بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'jpg|22px]]، 22px [[') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
== | ==معناشناسی [[راسخ در علم]]== | ||
[[راسخ در علم]]، کسی است که [[علم]] وی با [[ثبات]] و [[یقین]] همراه است<ref>ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۵، ص ۲۰۸.</ref> و هیچگونه شبههای<ref>راغب، حسین بن محمد، مفردات، ص ۳۵۲.</ref> برای او رخ نمیدهد، زیرا حقایق و [[معارف الهی]] را با [[نور]] [[ایمان]] و [[شهود]] [[درک]] میکند<ref>مصطفوی، سید حسن، التحقیق، ج ۴، ص ۱۰۶ ـ ۱۰۷.</ref> | |||
در کتاب [[الفروق اللغویة (کتاب)|الفروق اللغویة]] تفاوتی میان [[رسوخ]] و ثبوت بیان شده؛ به این ترتیب که رسوخ، کمال ثبوت و نهایت استقرار و تمکن در یک مکان | [[راسخ در علم]] کسی است که به [[علم]] و [[دانش]] آراسته شده و شبههای بر او عارض نمیشود. پس [[راسخان در علم]] کسانی هستند که در [[آیه]] دیگر چنین معرفی شدهاند که به [[خدا]] و رسولش [[ایمان]] آورده و سپس [[شک]] و ریب دچار نشدهاند<ref>راغب، حسین بن محمد، مفردات، ص۲۰۰.</ref> | ||
این واژه حاوی دو وجه ایجابی و سلبی است. وجه ایجابی آن، حاکی از نفوذ و تعمیق [[راسخون]] در [[حریم]] [[دانش]] و موصوف شدن به [[علم]] و [[شناخت]] عمیق است، اما وجه سلبی آن، حاکی از استقرار و [[ثبات]] و [[پایبندی]] به [[حریم]] [[علم]] و عدم [[تعدی]] از حد و مرز علمی است. بر اساس وجه اخیر، ویژگی [[راسخون در علم]]، آن است که از پا نهادن در [[شبهات]] و امور مشتبه و عرصههای غیر قابل پیمودن [[پرهیز]] کرده و در واقع، حد و [[ادب]] [[علم]] و تحقیق را نگاه داشته و بدان پایبند هستند<ref>ر.ک: اسعدی، محمد، مقالۀ معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی، فصلنامه علوم حدیث، ش ۵۳</ref>. | |||
==رابطه معنایی راسخون و ثابت== | |||
«راسخون» جمع «[[راسخ]]» و به معنای ثابت و مستقر در مکانی است<ref>کتاب العین، ج۴، ص۱۹۶.</ref>. کتابهای لغت رابطه تنگاتنگی میان راسخ و ثابت برقرار کردهاند؛ تا به آنجا که آوردهاند: {{عربی|کل ثابت راسخ}}<ref>معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۳۹۵.</ref>. | |||
در کتاب [[الفروق اللغویة (کتاب)|الفروق اللغویة]] تفاوتی میان [[رسوخ]] و ثبوت بیان شده؛ به این ترتیب که رسوخ، کمال ثبوت و نهایت استقرار و تمکن در یک مکان است. به چیزی مثل تنه درخت یا چوب که روی [[زمین]] قرار گرفته ولی محکم نشده، ثابت بر زمین گفته میشود، ولی راسخ گفته نمیشود؛ اما به استقرار اشیا سنگین و ریشهدار مثل کوهها بر روی زمین، رسوخ گفته میشود. بنابراین {{عربی|کل راسخ ثابت و لیس کل ثابت راسخ}}<ref>الفروق اللغویه، ص۲۴۷.</ref>. | |||
نتیجه آنکه اصل در معنای رسوخ، ثبوت و استقرار تام در محلی است؛ به گونهای که با [[نفوذ]] در آن، کمال استقرار و تمکن در آن شیء پیدا شده باشد؛ مثل رسوخ آب در [[دل]] زمین و در زیر دریاها یا رسوخ کوهها و اشیای بسیار سنگین در مکانی که بر آن مستقرند<ref>مفردات ألفاظ القرآن، ص۳۵۲.</ref>. | نتیجه آنکه اصل در معنای رسوخ، ثبوت و استقرار تام در محلی است؛ به گونهای که با [[نفوذ]] در آن، کمال استقرار و تمکن در آن شیء پیدا شده باشد؛ مثل رسوخ آب در [[دل]] زمین و در زیر دریاها یا رسوخ کوهها و اشیای بسیار سنگین در مکانی که بر آن مستقرند<ref>مفردات ألفاظ القرآن، ص۳۵۲.</ref>. | ||
| خط ۱۷: | خط ۲۴: | ||
با این تعریف میتوان گفت «[[راسخین در علم]]» کسانی هستند که آن چنان مستقر و عمیق در [[علم]] گردیدهاند که کمترین تردید و شبههای در مسائل [[علمی]] برای آنها وجود ندارد. از آنجا که علم امری معقول است، رسوخ در آن به معنای حضور [[عینی]] یا [[شهود]] [[عقلی]] معلوم نزد عالم است؛ به گونهای که عالم در مرتبه [[عینالیقین]] یا [[حقالیقین]] قرارگرفته و محیط بر معلوم و [[آگاه]] بر آن باشد<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۴، ص۱۱۹.</ref>. | با این تعریف میتوان گفت «[[راسخین در علم]]» کسانی هستند که آن چنان مستقر و عمیق در [[علم]] گردیدهاند که کمترین تردید و شبههای در مسائل [[علمی]] برای آنها وجود ندارد. از آنجا که علم امری معقول است، رسوخ در آن به معنای حضور [[عینی]] یا [[شهود]] [[عقلی]] معلوم نزد عالم است؛ به گونهای که عالم در مرتبه [[عینالیقین]] یا [[حقالیقین]] قرارگرفته و محیط بر معلوم و [[آگاه]] بر آن باشد<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۴، ص۱۱۹.</ref>. | ||
بنابر قاعده [[اتحاد]] علم و عالم و معلوم، خصوصاً در مرتبه [[ملکات]] علمی ([[علمالیقین]] و عینالیقین)، [[اعتقاد]] راسخین در علم به [[قرآن]] و سایر [[معارف الهی]]، در مرتبه شهود کامل است و نه مانند [[آگاهی]] علمی که در [[علوم]] تحصیلی برای [[علمای دینی]] حاصل میشود. [[راسخین]] درعلم، [[قرآن ناطق]] و جلوه قرآنند و [[ایمان]] آنان عین [[یقین]] به [[حق]]، ماورای [[غیب]]، [[عالم امر]]، [[آخرت]] و سایر اموری است که برای دیگران بعد از [[مرگ]] منکشف میگردد، چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث| لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِيناً}}<ref> | بنابر قاعده [[اتحاد]] علم و عالم و معلوم، خصوصاً در مرتبه [[ملکات]] علمی ([[علمالیقین]] و عینالیقین)، [[اعتقاد]] راسخین در علم به [[قرآن]] و سایر [[معارف الهی]]، در مرتبه شهود کامل است و نه مانند [[آگاهی]] علمی که در [[علوم]] تحصیلی برای [[علمای دینی]] حاصل میشود. [[راسخین]] درعلم، [[قرآن ناطق]] و جلوه قرآنند و [[ایمان]] آنان عین [[یقین]] به [[حق]]، ماورای [[غیب]]، [[عالم امر]]، [[آخرت]] و سایر اموری است که برای دیگران بعد از [[مرگ]] منکشف میگردد، چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث| لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِيناً}}<ref>بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۳۴.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۲۴۵.</ref> | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵''']] | # [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵''']] | ||
# [[پرونده:Ohf.jpg|22px]] [[محمد اسعدی|اسعدی، محمد]]، [[معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی (مقاله)|'''معناشناسی راسخان در علم با تأکید بر کاربرد روایی''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||