←الف باب علم و آگاهی ویژه
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
دیگر آنکه بعد از پایان [[پذیرفتن]] این انتقال و [[فراگیری دانش]]، افرادی از محتوای این گفت و شنود سؤال نـمودند، [[حضرت امیر]] فرمودند: {{متن حدیث|حدثنی بالف باب من العلم، یفتح کل باب الی الف باب}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۸، ص۱۴۶؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۱۳، ح ۱، ۲ و ح ۳ و ص۳۰۴، ح ۸.</ref>، این در حالی است که گفت و گوی عادی و خارج از محدوده [[عصمت]] درباره چنین امر عظیمی با این ویژگیها بدون [[شک]] به ساعتها بلکه سالها [[زمان]] نیاز دارد و اخذ و دریافت تمام آنها نیز امر ساده و عادی نیست. | دیگر آنکه بعد از پایان [[پذیرفتن]] این انتقال و [[فراگیری دانش]]، افرادی از محتوای این گفت و شنود سؤال نـمودند، [[حضرت امیر]] فرمودند: {{متن حدیث|حدثنی بالف باب من العلم، یفتح کل باب الی الف باب}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۸، ص۱۴۶؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۱۳، ح ۱، ۲ و ح ۳ و ص۳۰۴، ح ۸.</ref>، این در حالی است که گفت و گوی عادی و خارج از محدوده [[عصمت]] درباره چنین امر عظیمی با این ویژگیها بدون [[شک]] به ساعتها بلکه سالها [[زمان]] نیاز دارد و اخذ و دریافت تمام آنها نیز امر ساده و عادی نیست. | ||
همچنین در [[روایات]] بیان گردیده کسی به چنین [[علم]] گستردهای [[آگاه]] و [[عالم]] نیست<ref>شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، ج ۲، ص۶۴۸، ح ۳۷.</ref> و | همچنین در [[روایات]] بیان گردیده کسی به چنین [[علم]] گستردهای [[آگاه]] و [[عالم]] نیست<ref>شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، ج ۲، ص۶۴۸، ح ۳۷.</ref> و [[حضرت علی]]{{ع}} میفرماید: "اجازه اطلاع دادن و بیان آن را به دیگران ندارد و نام آن علم را، سرّ [[رسول الله]] مینهند"<ref>{{متن حدیث|فلم اکن لأطلعکما علی سر رسول الله}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۰۸، ح ۶.</ref>. | ||
بر این ویژگی در دورههای بعد، [[ائمه]]{{ع}} استناد و [[استدلال]] کردهاند. واقـدی میگوید: " [[هشام بن عبدالملک بن مروان]] در [[مراسم]] [[حج]] از [[امام باقر]]{{ع}} در حالی که درصدد [[انکار]] [[فضائل]] ائمه بود، میپرسد: آیا ما و شما همگی [[فرزندان]] [[عبد مناف]] نیستیم و یک نَسَب [[واحد]] نداریم؟ حضرت]] با [[تأیید]] این مطلب میفرماید: اما [[خداوند بزرگ]]، مکنون سرّش و [[خالص]] علمش را تنها به ما اختصاص داده است. هشام میگوید: چگونه شما وارث آن امری شدید که دیگران از آن [[محروم]] شدند؛ در حالی که [[پیامبر]] برای تمامی [[مردم]] [[مبعوث]] شده بود و چگونه شما از این علم بهرهمند شدید؛ در حالی که محمد [[خاتم پیامبران]] بوده و شما که [[نبی]] و پیامبر نیستید؟ حضرت در تبیین این موضوع، [[آیات قرآن]] را [[شاهد]] بر وجود اینگونه علم دانسته و میفرماید: از آیۀ {{متن قرآن|لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ}}<ref>«زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی» سوره قیامه، آیه ۱۶.</ref> چنین مطلبی را میگویم. آنچه پیامبر آشکار فرموده، بـرای همه مردم است، اما آنچه که زبانش را به آن تحریک ننمود، [[خداوند]] [[امر]] فرمود که آن را تنها به ما اختصاص دهد. از همین رو بود که در میان تمامی [[صحابی]]، [[علی]] با او [[نجوا]] مینمود و خـداوند [[آیه]] {{متن قرآن|وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ}}<ref>«تا آن را برایتان یادکردی کنیم و گوشهای نیوشنده آن را به گوش گیرند» سوره حاقه، آیه ۱۲.</ref> را نازل کرد و [[پیامبر]] از میان همه اصحابش بـه علی فرمود: [[یا علی]]، از خدا خواستهام این گوش را، [[اذن]] و گوش تو قرار دهد. سپس [[امام باقر]]{{ع}} منشأ و ریشههای [[آگاهی امام]] علی{{ع}} را مطابق [[آیات]] تبیین نموده و میفرماید: «از همین رو بود که علی{{ع}} در [[کوفه]] فرمود: {{متن حدیث|علمنی رسـول الله الف بـاب من العلم ینفتح من کل باب الف باب}}. این همان مکنون [[علم الهی]] بود که پیامبر به آن مختص شده بود و پیامبر آن را مخصوص علی قرار داد و همین [[علم]] به ما رسیده است و ما آن را به [[ارث]] بردهایم نه [[قوم]] ما"<ref>دلائل الامامة، ص۱۰۵ و ۱۰۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[پژوهشی در روایات الف باب (مقاله)|پژوهشی در روایات الف باب]]، مجلۀ علوم حدیث، ش ۶۶، ص۱۶۷ ـ ۱۶۸.</ref> | بر این ویژگی در دورههای بعد، [[ائمه]]{{ع}} استناد و [[استدلال]] کردهاند. واقـدی میگوید: " [[هشام بن عبدالملک بن مروان]] در [[مراسم]] [[حج]] از [[امام باقر]]{{ع}} در حالی که درصدد [[انکار]] [[فضائل]] ائمه بود، میپرسد: آیا ما و شما همگی [[فرزندان]] [[عبد مناف]] نیستیم و یک نَسَب [[واحد]] نداریم؟ حضرت]] با [[تأیید]] این مطلب میفرماید: اما [[خداوند بزرگ]]، مکنون سرّش و [[خالص]] علمش را تنها به ما اختصاص داده است. هشام میگوید: چگونه شما وارث آن امری شدید که دیگران از آن [[محروم]] شدند؛ در حالی که [[پیامبر]] برای تمامی [[مردم]] [[مبعوث]] شده بود و چگونه شما از این علم بهرهمند شدید؛ در حالی که محمد [[خاتم پیامبران]] بوده و شما که [[نبی]] و پیامبر نیستید؟ حضرت در تبیین این موضوع، [[آیات قرآن]] را [[شاهد]] بر وجود اینگونه علم دانسته و میفرماید: از آیۀ {{متن قرآن|لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ}}<ref>«زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی» سوره قیامه، آیه ۱۶.</ref> چنین مطلبی را میگویم. آنچه پیامبر آشکار فرموده، بـرای همه مردم است، اما آنچه که زبانش را به آن تحریک ننمود، [[خداوند]] [[امر]] فرمود که آن را تنها به ما اختصاص دهد. از همین رو بود که در میان تمامی [[صحابی]]، [[علی]] با او [[نجوا]] مینمود و خـداوند [[آیه]] {{متن قرآن|وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ}}<ref>«تا آن را برایتان یادکردی کنیم و گوشهای نیوشنده آن را به گوش گیرند» سوره حاقه، آیه ۱۲.</ref> را نازل کرد و [[پیامبر]] از میان همه اصحابش بـه علی فرمود: [[یا علی]]، از خدا خواستهام این گوش را، [[اذن]] و گوش تو قرار دهد. سپس [[امام باقر]]{{ع}} منشأ و ریشههای [[آگاهی امام]] علی{{ع}} را مطابق [[آیات]] تبیین نموده و میفرماید: «از همین رو بود که علی{{ع}} در [[کوفه]] فرمود: {{متن حدیث|علمنی رسـول الله الف بـاب من العلم ینفتح من کل باب الف باب}}. این همان مکنون [[علم الهی]] بود که پیامبر به آن مختص شده بود و پیامبر آن را مخصوص علی قرار داد و همین [[علم]] به ما رسیده است و ما آن را به [[ارث]] بردهایم نه [[قوم]] ما"<ref>دلائل الامامة، ص۱۰۵ و ۱۰۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[پژوهشی در روایات الف باب (مقاله)|پژوهشی در روایات الف باب]]، مجلۀ علوم حدیث، ش ۶۶، ص۱۶۷ ـ ۱۶۸.</ref> | ||