جز
جایگزینی متن - ' ق.)' به 'ق)'
(صفحهای تازه حاوی «==مقدمه== ترکان در دوره مقتدر عباسی با استفاده از ضعف و بیارادگی وی،...» ایجاد کرد) |
جز (جایگزینی متن - ' ق.)' به 'ق)') |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[ترکان]] در دوره [[مقتدر عباسی]] با استفاده از [[ضعف]] و [[بیارادگی]] وی، بارها شوریدند و خواستههای خود را به [[کرسی]] نشاندند، چنانکه به سال ۳۱۷ به [[رهبری]] مونس [[خادم]] به مقتدر پیغام دادند که [[هارون بن غریب]] و دیگر [[یاران]] نزدیک خود را از دربار دور کند و چون مقتدر چنین کرد و راه برای شورش [[سپاهیان]] باز گردید، آنان وی را از [[خلافت]] [[خلع]] و از خانهاش بیرون کردند و [[محمد بن معتضد]] را با [[لقب]] [[القاهر بالله]] به خلافت برداشتند؛ اما خلافت [[قاهر]] دیری نپایید و گروه دیگری از ترکان بر او شوریدند و [[حاجب]] وی را کشتند و مقتدر را از [[خانه]] مونس بیاوردند و برای سومین بار به خلافت رساندند. با وجود این، خلافت او این بار نیز دوامی نداشت؛ زیرا مونس ترک، دیگر بار از در [[مخالفت]] با او در آمد و خلیفه به تحریک درباریان و کسان خویش مجبور به [[جنگ]] با وی گردید که بیدرنگ در میدان جنگ به [[قتل]] رسید و پیکرش روزها در مقابل [[آفتاب]] بود و کس پروای [[دفن]] او را نداشت ( | [[ترکان]] در دوره [[مقتدر عباسی]] با استفاده از [[ضعف]] و [[بیارادگی]] وی، بارها شوریدند و خواستههای خود را به [[کرسی]] نشاندند، چنانکه به سال ۳۱۷ به [[رهبری]] مونس [[خادم]] به مقتدر پیغام دادند که [[هارون بن غریب]] و دیگر [[یاران]] نزدیک خود را از دربار دور کند و چون مقتدر چنین کرد و راه برای شورش [[سپاهیان]] باز گردید، آنان وی را از [[خلافت]] [[خلع]] و از خانهاش بیرون کردند و [[محمد بن معتضد]] را با [[لقب]] [[القاهر بالله]] به خلافت برداشتند؛ اما خلافت [[قاهر]] دیری نپایید و گروه دیگری از ترکان بر او شوریدند و [[حاجب]] وی را کشتند و مقتدر را از [[خانه]] مونس بیاوردند و برای سومین بار به خلافت رساندند. با وجود این، خلافت او این بار نیز دوامی نداشت؛ زیرا مونس ترک، دیگر بار از در [[مخالفت]] با او در آمد و خلیفه به تحریک درباریان و کسان خویش مجبور به [[جنگ]] با وی گردید که بیدرنگ در میدان جنگ به [[قتل]] رسید و پیکرش روزها در مقابل [[آفتاب]] بود و کس پروای [[دفن]] او را نداشت (۳۲۰ق)<ref>تجارب الأمم، ج۵، ص۲۳۷.</ref>. | ||
بنابر گفته ویلیام مویر، «این [[خلیفه]] نگونبخت [[دولت]] را به پرتگاه [[سقوط]] نزدیک کرد... او دو بار مخلوع شد و [[عاقبت]] به [[قتل]] رسید. از اینجا میتوان دریافت که مهابت [[دولت عباسی]] که خلفای گذشته با [[رنج]] به دست آورده بودند چگونه از میان رفت و [[قدرت]] [[عباسیان]] [[سستی]] گرفت... [[بغداد]] دیگر [[شهر]] سابق و مقر [[مردمان]] نیرومند و با [[وفا]] نبود؛ زیرا گروههای مختلف در هر [[فرصت]] کوچهها را از [[خون]] رنگین میکردند»<ref>تاریخ الاسلام، ج۳، ص۲۳. </ref>.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۴۷.</ref>. | بنابر گفته ویلیام مویر، «این [[خلیفه]] نگونبخت [[دولت]] را به پرتگاه [[سقوط]] نزدیک کرد... او دو بار مخلوع شد و [[عاقبت]] به [[قتل]] رسید. از اینجا میتوان دریافت که مهابت [[دولت عباسی]] که خلفای گذشته با [[رنج]] به دست آورده بودند چگونه از میان رفت و [[قدرت]] [[عباسیان]] [[سستی]] گرفت... [[بغداد]] دیگر [[شهر]] سابق و مقر [[مردمان]] نیرومند و با [[وفا]] نبود؛ زیرا گروههای مختلف در هر [[فرصت]] کوچهها را از [[خون]] رنگین میکردند»<ref>تاریخ الاسلام، ج۳، ص۲۳. </ref>.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۱۴۷.</ref>. | ||