جز
جایگزینی متن - 'صالح{{ع}}' به 'صالح{{ع}}'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-</div>\n<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> +</div>)) |
|||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
#'''[[انسانشناسی]]:''' باورهای [[مشرکان]] [[بتپرست]] درباره [[خدا]] در [[انسانشناسی]] و نگرش آنان به نحوه [[ارتباط]] [[خدا]] و [[انسان]] نیز اثرگذار بوده است. بسیاری از آنان "[[خدای بزرگ]]" را فراتر از گنجایش [[فهم]] [[آدمی]]، بسیار دورتر از دسترس او و [[بتها]] را واسطه و شفیع میان [[انسان]] و [[خدا]] میپنداشتند. با توجه به چنین باوری است که [[پیامبران الهی]] از نزدیک بودن "[[الله]]" به [[آدمیان]] و شنیدن و [[اجابت]] خواستههای آنها خبر میدادند: {{متن قرآن|وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ}}<ref> و به سوی (قوم) ثمود برادر آنان صالح را (فرستادیم)، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد پس، از او آمرزش بخواهید سپس به درگاه وی توبه کنید که پروردگار من، پاسخ دهندهای است نزدیک؛ سوره هود، آیه: ۶۱.</ref><ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۸۱-۸۲؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۱۰.</ref> در [[انسانشناسی]] [[بتپرستان]]، [[آدمی]] بسیار فروتر از آن است که به [[جهان غیب]] و ماورای [[طبیعت]] راه یافته، با [[دریافت وحی]] [[الهی]]، [[جامه]] [[رسالت]] و [[نبوت]] بر تن کند<ref>جامع البیان، ج۲۷، ص۱۳۳؛ نک: الميزان، ج۱۵، ص۲۸؛ ج۱۷، ص۷۳.</ref> بر اساس همین ایده، آنان در ردّ [[رسالت]] [[انبيا]] آنان را بشری همانند خویش خوانده و در ادعای [[نبوت]] از آنان آیت و [[حجت]] میطلبیدند: {{متن قرآن|قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ مَا أَنتَ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ}}<ref> گفتند: تو بیگمان از جادو زدگانی.تو جز بشری همانند ما نیستی و اگر راست میگویی نشانهای بیاور!؛ سوره شعراء، آیه: ۱۵۳- ۱۵۴.</ref> به [[اعتقاد]] آنان، [[پیامبران الهی]] باید از میان [[فرشتگان]] باشند که [[برتر]] از [[انسان]] بوده و [[مقرب]] درگاه [[خدا]] و شفيع [[آدمیان]] در نزد او هستند<ref>التبیان، ج۹، ص۱۱۳؛ الکشاف، ج۲، ص۳۶۹-۳۷۱؛ مجمع البیان، ج۷، ص۷۲؛ ج۸، ص۲۶۳.</ref>{{متن قرآن|إِذْ جَاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ قَالُوا لَوْ شَاء رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلائِكَةً فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ}}<ref> یاد کن) آنگاه را که پیامبران از پیش و پس آنان نزدشان آمدند که جز خداوند را نپرستید! (اما آنان) گفتند: اگر پروردگار ما (چنین چیزی) میخواست فرشتگانی را میفرستاد پس ما آنچه را بدان فرستاده شدهاید انکار میکنیم؛ سوره فصلت، آیه:۱۴.</ref>. به [[گمان]] [[بتپرستان]] اگر [[آدمی]] [[شایسته]] [[پیامبری]] بود، باید هر کسی بتواند [[ارتباط]] [[وحیانی]] را تجربه کند و چون خود آنان چنین تجربهای نداشتند، [[پیامبران الهی]] را [[دروغگو]] میخواندند<ref>الميزان، ج۱۲، ص۳۱؛ ج۱۷، ص۷۳.</ref>: {{متن قرآن|أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ}} <ref>آیا در میان ما کتاب آسمانی را تنها بر او فرو افکندهاند؟ (خیر)، بلکه او دروغزنی خویشتنخواه است؛ سوره قمر، آیه:۲۵.</ref>، بنابراین، میتوان گفت که [[بتپرستان]] یاد شده در [[قرآن کریم]] [[آدمی]] را در استعدادهای جسمانی و مادی او محدود دانسته و از بعد ملکوتی و [[کمالات]] [[روحی]] و [[معنوی]] وی [[تصوری]] نداشتهاند<ref>نک: التبیان، ج۹، ص۴۵۳؛ المیزان، ج۱، ص۸۴؛ ج۱۲، ص۳۱-۳۲؛ ج۱۵، ص۲۸.</ref> از ظاهر برخی تعابیر [[قرآن]] و گزارشهای تفسیری مربوط برمیآید که [[پیروان]] این [[ادیان]] مواردی مانند [[ثروت]]، موقعیت [[اجتماعی]] و نیز داشتن [[پیروان]] و حشم و [[خدم]]، همانند سران [[قبایل]] و [[پادشاهان]] را معیار [[برتری]] و [[شایستگی]] افراد برای [[رهبری]] میدانستهاند<ref>الميزان، ج۱۹، ص۷۹؛ تفسیر قرطبی، ج۱۷، ص۱۳۸.</ref>، از این رو هنگامی که [[پیامبران الهی]] آنان را از [[پیروی]] زعمای [[قوم]] [[نهی]] و به [[پیروی]] از خود میخواندند: {{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ وَلا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ}}<ref> و از فرمان گزافکاران پیروی نکنید؛ سوره شعراء، آیه: ۱۵۰ - ۱۵۱.</ref>. [[پیروی]] از [[انبیا]] را مایه [[گمراهی]]، دردسرساز و دیوانگی میخواندند<ref>التبیان، ج۹، ص۴۵۲؛ الكشاف، ج۴، ص۳۹؛ الميزان، ج۱۹، ص۷۹.</ref>: {{متن قرآن|فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلالٍ وَسُعُرٍ}} <ref>میگفتند: آیا از بشری چون خود پیروی کنیم؟ در آن صورت در گمراهی و سرگشتگی به سر خواهیم برد؛ سوره قمر، آیه:۲۴.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۳، ص ۲۴۸- ۲۵۱.</ref>. | #'''[[انسانشناسی]]:''' باورهای [[مشرکان]] [[بتپرست]] درباره [[خدا]] در [[انسانشناسی]] و نگرش آنان به نحوه [[ارتباط]] [[خدا]] و [[انسان]] نیز اثرگذار بوده است. بسیاری از آنان "[[خدای بزرگ]]" را فراتر از گنجایش [[فهم]] [[آدمی]]، بسیار دورتر از دسترس او و [[بتها]] را واسطه و شفیع میان [[انسان]] و [[خدا]] میپنداشتند. با توجه به چنین باوری است که [[پیامبران الهی]] از نزدیک بودن "[[الله]]" به [[آدمیان]] و شنیدن و [[اجابت]] خواستههای آنها خبر میدادند: {{متن قرآن|وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ}}<ref> و به سوی (قوم) ثمود برادر آنان صالح را (فرستادیم)، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، او شما را از زمین پدیدار کرد و شما را در آن به آبادانی گمارد پس، از او آمرزش بخواهید سپس به درگاه وی توبه کنید که پروردگار من، پاسخ دهندهای است نزدیک؛ سوره هود، آیه: ۶۱.</ref><ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۸۱-۸۲؛ المیزان، ج۱۰، ص۳۱۰.</ref> در [[انسانشناسی]] [[بتپرستان]]، [[آدمی]] بسیار فروتر از آن است که به [[جهان غیب]] و ماورای [[طبیعت]] راه یافته، با [[دریافت وحی]] [[الهی]]، [[جامه]] [[رسالت]] و [[نبوت]] بر تن کند<ref>جامع البیان، ج۲۷، ص۱۳۳؛ نک: الميزان، ج۱۵، ص۲۸؛ ج۱۷، ص۷۳.</ref> بر اساس همین ایده، آنان در ردّ [[رسالت]] [[انبيا]] آنان را بشری همانند خویش خوانده و در ادعای [[نبوت]] از آنان آیت و [[حجت]] میطلبیدند: {{متن قرآن|قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ مَا أَنتَ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ}}<ref> گفتند: تو بیگمان از جادو زدگانی.تو جز بشری همانند ما نیستی و اگر راست میگویی نشانهای بیاور!؛ سوره شعراء، آیه: ۱۵۳- ۱۵۴.</ref> به [[اعتقاد]] آنان، [[پیامبران الهی]] باید از میان [[فرشتگان]] باشند که [[برتر]] از [[انسان]] بوده و [[مقرب]] درگاه [[خدا]] و شفيع [[آدمیان]] در نزد او هستند<ref>التبیان، ج۹، ص۱۱۳؛ الکشاف، ج۲، ص۳۶۹-۳۷۱؛ مجمع البیان، ج۷، ص۷۲؛ ج۸، ص۲۶۳.</ref>{{متن قرآن|إِذْ جَاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ قَالُوا لَوْ شَاء رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلائِكَةً فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ}}<ref> یاد کن) آنگاه را که پیامبران از پیش و پس آنان نزدشان آمدند که جز خداوند را نپرستید! (اما آنان) گفتند: اگر پروردگار ما (چنین چیزی) میخواست فرشتگانی را میفرستاد پس ما آنچه را بدان فرستاده شدهاید انکار میکنیم؛ سوره فصلت، آیه:۱۴.</ref>. به [[گمان]] [[بتپرستان]] اگر [[آدمی]] [[شایسته]] [[پیامبری]] بود، باید هر کسی بتواند [[ارتباط]] [[وحیانی]] را تجربه کند و چون خود آنان چنین تجربهای نداشتند، [[پیامبران الهی]] را [[دروغگو]] میخواندند<ref>الميزان، ج۱۲، ص۳۱؛ ج۱۷، ص۷۳.</ref>: {{متن قرآن|أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ}} <ref>آیا در میان ما کتاب آسمانی را تنها بر او فرو افکندهاند؟ (خیر)، بلکه او دروغزنی خویشتنخواه است؛ سوره قمر، آیه:۲۵.</ref>، بنابراین، میتوان گفت که [[بتپرستان]] یاد شده در [[قرآن کریم]] [[آدمی]] را در استعدادهای جسمانی و مادی او محدود دانسته و از بعد ملکوتی و [[کمالات]] [[روحی]] و [[معنوی]] وی [[تصوری]] نداشتهاند<ref>نک: التبیان، ج۹، ص۴۵۳؛ المیزان، ج۱، ص۸۴؛ ج۱۲، ص۳۱-۳۲؛ ج۱۵، ص۲۸.</ref> از ظاهر برخی تعابیر [[قرآن]] و گزارشهای تفسیری مربوط برمیآید که [[پیروان]] این [[ادیان]] مواردی مانند [[ثروت]]، موقعیت [[اجتماعی]] و نیز داشتن [[پیروان]] و حشم و [[خدم]]، همانند سران [[قبایل]] و [[پادشاهان]] را معیار [[برتری]] و [[شایستگی]] افراد برای [[رهبری]] میدانستهاند<ref>الميزان، ج۱۹، ص۷۹؛ تفسیر قرطبی، ج۱۷، ص۱۳۸.</ref>، از این رو هنگامی که [[پیامبران الهی]] آنان را از [[پیروی]] زعمای [[قوم]] [[نهی]] و به [[پیروی]] از خود میخواندند: {{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ وَلا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ}}<ref> و از فرمان گزافکاران پیروی نکنید؛ سوره شعراء، آیه: ۱۵۰ - ۱۵۱.</ref>. [[پیروی]] از [[انبیا]] را مایه [[گمراهی]]، دردسرساز و دیوانگی میخواندند<ref>التبیان، ج۹، ص۴۵۲؛ الكشاف، ج۴، ص۳۹؛ الميزان، ج۱۹، ص۷۹.</ref>: {{متن قرآن|فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلالٍ وَسُعُرٍ}} <ref>میگفتند: آیا از بشری چون خود پیروی کنیم؟ در آن صورت در گمراهی و سرگشتگی به سر خواهیم برد؛ سوره قمر، آیه:۲۴.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۳، ص ۲۴۸- ۲۵۱.</ref>. | ||
#'''[[معادشناسی]]:''' [[انکار]] [[معاد]] و حيات پس از [[مرگ]] در میان بیشتر [[پیروان]] [[ادیان غیر توحیدی]] و آیینهای [[بتپرستی]] دیده میشود. آنان به سبب [[فهم]]، [[درک]] و [[بینش]] بسیار ابتدایی که داشتند، عملاً زمینه [[دعوت به معاد]] و [[پذیرش]] آن را نداشتند و [[تصور]] و [[پذیرش]] [[حیات]] پس از [[مرگ]] برای آنان به مراتب دشوارتر از [[تصور]] و [[پذیرش]] [[یگانگی خدا]] و [[پیامبری]] [[انسان]] بود: {{متن قرآن|وَضَرَبَ لَنَا مَثَلا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ }} <ref>و برای ما مثالی آورد و آفرینش خود را به فراموشی سپرد؛ گفت: چه کسی استخوانهایی را که پوسیده است زنده میگرداند؟؛ سوره یس، آیه:۷۸.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۳، ص ۲۴۸- ۲۵۱.</ref>. | #'''[[معادشناسی]]:''' [[انکار]] [[معاد]] و حيات پس از [[مرگ]] در میان بیشتر [[پیروان]] [[ادیان غیر توحیدی]] و آیینهای [[بتپرستی]] دیده میشود. آنان به سبب [[فهم]]، [[درک]] و [[بینش]] بسیار ابتدایی که داشتند، عملاً زمینه [[دعوت به معاد]] و [[پذیرش]] آن را نداشتند و [[تصور]] و [[پذیرش]] [[حیات]] پس از [[مرگ]] برای آنان به مراتب دشوارتر از [[تصور]] و [[پذیرش]] [[یگانگی خدا]] و [[پیامبری]] [[انسان]] بود: {{متن قرآن|وَضَرَبَ لَنَا مَثَلا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ }} <ref>و برای ما مثالی آورد و آفرینش خود را به فراموشی سپرد؛ گفت: چه کسی استخوانهایی را که پوسیده است زنده میگرداند؟؛ سوره یس، آیه:۷۸.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۳، ص ۲۴۸- ۲۵۱.</ref>. | ||
#'''[[اعتقاد]] به بدشگونی:''' [[اعتقاد]] به نحوست و بدشگونی یا خوشیمن بودن برخی افراد، اشیا و حوادث، یکی دیگر از باورهای [[پیروان]] [[ادیان غیر توحیدی]] بود؛ برای نمونه، گویا پس از [[دعوت]] [[حضرت صالح]]{{ع}} و [[گرایش]] گروهی از [[قوم]] به وی، حادثه ناخوشایندی برای [[ثمود]] رخ داد که آن را نتیجه بدقدمی[[حضرت صالح]]{{ع}} و [[پیروان]] وی خواندند<ref>جامع البیان، ج۱۹، ص۲۰۸-۲۰۹؛ مجمع البیان، ج۷، ص۳۹۱؛ نک: الميزان، ج۱۵، ص۳۷۳.</ref>: {{متن قرآن|قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ}}<ref> گفتند: ما به تو و همراهان تو فال بد زدهایم، گفت: فالتان نزد خداوند است بلکه شما گروهی هستید که آزمون شدهاید؛ سوره نمل، آیه: ۴۷.</ref>. [[مفسران]] به حوادثی چون نیآمدن [[باران]] و پیدایش [[خشکسالی]] و [[گرسنگی]] در پی [[تکذیب]] [[صالح]]{{ع}}<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۳۹۱؛ تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۵۸۶؛ تفسیر واحدی، ج۲، ص۸۰۶.</ref> و نیز [[ایجاد اختلاف]] و ### [[313]]### در [[جامعه]] [[ثمود]]<ref>تفسیر بیضاوی، ج۴، ص۱۶۲؛ روح المعانی، ج۱۰، ص۲۰۵؛ الاصفی، ج۲، ص۹۱۱.</ref> اشاره کردهاند. ظاهر و سیاق [[آیات]] با قول دوم هماهنگتر است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ}}<ref> و همانا به سوی ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که خداوند را بپرستید اما ناگاه آنان دو گروه شدند که با هم دشمنی میورزیدند.گفت: ای قوم من! چرا پیش از نیکی به بدی شتاب دارید؟ چرا از خداوند آمرزش نمیخواهید باشد که بر شما بخشایش آورند؟گفتند: ما به تو و همراهان تو فال بد زدهایم، گفت: فالتان نزد خداوند است بلکه شما گروهی هستید که آزمون شدهاید؛ سوره نمل، آیه: ۴۵- ۴۷.</ref>. [[باور]] مزبور در میان [[قوم نوح]] و بسیاری دیگر از [[پیروان]] [[انبیای الهی]] وجود داشته و از باورهای ریشهدار [[عرب]] بوده است: {{متن قرآن|فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُواْ لَنَا هَذِهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُواْ بِمُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَلا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِندَ اللَّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ}}<ref> پس، هرگاه نیکی به آنان روی میآورد میگفتند این از آن ماست و اگر بلایی به ایشان میرسید به موسی و همراهان وی فال بد میزدند؛ آگاه باشید که فالشان نزد خداوند است اما بیشتر آنها نمیدانند؛ سوره اعراف، آیه:۱۳۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> گفتند: ما به شما فال بد میزنیم، اگر دست نکشید، سنگسارتان خواهیم کرد و از ما به شما عذابی دردناک خواهد رسید؛ سوره یس، آیه: ۱۸.</ref> و این میتواند نشان از انتقال [[فرهنگی]] میان [[اقوام]] یادشده باشد<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۳، ص ۲۴۸- ۲۵۱.</ref>. | #'''[[اعتقاد]] به بدشگونی:''' [[اعتقاد]] به نحوست و بدشگونی یا خوشیمن بودن برخی افراد، اشیا و حوادث، یکی دیگر از باورهای [[پیروان]] [[ادیان غیر توحیدی]] بود؛ برای نمونه، گویا پس از [[دعوت]] [[حضرت صالح]]{{ع}} و [[گرایش]] گروهی از [[قوم]] به وی، حادثه ناخوشایندی برای [[ثمود]] رخ داد که آن را نتیجه بدقدمی[[حضرت صالح]]{{ع}} و [[پیروان]] وی خواندند<ref>جامع البیان، ج۱۹، ص۲۰۸-۲۰۹؛ مجمع البیان، ج۷، ص۳۹۱؛ نک: الميزان، ج۱۵، ص۳۷۳.</ref>: {{متن قرآن|قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ}}<ref> گفتند: ما به تو و همراهان تو فال بد زدهایم، گفت: فالتان نزد خداوند است بلکه شما گروهی هستید که آزمون شدهاید؛ سوره نمل، آیه: ۴۷.</ref>. [[مفسران]] به حوادثی چون نیآمدن [[باران]] و پیدایش [[خشکسالی]] و [[گرسنگی]] در پی [[تکذیب]] [[حضرت صالح|صالح]]{{ع}}<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۳۹۱؛ تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۵۸۶؛ تفسیر واحدی، ج۲، ص۸۰۶.</ref> و نیز [[ایجاد اختلاف]] و ### [[313]]### در [[جامعه]] [[ثمود]]<ref>تفسیر بیضاوی، ج۴، ص۱۶۲؛ روح المعانی، ج۱۰، ص۲۰۵؛ الاصفی، ج۲، ص۹۱۱.</ref> اشاره کردهاند. ظاهر و سیاق [[آیات]] با قول دوم هماهنگتر است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ}}<ref> و همانا به سوی ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که خداوند را بپرستید اما ناگاه آنان دو گروه شدند که با هم دشمنی میورزیدند.گفت: ای قوم من! چرا پیش از نیکی به بدی شتاب دارید؟ چرا از خداوند آمرزش نمیخواهید باشد که بر شما بخشایش آورند؟گفتند: ما به تو و همراهان تو فال بد زدهایم، گفت: فالتان نزد خداوند است بلکه شما گروهی هستید که آزمون شدهاید؛ سوره نمل، آیه: ۴۵- ۴۷.</ref>. [[باور]] مزبور در میان [[قوم نوح]] و بسیاری دیگر از [[پیروان]] [[انبیای الهی]] وجود داشته و از باورهای ریشهدار [[عرب]] بوده است: {{متن قرآن|فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُواْ لَنَا هَذِهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُواْ بِمُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَلا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِندَ اللَّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ}}<ref> پس، هرگاه نیکی به آنان روی میآورد میگفتند این از آن ماست و اگر بلایی به ایشان میرسید به موسی و همراهان وی فال بد میزدند؛ آگاه باشید که فالشان نزد خداوند است اما بیشتر آنها نمیدانند؛ سوره اعراف، آیه:۱۳۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref> گفتند: ما به شما فال بد میزنیم، اگر دست نکشید، سنگسارتان خواهیم کرد و از ما به شما عذابی دردناک خواهد رسید؛ سوره یس، آیه: ۱۸.</ref> و این میتواند نشان از انتقال [[فرهنگی]] میان [[اقوام]] یادشده باشد<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۳، ص ۲۴۸- ۲۵۱.</ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||