بحث:ام‌الکتاب: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۴٬۵۵۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۰ ژوئیهٔ ۲۰۱۷
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
==علی رضا فخاری==
==ام الكتاب در قرآن==
عبارت «اُمّ‌الکتاب» به‌صورت یک ترکیب اضافی سه بار در‌ آیات قرآن به‌کار رفته‌ است‌ (آل‌عمران / 7؛ رعد / 39؛ زخرف / 4). ذیل این اصطلاح نظرهایی مختلف از سوی مفسّران ارائه‌شده که با تأمّل در آنها می‌توان گفت که اتفاق‌نظر چشمگیری در میان این آراء دیده نمی‌شود. عدّه‌ای ضمن‌ یکی‌انگاری هر سه موردِ مذکور، این اصطلاح را از حیث دلالت مصداقی منطبق بر لوح محفوظ دانسته‌اند. از فحوای سخنِ برخی نیز چنین برمی‌آید که کاربرد آن در آیه‌ی 7 سوره‌ی آل‌عمران‌ را‌ متفاوت از دو استعمال دیگر دانسته‌اند، لکن خیلی گذرا از آن رد شده و فقط آن را به «اصل کتاب» معنی کرده‌اند. در یک نظر کلّی می‌توان گفت عموم مفسّران هریک‌ از‌ این سه کاربرد را به‌صورت مستقل تفسیر کرده‌اند، بدون آنکه اشاره‌ای به ارتباط‌داشتن یا نداشتن آنها با یکدیگر داشته باشند. حتّی کسانی که با روش قرآن به قرآن به‌ تفسیر‌ روی آورده‌اند نیز از این مسأله مستثنا نبوده‌اند.
با توجّه به اینکه استعمال یک واژه یا عبارت در مواضع مختلفِ یک متن، این سؤال را به ذهن متبادر می‌سازد‌ که‌ آیا‌ آن واژه یا عبارت در‌ تمام‌ مواضع‌ به یک معنی آمده است یا اینکه بنا بر جایگاه خود، معانی متفاوت از آن اصطلاح اراده شده است، لازم است‌ امعان‌ نظر‌ ویژه‌ای بر چنین مواردی صورت گیرد. این توجّه‌ در‌ متنی وحیانی و مقدّس همچون قرآن کریم اهمیّت فرا حدّی را به خود اختصاص می‌دهد. مثال ساده‌ای که در این‌ باره‌ می‌شود‌ ارایه داد، اصطلاحِ «بزرگ خاندان» است که در محاورات ما‌ کاربرد فراوانی دارد، ولی آنچه در این‌باره غیر قابل انکار است، مصادیق بی‌شماری است که صلاحیّت اطلاق این‌ عنوان‌ را‌ بر خود دارند. این درحالی است که هیچ‌یک از این مصادیق‌، کم‌ترین‌ انطباقی بر هم ندارند. به دیگر سخن، اوّلین سؤالی که از رویارویی با این عبارت از‌ حیث‌ تطبیق‌ و دلالت بر مصداق خاص، به ذهن خطور می‌کند این است که «بزرگِ‌ کدام‌ خاندان‌» مراد گوینده بوده است. عبارتِ «اُمّ‌القری» نیز مثال دیگری است و به‌طوری که در کلام‌ برخی‌ از‌ لغویان آمده است، می‌تواند بر مصادیق بس بی‌شماری دلالت نماید.
در رابطه با أمّ‌الکتاب‌ نیز‌ این سؤال قابل طرح است که مراد «اُمِّ کدامین کتاب» است. به‌ویژه آنکه‌ آیات‌ قرآنی‌ بیان از آن دارد که واژه‌ی کتاب بنا بر جایگاه خود، معانی محتمل و متعدّدی‌ را‌ برمی‌تابد، لذا لازم است این اصطلاح در هریک از سه موضع خود بررسی‌ شده‌ تا‌ وجود یا نبودِ رابطه و تطابق میان آنها روشن گردد. روشی که در این گفتار به‌کار‌ رفته‌ است، مبتنی بر تحلیل متنی از آیات قرآنی است که قبل از‌ ورود‌ به‌ آن لازم است اقوال اهل لغت و آرای مفسّران نیز مطالعه شود. در ذیل به پاره‌ای‌ از‌ آنها‌ اشاره می‌گردد.
==واژه شناسی ام الکتاب==
===معنای لغوی «اُم»===
* اهل لغت به فراخور حضورشان در بُرهه‌ای‌ از‌ زمان، از معنی این کلمه و مادّه‌ی آن گزارش‌هایی را ارائه کرده‌اند که باید دید به چه‌ میزان‌ با کاربردهای قرآنی مطابقت دارد. ذکر اقوال فرد به فرد لغویان جهت‌ روشن‌شدن‌ فرآیند توسعه و کاهش معنایی است.
* از کلام‌ خلیل‌ بن‌ احمد فراهیدی (م 175ق.) چنین برمی‌آید که به‌ هرچیزی‌ که نقش محوری و مرجعی نسبت به عناصر وابسته به خود داشته باشد، اُم‌ گویند‌. عبارت عربی خلیل گویاتر از‌ ترجمه‌ی‌ آن به‌ فارسی‌ است‌، آنجا که می‌گوید: «اِعلم أنّ کلَّ‌ شیء‌ یضمّ إلیه سائر ما یلیه فإنّ العرب تسمّی ذلک الشیء اُمّاً» (کتاب‌العین‌، 1414‌ ق.، ج 1: 104).  وی همچنین به‌معنای «قصد» ذیل‌ کلمه‌ی أَم (به فتح‌ الف‌) - در دو حالت اسمی و فعلی‌ - اشاره‌ کرده است (همان: 108).
* ابن‌سکّیت اهوازی (م 244 ق.) مادّه‌ی «امم» را به‌معنای «قصد» گرفته‌ است‌، به‌طوری که اُمّ - به‌عنوان یک‌ فعل‌ - به‌معنی‌ «قَصَدَ» است (ابن‌سکّیت‌، 1412‌ ق.: 59).
* ابن‌دُرید (م 321 ق.) نیز‌ سخن‌ ابن‌سکّیت را به‌عنوان اوّلین معنی باز گفته است (ابن‌دُرید، 1426 ق.، ج 1: 78). از سخن وی‌ چنین‌ برمی‌آید که معنای «ابتدائیت و رأست» را‌ نیز‌ برای این‌ ماده‌ جاری‌ می‌داند (ر.ک: همان: 79-78‌). او همچنین از قول اخفش نقل می‌کند هرچیزی که به چیزی دیگر منضمّ شود، بِدان‌ «اُم‌» اطلاق می‌گردد، لذا وجه تسمیه‌ی «رئیس‌ قوم‌» به‌ «اُم‌» را‌ در همین نکته‌ می‌داند‌ (همان: 79). معنای منتسب به اخفش (= انضمام چیزی به چیزی دیگر) همان معنایی است که فراهیدی‌ نیز‌ بدان‌ تصریح کرده است. اگر مراد از این‌ اخفش‌ همانی‌ باشد‌ که‌ شاگرد‌ خلیل بوده، این احتمال وجود دارد که منبع قول اخفش، خلیل بن احمد باشد.
* اَزهری (م 370 ق.) اُمّ را به مادر معنی کرده، ضمن آنکه به‌معنی «اصل» نیز‌ اشاره‌ای داشته است (ازهری، 1422 ق.، ج 1: 202-201).
* جوهری (م 393 ق.) اُم هر چیزی را به‌معنای اصل آن چیز می‌داند (جوهری، 1407 ق.، ج 5: 1863). وی همچنین این کلمه را به‌معنای مادر گرفته و از‌ پرچم‌ سپاه - که در جنگ‌ها پیشاپیش جنگجویان حمل می‌شود - به أمّ تعبیر کرده است (همان). از این بیرق در دیگر معاجم به أمّ‌الحرب یاد شده است (ابن‌منظور، 1998م.: ذیل مادّه‌ی‌ &;quot;امم»). جوهری - همانگونه که ابن‌دُرید بیان کرده است - از رئیس یک قوم و قبیله به أم تعبیر کرده است (جوهری، 1407 ق.، ج 5: 1863). قابل‌ ذکر‌ است که دو واژه‌ی اِمام‌ و اَمام‌ بی‌ارتباط با این معانی نیست.
* ابن‌فارس (م 395 ق.) چهار معنیِ «اصل، مرجع، جماعت و دین» را برای این مادّه بیان می‌کند، ضمن آنکه معانی «مردم، زمان‌ و قصد‌» را نیز متذکّر شده‌ است‌ (ابن‌فارس، 1404 ق.، ج 1: 21). باید گفت معانیی چون «جماعت، مردم، دین و زمان» برای کلمه‌ی «امّت» قابل تطبیق است - همانگونه که لغویونِ قبل از ابن فارس نیز بر این بوده‌اند (ابن‌سکّیت اهوازی‌، 1412‌ ق.: 59؛ جوهری، 1407: ج 5: 1864-1863) و مترادف‌دانستن این معانی با واژه‌ی أم مقبول نمی‌نماید. با توجّه به زمان حیات ابن‌فارس و فاصله‌اش با عصر نزول قرآن شاید مسامحتاً بتوان گفت که این‌ معانی‌ بَعدها در‌ فرآیند توسعه‌ی معنایی به‌معنای اصلی اضافه شده‌اند.
* مؤلّفِ مفردات علاوه بر آنکه أم را در مقابل «اَب‌» قرار داده، همچنین هرچیزی را که اصل و عامل چیزی در ایجاد‌، تربیت‌ و اصلاح‌ آن باشد، به أم تعبیر نموده است و می‌گوید: «و یقال لکلّ ما کان أصلاً لِوجودِ شیءٍ أو تربیته ‌‌أو‌ إصلاحه أو مبدئه اُمّ» (راغب اصفهانی، 1416 ق.: 85). به‌نظر می‌رسد که از نظر‌ وی‌، هرچیزی‌ که مولِد و موجِد باشد، اطلاق أم بر آن جایز است، زیرا وجه تسمیه‌ی أمّ‌الکتاب را‌ در این می‌داند که تمام علوم منسوب به آن است و از آن متولّد‌ شده‌اند، یا اینکه از‌ آن‌ روی به شهر مکّه «اُمّ‌القری» گفته می‌شود که - براساس روایت «أنّ الدُّنیا دُحِیَت مِن تحتها: دنیا از زیر آن، بسط و تکوین یافته گسترده شده است» (ر.ک: همان: 85).
* مصطفوی معنای اصلی این‌ مادّه را «قصد» توأم با توجّه خاصّ دانسته است که در همه‌ی مشتقّات آن، این معنی جاری است (مصطفوی، 1416 ق.، ج 1: 135). پیش‌تر گفته شد که ابن‌سکّیت اهوازی و ابن‌دُرید نیز یا تنها‌ همین‌ معنی را متذکّر شده‌اند، یا گرایش به این معنی داشته‌اند (ابن‌سکّیت، 1412 ق.: 59). صاحب تفسیر روض‌الجنان و روح‌الجنان نیز بر این رأی است (ابوالفتوح رازی، 1408 ق.، ج 4: 175). بر این اساس، اُمّ‌ - بر‌ وزن صُلب و یکی از اوزان صفت مشبّهه که از فعل لازم گرفته شده - به‌معنی کسی است که مورد قصد و توجه قرار می‌گیرد، سپس این کلمه بر «مادر، اصل، مبدأ‌ و مرجع‌ هرچیزی» اطلاق می‌گردد» (مصطفوی، 1416 ق.، ج 1: 135).
از برآورد اقوال اهل لغت به‌دست می‌آید که معنای فعلی و مصدری مادّه‌ی «امم»، قصدکردن است. با توجّه به اینکه کلمه‌ی «اُمّ» بر وزن‌ فعل‌ ‌ ‌احیاناً‌ از صیغه‌های صفت مشبّهه باشد‌ و دلالت‌ صیغه‌های‌ صفت مشبّهه معمولاً بر معانی اسم فاعل یا اسم مفعول جاری است، لذا احتمال داده می‌شود کلمه‌ی أم در معنای مفعولی‌، یعنی‌ «مقصود‌» افاده‌ی معنی کند. بر همین اساس، از آنجایی‌ که‌ جنس مادر مورد قصد و توجّه فرزندان قرار می‌گیرد، از این‌رو به آن، اُمّ اطلاق می‌شود.
باید گفت کلمه‌‌ی أم‌ در‌ کاربردهای‌ قرآنی چندین بار به‌معنای مادر به‌کار رفته است و روشن است‌ که این استعمال قبل از عصر لغویان بوده است. همین مسأله باعث اندکی تأمّل می‌شود که چرا اهل‌ لغت‌ به‌ این معنای رایج قرآنی توجّه نداشته‌اند. به‌هرحال، وجه تسمیه‌ی أم به‌ مادر‌، برگرفته از معنی «قصد» باشد یا وضع مستقل داشته باشد، در آیات قرآنی به‌معنای مادر استعمال‌ شده‌ است‌.
معنای اصلیّت، ابتدائیّت و رأست که در گزارش برخی لغویان منعکس شده است‌ با‌ برخی‌ از کاربردهای قرآنی همخوانی دارد. باید اذعان کرد که این معانی و معنی مادر - نسبت‌ به‌ معنای‌ قصد - با کاربردهای قرآنی از مطابقت بیشتری برخوردار است.
==کاربرد واژه‌ی «اُمّ» در آیات‌ قرآن‌==
واژه‌ی أم علاوه بر سه آیه‌ی یادشده، در آیات دیگری نیز به‌کار رفته‌ است‌ و شاید‌ بتوان گفت یکی از شایع‌ترین معانیِ آن، معنیِ «مادر» است که برای نمونه می‌توان‌ به‌ آیات زیر استناد کرد:
*  وَ إِذْ قالَ اللَّهُ یا عیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أَأَنْتَ‌ قُلْتَ‌ لِلنَّاسِ‌ اتَّخِذُونی و أمّی إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ ... (مائده / 116).
*  وَ أَوْحَیْنا إِلی اُمّ مُوسی أَنْ أَرْضِعیه‌ ... (قصص‌ / 7).
*  قالَ یا بن أم لا تَأْخُذْ بِلِحْیَتی وَ لا برأسی ... (طه / 94‌).
* جمع‌ این‌ واژه (= اُمهات) نیز در آیات قرآن استعمال شده است: الَّذینَ یُظاهِرُونَ مِنْکُمْ مِنْ نِسائِهِمْ ما‌ هُنَّ‌ اُمّهاتِهِمْ‌ إِنْ اُمّهاتُهُمْ إِلاَّ اللاَّئی وَلَدْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَیَقُولُونَ مُنْکَراً منَ الْقوْلِ وَ‌ زُوراً‌ وَ إِن اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ (مجادله / 2). (( وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بطُونِ اُمهاتِکُمْ لاتَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ‌ لَکُمُ‌ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ)) (نحل / 78).
از دیگر کاربردهای‌ این‌ واژه، ترکیبِ اضافیِ آن با دیگر کلمات‌ است‌ که‌ علاوه بر أمّ‌الکتاب از تعبیر أم‌القُری نیز‌ می‌توان‌ یاد کرد که دو بار در آیات قرآن به‌کار رفته است:
*  وَ هذا‌ کِتابٌ‌ أَنْزَلْناهُ مُبارَکٌ مُصَدِّقُ الَّذی بَیْنَ‌ یَدَیْهِ‌ وَ لِتُنْذِرَ‌ اُمّ‌الْقُری‌ وَ‌ مَنْ حولها وَ الَّذینَ یؤْمِنُونَ بالْآخِرَةِ‌ یؤْمِنُونَ‌ بِهِ وَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ یُحافِظُونَ (انعام / 92).
*  وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ‌ قُرْآناً‌ عرَبِیًّاً لِتنْذِرَ اُمّ‌الْقُری وَ مَنْ حولها‌ وَ تُنْذِرَ یَوْمَ الْجَمْعِ‌ لا‌ رَیْبَ فیهِ فَریقٌ فِی الْجَنَّةِ‌ وَ‌ فَریقٌ فِی السَّعیرِ (شوری / 7).
* هوَ الَّذی أَنزَلَ علَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ‌ اُمّ‌الْکِتابِ‌ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ ... (آل‌عمران / 7).
*  یَمْحُوا‌ اللَّهُ‌ ما‌ یشاءُ وَ یثْبِتُ‌ وَ‌ عِنْدَهُ اُمّ‌الْکِتابِ (رعد / 39‌).
*  وَ‌ إِنَّهُ فی اُمّ‌الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکیمٌ (زخرف / 4).
به‌نظر می‌رسد تعبیر أم‌القری در آیات بالا‌ دلالت‌ بر مرکزیّت و محوریّت مکان خاص برای‌ منطقه‌ای‌ وسیع باشد‌ که‌ به‌ عنوان مرجع و محلّ توجّه‌ نواحی اطراف خود تلقّی می‌گردد. آیه‌ی زیر می‌تواند دلیلی بر این مدّعا باشد، زیرا براساس‌ این‌ آیه، میان هلاکت شهرها و روستاها با‌ برانگیخته‌شدن‌ رسولان‌ الهی‌ در‌ أمّ‌القُرایِ آن شهرها‌ و روستاها‌ رابطه‌ای دوسویه وجود دارد. وَ ما کانَ رَبُّکَ مُهْلِکَ الْقُری حَتَّی یَبْعَثَ فی اُمِّها رَسُولاً یتْلُوا‌ علَیْهِمْ‌ آیاتِنا‌ وَ ما کُنَّا مُهْلِکِی الْقُری إِلاَّ وَ‌ أَهْلُها‌ ظالِمُونَ‌ (قصص‌ / 59‌).
==آرای مفسّران درباره‌ی «اُم‌الکتاب»==
مفسّران ذیل هریک از‌ آیات سه‌گانه و گاه ذیل یک آیه نظرات متنّوعی را بیان داشته‌اند که به مواردی از آن اشاره می‌گردد. ذیل آیه‌ی 4 سوره‌ی زخرف که می‌فرماید: «وَ إِنَّهُ فیِ اُمُّ‌الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلیٌِّ‌ حَکِیم‌» بسیاری از مفسّران أمّ‌الکتاب را به لوح محفوظ تفسیر کرده‌اند
(پانویس: مقاتل بن سلیمان، 1423 ق.، ج 3: 789؛ نحاس، 1421 ق.، ج 4: 65؛ طوسی، بی‌تا، ج 9: 181-180؛ نیشابوری، 1415 ق.، ج 2: 736؛ زمخشری، 1407 ق.، ج 4: 236؛ طبرسی‌، 1372‌ ش.، ج 9: 60؛ ابن‌عطیّه‌ی اندلسی،1422 ق.، ج 5: 45؛ طباطبایی، 1417، ج 18: 84). اندکی از متأخّران نیز از آن به علم الهی یاد نموده‌اند (ابن‌عاشور، 1384، ج 25‌: 213‌؛ مغنیه، 1424 ق.، ج 6: 538؛ مراغی، بی‌تا‌، ج 25‌: 68). از فحوای کلام برخی از مفسّران چنین به‌نظر می‌رسد که منشأ تفسیر آن دسته از کسانی که أمّ‌الکتاب را در این آیه به‌ لوح‌ محفوظ تطبیق داده‌اند، استناد‌ آنها‌ به آیه‌ی «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِیدٌ فِی لَوْح محْفُوظٍ» (بروج / 22-21) باشد (ر.ک: میبدی، 1371 ش.، ج 9: 52؛ زمخشری، 1407، ج 4: 236؛ طبرسی، 1372 ش.، ج 9: 60؛ بغوی، 1420 ق.، ج 4: 154؛ فخر رازی، 1420، ج 27: 617‌؛ آلوسی‌، 1415، ج 13: 64؛ شوکانی، 1414 ق.، ج 4: 627؛ طباطبایی، 1417، ج 18: 84)،
زیرا اینان با کنار هم‌گذاشتن دو آیه به این نتیجه رسیده‌اند که «قرآن مجید» همان «الکتاب المبین» است و چون قرآن‌ مجید‌ در لوح‌ محفوظ است، پس لابد کتاب مبین هم در لوح محفوظ است، لکن لوح محفوظ در این آیه‌ با تعبیر أم‌الکتاب آمده است. بنابراین، لوح محفوظ و اُمّ‌الکتاب یک چیزند‌. از‌ آرای‌ مفسّران - ذیل این آیه - مدل زیر را می‌توان ارائه کرد:
* بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مجِیدٌ فی لَوْح مَحْفُوظٍ‌: ‌‌قرآن‌ مجید ( لوح محفوظ
* وَ إِنَّهُ فیِ اُمِّ‌الْکِتَابِ لَدَینَا لَعلیٌِّ حَکِیم: الکتاب المبین ( اُمّ‌الکتاب‌
( قرآن‌ مجید‌ = الکتاب المبین و لوح محفوظ = اُمّ‌الکتاب
ذیل آیه‌ی «مْحُواْ اللَّه ما یَشَاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِندَهُ‌ اُمّ‌الْکِتَابِ» (رعد / 39) برخی از مفسّران تصریح و تأکید دارند که مراد از أمّ‌الکتاب‌ همان لوح محفوظ است‌ (مقاتل‌ بن سلیمان، 1423 ق.، ج 2: 383؛ میبدی، 1371 ش.، ج 5: 211؛ زمخشری، 1407 ق.، ج 2: 534؛ طبرسی، 1377 ش.، ج 2: 235) و عدّه‌ای دیگر از آن فقط به «اصل کتاب» تعبیر نموده‌اند (ابن‌قتیبه، بی‌تا: 196؛ طوسی، بی‌تا، ج 6: 263؛ طبرسی، 1372‌ ش.، ج 6: 458؛ فخر رازی، 1420 ق.، ج 19: 52). بعضی نیز به علم الهی تفسیر کرده‌اند (ر.ک: فخر رازی، 1420 ق.، ج 19: 52؛ ابن‌عاشور، 1384، ج 12: 204).
درباره‌ی آیه‌ی «هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ‌ مُحْکَماتٌ‌ هُنَّ اُمّ‌الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ ...» (آل‌عمران / 7) مُقاتل بن سلیمان و برخی دیگر، اُمّ‌الکتاب را در این آیه به لوح محفوظ حمل نموده است (مقاتل بن سلیمان، 1423 ق.، ج 1: 264-263؛ ابن‌هائم، 1423‌ ق.: 119‌). از فحوای کلام سورآبادی نیز چنین برمی‌آید (ج 1: 25). گاه نیز مراد از أمّ‌الکتاب، آیات تورات و انجیل و قرآن تلقّی شده است (ثعلبی نیشابوری، 1422 ق.، ج 3: 9). همچنین مراد از أمّ‌الکتاب در این‌ آیه‌ چنین تفسیر شده که قرآن اصل همه‌ی کتاب‌های مُنزَل است که باید به آن عمل شود (حسنی،1381 ش.: 3؛ نیز ر.ک: میبدی، 1371 ش.، ج 2: 17). البتّه باید گفت این آراء ذیل این‌ آیه‌، صحیح‌ نمی‌نماید.
ولی غالب مفسّران، آن‌ را‌ به‌ اصل کتاب و مرجع آیات متشابه تفسیر کرده‌اند. علامه طباطبایی نوع ترکیب اضافی در أمّ‌الکتاب را از نوع بیانیّه دانسته است - مانند‌ نساء‌ القوم‌ یا قدماء الفقها - نه از نوع لامیه همچون‌ ترکیب‌ أمّ الاطفال (علامه طباطبایی، 1417 ق.، ج 3: 20).
نتیجه‌ی آرای عموم مفسّران بر این است که در سوره‌ی رعد، اُمّ‌الکتاب را‌ به‌ لوح‌ محفوظ، علم الهی و اصل کتاب تفسیر کرده‌اند و ذیل آیه‌ی مورد‌ نظر در سوره‌ی زخرف، از آن به لوح محفوظ و علم الهی یاد کرده‌اند. نیز در سوره‌ی آل‌عمران به‌ لوح‌ محفوظ‌ و اصل کتاب (= مرجع متشابهات) تعبیر نموده‌اند.
==تحلیل کاربرد «اُمّ‌الکتاب» در آیات‌==
همانگونه‌ که پیش‌تر نیز گفته شد، این اصطلاح سه‌بار در آیات قرآن استعمال شده است، لکن به‌نظر‌ می‌رسد‌ در‌ هر سه مورد به یک مدلول دلالت ندارد و تفاوت‌هایی میان این کاربردها‌ وجود‌ دارد‌. در سوره‌ی رعد می‌فرماید: «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً‌ وَ‌ ذُرِّیَّةً‌ وَ ما کانَ لِرَسولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ لِکُلِّ أَجَلٍ کِتابٌ * یَمْحُوا‌ اللَّهُ‌ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ (رعد / 38-39). در این‌ آیه‌ تصریح‌ شده که أمّ‌الکتاب نزد خداوند است. دو احتمال تفسیری در این آیه می‌توان طرح‌ کرد‌، زیرا با توجّه به تعدّد معنایِ «کتاب» در آیات قرآن این سؤال مطرح‌ است‌ که‌ أمِّ کدام کتاب، منظور آیه می‌باشد؟ آیا أمّ‌الکتاب ناظر به جمله‌ی «لِکُلِّ أَجَلٍ کِتابٌ» می‌باشد، یا‌ اینکه‌ مستقل از آن به امری دیگر اشاره دارد و اینکه نوع دلالت واژه‌ی‌ کتاب‌ ناظر‌ به کتاب تکوینی است یا کتاب تشریعی. ‌ ‌بنابراین لازم است احتمال‌های گوناگون درباره‌ی واژه‌ی کتاب‌ در‌ جمله‌ی‌ «لِکُلِّ أَجَلٍ کِتابٌ» بررسی شود.
یک احتمال این است که مراد از‌ کتاب‌ در جمله‌ی «لِکُلِّ أَجَلٍ کِتابٌ»، کتاب وحیانی و نازل شده بر پیامبران باشد. به دیگر سخن، مراد‌ از‌ کتاب در این آیه، کتاب تشریعی است که این معنی کمتر مورد‌ توجّه‌ واقع شده است.
احتمال دوم، آن است‌ که‌ کتاب‌ در این جمله به مجموعه‌ی تقدیر هر‌ قوم‌ و ملّت در مقاطع مختلف زمانی دلالت می‌نماید که می‌توان از آن، با عنوان‌ کتاب‌ تکوینی یاد کرد.
علامه طباطبایی‌ ضمن‌ اینکه کتاب‌ را‌ در‌ این آیه به‌حکم حتمی و رانده شده‌ تفسیر‌ کرده است (علامه طباطبایی، 1417 ق.، ج 11: 374) ؛ همچنین اذعان می‌دارد که جمله‌ی‌ «یَمْحُواْ‌ اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَ یُثْبِتُ» از‌ سویی با جمله‌ی «لِکُلِّ‌ أَجَلٍ‌ کِتابٌ» و از سویی دیگر، با‌ جمله‌ی‌ «وَ عندَهُ اُم الْکِتَابِ» مرتبط بوده و مراد از آن، محو و اثبات کُتُب مختلف‌ در‌ زمان‌های مختلف است، به‌گونه‌ای که‌ اگر‌ خداوند‌ سبحان کتابی را‌ در‌ بُرهه‌ای از زمان اثبات‌ کند‌، در بُرهه‌ای دیگر آن را محو می‌نماید (ر.ک: همان: 375).
ابن‌عاشور نیز این رأی را‌ به‌عنوان‌ یکی از احتمالات جایز شمرده است‌ و مراد‌ از أمّ‌الکتاب‌ در‌ این‌ آیه را کتابی دانسته‌ که آجال در آن نوشته شده باشد (ابن‌عاشور، 1384، ج 12: 204). اگر أمّ‌الکتابِ مذکور در‌ این‌ آیه با جمله‌ی «لِکُلِّ أَجَلٍ کِتابٌ‌» مرتبط‌ باشد‌، مراد‌ از‌ این کتاب چیست؟ این‌ کتاب‌ می‌تواند از سویی اشاره به اموری تکوینی داشته باشد و از سویی دیگر، به امور وحیانی و تشریعی‌ دلالت‌ نماید‌. این احتمال نیز وجود دارد که هر‌ دو‌ مورد‌ را‌ شامل‌ گردد‌، لکن آنچه از آیات قبل و بعد پیداست نشان از آن دارد که مراد از این کتاب، کتابی است وحیانی که با رسولان الهی در ارتباط می‌باشد (ر.ک: آیات‌ 43-36).
آیات این سوره حکایت از آن دارد که حقانیّت رسالت پیامبر اسلام (ص)، نزول وحی بر ایشان و به‌طور کلّی آموزه‌های وحیانی مورد تردید و انکار قرار گرفته و فرازهای مختلف سوره‌ در‌ جهت زدودن این اوهام می‌باشد. سخن از اهل کتاب، نزول وحی بر پیامبر اسلام (ص)، ارسال رسولان الهی قبل از پیامبر اکرم (ص) و عرضه‌ی آیات الهی با اذن خدا، همگی حکایت‌ از‌ آن دارد که مراد از کتاب در این آیه، کتاب وحیانی است که بر حسب شرایط زمانیِ هر دوره، کتاب دیگری جایگزین کتاب‌ قبلی‌ می‌گردد. بنابراین، هر دوره و زمانی‌ را‌ کتاب خاصی است که مرجع و مصدر همه‌ی آنها، اُمّ‌الکتاب است. لذا بنا به اقتضای شرایط، کُتُب وحیانی در ادوار مختلف بر رسولان الهی نازل‌ می‌شود‌ تا آموزه‌های خاصّ آن‌ دوره‌ را بر مردم آن عرضه نمایند، همانگونه که در آیه‌ای دیگر به این مطلب اشاره شده است: ... لِکلٍّ جعَلْنا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ اُمّةً واحِدَةً‌ وَ‌ لکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فی ما آتاکُمْ فاسْتَبِقُوا الْخیْراتِ إِلَی اللَّه مَرْجِعُکُمْ جَمیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بما کُنْتُمْ فیهِ تَخْتَلِفُونَ (مائده / 48).
براساس این دیدگاه، پیام دیگری که می‌توان از آیه برداشت کرد، این‌ است‌ که همه‌ی‌ این کُتُب وحیانی از منشأ الهی برخوردارند و اگر تفاوتی با همدیگر داشته باشند، برحسب شرایط و مقتضیّات خاصّ‌ خود می‌باشد و از رهگذر همین شرایط زمان و مکانی است که مسأله‌ی‌ نسخ‌ شرایع‌ مطرح می‌گردد - همانگونه که از آیات فوق نیز مستفاد است.
احتمال دیگری که می‌تواند در آیه‌ی مذکور‌ (= ‌‌آیات‌ 39-38 سوره‌ی رعد) با عنایت به آیه‌ی «وَ مَا أَهْلَکْنَا من قرْیَةٍ‌ إِلَّا‌ وَ‌ لهََا کِتَابٌ مَّعْلُومٌ * مَّا تَسْبِقُ مِنْ اُمّةٍ أَجَلَهَا وَ مَا یَسْتَأخِرُونَ (حجر / 5-4) به ذهن متبادر‌ شود، این است که مراد از کتاب در آیه‌ی 38 سوره‌ی رعد (= لِکُلِّ‌ أَجَلٍ کِتابٌ)، کتاب وحیانیِ‌ نازل‌ شده نباشد، بلکه مراد کتابی باشد که سرنوشت انسان و جوامع در آن مکتوب و مضبوط است، همانگونه که در آیه‌ی 4 سوره‌ی حجر، کتاب بدین‌معناست (ر.ک: ابن‌قتیبه، بی‌تا: 201؛ طوسی، بی‌تا، ج 6: 318؛ سورآبادی، 1380‌ ش.، ج 2: 1250؛ زمخشری، 1407، ج 2: 571-570؛ طبرسی، 1372 ش.، ج 6: 505؛ ابن‌عاشور، 1384، ج 13: 13؛ طباطبایی، 1417، ج 12: 98-97).
لِکلّ أجل ( کتاب
لِکلّ قریة ( کتاب (= کتابٌ معلوم)
( کتاب = اجل، سرنوشت
در این‌صورت، اُمّ‌الکتاب‌ دلالت‌ بر مجموعه‌ای خواهد داشت که از یک‌سو دربردارنده‌ی همه‌ی امورات، حوادث و مقدّرات عالم - از بدو تا ختم - است و از سویی دیگر، با علم الهی در ارتباط می‌باشد، همچنانکه علامه طباطبایی‌ نیز‌ بر این رأی است (طباطبایی، 1417 ق.، ج 11: 377-376).
بنابراین، به‌نظر می‌رسد عبارتِ أمّ‌الکتاب در سوره‌ی رعد، ضمن اینکه ناظر به کتابی است که در جمله‌ی «لِکُلِّ أَجَلٍ کتابٌ‌» آمده‌ است، به این مطلب نیز اشاره دارد که اگرچه بر هریک از این کتاب‌ها جریان محو و اثبات جاری است، لکن این فرایند از یک منبع و از یک مرجع سرچشمه‌ گرفته‌ است‌ و با نظامی واحد صورت می‌گیرد‌. بدین‌ترتیب‌، روشن‌ می‌گردد که کتاب با أمّ‌الکتاب مرتبط است و امر مستقلی نیست، زیرا أمِّ چیزی‌بودن، زمانی معنی‌دار است که در کنار عناصر وابسته‌ به‌ خود‌ مطرح شود، همانگونه که أمّ‌القری یا أمّ‌الرّأس در‌ کنار‌ دیگر قریه‌ها یا دیگر اعضای بدن بر مصداق مشخّص دلالت می‌نمایند. بر این اساس، اُمّ الکتاب - در این آیه‌ - به‌ امری‌ اطلاق می‌گردد که ظرف و مصدر کتاب‌های مختلف - اعمّ از تشریعی‌ و یا تکوینی - است. در سخن برخی مفسّران ذیل آیات سوره‌ی رعد، هر دو معنی لحاظ شده است (ابن‌عربی‌، 1422‌ ق.، ج 1: 343‌؛ صادقی تهرانی، 1365 ش.، ج 15: ص 344).
دومین کاربرد عبارتِ أم‌الکتاب در آیه‌ی‌ زیر‌ است که می‌فرماید: «حم * وَ الْکِتَابِ الْمُبِینِ * إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْءَانًاً عَرَبِیًّاَ لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ * وَ إِنَّهُ فیِ‌ اُمِّ‌الْکِتَابِ‌ لَدَیْنَا‌ لَعَلیٌِّ حَکِیمٌ» (زخرف / 4-1). ضمیر در «إنهُ» یا به کتاب مبین برمی‌گردد یا‌ به‌ قرآن‌. ولی با توجّه به استعمال عباراتِ «فی اُمّ‌الْکِتاب» و «لَدَیْنا» در این آیه احتمال رجوع‌ ضمیر‌ به‌ کتاب مبین بیشتر است. بر این اساس، آیه در بیان این نکته است که‌ کتاب‌ مبین در أمّ‌الکتاب است. بنابراین، اُمّ‌الکتاب ظرف و کتاب مبین مظروفِ آن خواهد بود‌.
از‌ ظاهر‌ آیه‌ی شریفه و آیات دیگری که عبارت «کتاب مبین» در آنها به‌کار رفته است (مانند‌: یوسف‌ / 1؛ شعراء / 2؛ قصص / 2؛ زخرف / 2؛ دخان / 2) چنین برمی‌آید که این اصطلاح در این آیات، علاوه‌ بر‌ آنکه‌ به‌معنای وحیانی و تشریعی اشاره دارد، همچنین اِسناد آن، تنها ناظر بر پیامبر اسلام (ص) می‌باشد، لذا‌ می‌توان‌ گفت که أمّ‌الکتاب در این آیه نیز ناظر بر معنای وحیانی است‌، با‌ این‌ یادآوری که اصطلاحِ «کتاب مبین» که در دیگر آیات به‌کار رفته، عموماً به‌معنی علم الهی‌ است‌.
بنابراین‌، با دقّت در دو آیه‌ی مذکور که عبارتِ أم‌الکتاب در آنها به‌کار‌ رفته‌ است، به‌نظر می‌رسد بار معنایی أمّ‌الکتاب به جنبه‌ی وحیانی و تشریعی دلالت داشته باشد، به‌طوریکه به‌عنوان آبشخور‌ کتاب‌های‌ نازل‌شده بر انبیای الهی تلقّی می‌گردد. استعمال تعابیر «وَ عِنْدَهُ اُمّ الْکتابِ‌»1 و «لَدَینا‌»2 در این دو آیه نیز به همین‌ نکته‌ و جنبه‌ی‌ عنداللّهیِ اُمّ‌الکتاب اشاره دارد.
سومین کاربرد أمّ‌الکتاب‌ در‌ سوره‌ی آل‌عمران است که می‌فرماید: «هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ‌ هُنَّ‌ اُمّ‌الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأمَّا‌ الَّذینَ‌ فی قُلُوبِهِمْ‌ زَیْغٌ‌ فیَتَّبِعُونَ‌ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ‌ ابْتِغاءَ‌ تَأْویلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ‌ آمَنَّا‌ بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ‌ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا‌ الْأَلْبابِ‌ (آل‌عمران / 7).
این آیه کتابِ نازل‌شده‌ بر‌ پیامبر اسلام (ص) را ضمن آنکه به دو بخش آیاتِ محکمات و متشابهات تقسیم کرده‌، آیات‌ محکم را نیز به أمّ‌الکتاب‌ خوانده‌ است‌؛ یعنی:
کتاب نازل‌شده‌ بر‌ پیامبر اسلام (ص)
↓↓
آیات‌ محکم‌ (= اُمّ هذا الکتاب) آیات متشابه
همان سؤالی که در آیات قبلی درباره‌‌ی أمّ‌الکتاب مطرح‌ بود‌ - به اینکه مراد از آن، اُمِّ‌ کدام‌ کتاب است‌ - در‌ این‌ آیه نیز جاری ‌ ‌است‌. در جملات قبلی از کتابی سخن گفته شده که بر پیامبر اسلام (ص) نازل شده است‌. بنابراین‌، اُم‌الکتاب در این آیه به کتابِ‌ نازل‌ شده‌ راجع‌ است‌. به بیانی دیگر‌، اُمّ‌الکتاب‌ همان آیات محکمی است که خودِ این آیات محکم، بخشی از آن کتابی است که به‌ حضرت‌ محمد‌ (ص) نازل شده است. در نتیجه، اُم‌الکتاب خود‌ نیز‌ بخشی‌ از‌ این‌ کتاب‌ است. در حقیقت، اصل‌بودن و اُمّ‌بودن نسبت به متشابهات است. به‌بیانی دیگر، کاربرد و اطلاق اصطلاح أمّ‌الکتاب در این آیه باید نسبت به همین آیه لحاظ گردد، زیرا در‌ دو آیه‌ی دیگر، موقعیّت این اصطلاح متفاوت از کاربرد آن در سوره‌ی آل‌عمران است و اگر مصداق این تعبیر در هر سه آیه خلط شده و امر واحد تلقّی گردد، لازمه‌اش این‌ است‌ که کتاب نازل‌شده بر حضرت محمد (ص) نیز فراتر از کتابی قلمداد شود که فقط دربردارنده‌ی امور تشریعی و هدایتی است، چون أمّ‌الکتابِ عنداللّهی - که مراد مفسّران نیز است - همه‌ی امور‌ تکوینی‌ و تشریعی را شامل می‌شود و همین کتابِ مشتمل بر محکمات و متشابهات، زیرمجموعه‌ای از آن أمّ‌الکتاب است.
به‌بیانی روشن‌تر، اُمّ‌الکتابی وجود دارد که به تصریح‌ آیه‌، عنداللّهی است و ظرف بسیاری از‌ امور‌ از جمله کتاب مبین - به هر دو معنی - و کتاب نازل‌شده بر پیامبر اسلام (ص) است. از سویی دیگر، اُم‌الکتابی وجود دارد که بخشی از کتاب‌ حضرت‌ محمد (ص) می‌باشد:
الف) اُمّ‌الکتاب‌ (= مصدر‌ امور تکوینی و تشریعی)، مدلول آیات مذکور در دو سوره‌ی رعد و زخرف.
ب) اُمّ‌الکتاب (= محکمات / بخشی از کتاب منزَل بر پیامبر (ص))، مدلول آیه‌ی 7 سوره‌ی آل‌عمران.
بنابراین، این اصطلاح در سوره‌ی آل‌عمران از‌ نظر‌ مصداق متفاوت از آن چیزی است که در سوره‌های رعد و زخرف آمده است. در حقیقت، اُمّ‌الکتابِ مذکور در سوره‌ی آل‌عمران خود، مظروفِ ظرف کتابی است که بر حضرت محمد (ص) نازل‌ شده‌ است، درحالی‌که‌ أمّ‌الکتاب مذکور در سوره‌ی زخرف، ظرفی است برای کتاب مبین که بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده است‌. همچنین أمّ‌الکتابی که در سوره‌ی رعد از آن یاد شده - بنا‌ بر‌ دو‌ احتمال تفسیری - ظرف و مصدر کتاب تکوینی و تشریعی است.
==نتیجه‌گیری==
* بنا بر آنچه یاد شد، می‌توان گفت هریک ‌‌از‌ سه کاربرد أمّ‌الکتاب در سه آیه‌ی مذکور، معانی متعدّدی را برمی‌تابد، به‌طوری که‌ در‌ آیه‌ای‌ به بخشی از کتاب نازل‌شده بر پیامبر اسلام (ص) اطلاق گردیده است و در آیه‌ای به منشأ‌ و مرجع امور تشریعی دلالت دارد و در آیه‌ای دیگر به منشأ و مرجع حوادث عالم‌ و اموری تکوینی.
* از سویی‌ دیگر‌، در سوره‌ی زخرف، اُمّ‌الکتاب معنای ظرفیت دارد، ولی در دو کاربرد دیگر، چنین معنایی مستفاد نمی‌گردد. از این‌رو، کاربرد أمّ‌الکتاب در آیات قرآن حسبِ مواضع، نسبی است و معانی متفاوت را افاده‌ می‌کند و لزوماً همگی به یک معنا نیستند، همانگونه که - بنا به اظهار خلیل بن احمد - هر شهری نسبت به روستاهای اطراف خود، اُمّ‌القُرای همان روستاها می‌باشد (کُلُّ مدینةٍ هی اُمّ ما‌ حولها‌ مِنَ القُری). لذا اطلاق أمّ‌القُری بر مکّه‌ی معظمّه، در استعمال شایع آن نسبت به دیگر شهرهای بزرگ محدودیتّ ایجاد نمی‌کند. لذا می‌توان گفت که أمّ‌الکتاب یکی از اصطلاحات قرآنی است‌ که‌ بنا بر جایگاه خود در هر یک از آیات، معانی متفاوت افاده می‌کند. این نسبی‌بودن معنا، می‌تواند در دیگر واژگان قرآن نیز ساری و جاری باشد. پس لازم است مطالعات‌ قرآنی‌  به‌ویژه حوزه‌ی مفاهیم که شالوده و مکَوِّن اصلی متن وحیانی است - با امعان نظر بیشتری مورد توجّه قرار گیرد.
* همچنین باید تأکید کرد که علاوه بر امور تکوینی، آموزه‌های تشریعی‌ نیز‌ که‌ از سوی پیامبران عرضه شده‌، از‌ منبع‌ الهی و وحیانی سرچشمه می‌گیرد که این نکته در سه آیه‌ی مذکور کاملاً هویداست.
پی‌نوشت‌ها
1- رعد (13) / 39: یمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ‌ وَ‌ یُثْبِتُ‌ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ
2- زخرف (43) / 4: وَ إِنَّهُ‌ فی‌ أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکیمٌ
سراج منیر (دانشگاه علامه طباطبایی) » بهار 1390 ، سال اول - شماره 2 (صفحه 31-46)
== محمد تقی شاکر (ارشد) ==
== محمد تقی شاکر (ارشد) ==


۲۲۴٬۸۸۷

ویرایش