|
|
| خط ۲۰: |
خط ۲۰: |
| * مؤلّفِ مفردات علاوه بر آنکه أم را در مقابل «اَب» قرار داده، همچنین هر چیزی را که اصل و عامل چیزی در ایجاد، تربیت و اصلاح آن باشد، به أم تعبیر نموده است و میگوید: «و یقال لکلّ ما کان أصلاً لِوجودِ شیءٍ أو تربیته أو إصلاحه أو مبدئه اُمّ» <ref>راغب اصفهانی، ص: ۸۵.</ref>. به نظر میرسد که از نظر وی، هرچیزی که مولِد و موجِد باشد، اطلاق أم بر آن جایز است، زیرا وجه تسمیه أمّالکتاب را در این میداند که تمام علوم منسوب به آن است و از آن متولّد شدهاند، یا اینکه از آن روی به شهر مکّه «اُمّالقری» گفته میشود که بر اساس روایت {{عربی|اندازه=150%|«أَنَّ الدُّنْيَا دُحِيَتِ مِنْ تَحْتِهَا»}}<ref>دنیا از زیر آن، بسط و تکوین یافته گسترده شده است؛ راغب اصفهانی، ص: ۸۵.</ref>. | | * مؤلّفِ مفردات علاوه بر آنکه أم را در مقابل «اَب» قرار داده، همچنین هر چیزی را که اصل و عامل چیزی در ایجاد، تربیت و اصلاح آن باشد، به أم تعبیر نموده است و میگوید: «و یقال لکلّ ما کان أصلاً لِوجودِ شیءٍ أو تربیته أو إصلاحه أو مبدئه اُمّ» <ref>راغب اصفهانی، ص: ۸۵.</ref>. به نظر میرسد که از نظر وی، هرچیزی که مولِد و موجِد باشد، اطلاق أم بر آن جایز است، زیرا وجه تسمیه أمّالکتاب را در این میداند که تمام علوم منسوب به آن است و از آن متولّد شدهاند، یا اینکه از آن روی به شهر مکّه «اُمّالقری» گفته میشود که بر اساس روایت {{عربی|اندازه=150%|«أَنَّ الدُّنْيَا دُحِيَتِ مِنْ تَحْتِهَا»}}<ref>دنیا از زیر آن، بسط و تکوین یافته گسترده شده است؛ راغب اصفهانی، ص: ۸۵.</ref>. |
| * مصطفوی معنای اصلی این مادّه را «قصد» توأم با توجّه خاصّ دانسته است که در همه مشتقّات آن، این معنی جاری است <ref>مصطفوی، ج ۱، ص: ۱۳۵.</ref>. پیشتر گفته شد که [[ابن سکّیت اهوازی]] و [[ابن دُرید]] نیز یا تنها همین معنی را متذکر شدهاند، یا گرایش به این معنی داشتهاند <ref>ابنسکّیت، ص: ۵۹.</ref>. صاحب تفسیر روضالجنان و روحالجنان نیز بر این رأی است <ref>ابوالفتوح رازی، ج ۴، ص: ۱۷۵.</ref>. بر این اساس، اُمّ بر وزن صُلب و یکی از اوزان صفت مشبهه که از فعل لازم گرفته شده به معنی کسی است که مورد قصد و توجه قرار میگیرد، سپس این کلمه بر «مادر، اصل، مبدأ و مرجع هر چیزی» اطلاق میگردد<ref>مصطفوی، ج ۱، ص: ۱۳۵.</ref>. | | * مصطفوی معنای اصلی این مادّه را «قصد» توأم با توجّه خاصّ دانسته است که در همه مشتقّات آن، این معنی جاری است <ref>مصطفوی، ج ۱، ص: ۱۳۵.</ref>. پیشتر گفته شد که [[ابن سکّیت اهوازی]] و [[ابن دُرید]] نیز یا تنها همین معنی را متذکر شدهاند، یا گرایش به این معنی داشتهاند <ref>ابنسکّیت، ص: ۵۹.</ref>. صاحب تفسیر روضالجنان و روحالجنان نیز بر این رأی است <ref>ابوالفتوح رازی، ج ۴، ص: ۱۷۵.</ref>. بر این اساس، اُمّ بر وزن صُلب و یکی از اوزان صفت مشبهه که از فعل لازم گرفته شده به معنی کسی است که مورد قصد و توجه قرار میگیرد، سپس این کلمه بر «مادر، اصل، مبدأ و مرجع هر چیزی» اطلاق میگردد<ref>مصطفوی، ج ۱، ص: ۱۳۵.</ref>. |
|
| |
| ==کاربرد واژهی «اُمّ» در آیات قرآن==
| |
| واژه أم علاوه بر سه آیه یاد شده، در آیات دیگری نیز به کار رفته است و شاید بتوان گفت یکی از شایعترین معانیِ آن، معنیِ «مادر» است که برای نمونه میتوان به آیات زیر استناد کرد:
| |
| *{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِن دُونِ اللَّهِ }}﴾}} <ref> (و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟؛ سوره مائده، آیه ۱۱۶.</ref>.
| |
| *{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ}}﴾}} <ref> و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده؛ سوره قصص، آیه ۷.</ref>.
| |
| {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ يَا ابْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلا بِرَأْسِي}}﴾}} <ref> هارون گفت: ای پسر مادرم! موی ریش و سرم را مگیر؛ سوره طه، آیه ۹۴.</ref>.
| |
| * جمع این واژه « اُمهات» نیز در آیات قرآن استعمال شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلاَّ الَّلائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ }}﴾}} <ref> ((کسانی از شما که زنان خود را ظهار میکنند، آن زنان، مادران آنان نیستند، مادرانشان جز کسانی که آنان را زادهاند نمیباشند و اینان بیگمان سخنی ناپسند و نادرست میگویند و باری، خداوند به یقین در گذرندهای آمرزنده است؛ سوره مجادله، آیه ۲.</ref>. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ }}﴾}}<ref> و خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمیدانستید و برای شما گوش و چشم و دل نهاد باشد که سپاس گزارید؛ سوره نحل، آیه ۷۸.</ref>.
| |
|
| |
| از دیگر کاربردهای این واژه، ترکیبِ اضافیِ آن با دیگر کلمات است که علاوه بر أمّالکتاب از تعبیر أمالقُری نیز میتوان یاد کرد که دو بار در آیات قرآن بهکار رفته است:
| |
| *{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاتِهِمْ يُحَافِظُونَ }}﴾}} <ref> و این کتاب خجستهای است که آن را فرو فرستادهایم، آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و تا مردم «مادر شهر» مکّه و مردم پیرامون آن را بیمدهی و مؤمنان به جهان واپسین، بدان ایمان میآورند و بر نماز خویش، نگهداشت دارند؛ سوره انعام، آیه ۹۲.</ref>.
| |
| *{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}}﴾}} <ref> و بدینگونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و نیز از روز گرد آمدن همگان در رستخیز که تردیدی در آن نیست بیم دهی؛ سوره شوری، آیه ۷.</ref>.
| |
| *{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ}}﴾}} <ref> اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات محکماند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر آیات متشابهاند؛ سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>.
| |
| *{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}} <ref> خداوند هر چه را بخواهد از لوح محفوظ پاک میکند و یا در آن مینویسد و لوح محفوظ نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۹.</ref>.
| |
| *{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ }}﴾}} <ref> و بیگمان آن نزد ما در اصل «3» کتاب، فرازمندی فرزانه است؛ سوره زخرف، آیه ۴.</ref>.
| |
|
| |
| به نظر میرسد تعبیر أمالقری در آیات بالا دلالت بر مرکزیت و محوریّت مکان خاص برای منطقهای وسیع باشد که به عنوان مرجع و محل توجه نواحی اطراف خود تلقی میگردد. آیه زیر میتواند دلیلی بر این مدعا باشد، زیرا بر اساس این آیه، میان هلاکت شهرها و روستاها با برانگیخته شدن رسولان الهی در أمّالقُرایِ آن شهرها و روستاها رابطهای دو سویه وجود دارد. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلاَّ وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ}}﴾}} <ref> و پروردگارت شهرها را نابود نمیکند تا آن (گاه) که در دل آنها پیامبری برانگیزد که بر مردم آیات ما را بخواند و ما نابودکننده شهرها نیستیم مگر آنکه مردم آنها ستمگر باشند؛ سوره قصص، آیه ۵۹.</ref>
| |
|
| |
|
| ==آرای مفسّران دربارهی «اُمالکتاب»== | | ==آرای مفسّران دربارهی «اُمالکتاب»== |