اسم اعظم: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۱۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۷
خط ۳۸: خط ۳۸:
درباره حقیقت اسم اعظم دو نظر وجود دارد<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۲.]</ref>:  
درباره حقیقت اسم اعظم دو نظر وجود دارد<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۲.]</ref>:  


بسیاری از مفسّران، آن را بر اساس ظاهر روایات، مرکب از حروف و الفاظ دانسته‌اند. برخی گفته‌اند: اسم ‌اعظم، اسمی معین نیست، بلکه هر اسمی را که بنده در حال استغراق در معرفت الهی و انقطاع فکر و عقل از غیر او بر زبان آورد، همان اسم اعظم است<ref>شرح اسماءاللّه الحسنى، ص‌۹۲؛ مصباح‌ الشريعه، ص‌۱۳۳.</ref> برخی دیگر، آن را اسمی معین دانسته‌اند که میان آنان دو قول وجود دارد: الف.‌اسم اعظم به هیچ وجه نزد آفریدگان معلوم نیست. ب. اسم اعظم به‌گونه‌ای معلوم است<ref>شرح اسماء اللّه الحسنى، ص‌۹۴.</ref> صاحبان قول نخست، پنهان بودن اسم اعظم را بدان جهت دانسته‌اند که مردم بر ذکر همه اسمای الهی مواظبت کنند، به این امید که اسم اعظم نیز بر زبانشان جاری شود<ref>شرح اسماء اللّه الحسنى، ص‌۱۰۲.</ref> شاید بتوان گفت یکی از رازهای پنهان بودن اسم اعظم، مصون ماندن آن از دست نامحرمان و اغیار است و این خود نوعی تقدّس و تنزیه اسم خداست<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۲.]</ref>.
بسیاری از مفسران، آن را بر اساس ظاهر روایات، مرکب از حروف و الفاظ دانسته‌اند. برخی گفته‌اند: اسم ‌اعظم، اسمی معین نیست، بلکه هر اسمی را که بنده در حال استغراق در معرفت الهی و انقطاع فکر و عقل از غیر او بر زبان آورد، همان اسم اعظم است<ref>شرح اسماءاللّه الحسنى، ص‌۹۲؛ مصباح‌ الشريعه، ص‌۱۳۳.</ref> برخی دیگر، آن را اسمی معین دانسته‌اند که میان آنان دو قول وجود دارد<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۲.]</ref>:
الف.‌اسم اعظم به هیچ وجه نزد آفریدگان معلوم نیست<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۲.]</ref>.
 
ب. اسم اعظم به‌گونه‌ای معلوم است<ref>شرح اسماء اللّه الحسنى، ص‌۹۴.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۲.]</ref>.
 
صاحبان قول نخست، پنهان بودن اسم اعظم را بدان جهت دانسته‌اند که مردم بر ذکر همه اسمای الهی مواظبت کنند، به این امید که اسم اعظم نیز بر زبانشان جاری شود<ref>شرح اسماء اللّه الحسنى، ص‌۱۰۲.</ref> شاید بتوان گفت یکی از رازهای پنهان بودن اسم اعظم، مصون ماندن آن از دست نامحرمان و اغیار است و این خود نوعی تقدّس و تنزیه اسم خداست<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۲.]</ref>.


صاحبان قول دوم در تعیین اسم اعظم آرای گوناگونی دارند: الف. کلمه «اللّه»<ref>جامع‌البيان، مج‌۱۴، ج‌۲۸، ص‌۷۲؛ التفسير الكبير، ج‌۱، ص‌۱۱۵؛ الصافى، ج‌۱، ص‌۸۱.</ref>. ب.‌ کلمه «هو».<ref>شرح اسماء اللّه الحسنى، ص‌۹۴.</ref>. ج. «الحی القیوم»<ref>شرح اسماء اللّه الحسنى، ص‌۹۹؛ مجمع‌البيان، ج‌۲، ص‌۶۹۶؛ تفسير صدرالمتألهين، ج‌۱، ص‌۳۷.</ref>. د. «ذوالجلال والإکرام»<ref>شرح اسماء اللّه الحسنى، ص‌۱۰۰؛ مجمع‌البيان، ج‌۷، ص‌۳۴۹؛ تفسير‌ صدرالمتألهين، ج‌۴، ص‌۳۷.</ref>. هـ‌.‌ حروف مقطعه<ref>شرح اسماء اللّه الحسنى، ص‌۱۰۰؛ جامع البيان، مج، ج‌۱، ص‌۱۳۰.</ref>. و برخی اسم اعظم را از ۱۱ حرف «أهَمٌ، سَقَک، حَلَعٌ، یصٌ» مرکب و جامع عناصر چهارگانه «آتش، خاک، هوا‌ و‌ آب» دانسته‌اند<ref>فى ملكوت اللّه، ص‌۳۷.</ref>. ز. [[سعید‌ بن‌ جبیر]] آن را اسمی دانسته که از ترکیب حروف مقطعه به‌دست‌ می‌آید و گفته است: اگر مردم می‌توانستند حروف مقطعه را به درستی ترکیب کنند، اسم‌اعظم را به دست می‌آوردند<ref>مجمع البيان، ج‌۱، ص‌۱۱۲.</ref>. ح.‌ [[کفعمی]]، اذکار و دعاهایی را مشتمل بر اسم اعظم دانسته؛ مانند [[دعای جوشن کبیر]]، [[دعای مشلول]]، [[دعای مجیر]]، [[دعای صحیفه]]، {{عربی|اندازه=150%|« يَا هُوَ يَا هُوَ يَا مَنْ لَا يَعْلَمُ مَا هُوَ إِلَّا هُو»}} ، {{عربی|اندازه=150%|« يَا نُورُ يَا قُدُّوسُ يَا حَيُّ يَا قَيُّوم‏ ُ يَا حَيُّ لَا يَمُوت‏ ُ يَا حَيُّ حِينَ لَا حَي‏ يَا حَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْت‏ َ أَسْأَلُكَ بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْت‏»}} و {{عربی|اندازه=150%|«لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِين‏»}}. <ref>المصباح، ص‌۳۱۲.</ref>در روایات متعددی نیز آیات و اذکاری، بر اسم اعظم مشتمل دانسته شده است؛ مانند آیاتی از بقره، آل‌عمران و طـه <ref>كشف الاسرار، ج‌۱، ص‌۶۹۱؛ تفسير بيضاوى، ج‌۱، ص‌۲۳۷؛ بحارالانوار، ج‌۹۰، ص‌۲۲۴.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۲ - ۲۶۳.]</ref>.
صاحبان قول دوم در تعیین اسم اعظم آرای گوناگونی دارند: الف. کلمه «اللّه»<ref>جامع‌البيان، مج‌۱۴، ج‌۲۸، ص‌۷۲؛ التفسير الكبير، ج‌۱، ص‌۱۱۵؛ الصافى، ج‌۱، ص‌۸۱.</ref>. ب.‌ کلمه «هو».<ref>شرح اسماء اللّه الحسنى، ص‌۹۴.</ref>. ج. «الحی القیوم»<ref>شرح اسماء اللّه الحسنى، ص‌۹۹؛ مجمع‌البيان، ج‌۲، ص‌۶۹۶؛ تفسير صدرالمتألهين، ج‌۱، ص‌۳۷.</ref>. د. «ذوالجلال والإکرام»<ref>شرح اسماء اللّه الحسنى، ص‌۱۰۰؛ مجمع‌البيان، ج‌۷، ص‌۳۴۹؛ تفسير‌ صدرالمتألهين، ج‌۴، ص‌۳۷.</ref>. هـ‌.‌ حروف مقطعه<ref>شرح اسماء اللّه الحسنى، ص‌۱۰۰؛ جامع البيان، مج، ج‌۱، ص‌۱۳۰.</ref>. و برخی اسم اعظم را از ۱۱ حرف «أهَمٌ، سَقَک، حَلَعٌ، یصٌ» مرکب و جامع عناصر چهارگانه «آتش، خاک، هوا‌ و‌ آب» دانسته‌اند<ref>فى ملكوت اللّه، ص‌۳۷.</ref>. ز. [[سعید‌ بن‌ جبیر]] آن را اسمی دانسته که از ترکیب حروف مقطعه به‌دست‌ می‌آید و گفته است: اگر مردم می‌توانستند حروف مقطعه را به درستی ترکیب کنند، اسم‌اعظم را به دست می‌آوردند<ref>مجمع البيان، ج‌۱، ص‌۱۱۲.</ref>. ح.‌ [[کفعمی]]، اذکار و دعاهایی را مشتمل بر اسم اعظم دانسته؛ مانند [[دعای جوشن کبیر]]، [[دعای مشلول]]، [[دعای مجیر]]، [[دعای صحیفه]]، {{عربی|اندازه=150%|« يَا هُوَ يَا هُوَ يَا مَنْ لَا يَعْلَمُ مَا هُوَ إِلَّا هُو»}} ، {{عربی|اندازه=150%|« يَا نُورُ يَا قُدُّوسُ يَا حَيُّ يَا قَيُّوم‏ ُ يَا حَيُّ لَا يَمُوت‏ ُ يَا حَيُّ حِينَ لَا حَي‏ يَا حَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْت‏ َ أَسْأَلُكَ بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْت‏»}} و {{عربی|اندازه=150%|«لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِين‏»}}. <ref>المصباح، ص‌۳۱۲.</ref>در روایات متعددی نیز آیات و اذکاری، بر اسم اعظم مشتمل دانسته شده است؛ مانند آیاتی از بقره، آل‌عمران و طـه <ref>كشف الاسرار، ج‌۱، ص‌۶۹۱؛ تفسير بيضاوى، ج‌۱، ص‌۲۳۷؛ بحارالانوار، ج‌۹۰، ص‌۲۲۴.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۲ - ۲۶۳.]</ref>.
خط ۷۳: خط ۷۸:


کسانی که اسم اعظم را از سنخ الفاظ نمی‌دانند، به روایاتی نیز استدلال کرده‌اند، چنان‌که از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است: خدای متعالی اسمی را آفرید که با حروف به صوت نمی‌آید و با‌ الفاظ تکلّم نمی‌شود ... <ref>الكافى، ج‌۱، ص‌۱۱۲؛ الميزان، ج‌۸، ص‌۳۶۳.</ref> و در روایات دیگری آمده‌است که اسم اعظم ۷۳ حرف دارد، برخی پیامبران تعدادی از حروف آن را و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} ۷۲ حرف آن را می‌دانستند و یک حرف آن را خداوند در حجاب قرار داده یا آنکه برای خود برگزیده است<ref>الكافى، ج‌۱، ص‌۲۳۰؛ ميزان الحكمه، ج‌۲، ص‌۱۳۶۷.</ref> روشن است که مقصود از حروف در این روایات، حروف معمول نیست، زیرا اگر اسم‌اعظم اسمی لفظی بود که با مجموع حروفش بر معنایی دلالت می‌کرد و دانستن برخی از آن‌ حروف، هیچ سودی برای [[پیامبران]]{{عم}} نداشت <ref>الميزان، ج‌۸، ص‌۳۶۶.</ref> و در حجاب بودن حرفی از حروف الفبا، نامعقول‌بود<ref>رسائل توحيدى، ص‌۷۵.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶.]</ref>.
کسانی که اسم اعظم را از سنخ الفاظ نمی‌دانند، به روایاتی نیز استدلال کرده‌اند، چنان‌که از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است: خدای متعالی اسمی را آفرید که با حروف به صوت نمی‌آید و با‌ الفاظ تکلّم نمی‌شود ... <ref>الكافى، ج‌۱، ص‌۱۱۲؛ الميزان، ج‌۸، ص‌۳۶۳.</ref> و در روایات دیگری آمده‌است که اسم اعظم ۷۳ حرف دارد، برخی پیامبران تعدادی از حروف آن را و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} ۷۲ حرف آن را می‌دانستند و یک حرف آن را خداوند در حجاب قرار داده یا آنکه برای خود برگزیده است<ref>الكافى، ج‌۱، ص‌۲۳۰؛ ميزان الحكمه، ج‌۲، ص‌۱۳۶۷.</ref> روشن است که مقصود از حروف در این روایات، حروف معمول نیست، زیرا اگر اسم‌اعظم اسمی لفظی بود که با مجموع حروفش بر معنایی دلالت می‌کرد و دانستن برخی از آن‌ حروف، هیچ سودی برای [[پیامبران]]{{عم}} نداشت <ref>الميزان، ج‌۸، ص‌۳۶۶.</ref> و در حجاب بودن حرفی از حروف الفبا، نامعقول‌بود<ref>رسائل توحيدى، ص‌۷۵.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶.]</ref>.
==مراتب اسم اعظم==
==مراتب اسم اعظم==
اسم اعظم دارای دو جهت است: غیب و ظهور. از جهت غیب با فیض اقدس و ذات احدیت و هویت غیبیه اتحاد داشته و عین آنهاست و فرق بین آنها فقط به حسب اعتبار است. اسم اعظم از این جهت، در هیچ مرآتی ظاهر نشده و هیچ‌گونه تعینی ندارد<ref>صباح الهدايه، ص‌۱۵، ۲۱ ـ‌ ۲۲، ۳۳؛ شرح مقدمه قيصرى، ص‌۶۹۳.</ref>. و پنهان بودن اسم اعظم و برگزیدن آن در [[علم غیب]] نیز فقط به سبب بی‌تعین بودن آن است که باعث می‌شود کسی به آن دست نیابد، مگر در صورت فنا و در آن صورت، دیگر نشانی از مخلوق نیست و شاید مقصود از آنچه در برخی روایات آمده که خداوند یک حرف آن را برای خود برگزید، همین معنا باشد<ref>رسائل توحيدى، ص‌۷۵ ‌ـ‌ ۷۶.</ref>؛ ولی از جهت ظهور، اسم اعظم تجلّی فیض اقدس بوده و خود در همه مراتب اسمایی، تجلّی و ظهور دارد<ref>مصباح الهدايه، ص‌۱۷، ۳۳؛ شرح مقدمه قيصرى، ص‌۶۴۶.</ref>،بنابراین، می‌توان این دو جهت را دو مرتبه از اسم اعظم دانست<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>.
اسم اعظم دارای دو جهت است: غیب و ظهور. از جهت غیب با فیض اقدس و ذات احدیت و هویت غیبیه اتحاد داشته و عین آنهاست و فرق بین آنها فقط به حسب اعتبار است. اسم اعظم از این جهت، در هیچ مرآتی ظاهر نشده و هیچ‌گونه تعینی ندارد<ref>صباح الهدايه، ص‌۱۵، ۲۱ ـ‌ ۲۲، ۳۳؛ شرح مقدمه قيصرى، ص‌۶۹۳.</ref>. و پنهان بودن اسم اعظم و برگزیدن آن در [[علم غیب]] نیز فقط به سبب بی‌تعین بودن آن است که باعث می‌شود کسی به آن دست نیابد، مگر در صورت فنا و در آن صورت، دیگر نشانی از مخلوق نیست و شاید مقصود از آنچه در برخی روایات آمده که خداوند یک حرف آن را برای خود برگزید، همین معنا باشد<ref>رسائل توحيدى، ص‌۷۵ ‌ـ‌ ۷۶.</ref>؛ ولی از جهت ظهور، اسم اعظم تجلّی فیض اقدس بوده و خود در همه مراتب اسمایی، تجلّی و ظهور دارد<ref>مصباح الهدايه، ص‌۱۷، ۳۳؛ شرح مقدمه قيصرى، ص‌۶۴۶.</ref>،بنابراین، می‌توان این دو جهت را دو مرتبه از اسم اعظم دانست<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>.
۱۱۵٬۳۴۹

ویرایش