علم امام: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۸۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۲۱
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


یکی از مهم‌ترین خصوصیات [[امام]]، [[علم]] خاصّ او است. این وجود پر خیر و [[برکت]]، به همه نیازهای [[امّت]] در همه زمینه‌ها [[آگاه]] است و آنچه را که باعث [[نیک‌بختی]] [[انسان‌ها]] در دو [[جهان]] است می‌داند. [[علم]] [[امام]] به کلّیه حقایق در زمینه‌های گوناگون [[معارف اسلامی]]، و در بالاترین درجات از [[بینش]] [[اسلامی]] و [[فهم]] حقایق [[قرآنی]] ناشی از [[جامعیت]] او است؛ زیرا [[شخصیّت]] [[امام]] امتداد [[شخصیّت]] [[پیامبر]]{{صل}} است و این ویژگی از [[الطاف]] خاصّ [[الهی]] است که به [[کامل‌ترین]] [[بندگان]] ارزانی می‌شود. [[امام]] از آنجا که به [[حقیقت]]، [[باطن]] و [[ملکوت]] اشیا رسیده و در متن [[صراط مستقیم]] [[دین]] قرار دارد، علمش [[لدنی]] و [[یقینی]] و [[شهودی]] است، نه حصولی و اجتهادی و تصوّر راه‌یابی [[جهل]] و [[اشتباه]] نسبت به [[معارف اسلامی]] در وی غیر قابل توجیه است. در طول قرن‌ها (حدود ۲۵۰ سال) دوران [[امامت]] [[شیعه]] - بدون [[دوران غیبت]] – هیچ‌گاه کسی نشنیده و احدی ادّعا نکرده است که امامی در [[پرسش]] از [[معارف]] بگوید: نمی‌دانم یا مردّد باشد یا [[اشتباه]] کند. در این مدّت به تمام [[شبهات]] و [[افکار]] [[کفرآمیز]] و پرسش‌های فراوان [[علمی]] با موضعی [[قاطع]] و [[استوار]] پاسخ دادند و [[احکام شرع]] را تشریح و [[تبیین]] نمودند<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۵۹-۶۰.</ref>.
==مقدمه==
یکی از مهم‌ترین خصوصیات [[امام]]، [[علم]] خاصّ اوست. امام به همه نیازهای [[امّت]] در همه زمینه‌ها [[آگاه]] است و آنچه را که باعث [[نیک‌بختی]] [[انسان‌ها]] در دو [[جهان]] است می‌داند. [[علم]] [[امام]] به کلّیه حقایق در زمینه‌های گوناگون [[معارف اسلامی]] و در بالاترین درجات از [[بینش]] [[اسلامی]] و [[فهم]] حقایق [[قرآنی]] ناشی از [[جامعیت]] اوست؛ زیرا [[شخصیّت]] [[امام]] امتداد [[شخصیّت]] [[پیامبر]]{{صل}} است و این ویژگی از [[الطاف]] خاصّ [[الهی]] است که به [[کامل‌ترین]] [[بندگان]] ارزانی می‌شود<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۵۹-۶۰.</ref>.


==[[چیستی علم]]==
==لزوم علم داشتن امام==
مهم‌ترین [[وظیفه امام]]، [[هدایت مردم]] به سوی خداست و این مهم بدون [[علم الهی]] دست‌یافتنی نیست؛ از این‌رو، [[امام]] باید به ویژگی [[علم]] مجهّز باشد تا بتواند [[مردم]] را به [[سعادت]] و کمال رهنمون شود<ref>آیات الولایة فی القرآن، ص۳۵۸؛ الشافی فی الإمامة، ج۲، ص۱۵؛ علم الإمام، ص۵؛ آگاهی سوم یا علم غیب.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} در تفهیم [[لزوم]] [[علم]] برای [[رهبر]] و [[امام]] [[جامعه]] علاوه بر تأکید به [[آگاهی امام]]، [[جهل]] به برخی از امور را با [[شأن امام]] منافی می‌داند و می‌فرماید: "نه به [[خدا]] عالم هرگز [[جاهل]] نباشد (یعنی عالمی‌که [[خدا]] اطاعتش را بر [[مردم]] [[واجب]] کرده و از همان [[امام]] است) ممکن نیست چیزی را بداند و چیزی را نداند (او همه چیز می‌داند) سپس فرمود: [[خدا]] والاتر از آن است که [[فرمانبری]] از بنده‌ای را [[واجب]] کند که [[علم]] [[آسمان]] و زمینش را از او [[نهان]] داشته است و باز فرمود: آن را از او [[نهان]] نکند"<ref>{{متن حدیث|لَا وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ عَالِمٌ جَاهِلًا أَبَداً عَالِماً بِشَيْ‌ءٍ جَاهِلًا بِشَيْ‌ءٍ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ أَجَلُّ وَ أَعَزُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ يَحْجُبُ عَنْهُ عِلْمَ سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ ثُمَّ قَالَ لَا يَحْجُبُ ذَلِكَ عَنْهُ}}؛ کافی، ج۱، ص۲۶۲.</ref>.<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص:۷۰-۷۱.</ref>


==مقدمه==
==[[منابع علم امام]]==
*مهم‌ترین [[وظیفه امام]]، [[هدایت مردم]] به سوی خداست و این مهم بی [[علم الهی]] دست‌یافتنی نیست؛ از این‌رو، [[امام]] باید به ویژگی [[علم]] مجهّز باشد تا بتواند [[مردم]] را به [[سعادت]] و کمال رهنمون شود. از سویی، کسی می‌تواند [[امام]] و عهده‌دار [[رهبری]] [[انسان‌ها]] شود که هم [[نیاز]] [[حقیقی]] مخاطبان و ظرفیت آنها را بشناسد و هم بتواند نیازهای علمی‌و [[معنوی]] افراد و اقشار گوناگون را برآورده کند<ref>ر.ک: آیات الولایة فی القرآن، ص۳۵۸؛ الشافی فی الإمامة، ج۲، ص۱۵؛ علم الإمام، ص۵؛ آگاهی سوم یا علم غیب.</ref>.
[[دانش]] و [[علم امام]] از راه‌های ذیل تحصیل می‌شود:
*[[امام باقر]]{{ع}} در تفهیم [[لزوم]] [[علم]] برای [[رهبر]] و [[امام]] [[جامعه]]، علاوه بر تأکید به [[آگاهی امام]]، [[جهل]] به برخی از امور را با [[شأن امام]] منافی می‌داند و می‌فرماید: "نه به [[خدا]] عالم هرگز [[جاهل]] نباشد (یعنی عالمی‌که [[خدا]] اطاعتش را بر [[مردم]] [[واجب]] کرده و از همان [[امام]] است) ممکن نیست چیزی را بداند و چیزی را نداند (او همه چیز می‌داند) سپس فرمود: [[خدا]] والاتر از آن است که [[فرمانبری]] از بنده‌ای را [[واجب]] کند که [[علم]] [[آسمان]] و زمینش را از او [[نهان]] داشته است و باز فرمود: آن را از او [[نهان]] نکند"<ref>{{متن حدیث|لَا وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ عَالِمٌ جَاهِلًا أَبَداً عَالِماً بِشَيْ‌ءٍ جَاهِلًا بِشَيْ‌ءٍ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ أَجَلُّ وَ أَعَزُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ يَحْجُبُ عَنْهُ عِلْمَ سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ ثُمَّ قَالَ لَا يَحْجُبُ ذَلِكَ عَنْهُ}}؛ کافی، ج۱، ص۲۶۲.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص:۷۰-۷۱.</ref>.
#'''[[قرآن]]:''' [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی بر [[استنباط]] [[احکام]] و [[معارف الهی]] توسط [[امامان]]{{عم}} از [[قرآن]] دلالت دارند و [[امام]] به [[فضل الهی]] از [[محکم و متشابه]]، [[عام و خاص]]، [[مطلق و مقید]]، [[ناسخ و منسوخ]]، [[اسباب نزول]] [[آیات]] و... [[آگاه]] است.
#'''[[علم]] [[نبوی]]:''' در [[حدیث]] آمده: [[پیامبر]]{{صل}} [[هزار باب علم]] را به [[امام علی|علی]]{{ع}} آموخت که از هر بابی، [[هزار باب]] دیگر گشوده شد و همینطور [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} این را به [[امام]] بعدی منتقل کرد تا یکی پس از دیگری به [[امام مهدی|امام حجت]]{{ع}} رسید.
#'''کتاب یا [[جامعه]] [[امام علی]]{{ع}} که به املای [[پیامبر]]{{صل}} نگاشت'''.
#'''منبع [[جفر]]:''' [[جفر]] به معنای مخزنی از چرم است که حاوی [[علم]] [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] و گذشتگاه از [[بنی اسرائیل]] است. [[روایات]] فراوانی از وجود [[جفر]] و قرار گرفتن آن در [[اختیار]] [[ائمه]]{{عم}} خبر داده‌اند.
#'''[[مصحف فاطمه]]{{س}}:''' در بردارنده [[اخبار غیبی]] و وقایع نسبت به زمان [[آینده]] است و توسط [[جبرئیل امین]]، بعد از [[رحلت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} به [[حضرت زهرا]]{{س}} عرضه و توسط [[امیر المؤمنین]]{{ع}} نگاشته شده است.
#'''[[محدَّث]] بودن:''' [[محدث]]، کسی است که [[فرشته]] با او سخن بگوید بدون اینکه [[فرشته]] دیده شود و آن شخص [[پیامبر]]{{صل}} باشد، یا کسی که در او دانشی به طریق [[الهام]] و [[مکاشفه]] ایجاد گردد و یا آنکه در [[قلب]] او حقایقی پدید آید که از دیگران مخفی است. [[آیات]] متعددی از [[قرآن]]، [[سخن گفتن]] [[خداوند]] و [[فرشتگان]] را با غیر [[پیامبران]] [[تأیید]] می‌کند. [[افضل]] [[علم امام]]، به واسطه [[ارتباط]] با [[جهان غیب]] و [[الهام]] حاصل می‌شود<ref>ابراهیم امینی، بررسی مسائل کلی امامت، ص۲۹۰ به بعد.</ref>. در تفکر شیعی، تحقق چنین [[الهام]] قدسی، تنها مخصوص [[امامان دوازده‌گانه]] از [[خاندان پیامبر]]{{صل}} است.
#'''منابع دیگری از جمله:''' [[روح القدس]]، [[اسم اعظم]]، [[رؤیای صادقه]]، کتاب‌های [[پیامبران]]، [[عالم ملکوت]] و [[عقل]] نیز وجود دارد<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی ج۲]]، ج۲، ص۳۸۸ ـ ۳۹۶؛ [[محمد سعیدی مهر]]، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص ۱۴۸ ـ ۱۴۸؛ [[هادی اکبری ملک‌آبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۸۵-۸۸.</ref>.


==شرط [[علم]] خدادای==
==[[روایات]] و [[علم امام]]==
*دیدگاه [[اهل سنت]] درباره [[علم]] [[امام]]، مبتنی بر [[تبیین]] آنها از [[حقیقت]] [[امامت]] است، که به صورت حداقلی و در حد [[قاضی]] و مفتی و [[مجتهد]] [[ضرورت]] دارد زیرا [[امامت]] را استمرار [[نبوت]] نمی‌دانند اما [[عالمان شیعه]] بر [[ضرورت]] [[علم لدنی]] و [[اعلمیت]] [[امام]] برای [[سعادت]] [[مردم]] تأکید دارند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی ج۲]]، ج۲، ص ۳۷۲ - ۳۷۳.</ref>.
برخی از روایاتی که بر [[علم امام]] تأکید دارند عبارت‌اند از:
*علومی‌ هستند که از طریق عادی کسب دانش‌های بشری به دست نمی‌آید و [[ضرورت]] چنین ویژگی‌ای از بیانی که درباره [[نیاز]] [[امت]] به [[امام]] آوردیم، روشن می‌شود که [[امام]] باید از تمام [[اسرار]] [[قرآن]] و [[احکام شریعت]] و پاسخ [[شبهات]] [[آگاه]] باشد<ref>ر.ک. [[محمد سعیدی مهر]]، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۸.</ref>.
#[[حضرت علی]]{{ع}} فرمودند: "[[اهل بیت]]{{عم}} مایه [[حیات]] [[دانش]]، و نابودی جهل‌اند. بردباری‌شان شما را از [[دانش]] آنها خبر می‌دهد و ظاهرشان از صفای [[باطن]] و سکوتشان از حکمت‌های گفتارشان باخبر می‌سازد، هرگز با [[حق]] [[مخالفت]] نکردند و در آن [[اختلاف]] ندارند..."<ref>محمد دشتی، ترجمه نهج البلاغه، ص۴۷۵.</ref>.
[[اعلم بودن]] [[امام]] از صفات معتبر در [[افضلیت]] است<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷.</ref>.
#[[امام باقر]]{{ع}} درباره [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الأَلْبَابِ}}<ref>«بگو: آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟ تنها خردمندان پند می‌پذیرند» سوره زمر، آیه ۹.</ref> فرمود: "ما هستیم کسانی که می‌دانند و آنها که نمی‌دانند [[دشمنان]] ما هستند و [[شیعیان]] ما خردمندانند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ‏ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنَّمَا نَحْنُ الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ عَدُوُّنَا وَ شِيعَتُنَا أُولُوا الْأَلْبابِ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۳۰۷- ۳۰۸.</ref>.
#[[روایات]] گوناگونی با تعابیر مختلف از [[رسول اکرم]]{{صل}} [[نقل]] شده مبنی بر اینکه آن حضرت{{صل}} هزار در از [[علم]] را روی [[علی]]{{ع}} گشودند که از هر دری، هزار درِ دیگر باز می‌شود. این [[روایات]]، در "غایة المرام" از طرق مختلف آمده است<ref>بحرانی، هاشم بن سلیمان، غایة المرام، چاپ سنگی، ص۲۹۸ به بعد.</ref>.<ref>[[هادی اکبری ملک‌آبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۸۸-۹۰.</ref>.


==[[ضرورت]] [[علم]] [[امام]]==
==[[ضرورت]] [[علم]] [[امام]]==
*[[بدیهی]] است که [[پیشوا]] و جلودار باید از راه و پیچ و خم‌ها‌یش کاملاً [[آگاه]] باشد و علمش از تمامی پیروانش بیشتر باشد؛ در غیر این صورت تقدّم [[مفضول]] بر [[فاضل]] و مرجوح با راجح است و این هم [[قبیح]] خواهد بود. در مورد [[امام]] که از سوی [[خدا]] برای [[هدایت]] بندگانش [[منصوب]] می‌شود و [[عهد الهی]] ([[امامت]]) که بر عهده‌اش گذاشته می‌شود باید با [[علمی]] خاص که از سوی [[پروردگار]] به او [[افاضه]] می‌شود- از همه حقایق [[دین]] [[آگاه]] باشد تا بتواند [[مردم]] را به [[حقّ]] رهنمون گردد. [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«بگو آیا از شریکانتان کسی هست که به سوی "حق" رهنمون باشد؟ بگو خداوند به "حق" رهنماست؛ آیا آنکه به حقّ رهنمون می‌گردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمی‌یابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری می‌کنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref><ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۶۰.</ref>.
#از جمله [[دلایل]] امامیه بر اینکه امام باید به جمیع احکام شریعت عالم باشد آن است که او [[حافظ شریعت]] است و [[حفظ شریعت]] بدون آگاهی جامع و کامل از آن ممکن نخواهد بود.
#[[استدلال]] دیگر آنان استناد به [[سیره]] [[عقلای بشر]] است زیرا از نظر عقلای بشر روا نیست که [[زمامدار]]، افرادی را به [[وزارت]] و [[سرپرستی]] امور مملکت برگزیند که به امور مربوط به وزارت و [[منصب]] خود؛ علم کافی ندارند. هرگاه این شرط را رعایت نکند مورد [[نکوهش]] عقلا واقع خواهد شد. همین گونه است اگر فردی، [[اداره امور]] مربوط به [[فرزندان]] یا [[اموال]] و [[شئون]] دیگرش را به [[فرد]] [[ناآگاه]] بسپارد<ref>الشافی فی الامامة، ج۱، ص۱۹۳-۱۶۵؛ الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۳۳-۴۳۴؛ الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ص۳۱۰؛ المنقذ من التقلید، ج۲، ص۲۹۰-۲۹۵؛ تلخیص الشافی، ج۱، ص۲۴۵-۲۶۶.</ref>. این سیره عقلایی، اولاً: ریشه در [[عقل]] دارد و ثانیاً: از سوی [[شرع]] رد نشده است، پس اعتبار [[عقلی]] و [[شرعی]] دارد. مضافا بر اینکه [[آیات]] و [[روایات]] نیز مؤید آن است. بنابراین، کسی که از مسائل مربوط به [[امامت]]، [[آگاه]] است، با [[ناآگاهان]] یکسان نیست، و او [[شایسته]] احراز [[مقام امامت]] است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۶۷-۷۸.</ref>.
#دلیل دیگر آنکه [[پیشوا]] و جلودار باید از راه و پیچ و خم‌ها‌یش کاملاً [[آگاه]] باشد و علمش از تمامی پیروانش بیشتر باشد؛ در غیر این صورت تقدّم [[مفضول]] بر [[فاضل]] و مرجوح با راجح است و این هم [[قبیح]] خواهد بود. در مورد [[امام]] که از سوی [[خدا]] برای [[هدایت]] بندگانش [[منصوب]] می‌شود و [[عهد الهی]] ([[امامت]]) که بر عهده‌اش گذاشته می‌شود باید با [[علمی]] خاص ـ که از سوی [[پروردگار]] به او [[افاضه]] می‌شود ـ از همه حقایق [[دین]] [[آگاه]] باشد تا بتواند [[مردم]] را به [[حقّ]] رهنمون گردد. [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«بگو آیا از شریکانتان کسی هست که به سوی "حق" رهنمون باشد؟ بگو خداوند به "حق" رهنماست؛ آیا آنکه به حقّ رهنمون می‌گردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمی‌یابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری می‌کنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref>.<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص۶۰؛ جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷؛ [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی ج۲]]، ج۲، ص ۳۷۵ - ۳۷۷.</ref>


==کیفیت و [[وسعت علم امام]]==
==کیفیت و [[وسعت علم امام]]==
*چنان که گفته شد، [[علم]] [[امام]]، حضوری و بلا واسطه است؛ بنابراین امکان راه یافتن [[خطا]] و [[فراموشی]] و تردید در آن وجود ندارد. این [[علم]] بلا واسطه از سوی [[حق تعالی]] به [[امام]] [[افاضه]] می‌شود. در متون [[اسلامی]] آمده است که آنچه به [[انبیاء]] پیشین داده شده در دسترس [[امام]] نیز قرار گرفته است. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: "همانا برای [[خداوند]] [[علم]] خاصّی است و [[علم]] عام؛ امّا [[علم]] خاصّ، نه [[انبیا]] به آن دسترسی دارند و نه [[ملائکه]] مقربین؛ ولی [[علم]] عامّ در دسترس [[انبیا]] و [[فرشتگان مقرّب]] قرار گرفته و از سوی [[رسول خدا]]{{صل}} به ما هم رسیده است"<ref>بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۶۰.</ref>.
[[علم]] [[امام]]، حضوری و بلا واسطه است؛ بنابراین امکان راه یافتن [[خطا]] و [[فراموشی]] و تردید در آن وجود ندارد. این [[علم]] بلا واسطه از سوی [[حق تعالی]] به [[امام]] [[افاضه]] می‌شود. در متون [[اسلامی]] آمده است آنچه به [[انبیاء]] پیشین داده شده در دسترس [[امام]] نیز قرار گرفته است. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: "همانا برای [[خداوند]] [[علم]] خاصّی است و [[علم]] عام؛ امّا [[علم]] خاصّ، نه [[انبیا]] به آن دسترسی دارند و نه [[ملائکه]] مقربین؛ ولی [[علم]] عامّ در دسترس [[انبیا]] و [[فرشتگان مقرّب]] قرار گرفته و از سوی [[رسول خدا]]{{صل}} به ما هم رسیده است"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ لِلَّهِ عِلْماً خَاصّاً وَ عِلْماً عَامّاً فَأَمَّا الْعِلْمُ الْخَاصُّ فَالْعِلْمُ «1» الَّذِي لَمْ يُطْلِعْ «2» عَلَيْهِ مَلَائِكَتَهُ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ وَ أَمَّا عِلْمُهُ الْعَامُّ فَإِنَّهُ عِلْمُهُ الَّذِي أَطْلَعَ عَلَيْهِ مَلَائِكَتَهُ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ وَ قَدْ وَقَعَ إِلَيْنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص}}؛ ‏بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۶۰.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "آن که دارای [[علم کتاب]] است، [[امام علی|امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} است و خود فرموده است: [[آگاه]] باشید! دانشی که از [[آسمان]] به وسیله [[آدم]] به [[زمین]] آمده و همه آنچه [[انبیا]] تا [[خاتم پیامبران]] بدان [[فضیلت]] داده شده‌اند در [[عترت]] خاتم النّبیین وجود دارد"<ref> بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۶۰.</ref>. [[وسعت علم امام]] طوری است که هر چه از او بپرسند فوراً جواب می‌دهد. از [[سعید بن مسیب]] [[نقل]] شده است که گفت: "هیچ‌کس به جز به [[علی بن ابی طالب]] نگفته است: از من بپرسید پیش از آنکه مرا از دست بدهید"<ref>کنز العمال، ج۱۵، ص۱۱۳.</ref>.
 
*پس از ورود [[امام رضا]]{{ع}} به [[مرو]]، [[مأمون عباسی]] [[مجلسی]] ترتیب داد که در آن علمای معروف تمام مکاتب شرکت داشتند؛ از جمله [[رئیس]] [[مسیحیان]]، [[رئیس]] علمای [[یهود]]، بزرگ ستاره‌پرستان و کسانی که به شریعتی [[ایمان]] نداشتند، [[قاضی]] [[آیین زرتشت]]، طبیب رومی و متکلّمان از فرق مختلف [[اسلامی]]، آن‌گاه از [[امام]] خواست که در صورت [[تمایل]] در این مجلس شرکت نماید. [[امام]]{{ع}} پذیرفت...، در جلسه [[مناظره]] [[رئیس]] علمای [[یهود]] گفت: ما جز از [[تورات]] و [[انجیل]] و [[زبور]] [[داوود]] و [[صحف]] [[ابراهیم]]، دلیلی از شما نمی‌پذیریم. [[حضرت]] قبول کرد و با وضوح تمام به کتب [[انبیای گذشته]] برای [[اثبات]] [[خاتمیت پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} [[استدلال]] نمود. برهان‌های آن جناب آن‌چنان [[استوار]] و عمیق بود که جای هیچ اشکالی برای آنان باقی نگذاشت و [[رئیس]] علمای [[یهود]]، [[تسلیم]] [[حقّ]] گردید، آن‌گاه [[امام]] با دیگران به بحث و [[گفتگو]] پرداخت و چون همه خاموش ماندند، فرمود: اگر میان شما کسی پرسشی دارد، بی‌هیچ ملاحظه‌ای بگوید. [[عمران صابی]] - که در [[علم کلام]] بی‌نظیر بود- گفت: من در نقاط مختلف با [[متکلمان]] [[گفتگو]] کرده‌ام؛ امّا کسی نتوانسته خدای یگانه را بر من ثابت کند. [[امام]]{{ع}} [[برهان]] [[اثبات]] خدای واحد را بیان فرمود طوری که "[[عمران]]" قانع و متحوّل گردید و همان جا به [[وحدانیت]] [[خدا]] و [[رسالت پیامبر]]{{صل}} [[گواهی]] داد و رو به [[قبله]] به [[سجده]] افتاد و به [[آیین اسلام]] گروید <ref>اثبات الهداة، ج۶، ص:۴۵-۴۹. </ref><ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۶۰-۶۱.</ref>.
[[وسعت علم امام]] طوری است که هر چه از او بپرسند فوراً جواب می‌دهد. از [[سعید بن مسیب]] [[نقل]] شده است که گفت: "هیچ‌کس جز [[علی بن ابی طالب]] نگفته است: از من بپرسید پیش از آنکه مرا از دست بدهید"<ref>کنز العمال، ج۱۵، ص۱۱۳.</ref>.<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص۶۰-۶۱.</ref>
 
==[[علم امام]] به مسائل دیگر==
آیا [[امام]] غیر از آنچه مربوط به [[احکام شریعت]] و [[مصالح]] و [[مفاسد]] [[مسلمانان]] است، به مسائل دیگر نیز باید [[آگاه]] باشد، یا اینکه [[آگاهی]] از آنها، اگر چه از [[صفات]] [[کمال انسانی]] به شمار می‌رود، [[شرط امامت]] نیست؟
برای روشن شدن پاسخ این [[پرسش]] می‌توان مسائل و امور را به سه دسته تقسیم کرد:
#مسائل و اموری که در حوزه [[امامت]] قرار دارد؛ یعنی از اهداف و [[وظایف امامت]] است.
#مسائل و اموری که در حوزه امامت امام قرار ندارد، ولی در ایفای نقش امامت مؤثر است.
#مسائل و اموری که فاقد دو ویژگی یاد شده است.
 
دسته اول یعنی [[معارف الهی]] و [[احکام شرعی]] و مصالح و مفاسد [[فرد]] و [[جامعه بشری]]. درباره [[لزوم]] [[علم]] کافی و جامع امام درباره این گونه مسائل در میان [[متکلمان امامیه]]، اختلافی وجود ندارد.
 
دسته دوم مانند [[آگاهی امام]] از زبان‌های مختلف، یا صنایع و حرفه‌های گوناگون. امام پیشوای [[مردم]] در زبان‌شناسی و صنایع و حرفه‌ها نیست، ولی آگاهی از این امور می‌تواند در حل منازعاتی که احیاناً در این باره در میان افراد رخ می‌دهد، یا در پیشبرد اهداف و [[مقاصد امامت]] در حوزه مصالح و مفاسد مردم، مؤثر باشد. دیدگاه مشهور متکلمان امامیه این است که داشتن چنین علومی برای امام لازم نیست و می‌تواند در موارد لزوم از متخصصان و آگاهان به آنها استفاده کند، همان‌گونه که در حل و [[فصل منازعات]] و در [[مقام]] [[قضاوت]] به [[شهادت]] افراد [[عادل]] استناد می‌کند<ref>تلخیص الشافی، ج۱، ص۲۵۲-۲۵۳؛ المنقذ من التقلید، ج۲، ص۲۹۳. از هشام بن حکم روایت شده است که گفت: پانصد مسئله از علم کلام را در یک جلسه از امام صادق{{ع}} پرسیدم، و پاسخ آنها را دریافت کردم. از کمال حیرتی که به من دست داد به امام گفتم: “فدایت شوم بر امام علم به کتاب و سنت و شرایع واجب است، ولی علم به امثال این مسائل چه لزومی دارد؟” امام فرمود: “تو گمان داری که خدای تعالی شخصی را بر مردم حجت گرداند و چیزهایی را که مردم به آنها احتیاج دارند، نداند”. گوهر مراد، ص۵۹۱.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۶۷-۷۸.</ref>


==[[گستره علم امام]]==
از آنچه درباره مسائل دسته دوم بیان شد، [[حکم]] مسائل دسته سوم نیز روشن می‌شود، یعنی مسائلی که دانستن آنها ـ به خودی خود ـ کمال به شمار می‌رود، ولی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم با انجام [[وظایف امامت]] ارتباطی ندارد، مانند [[آگاهی]] از برخی حوادث [[تاریخی]] یا پاره‌ای از [[اسرار]] و رموز عالم [[خلقت]]. آگاهی از این امور از [[شرایط امامت]] نخواهد بود، اما اگر احیاناً [[اثبات]] [[حقانیت امام]]، یا ایفای [[مسئولیت]] [[امامت]] به دانستن این‌گونه مسائل متوقف شود، دانستن آنها برای [[امام]] لازم است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۶۷-۷۸؛ جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷ ـ ۱۶۸؛ [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۶۷-۷۸.</ref>.
*یکی از پرسش‌های مهم، بحث [[علم]] [[امام]] به چگونگی و زمان مرگشان است<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.</ref>.
*دو دیدگاه متفاوت از سوی [[عالمان شیعه]] مطرح شده است<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.</ref>:
#[[علم]] ا[[مام]] بر [[احکام شرع]] تعلق گرفته تنها و لزومی‌ندارد به تمامی‌وقایع و جزئیات به تفصیل [[آگاه]] باشد<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.</ref>.
#[[ائمه]]{{عم}} از زمان و کیفیت [[شهادت]] خویش [[آگاه]] بودند و شبهه‌ای هم وجود نخوهد داشت<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.</ref>.
*[[امام]] به موجب [[اخبار]] کثیره، مقامی‌از [[قرب]] دارد که هر چه را بخواهد به [[اذن]] [[خدا]] می‌تواند بداند و از آن جمله است [[علم]] به تفصیل [[مرگ]] و [[شهادت]] خود با جمیع جزئیات آن<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.</ref>.
*پس [[ائمه اطهار]]{{عم}} به [[اذن الهی]]، دارای [[علم غیب]] هستند و [[غیب]] در اصطلاح به حقایقی گفته می‌شود که حواس و ابزار ادارکی [[بشر]]، راهی بدان نداشته باشند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.</ref>.
*پس [[اعلمیت]] [[امام]]، علاوه بر [[علوم شرعی]]، [[علوم]] غیر [[شرعی]] را هم در بر می‌گیرد مثل [[سحر]] و شعبده را<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷ - ۱۶۸.</ref>.
*[[واجب]] نیست که [[امام]]، به کلیه امور، عالم باشد، عالم به ضمایر بودن هم از صفات [[واجب]] او نمی‌باشد و همچنین [[علم]] به سایر لغات. اما درباره [[ائمه معصومین]]{{عم}} اخباری رسیده که آنان چنین علومی‌داشتند زیرا [[خداوند]] می‌تواند چنین تفضلاتی را شامل حال آنها بگرداند و از طرفی [[مانع]] [[عقلی]] از وجود چنین علومی‌برای [[ائمه]]{{عم}} نمی‌باشد<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷ - ۱۶۸.</ref>.


==[[دلیل علم امام]]==
==اهل سنت و علم امام==
*[[امامت]] به مفهوم صحیح و با [[درک]] [[مسئولیت]] آن، از دیدگاه [[عقل]] و [[اسلام]]، بدون [[علم]]، نه امکان پذیر و نه قابل قبول است. [[قرآن]] و [[احادیث]]، احراز مسئولیت‌های اجرائی و [[اجتماعی]] و هر نوع [[پیشرفت]] را مشروط به [[علم]] می‌داند<ref>سوره یونس، آیه:۳۵ و سوره زمر، آیه:۹.</ref> [[حکمت الهی]] وجود [[امامان]] عالم و اعلمی‌را اقتضا می‌کند که جلوگیری [[مردم]] از [[گمراهی]] و تأمین [[هدایت]] آنها را تضمین کنند. در غیر این صورت عقلاً، دور یا [[تسلسل]] و یا تقدم [[مفضول]] بر [[فاضل]] لازم می‌آید<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷؛ [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۵ - ۳۷۷.</ref>.
آنچه گفته شده دیدگاه [[عالمان]] و [[متکلمان امامیه]] درباره [[علم امام]] بود. عالمان و [[متکلمان]] دیگر [[مذاهب اسلامی]]، [[علم بالفعل]] و جامع و [[خطاناپذیر]] به [[احکام دین]] را از [[شرایط امامت]] ندانسته‌اند. آنان غالباً [[علم اجتهادی]] به [[احکام شریعت]] را از [[شرایط امام]] دانسته‌اند. برخی از آنان، حتی علم اجتهادی را نیز لازم ندانسته و [[علم]] [[تقلیدی]] را نیز کافی شمرده‌اند<ref>برای آگاهی از اقوال متکلمان دیگر مذاهب اسلامی، ر.ک: امامت در بینش اسلامی، ص۱۷۹-۱۸۵.</ref>.<ref>[[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی ج۲]]، ج۲، ص ۳۷۲ ـ ۳۷۳؛ [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۶۷-۷۸.</ref>
*[[اعلمیت]] [[امام]] در [[علوم]] غیر [[شرعی]] به این [[دلیل]] است که تا در صورت مواجهه با ساحران و شعبده بازان، [[سحر]] آنان را خنثی نماید و از [[گمراه]] شدن [[مردم]]، جلوگیری کند<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷.</ref>.
*آیۀ {{متن قرآن|هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ }}<ref> آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟؛ سوره زمر، آیه:۹.</ref> و [[حدیث]] {{عربی|" طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى‏ كُلِ‏ مُسْلِمٍ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۰.</ref> بر این مطلب دلالت دارد که [[علم]] فی حد ذاته مطلوب است<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷.</ref>.


==[[منابع علم امام]]==
از [[دلایل]] و مباحث پیشین می‌توان به [[نادرستی]] این دیدگاه پی برد. [[حفظ شریعت]] از هرگونه افزایش یا کاهش و [[تحریف]] و تغییری توسط [[امام]]، بدون [[آگاهی]] کامل و جامع و خطاناپذیر او از [[معارف]] و [[احکام دینی]] ممکن نخواهد بود. بنابراین، فرضیه علم اجتهادی در باب [[امامت]] مردود است. از سوی دیگر، [[دلایل عقلی]] و [[نقلی]] علم امام، ناظر به علم غیر تقلیدی است. مضافا بر اینکه کسی که امام [[علم به احکام]] [[دین]] را از او فرا می‌گیرد به امر امامت سزاوارتر است و از نظر [[عقل]] و [[نقل]]، امامت [[حق]] اوست، نه کسی که علمش تقلیدی است، یا در اجتهادش مرتکب خطاهای بسیاری می‌شود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۶۷-۷۸.</ref>.
#'''[[قرآن]]:''' [[آیات]] و [[روایات]] فراوانی بر [[استنباط]] [[احکام]] و [[معارف الهی]] توسط [[امامان]]{{عم}} از [[قرآن]] دلالت دارند و [[امام]] به [[فضل الهی]] از [[محکم و متشابه]]، [[عام و خاص]]، [[مطلق و مقید]]، [[ناسخ و منسوخ]]، [[اسباب نزول]] [[آیات]] و... [[آگاه]] است. [[روایات]] متعددی بر این مطلب دلالت دارند که مصداق {{متن قرآن|وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ }}<ref> و کسی که دانش کتاب نزد اوست؛ سوره رعد، آیه:۴۳.</ref> [[ائمه اطهار]]{{عم}} هستند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۸۸؛ [[محمد سعیدی مهر]]، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۸.</ref>.
#'''[[علم]] [[نبوی]]:''' در [[حدیث]] آمده: [[پیامبر]]{{صل}} [[هزار باب علم]] را به [[امام علی|علی]]{{ع}} آموخت که از هر بابی، [[هزار باب]] دیگر گشوده شد و همینطور [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}}، این را به [[امام]] بعدی منتقل کرد تا یکی پس از دیگری به [[امام مهدی|امام حجت]]{{ع}} رسید<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۱؛ [[محمد سعیدی مهر]]، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۹.</ref>.
#'''کتاب با [[جامعه]] [[امام علی]]{{ع}} که به املای [[پیامبر]]{{صل}} نگاشت'''<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۲.</ref>.
#'''منبع [[جفر]]:''' [[جفر]] به معنای مخزنی از چرم است که حاوی [[علم]] [[انبیاء]] و [[اوصیاء]] و گذشتگاه از [[بنی اسرائیل]] است. [[روایات]] فراوانی از وجود [[جفر]] و قرار گرفتن آن در [[اختیار]] [[ائمه]]{{عم}} خبر داده‌اند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۳ - ۳۹۵.</ref>.
#'''[[مصحف فاطمه]]{{س}}:''' که در بردارنده [[اخبار غیبی]] و وقایع نسبت به زمان [[آینده]] است و توسط [[جبرئیل امین]]، بعد از [[رحلت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} به [[حضرت زهرا]]{{س}} عرضه و توسط [[امیر المؤمنین]]{{ع}} نگاشته شده است<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۳ - ۳۹۵.</ref>.
#'''[[محدَّث]] بودن:''' [[محدث]]، کسی است که [[فرشته]] با او سخن بگوید بدون اینکه [[فرشته]] دیده شود و آن شخص [[پیامبر]]{{صل}} باشد. [[امام صادق]]{{ع}} {{عربی|" إِنَّهُ‏ يَسْمَعُ‏ الصَّوْتَ‏ وَ لَا يَرَى‏ الشَّخْصَ‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}<ref>کلینی، الکافی، ج1، ص۲۷۱.</ref>. یا کسی که در او دانشی به طریق [[الهام]] و [[مکاشفه]] ایجاد گردد و یا آنکه در [[قلب]] او حقایقی پدید آید که از دیگران مخفی است. [[آیات]] متعددی از [[قرآن]]، [[سخن گفتن]] [[خداوند]] و [[فرشتگان]] را با غیر [[پیامبران]] [[تأیید]] می‌کند<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۶؛ [[محمد سعیدی مهر]]، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۸.</ref>.
#'''منابع دیگری از جمله:''' [[روح القدس]]، [[اسم اعظم]]، [[رؤیای صادقه]]، کتاب‌های [[پیامبران]]، [[عالم ملکوت]] و [[عقل]] نیز وجود دارد<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۹۷.</ref>.


==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش