استکشاف علل: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۱۳۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۹ نوامبر ۲۰۲۱
تغییرمسیر به مقاصد شریعت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{امامت}} <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل...» ایجاد کرد)
 
(تغییرمسیر به مقاصد شریعت)
برچسب: تغییر مسیر جدید
 
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
#تغییر_مسیر [[مقاصد شریعت]]
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[استکشاف علل در قرآن]] - [[استکشاف علل در حدیث]] - [[استکشاف علل در فقه سیاسی]]</div>
 
==مقدمه==
[[عدالت]] و [[تکامل]] که دو [[هدف]] اصلی [[زندگی بشری]] است تنها از طرق و مقاصد و اهدافی که در [[شریعت]] به لسان [[شارع]] بیان شده، قابل تحقق نیست بلکه راه‌ها و علل [[عقلانی]] هم می‌تواند داشته باشد. به عبارت دیگر بی‌شک عدالت و تکامل در قالب علل و مقاصد شریعت قابل تحقق است، اما در حوزه «مالانص فیه» می‌توان روش‌ها و مقاصد عقلانی به جز آنچه که در شریعت آمده جست و جو کرد.
 
به تعبیر دیگر [[علم]] به ملاکات و طرق عدالت و تکامل از غیر طریق [[شرع]]، می‌تواند حکم‌ساز و شرعاً الزام‌آور باشد و به این ترتیب [[احکام عقلی]] محض می‌تواند [[شرعی]] هم باشد. برای مثال پاره‌ای از ورزش‌ها یا ریاضت‌ها و یا ترنم‌ها و سرودهای غیرحرام اگر با روش‌های [[علمی]] [[جامعه]] را به عدالت و تکامل رهنمون شود، چنین [[کشف]] [[عقلی]] می‌تواند منتهی به افتا و صدور [[حکم شرعی]] باشد. در حالی که چنین ملاک‌های [[واقعی]] باید از راه [[عقل نظری]] یا عملی به [[اثبات]] برسد که مقصود شرع و [[هدف رسالت]] بوده، هر چند که شرع آن را نگفته است.
 
مناقشه در این که آیا [[عقل]] بدون [[راهنمایی]] [[وحی]] و شرع می‌تواند به ملاک‌های واقعی برسد یا نه؟ نظیر [[جدال]] و خدشه در مواجهه‌ای که عرفایی چون [[محی‌الدین عربی]] داشته‌اند، خارج از بحث ماست. فرض ما این است که [[انسان]] با اتخاذ شیوه‌های نظری یا علمی تحقیقی و [[عرفانی]] بتواند به منبعی که وحی به آن اتصال دارد، برسد و از آبشخور وحی [[واقعیات]] را خود [[مشاهده]] کند.
 
در چنین فرضی آیا عقل [[حجت]] است و اگر به [[خطا]] رفت معذور خواهد بود و اگر با آنچه که از طریق شریعت رسیده [[تعارض]] داشت، آنوقت چه باید کرد؟
به نظر می‌رسد این فرض در نقش عقل از حدود بحث [[مقاصد الشریعه]] که فقهایی چون غزالی و امام‌الحرمین و [[شاطبی]] مطرح کرده‌اند، بیرون باشد. محور اصلی در بحث مقاصدالشریعه در سخن فقهایی که به این مسئله پرداخته‌اند، بیشتر مقاصد و عللی است که در [[کلام]] [[شرع]] آمده و [[عقل]] با فرض بیان آنها در لسان شرع به تجزیه و تحلیل آنها پرداخته و در [[تضییق]] یا توسعه [[احکام]] [[منصوص]] از وجود یا عدم آنها استفاده می‌کند. از این‌روست که از دیدگاه [[فقهای اهل سنت]] هم، عقل [[قادر]] به تحلیل یا [[تحریم]] امری به طور مستقیم نیست. عقل با تکیه بر بیان شرع و [[تبعیت]] از آن، [[مقاصد الشریعه]] را [[درک]] و در صدد توسعه آن بر می‌آید<ref>الأحکام فی اصول الاحکام، ج۱، ص۲۷.</ref>.
 
[[محی‌الدین عربی]] در کتاب [[الفتوحات المکیه (کتاب9|الفتوحات المکیه]] پس از ادعای مواج و رسیدن به سرچشمه [[علم الهی]] و تلقی آنچه که در آن سوی [[وحی]] قرار دارد، می‌نویسد: «حال که به حالت ([[طبیعت]]) بازگشته‌ام من یک متشرع و تابع [[شریعت]] و وحی [[سید]] المرسلین هستم!»<ref>فقه سیاسی، ج۹، ص۲۳۴-۲۳۳.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۶۴.</ref>.
 
== جستارهای وابسته ==
 
==منابع==
{{منابع}}
# [[پرونده: 1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۱''']]
{{پایان منابع}}
 
==پانویس==
{{پانویس}}
 
[[رده:استکشاف علل]]
[[رده:مدخل]]
۸۰٬۴۳۵

ویرایش