از اسلام دست برداشته، [[مرتد]] میشوند: {{متن قرآن|هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا}}<ref>«در آنجا مؤمنان را آزمودند و سخت لرزاندند» سوره احزاب، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا}}<ref>«و هنگامی که دو رویان و بیماردلان گفتند: خداوند و پیامبرش به ما جز وعده فریبنده ندادهاند؛» سوره احزاب، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا}}<ref>«و هنگامی که دستهای از ایشان گفتند: ای مردم مدینه! جای ماندن ندارید پس بازگردید و دستهای (دیگر) از آنان از پیامبر اجازه (بازگشت) میخواستند؛ میگفتند خانههای ما بیحفاظ است با آنکه بیحفاظ نبود، آنان جز سر گریز (از جنگ) نداشتند» سوره احزاب، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا يَسِيرًا}}<ref>«و اگر بر آنان از پیرامون آن (شهر) درمیآمدند سپس از آنان (گرویدن به) آشوب (شرک) را میخواستند بدان سوی میرفتند و در آن (شهر) جز اندکی درنگ نمیکردند» سوره احزاب، آیه ۱۴.</ref>؛ در [[آیه]] بعد میفرماید: آنها پیشتر با [[خدا]] [[عهد]] بسته بودند که به عقب بازنگردند و از آنها در آن مورد بازخواست خواهد شد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا}}<ref>«و بیگمان اینان پیشتر با خداوند پیمان بسته بودند که (در جنگ به دشمن) پشت نکنند و پیمان خداوند بازخواست میگردد» سوره احزاب، آیه ۱۵.</ref> [[عهد الهی]]، [[ایمان به خدا]] و پیامبر و آنچه [[حضرت]] از جانب خدا آورده است، بهشمار میرود<ref>المیزان، ج۱۶، ص۲۸۷.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی| صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[ ارتداد - صادقی فدکی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | ||
==راههای [[پیشگیری]] از ارتداد== | ==راههای [[پیشگیری]] از ارتداد== | ||