←آگاهی به اسرار و حوادث آینده
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
میثم تمار از [[شیعیان]] [[مخلص]] و [[یاران باوفای امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود و با آن حضرت در پنهان و آشکار رفت و آمد داشت و از [[اسرار]] کانون [[علم]] و معدن [[حکمت]] [[علی]]{{ع}} بهره وافی برد<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۳۵۵-۱۳۵۶.</ref>. | میثم تمار از [[شیعیان]] [[مخلص]] و [[یاران باوفای امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود و با آن حضرت در پنهان و آشکار رفت و آمد داشت و از [[اسرار]] کانون [[علم]] و معدن [[حکمت]] [[علی]]{{ع}} بهره وافی برد<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۳۵۵-۱۳۵۶.</ref>. | ||
==[[آگاهی]] به [[اسرار]] و | ==[[آگاهی]] به [[اسرار]] و حوادث آینده== | ||
میثم تمار به سبب نزدیکی به [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و استعداد فراوان توانست به برخی از [[اسرار]] [[نهان]] و [[حوادث آینده]] [[آگاهی]] یابد که نمونههایی را ذکر میکنیم: "صالح بن میثم" از ابو خالد نقل میکند که میگفت: روز جمعهای با میثم تمار در آب [[فرات]] سوار کشتی شدیم، ناگاه باد بسیار [[تندی]] وزیدن گرفت، در این موقع میثم تمار سر از کشتی بیرون کرد و بعد از دیدن آن باد، به ما گفت: کشتی را محکم ببندید که این باد، باد عاصف است، و به شدت خواهد وزید و [[معاویه]] در همین [[ساعت]] به [[هلاکت]] رسید. | میثم تمار به سبب نزدیکی به [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و استعداد فراوان توانست به برخی از [[اسرار]] [[نهان]] و [[حوادث آینده]] [[آگاهی]] یابد که نمونههایی را ذکر میکنیم: "صالح بن میثم" از ابو خالد نقل میکند که میگفت: روز جمعهای با میثم تمار در آب [[فرات]] سوار کشتی شدیم، ناگاه باد بسیار [[تندی]] وزیدن گرفت، در این موقع میثم تمار سر از کشتی بیرون کرد و بعد از دیدن آن باد، به ما گفت: کشتی را محکم ببندید که این باد، باد عاصف است، و به شدت خواهد وزید و [[معاویه]] در همین [[ساعت]] به [[هلاکت]] رسید. | ||