اسم اعظم: تفاوت میان نسخهها
←امام نماینگر اسماء الهی
| خط ۱۱۴: | خط ۱۱۴: | ||
پس وقتی پیامبر و امام تجلّی اسم های الهی شدند الفاظ و دعای ایشان برای تحقق امری درعالم، بیانگر جلوهٔ تحقق آن اسماء برای خود یعنی عبودیت و سرسپردگی کامل به خدا می باشد، چرا که اتصال به حقیقت اسم که گفته شد اساس امر می باشد در روح و ضمیر معصوم توسط خود خداوند تجلی یافته است، و این تجلی و انعکاس طبق بیان روایات در [[پیامبر اکرم]] و در [[ائمه اطهار]] {{عم}} در نهایت حد و درجه خود بیان شده است. | پس وقتی پیامبر و امام تجلّی اسم های الهی شدند الفاظ و دعای ایشان برای تحقق امری درعالم، بیانگر جلوهٔ تحقق آن اسماء برای خود یعنی عبودیت و سرسپردگی کامل به خدا می باشد، چرا که اتصال به حقیقت اسم که گفته شد اساس امر می باشد در روح و ضمیر معصوم توسط خود خداوند تجلی یافته است، و این تجلی و انعکاس طبق بیان روایات در [[پیامبر اکرم]] و در [[ائمه اطهار]] {{عم}} در نهایت حد و درجه خود بیان شده است. | ||
علامه دراین زمینه معتقد است: اینکه در روایت دارد" خداوند اسمی از اسماء خود و یا چیزی از اسم اعظم خود را به پیغمبری از پیغمبران آموخته" معنایش این است که راه انقطاع وی را بسوی خود به وی آموخته، و اینطور یاد داده که اسمی از اسماء خود را در دعا و مسئلت او به زبانش جاری ساخته است. | علامه دراین زمینه معتقد است: اینکه در روایت دارد" خداوند اسمی از اسماء خود و یا چیزی از اسم اعظم خود را به پیغمبری از پیغمبران آموخته" معنایش این است که راه انقطاع وی را بسوی خود به وی آموخته، و اینطور یاد داده که اسمی از اسماء خود را در دعا و مسئلت او به زبانش جاری ساخته است. | ||
پس اگر واقعا آن پیغمبر دعا و الفاظی داشته و الفاظش معنایی را میرسانده، باز هم تاثیر آن دعا از این باب است که الفاظ و معانی وسائل و اسبابی هستند که حقایق را به نحوی حفظ میکنند. | |||
ذکر این نکته نیز لازم است که از نظر علامه طباطبائی (قدس الله نفسه)، تجلی بودن [[ائمه]] از اسماء الهی به آگاهی و علم ایشان وابسته است چرا که ایشان شناخت رابطهٔ میان اسم و آثار آن را ازسویی و معرفت به انقطاع از غیر خدا را ازسوی دیگر سبب عدم مردود شدن خواستهٔ فرد آگاهِ از اسم اعظم می داند. | ذکر این نکته نیز لازم است که از نظر علامه طباطبائی (قدس الله نفسه)، تجلی بودن [[ائمه]] از اسماء الهی به آگاهی و علم ایشان وابسته است چرا که ایشان شناخت رابطهٔ میان اسم و آثار آن را ازسویی و معرفت به انقطاع از غیر خدا را ازسوی دیگر سبب عدم مردود شدن خواستهٔ فرد آگاهِ از اسم اعظم می داند. | ||
وی در ذیل آیهٔ چهلم سورهٔ نمل که به داستان وصی سلیمان می پردازد و روایات و برخی مفسرین کار فوق العاده آصف را به علت آگاهی از اسم اعظم دانسته¬اند می نویسد: | وی در ذیل آیهٔ چهلم سورهٔ نمل که به داستان وصی سلیمان می پردازد و روایات و برخی مفسرین کار فوق العاده آصف را به علت آگاهی از اسم اعظم دانسته¬اند می نویسد: | ||
| خط ۱۲۳: | خط ۱۲۴: | ||
به فرمایش صاحب المیزان، صرف اسم لفظی از نظر خصوص لفظ آن، چیزی جز مجموعهای از صوتهای شنیدنی نیست، و شنیدنیها از کیفیات عرضیهای هستند که اگر از جهت معنای متصورش اعتبار شود، صورتی است ذهنی که فی نفسه هیچ اثری در هیچ موجودی ندارند. | به فرمایش صاحب المیزان، صرف اسم لفظی از نظر خصوص لفظ آن، چیزی جز مجموعهای از صوتهای شنیدنی نیست، و شنیدنیها از کیفیات عرضیهای هستند که اگر از جهت معنای متصورش اعتبار شود، صورتی است ذهنی که فی نفسه هیچ اثری در هیچ موجودی ندارند. | ||
و اینکه در روایت دارد" خداوند اسمی از اسماء خود و یا چیزی از اسم اعظم خود را به پیغمبری از پیغمبران آموخته" معنایش این است که راه انقطاع وی را بسوی خود به وی آموخته، و اینطور یاد داده که اسمی از اسماء خود را در دعا و مسئلت او به زبانش جاری ساخته است. | و اینکه در روایت دارد" خداوند اسمی از اسماء خود و یا چیزی از اسم اعظم خود را به پیغمبری از پیغمبران آموخته" معنایش این است که راه انقطاع وی را بسوی خود به وی آموخته، و اینطور یاد داده که اسمی از اسماء خود را در دعا و مسئلت او به زبانش جاری ساخته است. | ||
پس اگر واقعا آن پیغمبر دعا و الفاظی داشته و الفاظش معنایی را میرسانده، باز هم تاثیر آن دعا از این باب است که الفاظ و معانی وسائل و اسبابی هستند که حقایق را به نحوی حفظ میکنند. | |||
بی شک علم عالم به "الکتاب" که قرآن او را در عصر پیامبر معرفی می کند و مصداق آنرا روایات نبوی و سایر روایات و کلمات، [[امیرالمؤمنین]] علی بن ابی طالب ({{ع}}) بیان می کنند اقیانوسی از حقایق و توانایی ها است که تعبیر هفتاد و دو حرف از هفتاد و سه حرف عظمت و وسعت آن دانش را و قرب چنین شخصیتی را به پروردگارِ معلّم این دانش، به نمایش می گذارد. | بی شک علم عالم به "الکتاب" که قرآن او را در عصر پیامبر معرفی می کند و مصداق آنرا روایات نبوی و سایر روایات و کلمات، [[امیرالمؤمنین]] علی بن ابی طالب ({{ع}}) بیان می کنند اقیانوسی از حقایق و توانایی ها است که تعبیر هفتاد و دو حرف از هفتاد و سه حرف عظمت و وسعت آن دانش را و قرب چنین شخصیتی را به پروردگارِ معلّم این دانش، به نمایش می گذارد. | ||
به تعبیر دیگر روح وقلب [[امیرالمؤمنین]] مملو از دانایی و شناخت نسبت به صفات الهی است صفاتی که هر کدام ایجاد¬گر امور و اشیاء مرتبط با آن اسم و صفت هستند. | به تعبیر دیگر روح وقلب [[امیرالمؤمنین]] مملو از دانایی و شناخت نسبت به صفات الهی است صفاتی که هر کدام ایجاد¬گر امور و اشیاء مرتبط با آن اسم و صفت هستند. | ||